آقای نگوین با کی از طریق خودآموزی و کارآفرینی، تجدید حیات معجزهآسایی را تجربه کرده و یک امپراتوری چند میلیون دلاری و یک زندگی خانوادگی شاد ساخته است که بسیاری آن را تحسین میکنند. این مرد فصلهای فوقالعادهای را در زندگی خود نوشته است.
رویدادهای زندگی
نگوین با کی در سال ۱۹۹۰ در بخش وین لاک، استان نگ آن متولد شد. دوران کودکی کی، مانند بسیاری از کودکان دیگر، آرام بود. با این حال، در سن ۱۲ سالگی، یک بیماری جدی گریبانگیرش شد. عوارض ناشی از پلیآرتریت وحشتناک باعث شد که تمام بدن کی به تدریج سفت شود.
خانواده با عجله تمام دارایی خود را فروختند تا پسرشان را برای درمان، از نِگه آن به بیمارستانهای بزرگ هانوی ببرند. اما وضعیت او بدتر شد و روند طولانی گچگیری باعث شد مفاصلش به هم جوش بخورند. در نتیجه، بدن کی برای همیشه مثل یک تکه چوب سفت شد. او مجبور شد وقتی فقط کلاس ششم بود، مدرسه را ترک کند.

قبل از اینکه درد جسمی فروکش کند، فاجعه دیگری خانواده کو را تحت تأثیر قرار داد. در حالی که او در بیمارستان بستری بود، پدرش ناگهان بر اثر حمله قلبی درگذشت. مادر و خواهرش از ترس اینکه کو داغدار شود، این خبر بد را مخفی نگه داشتند. روزی که از بیمارستان مرخص شد و به خانه بازگشت، با دیدن تصویر پدرش که در میان دود عود احاطه شده بود، کو کاملاً از هم پاشید.
پس از آن حادثه، کی دچار بحران روانی شد، گوشهگیر شد و گاهی افکار منفی داشت. خوشبختانه خانوادهاش به موقع متوجه این موضوع شدند و جلوی آن را گرفتند. نگوین با کی تنها زمانی که اشکهای مادر نحیفش را در سوگ پسرش دید، واقعاً روحیهاش را بازیافت. مادرش دائماً او را تشویق و دلداری میداد و امیدوار بود که پسرش بقیه عمرش را به خوبی برای خودش و خانوادهاش زندگی کند.
این سخنان تکاندهنده مادرش بود که «اگر تو بمیری، من هم خواهم مرد. من تا الان به خاطر تو زندگی کردهام»، که کی را بیدار کرد و به او کمک کرد تا افکار بدبینانهاش را کنار بگذارد و عزم راسخی برای داشتن یک زندگی معنادار در خود پرورش دهد.

کی با دانستن محدودیتهای خود بهتر از هر کس دیگری، شغلی را انتخاب کرد که با تواناییها و سلامتش سازگار بود. اگرچه تحصیل در رشته فناوری اطلاعات آسان نبود، اما او سه انگشت دست چپ خود را به قدرتمندترین ابزار برای سفر خودآموزی خود تبدیل کرد.
کو به صورت خودآموز نرمافزار ویرایش ویدیو و تصویر را آموخت و شروع به کسب درآمد از آن کرد. وقتی در آن مهارت پیدا کرد، با جسارت کارهای دیگری مانند طراحی وبسایت و بازاریابی آنلاین برای چندین کسبوکار را نیز انجام داد. او نه تنها برای تأمین مخارج خود درآمد کسب کرد، بلکه کامپیوتر نیز پلی شد که کو را به عشق زندگیاش رساند.
افسانهها در زندگی روزمره
در سال ۲۰۱۰، کی، در حالی که به عنوان مدیر انجمن «پل برای افراد دارای معلولیت» کار میکرد، با فان تی نگا (متولد ۱۹۹۰، اهل استان ها تین) که در آن زمان دانشجوی دانشگاه هانوی بود، آشنا شد. نگا با تحسین داستانهای الهامبخش این مرد جوان فلج، گفتگویی را آغاز کرد. احساسات آنها نسبت به یکدیگر در طول سالها بیشتر شد.
در سال ۲۰۱۱، نگا تصمیم گرفت با اتوبوس به نگا آن برود تا کی را از نزدیک ملاقات کند. نگا با دیدن مرد جوانی که روی صندلی چرخدار نشسته بود اما با فصاحت و شیوایی صحبت میکرد، لبخندی جذاب و ارادهای خارقالعاده برای زندگی داشت، بر سختیها غلبه کرد و بر مخالفتهای خانوادهاش برای بودن با کی غلبه کرد.

