«یک روز کاملاً آفتابی» شامل ۱۲ داستان کوتاه است که هر کدام احساسات منحصر به فرد خود را به همراه دارند و تجربیات زندگی را به شیوهای بسیار شخصی منتقل میکنند.
در حالی که داستانهای فرزندانش تا حدودی معصومیت و زیبایی مادری با سه فرزند خردسال را به تصویر میکشند، داستانهای کوتاهش کیم سانی کاملاً متضاد را ارائه میدهند - تندخوتر، عمیقتر و همچنین ظریفتر و مهربانتر.

در داستانهای او میتوان دریافت که در پس غم، شادی نهفته است، «پس از بدترین، بهترین میآید». در جایی از درون، توضیحاتی برای اشتباهات یا پشیمانیها نیز وجود دارد که حس درک یا خوداندیشی را ارائه میدهد. هر داستان، احساسات قلبی را از منظری تازه در هم میآمیزد.
شاید تعریف نویسنده کیم سون در یک ژانر واحد غیرممکن باشد. ۱۲ داستان کوتاه در «یک روز کاملاً آفتابی» طیف گستردهای از مضامین را پوشش میدهند. برخی از آنها جزئیات کوچک و روزمره را روایت میکنند، در حالی که برخی دیگر رویدادهای بزرگ یک زندگی را به تصویر میکشند. افسانههای خیالی وجود دارد که داستانهای آشنا را از دیدگاههایی که هیچکس قبلاً به آنها توجه نکرده است، بازگو میکنند. همچنین داستانهایی از عشق رمانتیک وجود دارد که پر از شور و شوق شیرین اما در عین حال مملو از خشم و جدایی است. هر مضمون خلاقیت و تمایز منحصر به فرد خود را ارائه میدهد.
«یک روز آفتابی بینقص» عنوانی است که برای این کتاب انتخاب شده است. کل داستان، زمزمهای بین دو عاشق است. آرزوهای ناگفته. شیرینی ناگفته. اشتیاق، انتظار. برخلاف شخصیت قوی ظاهریاش، نویسنده کیم سون، هنگام نوشتن درباره عشق، به زن جوانی در دهه بیست زندگیاش تبدیل میشود، سرشار از ایمان و اشتیاق.
در حالی که هر دو درباره عشق هستند، «دلتنگی برای یک روز بارانی» و «بخشی از یک روز سبز» حس عشق جوانی را در خواننده برمیانگیزند. رویاها وجود دارند، اما رنج زیادی نیز وجود دارد. انتخاب نادیده گرفتن یا فرار نیز در «بخشی از یک روز سبز» وجود دارد، بخشی از جوانی که خوانندگان میتوانند به راحتی خود را در آن منعکس شده بیابند.
مانند اشک، مانند بارانِ ممتد، هر یک از ما نیاز به بازگشت به نوستالژی داریم؛ اندکی حسرت گذشته، انگیزهی هر یک از ماست تا به جلو حرکت کنیم.
علاوه بر داستانهای کوتاه درباره عشق، خانواده و روابط بین فردی نیز جنبههای متنوعی از آثار نویسنده کیم سون را تشکیل میدهند. «عشق فصل» داستان کودکانی دور از خانه و مادری مشتاق بازگشت آنهاست. «در انتظار روز» حتی تأثیرگذارتر است و مادری مجرد را به تصویر میکشد که به تنهایی بار سنگینی را به دوش میکشد و پسر فهمیده و مطیعش را.
سپس، ناگهان، لحن داستان با داستانهای کوتاه «روستایی در شهر» و «آواز جنگل» تغییر میکند. مشاهدات نویسنده از سرزمینی که در آن زندگی میکند، بر جذابیت اثر میافزاید، زیرا داستانهایی درباره یک منطقه فرهنگی و دیدگاههای متضاد درباره مدرنیته و سنت رمزگشایی، درک و سپس با هم ترکیب میشوند.
در سراسر کتاب «یک روز کاملاً آفتابی»، در پس هر داستان، فراز و نشیبهای احساسی پنهان شده است. در آنها، ما ناخواسته با داستانهای خودمان یا داستانهای کسی که ملاقات کردهایم، روبرو میشویم. همه چیز بسیار آشنا و بسیار واقعی به نظر میرسد. میتوان گفت که نویسنده کیم سون مانند یک آفتابپرست رنگارنگ است که خوانندگان را وادار به تحسین خود میکند.
مجموعه داستان کوتاه «یک روز کاملاً آفتابی» آنقدر قطور نیست که خواننده را خسته کند، اما با بستن کتاب، داستانهای ماندگار آن به اندازه کافی هستند که خواننده را به تفکر و تأمل وادارند، به اندازه کافی که خاطرات گذشته را زنده کنند.
منبع: https://baogialai.com.vn/ngay-nang-ven-nguyen-post575537.html






نظر (0)