اسفند ماه گذشت.
به سرعت نسیم صبحگاهی
بوی خوش ارتفاعات از ایوان به مشام میرسد.
زنبورهای کارگر در اطراف کندو پرسه میزنند.
شکوفههای قهوه عطر شیرین بهار را منتشر میکنند.
و آوریل تازه از راه رسیده است.
در خاطراتم امروز صبح
دیدیش؟
فروردین صدای ملایم باد را به همراه دارد.
وداع با فصل خشک
حس ناآشنایی با تغییر فصلها.
در آسمان، چند قطره باران در حال باریدن است.
صدای خش خش فریادهای شادی کودکان را شنیدم.
صدای خش خش برگهای باغچهام را میشنوم.
آوریل
دلم برایت تنگ شده - سربازی که خیلی دور رفته است.
سرودِ راهپیماییِ طاقتفرسا را به یاد داشته باش
به یاد نور آتش آشپزخانهی هوانگ کام در تابستان.
غذایی که برادر ناتنیام قبل از حرکت ما با عجله پخته بود.
هر سال در ماه آوریل - فصلی که کل کشور بسیج میشود.
بیایید سرود پیروزی را با هم بخوانیم.
قطار بهاری با سرعت از دامنه کوه گذشت.
شمال و جنوب در آغوش واحدی متحد شدهاند.
اوه، آوریل!
همیشه با یه حس نوستالژی ازش یاد میکنم.
نور طلایی درخشان خورشید بر پرچم ها و گل ها می تابد.
میدان وسیع بود و شادی سراسر شهر را فرا گرفته بود.
در چشمها و لبخندهای این همه آدم که با هم قدم میزنند.
این سرزمین را آباد و آباد کنید.
برای یک زندگی آرام و شاد…
آوریل
گرگ و میش هوا، ته رنگ بنفشی به خود گرفته که با دود آشپزخانه آمیخته شده است.
بال کدام پرنده
از افق ندا میدهد...
منبع: https://baodaklak.vn/van-hoa-du-lich-van-hoc-nghe-thuat/van-hoc-nghe-thuat/202504/nho-anh-thang-tu-3e502c4/






نظر (0)