در آوریل ۲۰۱۲، یک عروسی ویژه در حومه شهر غوغا و شگفتی آفرید. در روز عروسی، داماد نمیتوانست با ماشین برای بردن عروسش برود و مجبور شد برای این کار به ساقدوشش تکیه کند. کی و نگا در میان شادی مشترک همسایگان و دوستان معلولشان، شادی خود را در آغوش گرفتند. تصویر داماد معلول، که روی ویلچر دراز کشیده بود و با شادی در کنار عروس جوان و زیبایش در لباس عروسی آواز میخواند، بسیاری از حضار را به گریه انداخت.
سفر تبدیل شدن به یک دلال املاک و اجاره سیستمهای صوتی از روی ویلچر.
زندگی پس از عروسی برای خانواده کوچک آسان نبود. فشار مالی عظیم، همراه با زایمان همسرش، کی را مجبور کرد که حتی سختتر کار کند. در این زمان، کی با همسرش در مورد امکان قرض گرفتن پول و جمعآوری سرمایه برای افتتاح یک فروشگاه کوچک رفاهی برای امرار معاش صحبت کرد.
بنابراین، هر چند روز یکبار، کی روی صندلی چرخدارش دراز میکشید و ده کیلومتر تا بازار وین سفر میکرد تا اجناس را تحویل بگیرد. کی به یاد میآورد : «بسیاری از روزها، ناگهان در راه برگشت باران میبارید و من و اجناس را خیس میکرد، فوقالعاده سخت بود.»
وضعیت اقتصادی خانواده زمانی رو به بهبود رفت که او پس از فروش مقداری زمین، بخشی از داراییهایشان را دریافت کرد. کی با تیزبینی خود تصمیم شگفتانگیزی گرفت: او پول را در املاک و مستغلات سرمایهگذاری کرد. با گذشت زمان، ارزش آن قطعات زمین به طور قابل توجهی افزایش یافت و داراییهای خانواده را به میزان قابل توجهی چند برابر کرد. به لطف این، کی و همسرش توانستند یک قطعه زمین بزرگ به قیمت بیش از ۴ میلیارد دانگ ویتنام خریداری کنند و یک خانه بزرگ و مدرن به ارزش نزدیک به ۲ میلیارد دانگ ویتنام بسازند.


علاوه بر این، کی با مشاهده رونق بازار املاک و مستغلات در زادگاهش، با جسارت به حرفه دلالی زمین روی آورد. در ابتدا، او به برخی از آشنایان خود در فروش زمین کمک میکرد تا کمیسیون دریافت کند. بعدها، به لطف شهرت و کاربرد مؤثر تجربه بازاریابی موجودش، آگهیهای املاک و مستغلات او به راحتی به دست بسیاری از مشتریان رسید. او اظهار داشت که این شغل انعطافپذیر به ثبات مالی خانوادهاش کمک کرده است.
علاوه بر این، آقای کی ۲۰۰ میلیون دونگ ویتنامی در یک سیستم صوتی حرفهای سرمایهگذاری کرد که آن را برای رویدادها، عروسیها و مهمانیها اجاره میدهد. او با افتخار اظهار داشت که این کار نه تنها به او کمک میکند تا اشتیاق خود به موسیقی را برآورده کند، بلکه درآمد ثابتی را برای حمایت از خانواده و فرزندانش فراهم میکند.
اکنون، پس از سالها تلاش و فداکاری، آقای کی میگوید که بزرگترین پاداش برای خانوادهاش سه فرزند سالم و خوشرفتارش هستند. این مرد که از سر تا پا فلج بود، پس از غلبه بر مشکلات بیشمار، معجزهای را در زندگی خود رقم زده است. او نه تنها خوب زندگی میکند، بلکه به خاطر دستاوردهای شیرینی که او و همسرش پس از سالها تلاش خستگیناپذیر به دست آوردهاند، تحسین بسیاری را نیز برانگیخته است.
سفر نگوین با کی، «مرد چوبی»، بارزترین گواه یک حقیقت است: حتی وقتی بدن در بند است، با ارادهای شکستناپذیر، مردم میتوانند معجزه کنند. داستان او الهامبخش کسانی است که هنوز در مواجهه با ناملایمات زندگی دست و پنجه نرم میکنند.
منبع: https://baonghean.vn/nghi-luc-phi-thuong-cua-nguoi-go-nguyen-ba-ky-10339354.html








نظر (0)