Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

خانه چوبی در جنگل

(PLVN) - به طور اتفاقی، در امتداد جاده ترونگ سون شرقی در کوانگ نام، کنار خانه یک خانواده توقف کردم. آنها را نمی‌شناختم؛ فقط یک سفر تفریحی بود که فرصت اقامت و صرف ناهار در آنجا را داشتم.

Báo Pháp Luật Việt NamBáo Pháp Luật Việt Nam31/05/2025

جاده خلوت بود و گهگاه مردان جوان روستا با موتورسیکلت‌هایشان از کنار خانه‌ها با سرعت رد می‌شدند و هوا را می‌شکافتند. نات به من گفت: «مردم اینجا تحصیلات کمتری دارند و چون جاده خلوت است، با موتورسیکلت‌هایشان خیلی سریع رانندگی می‌کنند. اما آنها همان مردم هستند؛ وقتی در ترافیک شهر شرکت می‌کنند، بسیار محتاط هستند و قوانین را رعایت می‌کنند.»

بنابراین، محیط زندگی به افراد کمک می‌کند تا با شرایط سازگار شوند. نات و همسرش یک خانه چوبی بسیار آرامش‌بخش ساختند. پشت خانه، صدای جویباری به طرز دلپذیری جریان دارد. نات گفت که ساخت خانه فقط چند صد میلیون دونگ هزینه داشته و خودشان مصالح را تهیه کرده‌اند، بنابراین به گرانی خانه‌های شهری نبوده است. من مشاهده کردم که خانه گل‌ها و گیاهان زینتی زیادی دارد و یک دروازه نوساز که بسیار زیبا و استادانه ساخته شده بود... این مکان همچنین فاقد پوشش تلفن همراه بود، بنابراین همه چیز قدیمی و از مد افتاده به نظر می‌رسید.

نات تنقلات خوشمزه‌ای درست می‌کند. برادران پشت میز بلندی در حیاط نشستند و زیر آفتاب سوزان کوه‌های شرقی ترونگ سان آبجو نوشیدند، سپس باران سیل‌آسای جنگل بارید. «زندگی من سخت بوده، شکست‌های کاری داشته‌ام، اما حالا خانه کوچکی دارم، من و همسرم به طور مداوم کار می‌کنیم و فرزندانمان شاد بزرگ می‌شوند. فکر می‌کنم اگر به مسائل ساده نگاه کنید، زندگی آنقدرها هم طاقت‌فرسا نخواهد بود.»

نات داستان‌های زیادی برایم تعریف کرد. او و همسرش زوج جوانی بودند؛ شوهر در یک شرکت لاستیک‌سازی کار می‌کرد و برای پرورش بوفالو، گاو، خوک و مرغ پول قرض گرفته بودند... اما اوضاع طبق برنامه پیش نرفت. بوفالوها و گاوها بر اثر بیماری مردند و همسرش گریه می‌کرد زیرا تمام دارایی‌هایش را از دست داده بود: نات با اطمینان گفت: «با دیدن گریه همسرم، خیلی دلم برایش سوخت، اما چه کاری از دستم بر می‌آمد؟ او را تشویق کردم و به او گفتم که از نو شروع خواهیم کرد، که اگر یکدیگر را دوست داشته باشیم، روز بهتری در راه خواهد بود.»

گفتگوی من با نات و همسرش مرا مجذوب سخاوتشان کرد. من فقط در یک سفر با آنها غریبه بودم. این برخورد برنامه ریزی نشده منجر به گفتگویی پر جنب و جوش و درک عمیق از روحیه یکدیگر شد. برای من، این مرد جذاب درس عمیقی به من آموخت.

این یعنی هر وقت که می‌توانید باید سفر کنید؛ با کسی آشنا می‌شوید که هرگز انتظارش را نداشتید، و داستان‌های جذابی در انتظارتان هستند. دنیا وسیع و باز است: دریاها، کوه‌ها، نهرها، درختان سبز بی‌پایان، غروب‌های کنار دریاچه، مهتاب در یک شب آرام وجود دارد... آرامشی که وقتی شهر را ترک می‌کنید، روحتان را سبک‌تر، هوشیارتر و آرام‌تر می‌کند... همانطور که بودلر، شاعر مشهور فرانسوی، گفته است: «هر کجا! هر کجا! تا زمانی که در این دنیا هستید.»

