Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

سربازان ترونگ سا این سنت را ادامه می‌دهند.

سرباز جوان نگوین تان آن (هانوی) که تحصیلات دانشگاهی خود را برای تبدیل شدن به یک سرباز تانک در ترونگ سا به تعویق انداخته بود، با افتخار سنت خانواده‌اش را ادامه می‌دهد. رویارویی غیرمنتظره پدر و پسر - دو سرباز در جزیره‌ای دورافتاده - داستانی تأثیرگذار از عشق خانوادگی در هم تنیده با میهن‌پرستی - یک "منبع" مقدس که نسل به نسل پرورش می‌یابد - را به جا گذاشته است.

Báo Khánh HòaBáo Khánh Hòa04/02/2026

ادامه مدار منبع تغذیه

نگوین تان آن، متولد ۲۰۰۵، در خانواده‌ای با سنت انقلابی بزرگ شد. پدربزرگش علیه مهاجمان خارجی جنگید و بخشی از بدنش را در میدان نبرد به جا گذاشت. پدرش، نگوین ون تانگ، یک افسر نظامی و مادرش معلم بود - افرادی عادی که از طریق زندگی نمونه خود به فرزندانشان آموزش می‌دادند. در خانه کوچک آنها در هانوی ، داستان‌هایی درباره میهن، مسئولیت مدنی و قدردانی همیشه در هر وعده غذایی و هر نصیحتی وجود دارد.

تغییر موضع تان آن در نشانگر حاکمیت.

تغییر موضع تان آن در نشانگر حاکمیت .

تان آن دانش‌آموز خوبی بود. کارنامه‌های مدرسه‌اش پر از نمرات عالی بود. حتی به عنوان دانشجوی سال دوم رشته فناوری اطلاعات در دانشگاه معدن و زمین‌شناسی هانوی، آن با پشتکار به تحصیلات خود ادامه داد و مفتخر به شرکت در یک دوره آموزشی عضویت حزب در دانشگاه شد. آینده این مهندس جوان روشن بود. اما سپس، آن مسیر متفاوتی را انتخاب کرد، آرام و قاطعانه: پوشیدن لباس نظامی که به آن افتخار می‌کرد. تان آن داستان خود را با ما آغاز کرد: «پدربزرگ و پدرم سربازانی بودند که برای محافظت و ساختن کشور جنگیدند. من تصویر یک سرباز را بسیار زیبا می‌بینم - یک زیبایی بالغ، مردانه، سختگیر، اما گرم و صمیمی. شاید به همین دلیل است که می‌خواهم جوانی و دانش خود را وقف ارتش کنم - همانطور که پدربزرگ و پدرم کردند.»

سپس، در اواسط سال ۲۰۲۵، آن درخواست تعویق تحصیلات دانشگاهی خود را داد و داوطلب شد تا در ارتش ثبت نام کند. روزی که وارد مدرسه نظامی شد، مدت زیادی مادرش را در آغوش گرفت، سپس به حالت خبردار ایستاد و طبق مقررات نظامی به پدرش سلام نظامی داد. پس از آن سلام نظامی، سفر او برای تبدیل شدن به یک سرباز پیاده نظام تانک در مجمع الجزایر ترونگ سا آغاز شد. سرهنگ نگوین ون تانگ، افسر اداره تبلیغات اداره کل سیاسی و پدر آن، گفت: «آن همچنین زمانی بود که ناگهان احساس غرور و شادی کردم، اما همچنین بسیار نگران بودم. آن قبلاً هرگز از خانه دور نشده بود و مطمئناً هرگز به یک جزیره دورافتاده و طوفانی نرفته بود. اما من معتقدم که محیط نظامی به او کمک می‌کند تا قوی‌تر و مقاوم‌تر شود.»

اکنون، آن (An) سربازی در دسته پیاده نظام تانک متحرک در جزیره ترونگ سا (Truong Sa) است. آفتاب شدید و بادهای شور، زمین‌های آموزشی سخت، شیفت‌های شبانه در دریا... همه اینها این دانشجوی فناوری اطلاعات را به یک سرباز واقعی تبدیل کرده است. این مرد جوان لاغر اندام اهل هانوی که در ابتدا مردد بود، در میان دریا و آسمان وسیع و سختی‌های فراوان یک سرباز جدید، به تدریج با دریاهای متلاطم سازگار شد. اما مهمتر از همه، همانطور که آن (An) به اشتراک گذاشت: "در واحد، رفقا بسیار صمیمی و حامی هستند. رفاقت مانند خون و گوشت است؛ تکیه بر یکدیگر ما را قوی‌تر می‌کند."

