Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

روزنامه‌نگاران و لحظات مرگ و زندگی

هر بار که خبر رانش زمین در جایی را می‌شنوم، بی‌اختیار قلبم فشرده می‌شود. خاطرات رانش زمین تقریباً مرگبار نوامبر ۲۰۲۰ در منطقه هونگ هوا، استان کوانگ تری، مانند یک واکنش شرطی، چنان زنده به ذهنم هجوم می‌آورند که انگار همین دیروز اتفاق افتاده است. تکه‌های زمین قرمز، صحنه ویرانی و احساس مرگ که بالای سرم سایه افکنده است - تک تک جزئیات به ذهنم خطور می‌کند.

Báo Quảng TrịBáo Quảng Trị20/06/2025


روزنامه‌نگاران و لحظات مرگ و زندگی

گزارش از یک منطقه آسیب دیده از رانش زمین در سال ۲۰۲۰ - عکس: MA

گزارش دادن در طول آن طوفان تاریخی، سفری مرگ و زندگی بود. ما، تیمی از خبرنگاران از رسانه‌های مختلف، در امتداد بزرگراه هوشی مین از میان مناطق داکرونگ و هونگ هوا سفر کردیم، جایی که سنگ‌ها و خاک مانند امواج خروشان از کوه‌ها سرازیر می‌شدند. خانه‌ها، ساختمان‌ها... همه چیز در اعماق زمین دفن شده بود. جاده‌های منتهی به مناطق کوهستانی دائماً توسط ده‌ها رانش زمین، یکی پس از دیگری، مانند یک دومینو، قطع می‌شدند؛ قبل از اینکه یکی تعمیر شود، دیگری فرو می‌ریخت.

در طول بیش از ۶۰ کیلومتر جاده، ۲۷ مورد رانش زمین با اندازه‌های مختلف ثبت کردیم. در برخی بخش‌ها، جاده چنان آسیب دیده بود که فقط دو سفر در روز قابل عبور بود که هر کدام فقط حدود دو ساعت طول می‌کشید. هر قدم به داخل این منطقه دورافتاده، قماری با سرنوشت بود.

در ۱۳ نوامبر ۲۰۲۰، در بحبوحه بارش شدید باران که به نظر می‌رسید تمام جنگل کوهستانی را پوشانده است، اطلاعاتی از ساکنان بخش هونگ سون مبنی بر ترک‌های نگران‌کننده‌ای که در قله کوه تا بانگ ظاهر شده‌اند، ما را بر آن داشت تا برای بررسی این موضوع اقدام کنیم.

در آن لحظه، سرهنگ دوم کائو سون های، رئیس تیم تحقیقات جرایم مواد مخدر پلیس منطقه هونگ هوا، تمام تلاش خود را کرد تا آنها را منصرف کند. او تازه سفر طاقت‌فرسایی را برای جستجوی اجساد قربانیان رانش زمین در روستای تا رونگ و بازگرداندن اجساد رفقایش از کمون ویت هونگ به واحد به پایان رسانده بود.

هنوز هم حرف‌هایش را به وضوح به یاد دارم: «در طول راهپیمایی به سمت تا رونگ، گروه ویژه برای جلوگیری از سیل، دامنه تپه را دنبال کردند، اما بعداً متوجه شدند که قله کوه بیش از ۲۰ سانتی‌متر شکاف برداشته و آب به داخل کوه فوران کرده است. انگار داشتیم از میان کام مرگ عبور می‌کردیم.» من هشدار او را درک می‌کردم، اما حس مسئولیت مرا مجبور به رفتن کرد. تصاویر و اطلاعات صحنه می‌توانست جان بسیاری را نجات دهد، اگر هشدار به موقع داده می‌شد. آقای هو لن، یکی از ساکنان محلی با تجربه گسترده در جنگل، موافقت کرد که مرا راهنمایی کند.

