Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

نامه‌هایی که سرنوشت ملت را رقم می‌زنند.

یکی از باشکوه‌ترین فصل‌های تاریخ ملت ما، جنگ برای آزادسازی جنوب و اتحاد کشور در قرن بیستم است. نکته قابل توجه این است که ما می‌توانیم این را از طریق نامه‌ها شاهد باشیم. این نامه‌ها، نامه‌های دست‌نویس و تایپ‌شده از دبیرکل له دوان به ژنرال‌ها و رهبران جنوب هستند. این نامه‌ها حاوی دستورات مخفی، دستورالعمل‌های عالی، دیدگاه‌ها، نظریه‌ها و حتی تاکتیک‌های جنگی بودند. و این نامه‌ها همچنین سرشار از رفاقت و احساسات قلبی یک فرزند ویتنام بودند. این نامه‌ها بعداً در گلچین «نامه‌هایی به جنوب» منتشر شدند که برای آیندگان ارزش ویژه و منحصر به فردی دارند.

Thời ĐạiThời Đại26/04/2025

Những lá thư chở vận mệnh non sông
دبیر کل سابق، له دوان، و دیگر رهبران حزب، پس از روز پیروزی کامل، از سایگون - گیا دین بازدید کردند.

چشم‌انداز دوران

ملت تازه تأسیس در شعله‌های جنگ، یک «جنگ بی‌وقفه ۳۰۰۰ روزه» فرو رفت. مقاومت نه ساله در برابر فرانسوی‌ها، مردم را خسته و فرسوده کرد؛ اقتصاد ، غذا و سلاح‌ها ته کشیده بودند. اما درست در همین لحظه بود که سرنوشت ما را به جنگ جدیدی سوق داد. دشمن، ابرقدرتی قدرتمندتر و جاه‌طلب‌تر بود. در این زمان، ایدئولوژی ترس و تسلیم در برابر آمریکا در بسیاری از کشورهای جهان رواج داشت. به ویژه با توجه به توازن قدرت بین ما و ایالات متحده، بسیاری از مردم نگران بودند.

در آن زمان، دبیرکل لی دوان تأیید کرد که ما مطمئناً پیروز خواهیم شد. او استدلال کرد: «از زمان جنگ جهانی دوم، هیچ قدرت امپریالیستی به اندازه ایالات متحده شکست نخورده است» و «در حال حاضر در ویتنام، ایالات متحده از نظر سیاسی و نظامی ضعیف است» یا «ایالات متحده در اینجا از نظر نظامی قوی نیست».

چرا او چنین بیانیه‌ای را صادر کرد در حالی که ارتش ایالات متحده متنوع‌ترین و پرشمارترین نیروها، مدرن‌ترین سلاح‌ها و پیشرفته‌ترین قابلیت‌های جنگی را داشت؟ او در نامه خود "به برادر بای کوانگ" (10 اکتبر 1974) به وضوح اظهار داشت: "صحبت از قدرت و ضعف، صحبت از یک نیروی نسبی خاص، در یک زمان و مکان خاص است... با این حال، صحبت از قدرت و ضعف از یک دیدگاه انقلابی، یک دیدگاه توسعه‌ای، مبتنی بر ارزیابی جامع از جنبه‌های نظامی و سیاسی است؛ هم موقعیت، قدرت و فرصت؛ هم شرایط عینی و هم هنر رهبری؛ این به معنای در نظر گرفتن این عوامل در فرآیند پویای آنها؛ در یک مکان و زمان خاص است. نمی‌توان صرفاً بر اساس تعداد سربازان، واحدها، پایگاه‌ها، سلاح‌ها، تجهیزات و وسایل جنگی، قدرت و ضعف را مقایسه و ارزیابی کرد."

