Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

لی تی می، با قلبی مهربان در هر بیت از شعرش.

کیو تی او - له تی می، که نام واقعی او فام تی توییت بونگ است، در ۴ فوریه ۱۹۴۹ در کمون تریو لونگ، منطقه سابق تریو فونگ (که اکنون کمون آی تو نام دارد) متولد شد. او بعدها در توی ترونگ، شهر هوئه زندگی کرد و سپس در هانوی ساکن شد. او عضو انجمن نویسندگان ویتنام و سردبیر سابق مجله کوا ویت (که قبلاً استان کوانگ تری بود) است.

Báo Quảng TrịBáo Quảng Trị31/05/2026

پس از پایان دبیرستان، لی تی می به نیروی داوطلب جوانان پیوست. پس از اتحاد مجدد کشور، او در مدرسه نویسندگی خلاق نگوین دو تحصیل کرد، از سال ۱۹۷۰ در روزنامه‌نگاری مشغول به کار شد و بعدها سردبیر مجله Cua Viet شد.

له تی می ده‌ها مجموعه شعر، منظومه‌های حماسی و آثار منثور منتشر کرده است، از جمله: *فصل‌های انتظار برای ماه* (شعر، ۱۹۸۰)، *هدیه‌ای برای یک نفر* (شعر، ۱۹۹۰)، *تنها* (شعر، ۱۹۹۰)، *ماه روی شن* (داستان کوتاه، ۱۹۸۷)، *رویای یک زن جوان* (شعر، ۱۹۹۶)... له تی می در سال ۱۹۹۰ جایزه انجمن نویسندگان ویتنام را برای مجموعه شعر *هدیه‌ای برای یک نفر* دریافت کرد.

مجموعه‌ای از اشعار و داستان‌های کوتاه از نویسنده‌ی له تی می - عکس: P.X.D
مجموعه‌ای از اشعار و داستان‌های کوتاه از نویسنده‌ی له تی می - عکس: PXD

شعر «له تی می» سرشار از زنانگی است، حاوی احساسات شخصی، ظرافت‌های عاطفی ظریف و لطیف، و گاهی اوقات به پیچیدگی‌های پنهانی می‌پردازد که بیان کامل آنها دشوار است. در شعر «فصل‌های انتظار برای ماه»، نویسنده نوشت:

نامه‌ای از برادرم که بازگشتش را به او اطلاع می‌داد.

بگذارید ماه همانطور که وعده داده شده طلوع کند.

در هوای پاک، گل‌های فوفل معطر هستند.

ابرها شروع به گرفتن رنگی لطیف می‌کنند.

هلال ماه به یک طرف کج شده است.

بمب‌ها هلال ماه را می‌لرزانند.

قایق‌هایی در دوردست

در میان کوه‌های سرسبز و سر به فلک کشیده.

چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ، احساسات یک زن، حتی در طول انتظار طولانی که با چرخه‌های قمری سنجیده می‌شود، لطیف، پرشور و عمیق و سرشار از لطافت زنانه باقی می‌ماند. این انتظار، مانند یک تکرار طولانی و مداوم، شادی ملاقات و دیدن یکدیگر را نادر و گرانبها می‌کند؛ حتی پس از ملاقات، مانند یک رویا، گاهی باورنکردنی، به نظر می‌رسد. این وضعیت روانی و عاطفی است که جنگ برای کسانی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم درگیر آن هستند، به ارمغان می‌آورد.

کوله پشتی اش را تا خانه حمل کرد.

زمین و آسمان به هم فشرده شده اند.

شادی‌اش رنگ باخت.

مثل ماه که در روز روشن طلوع می‌کند

ما در ماه کامل همدیگر را ملاقات کردیم.

تو به جوانی آسمان هستی.

آغوشش مهربان بود.

سرشار از لالایی بر لب

وقتی او دور است، دنیا پهناور به نظر می‌رسد، همیشه فاقد چیزی است که فقط اشتیاق و عشق می‌تواند آن را به طور کامل درک کند؛ اما وقتی برمی‌گردد، «انگار دنیا کوچک می‌شود.» این ظرافت‌های احساسی، که با زمان و حالت ذهنی تغییر می‌کنند، در شعر طنین‌انداز می‌شوند - در مواقع انتظار، در مواقع شادی، اما تا لحظه جدایی لطیف باقی می‌مانند.

فردا دوباره خداحافظی می‌کنیم.

هلال ماه از میان شالیزارهای برنج می‌درخشد.

نه هزار ستاره، شب به شب

قطره ای آتش در قلب بچکانید.

منتظرت هستم، منتظرم.

ماه زیبا... یک چهره

هر روز صبح دنبالش می‌روم.

در تمام طول جنگ.

تصویر زنان در این شعر، تصویر زنان در زمان جنگ است؛ حتی اشتیاق و آرزوی بی‌پایان آنها، مردان را در مسیرشان به میدان نبرد دنبال می‌کند. این اشتیاق نیز با آنها سفر می‌کند، نه مانند همیشه در خانه. این بندها یادآور یک اثر ادبی خارجی برنده جایزه نوبل است که از همان عنوانش، «جنگ چهره زنانه ندارد»، جلب توجه می‌کند. اینها واقعاً احساسات خاصی هستند که فقط در جنگ، به ویژه در جنگ‌های طولانی مدت مردمی، پر از سختی‌های بی‌شمار، یافت می‌شوند و زنان بیشترین بار آنها را به دوش می‌کشند.