وقتی فقط حدود ۱ کیلومتر از محل حادثه فاصله داشتیم، ناگهان متوجه شدم آبی که از کوه سرازیر می‌شد، خیلی کمتر و زلال‌تر بود و اگر با دقت آن را بو می‌کردم، می‌توانستم بوی کمی تند و خاکی را حس کنم. لن فوراً مقداری آب برداشت، بو کرد و فریاد زد: «باید فوراً از کوه پایین برگردیم!»

بدون اینکه فرصتی برای پرسیدن سوالی داشته باشیم، با عجله عقب‌نشینی کردیم. و همانطور که راهنمای باتجربه‌مان حدس زده بود، چند دقیقه بعد، صدای "غرش" کرکننده‌ای پشت سرمان پیچید. وقتی برگشتیم، با کمال تعجب دیدیم که در جایی که تازه قدم گذاشته بودیم، یک بخش کامل از کوه فرو ریخته است. هزاران تُن خاک و سنگ به پایین سرازیر شد و همه چیز را مدفون کرد. اگر چند دقیقه آهسته‌تر بودیم، احتمالاً فرصتی برای تعریف این داستان نداشتیم.

لن سپس گفت: «وقتی رنگ آب کوه تغییر می‌کند، جریان آن ضعیف می‌شود و بوی خاک تازه به مشام می‌رسد، یعنی درون کوه آب را جذب می‌کند، ترک‌ها در حال گسترش هستند و کمی بعد رانش زمین رخ خواهد داد. این غریزه بقای یک ساکن جنگل است.»

مورد دیگر، یک سفر کاری در ۲۷ مارس ۲۰۱۱ به کمون آ وائو، منطقه داکرونگ، برای بررسی استخراج غیرقانونی طلا در خه هو، خه پوک و خه دانگ بود. من با فان تان بین، خبرنگار روزنامه پلیس خلق، به آنجا رفتم. ما مجبور بودیم به صخره‌های لغزنده کوهی به نام داک دانگ (شیب ایستاده) بچسبیم - نامش گویای همه چیز است. قبل از سفر، به گفته مردم محلی، باید تا حد امکان چمدان‌هایمان را کوچک می‌کردیم و بدون نگاه کردن به پشت سر از کوه بالا می‌رفتیم، زیرا به راحتی تعادلمان را از دست می‌دادیم و به دره می‌افتادیم.

روزنامه‌نگاران و لحظات مرگ و زندگی

خبرنگاران در سال ۲۰۱۱ در حمله پلیس منطقه داکرونگ به اعماق تونل‌های معدن طلا، آنها را همراهی کردند - عکس: MA

بعد از بیش از ۳۰ دقیقه چسبیدن به انبوهی از علف‌ها و ریشه‌های درختان، به قله رسیدیم. از اینجا، با نگاه به پایین، خطوط برق ولتاژ بالا در پای تپه فقط لکه‌های کم‌نوری بودند. اما این فقط آغاز راه بود. ما همچنان تاک‌ها را در پایین کوه دنبال می‌کردیم و در جنگل انبوه پنهان می‌شدیم. غرش موتور نشان می‌داد که به منطقه‌ای که معدنچیان غیرقانونی طلا در آن فعالیت می‌کردند، نزدیک می‌شویم.

به‌طور غیرمنتظره‌ای، پشت یک بوته‌ی انبوه، گروهی از مردان جوان را دیدیم که در حال تزریق مواد مخدر بودند. وضعیت آنقدر ناگهانی و نفس‌گیر بود که هر دو طرف برای چند ثانیه خشکشان زد. من فوراً خونسردی‌ام را به دست آوردم و وانمود کردم که جدی هستم: «ما منطقه را محاصره کرده‌ایم و درخواست داریم که ما را برای دیدن فروشنده‌ی مواد مخدر ببرند.» خوشبختانه، گروه واکنشی نشان نداد اما بی‌صدا ما را به یک اردوگاه در همان نزدیکی هدایت کرد.

در کلبه، من و بین خودمان را به عنوان افسران پلیس در یک ماموریت تحقیقاتی معرفی کردیم و از آنها خواستیم که قطع غیرقانونی درختان را متوقف کنند. در واقع، اگر فقط یک نفر در آن گروه کنترل را از دست می‌داد، ممکن بود جانمان را در جنگل از دست بدهیم.