آلن دو باتن، نویسنده، در کتاب خود با عنوان «هنر سفر» می‌گوید: «طبیعت ما را الهام می‌بخشد تا در زندگی و در یکدیگر «هر آنچه را که آرزوی خوب بودنش را داریم» جستجو کنیم. طبیعت، به عنوان «تصویری از حق و عدالت»، به تسکین انگیزه‌های گمراه‌کننده زندگی شهری کمک خواهد کرد.» طبیعت، مسافر را به گنجینه‌ای بی‌پایان دعوت می‌کند: سالم، ناب و پایدار.

آلن دو باتن در این کتاب استدلال می‌کند که محیط خفقان‌آور شهری بسیاری از چیزهای خوب را در انسان‌ها «کشته» است: اضطراب در مورد جایگاه در سلسله مراتب اجتماعی، حسادت به موفقیت دیگران، میل به درخشیدن در چشم غریبه‌ها... با وجود اینکه چیزهای زیادی برایشان فراهم شده است، هنوز هم هوس چیزهای جدید می‌کنند، چیزهایی که کمبودی ندارند و خوشبختی آنها را تعیین نمی‌کنند. «در این محیط شلوغ و پراسترس، ایجاد روابط واقعی بین افراد حتی دشوارتر از یک ملک دورافتاده به نظر می‌رسد» (هنر سفر).

سفر مستقل مرا به یاد جمله‌ای از فیلمی که اخیراً تماشا کرده‌ام می‌اندازد: «دوست دارم سفر کنم چون نمی‌دانم با چه کسی ملاقات خواهم کرد.» در واقع، خوش‌شانسی و تصادفی بودن سفر به ما این امکان را می‌دهد که از داستان‌های جذاب لذت ببریم. غریبه‌هایی که داستان‌های قابل باوری تعریف می‌کنند، غذاهای رنگارنگ و خوش‌طعمی که باعث می‌شوند فریاد بزنیم «فوق‌العاده است!»، باریکه‌ای از دود که پس از برداشت از مزرعه‌ای بایر بلند می‌شود، دریاچه‌ای آرام... احساس آرامش ما را آرام می‌کند و نیاز به برنامه‌های دقیق و اهداف بزرگی را که ما را به دنبال کردن دیوانه‌وار در تمام طول عمر سوق می‌دهد، کاهش می‌دهد.

اگر هر کسی که برنامه‌ای تعیین می‌کرد، موفق می‌شد، زندگی فوق‌العاده سخت می‌شد، همه تقلا می‌کردند و روی یکدیگر پا می‌گذاشتند. این زوج، نات و همسرش، که قبلاً به آنها اشاره کردم، نیز اهداف زیادی برای "ریشه‌کن کردن فقر" تعیین کردند، اما در جوانی با مشکلاتی مواجه بودند. با این حال، اوضاع به تدریج با گذشت زمان تثبیت شد. نات با اطمینان گفت: "اکنون من با آرامش زندگی می‌کنم و به همه چیز لبخند می‌زنم. چه مردم از من تعریف کنند و چه انتقاد کنند، همه چیز طبیعی است. من هدف خودم را در زندگی دارم و از آن لذت می‌برم."

لذت بردن به معنای تصمیم گرفتن نیست. لذت بردن یعنی کم کردن سرعت گرمای زندگی، یک قدم به عقب برداشتن و دیدن اینکه آیا این مبارزه‌ی بی‌وقفه واقعاً ارزشش را دارد یا نه. آن بیرون، قطار صندلی‌های خالی دارد، دریا شما را صدا می‌زند. پس، بیایید برویم و با چند غریبه آشنا شویم...

توان نگوک

منبع: https://baophapluat.vn/ngoi-nha-go-trong-rung-post550326.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
خیابان دین تین هوانگ

خیابان دین تین هوانگ

بعد از ظهرها در با دونگ باد می‌وزد.

بعد از ظهرها در با دونگ باد می‌وزد.

رخنمون‌های سنگی

رخنمون‌های سنگی