زمانی که شعر «رودخانه روستا» سروده شد، شاعر پیش از این شیوه‌های مختلف بیان را بررسی و آزمایش کرده بود. اگرچه هنوز زنانه بود، اما زنانگی‌اش تا حدودی تند و تیز بود، زیرا قافیه‌های تند و تیز و پیچ‌دار در شعر، آن را قوی‌تر، مهارشده‌تر و پرشورتر جلوه می‌داد:

سنگ قرمز، سرچشمه رودخانه، ماسه سنگ

چشمان درخت از حسرت درد می‌کند، بی‌آنکه اشکی بریزد.

به روستای پدری‌ام برگشتم تا در آب‌های سرزمینش غسل کنم.

و سپس مانند سنگ‌هایی بود که گریه می‌کردند.

در روحم، در قلبم

وقتی سیلاب‌ها سرازیر می‌شوند، ماه بر فراز تاچ هان کج می‌شود.

بند پایانی به صورت عهدی حک شده بر سنگ رودخانه تاچ هان در سرزمین مادری ما پدیدار می‌شود:

به روستا برگشتم و یک تیرک درخت در نیستی کاشتم.

لطفا اجازه دهید بنوشم و به اشتیاق روستا برای بندر نگاه کنم.

سایه‌ی روستا دل را نمناک می‌کند.

«سایه روستا دل را خیس می‌کند» بیانی زیبا، تازه و شاعرانه است که تأثیری ماندگار بر شعر و معنای آن ایجاد می‌کند.

لی تی می شاعری حرفه‌ای است که مدتی است در دنیای ادبیات شناخته شده است. او به طور گسترده درباره کوانگ تری نوشته و چندین اثر دارد که با استقبال خوبی روبرو شده‌اند، مانند «رودخانه هیو» و «بازگشت به دونگ ها». اگرچه شعر دوم به این شهر اشاره دارد، اما تصویرسازی اصلی و احساسات ریشه‌ای همچنان حسرت سرزمین مادری و نوستالژی برای یک داستان عاشقانه شکسته شده توسط جنگ است. نویسنده همچنین شخصیت غنایی شعر است که در حالی که روحش برای گذشته، پر از پشیمانی و غم و اندوه شدید، مشتاق است، به زمان حال قدم می‌گذارد. این شعر مانند آهی پس از اتحاد بزرگ ملی است، اما برای این زن، قایق عشق گم شده و غمی عمیق و ماندگار را به جا گذاشته است که مانند ترجیع‌بند عشقی ناکام در قلب خوانندگان طنین‌انداز می‌شود.

«سیزده سال بعد، به دونگ ها برگشتم / رودخانه هیو هنوز پر از بازار است / بسیاری از دختران اکنون برای مادرانشان لالایی می‌خوانند / و برگ‌های فوفل هنوز برای خریداران سبز هستند / من از رودخانه عبور کرده‌ام، چه اهمیتی دارد که تعداد سفرهای کشتی چقدر بوده است؟ / چرا غم هنوز در اسکله منتظر است؟ / چرا قلبم هنوز از حسرت درد می‌کند؟ / در آن زمان کسی بود که برای من آواز می‌خواند...»

«آه، رودخانه هیو، ژانویه نوید بهار می‌دهد/شکوفه‌های زردآلو هنوز شکوفا هستند و در سرمای شیرین عصر باقی می‌مانند/طلایی مانند خورشید، فکر می‌کردم شادی است اما گریه می‌کردم/گونه‌های گلگون، دست‌هایی پر از اشتیاق برای یکدیگر/آن زمان، تو با برگ‌های فوفل قول دادی/حتی وقتی بازار عصر کم‌رنگ شد و مشتریان پراکنده شدند/با کمی لیموی قرمز روی لب‌هایم، مخفیانه پشیمان شدم/خودم را سرزنش می‌کنم که لبخند زدم و کلاهم را پایین انداختم و به جدایی‌مان پایان دادم...»

این شعر مانند یک خوداندیشی است، یک مونولوگ درونی که داستان زندگی، داستان عاشقانه یک عاشقانه جوان را بازگو می‌کند. ممکن است کسی فکر کند، "عشق از قبل در درون است، اما در ظاهر هنوز مردد است" (داستان کیو). یک کلمه، حتی یک نگاه، می‌تواند مانند پیمان عشق ابدی، رشته‌ای از سرنوشت باشد. اما نه، متأسفانه، اینطور نیست. دلیلش همانطور که در سطر آخر آمده است: "مرا به خاطر خندیدن، خم کردن کلاهم به نشانه جدایی سرزنش کنید." عشقی به سبکی ابر به یک خاطره تبدیل شده است، شاید حتی یک توهم، که به دلیل لحظه‌ای خجالتی بودن، دستپاچگی معمول یک دختر جوان، به خصوص یک دختر روستایی، از درک خارج شده است. مدت‌ها پیش، هنوز هم قلب را تسخیر می‌کند، گاهی اوقات احساس پشیمانی را برمی‌انگیزد... زیبایی شعر در اصالت آن، ماهیت ملایم اما ظریف و عمیق آن نهفته است. ملایم، اما همچنان تکان‌دهنده و پر از اشتیاق.

اشعار لی تی می، فرآیندی از ادراک و بیان را از طریق شعر منعکس می‌کنند و تصویر منحصر به فردی از یک شاعر حرفه‌ای را خلق می‌کنند که عمیقاً به سرزمین مادری‌اش، کوانگ تری، وفادار است.

فام ژوان دونگ

منبع: https://baoquangtri.vn/van-hoa/202605/le-thi-may-hon-hau-trong-tung-van-tho-5ae679f/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
قالب ساز

قالب ساز

جشنواره سرزمین موئونگ

جشنواره سرزمین موئونگ

دوران کودکی را شادی می‌نامند.

دوران کودکی را شادی می‌نامند.