دو روز بعد، ما با عملیات ضد استخراج طلا توسط پلیس منطقه داکرونگ به منطقه بازگشتیم. پس از شلیک هشدار و دستور «همه بایستید»، برخی از «دزدان طلا» به سرعت به جنگل فرار کردند، در حالی که برخی دیگر در گودال‌های طولانی، تقریباً ۲۰۰ متری که در اعماق کوه حفر شده بودند، پناه گرفتند. تعداد کمی از کسانی که کند بودند، درجا دستگیر شدند.

ما کاپیتان چوانگ را تا داخل یک غار عمیق دنبال کردیم، چراغ‌های الکتریکی داخل غار، ده‌ها خرج انفجاری که عمداً دور انداخته شده بودند و چاشنی‌هایشان به آنها وصل بود را روشن می‌کردند. حدود ۵۰ متر جلوتر، بوی سوختگی، همراه با دود سیاه غلیظ، صفوف ما را فرا گرفت و باعث شد همه به شدت سرفه کنند.

این گروه از داخل، مواد قابل اشتعال آغشته به نفت را آتش زدند و دود سیاه را به عقب فرستادند تا از نفوذ بیشتر تیم حمله جلوگیری کنند. خطرناک‌تر اینکه، آنها ده‌ها وسیله انفجاری نیز از خود به جا گذاشتند که جان مأموران را تهدید می‌کرد.

کاپیتان نگوین تان هونگ اظهار داشت: «این یک تاکتیک جدید است که توسط معدنچیان غیرقانونی طلا برای فرار از اجرای قانون استفاده می‌شود. هر چه عمیق‌تر می‌روند، تله‌ها پیچیده‌تر و خطرناک‌تر می‌شوند.»

تحقیقات اولیه نشان داد که این گروه از افراد همگی معتاد به مواد مخدر بودند و از تای نگوین آمده بودند تا برای سردسته یک عملیات استخراج غیرقانونی طلا کار کنند.

بعدها، وقتی قتل جمع‌کنندگان چوب آگار در جنگل هونگ لاپ اتفاق افتاد، واقعاً از فکرش لرزیدم. اگر آن روز آرام نمی‌ماندیم، یا اگر فقط یک نکته اشتباه می‌شد، عواقب آن می‌توانست غیرقابل تصور باشد.

زندگی یک روزنامه‌نگار فقط تایپ کردن و نگه داشتن دوربین نیست؛ گاهی اوقات، شامل مواجهه با خطر هنگام گزارش بلایای طبیعی، جرم یا بهره‌برداری غیرقانونی از منابع می‌شود. همیشه زمان برای انتخاب ایمنی وجود ندارد. مواقعی وجود دارد که در کسری از ثانیه، غریزه بقا و احساس مسئولیت باید دست به دست هم دهند و اغلب، مسئولیت غالب می‌شود.

حالا، هر بار که از کنار مکان‌هایی که زمانی محل رانش زمین بوده‌اند عبور می‌کنم یا خبری در مورد رانش اخیر زمین در جایی از کوهستان می‌خوانم، قلبم احساس ناآرامی می‌کند. نه تنها به خاطر تجربیات گذشته‌ام در مواجهه با موقعیت‌های تهدیدکننده زندگی، بلکه به این دلیل که می‌دانم در جایی، هنوز خبرنگاران جوانی هستند که با فداکاری، شجاعت و باور به اینکه قلم‌هایشان گاهی می‌تواند در به حداقل رساندن خسارت به جان و مال مردم و دولت نقش داشته باشد، سفرهایی مانند آنچه من زمانی تجربه کردم را آغاز می‌کنند.

مین آن

منبع: https://baoquangtri.vn/nha-bao-va-nhung-phut-giay-sinh-tu-194487.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
ساختن پل‌هایی برای اتصال سواحل شادی.

ساختن پل‌هایی برای اتصال سواحل شادی.

زیر سایه درخت خوشبختی

زیر سایه درخت خوشبختی

وطن در قلب من

وطن در قلب من