هدیه‌ای از جانب مادر و منبعی برای حمایت در دریا.

روزهای پایانی سال مار (۱۹۴۵) به تدریج گذشت و جای خود را به بهار پرشور سال اسب (۱۹۵۶) داد. هنگامی که کشتی شماره ۵۷۱، حامل گرمای سرزمین اصلی، در بندر ترونگ سا پهلو گرفت، سرهنگ نگوین ون تانگ قدم به اسکله گذاشت. این سرباز برای اولین بار با افتخار قدم به جزیره ترونگ سا گذاشت. و در میان میهن‌پرستی و عشق به میهن، پیوند پدر و پسری قدرتمندی در درونش موج می‌زد. لحظه‌ای که آن دو با هم ملاقات کردند، نه با شادی و نه با اشک، بلکه تنها با آغوشی محکم، به اندازه‌ای طولانی که گرمای خانواده را در میان دریا و آسمان پهناور منتقل کند، همراه بود. آقای تانگ با صدایی گرفته و گرفته زمزمه کرد: «حالت چطوره پسر؟ مادر و خواهرت دلتنگت هستند!»

سرهنگ نگوین ون تانگ در دیدار مجددشان در ترونگ سا، به پسرش توصیه‌هایی برای خداحافظی کرد.

سرهنگ نگوین ون تانگ در دیدار مجددشان در ترونگ سا، به پسرش توصیه‌هایی برای خداحافظی کرد.

در میان چمدان‌هایی که پدر برای دیدار پسرش آورده بود، بسته‌ای کوچک و با دقت پیچیده شده از شکلات‌های بادام‌زمینی بود که توسط مادر آن درست شده بود. شکلات بادام‌زمینی - که از کودکی مورد علاقه آن بود - یکی از خوراکی‌های مورد علاقه خانواده بود، چیزی که اغلب در طول تت (سال نو قمری) و هر تعطیلات دیگری با هم درست می‌کردند. این شیرینی عطر گرم آشپزخانه، خنده و خاطرات شیرین یک خانواده شاد را در خود داشت. پدر به پسرش در لباس نظامی نگاه کرد و جلوه‌هایی از دوران جوانی خودش را دید. پسر به پدرش - افسر باتجربه - نگاه کرد و فهمید که مسیری که انتخاب کرده، مسیری انفرادی نیست. پشت سر آن، خانواده‌اش، سنت‌هایش و یک باور آرام اما تزلزل‌ناپذیر قرار داشت.

آن ملاقات در جزیره دورافتاده به سرعت پایان یافت، و شاید بسیاری از حرف‌ها بین آن دو مرد ناگفته ماند. آن همه اشتیاق، محبت و پیام‌های مادران، خواهران و مادربزرگ‌هایشان ناگفته ماند. کشتی حرکت کرد، پدر به سرزمین اصلی بازگشت و پسر برای نگهبانی از دریا و آسمان ماند. اگرچه این ملاقات کوتاه بود، اما چشمان پدر با دیدن پسر خردسالش که در لباس نظامی بزرگ می‌شد، از ایمان درخشید. برای پسر، این یک حس امنیت بود، زیرا می‌دانست که در مسیری هرچند دشوار، اما پر از غرور قدم برمی‌دارد، زیرا حمایت بی‌دریغ خانواده و سرزمینش پشت سر او بود.

کشتی به آرامی اسکله را ترک کرد و به سرزمین اصلی بازگشت. در دریای آزاد، سربازی به نام نگوین تان آن نگهبانی می‌داد. در کنار برجک توپ، یک شکلات بادام زمینی قرار داشت که گرمای مادرش را به همراه داشت؛ سنت سربازی ثابت قدم پدرش را؛ و رفقایی که با رفاقتی خونین به هم پیوند خورده بودند. و در کنار او ترونگ سا بود - یک "ترونگ سا برای سرزمین اصلی".

قضاوت

منبع: https://baokhanhhoa.vn/truong-sa-bien-dao-que-huong/202602/nguoi-linh-truong-sa-viet-tiep-truyen-thong-d0d29d4/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
«آرامش در خنده کودکان»

«آرامش در خنده کودکان»

پشت پرده

پشت پرده

طولانی شدن

طولانی شدن