او از طریق تحلیل و ارزیابی خود با استفاده از روش فوق، به این نتیجه رسید که شکست ایالات متحده اجتناب‌ناپذیر و یک شکست جامع، نه تنها از نظر سیاسی، بلکه از نظر نظامی نیز هست. او ارزیابی کرد که ایالات متحده قطعاً شکست خواهد خورد، زیرا او همچنین استدلال کرد که: وقتی جنگ آمریکا به اوج خود رسید، یعنی به یک حد غیرقابل عبور رسید و هنوز نتوانست پیروز شود، اجتناب‌ناپذیر بود که تنش‌زدایی شود و تسلیم شود. مؤسسه مارکسیست-لنینیست در اظهار نظر در مورد این موضوع نوشت: «برای ملتی با کشور کوچک و جمعیت کم مانند ویتنام، مقابله با یک قدرت امپریالیستی پیشرو و رسیدن به چنین نتیجه‌ای قطعاً آسان نیست.»

با این حال، ارزیابی او ذهنی یا ایده‌آل‌گرایانه نبود. او دشمن را بسیار واقع‌بینانه و علمی ارزیابی کرد. او نوشت: «اگر ما در عرض نه سال با فرانسوی‌ها جنگیدیم و آنها را شکست دادیم، دو برابر این زمان طول می‌کشد تا آمریکایی‌ها را شکست دهیم.» با این دوراندیشی، در اوایل سال ۱۹۵۴، هنگام خداحافظی با رفقایش هنگام نقل مکان به شمال، گفت: «ما ۲۰ سال دیگر دوباره همدیگر را ملاقات خواهیم کرد.» یعنی او پیش‌بینی کرد که ما در این جنگ پیروز خواهیم شد، اما این کار ۲۰ سال طول خواهد کشید.

او در نامه‌اش «به رفیق موئی کوک و کمیته مرکزی منطقه جنوب» (ژوئیه ۱۹۶۲)، تحلیل کرد: «امپریالیست‌های آمریکایی باید ببازند، اما تا چه حد می‌توانند ببازند؟ ما باید پیروز شویم، اما تا چه حد می‌توانیم پیروز شویم؟ این چیزی است که باید دقیقاً سنجیده شود.» بعداً، او اضافه کرد: «ما آمریکایی‌ها را شکست خواهیم داد، اما نه به همان روشی که فرانسوی‌ها را شکست دادیم، یعنی با محاصره و نابودی آنها. در مورد آمریکایی‌ها، ما فقط می‌توانیم با پایین کشیدن آنها به پایین‌ترین سطح پیروز شویم. یعنی با مجبور کردن آنها به کنار گذاشتن جاه‌طلبی‌شان برای به بردگی کشیدن ویتنام و عقب‌نشینی نیروهایشان.»

با خواندن «نامه‌هایی به جنوب»، می‌توانیم اهمیت مسائل محرمانه، جدیت و قاطعیت دستورات نظامی را حس کنیم، با این حال بسیاری از نامه‌ها نیز ماهیتی بسیار آکادمیک دارند و در مورد استراتژی نظامی، فلسفه علمی، سیاست و دیدگاه‌های انقلابی بحث می‌کنند.

هوش و شجاعت ویتنامی‌ها

او به روشنی مسیر پیش روی انقلاب در جنوب را اینگونه تعریف کرد: «نه از طریق مبارزه مسلحانه طولانی، استفاده از روستاها برای محاصره شهرها، و سپس استفاده از نیروی نظامی برای آزادسازی کل کشور مانند چین، بلکه پیروی از مسیر ویتنام، که به معنای قیام‌های جزئی، ایجاد مناطق پایگاهی، مشارکت در جنگ چریکی و سپس پیشروی به سوی یک قیام عمومی، در درجه اول استفاده از نیروهای سیاسی در هماهنگی با نیروهای مسلح برای به دست گرفتن قدرت برای مردم است.» (نامه «به رفیق موئی کوچ و رفقا در جنوب»، ۷ فوریه ۱۹۶۱).

Tổng Bí thư Lê Duẩn nói chuyện với cán bộ, công nhân Nông trường Tây Hiếu, tỉnh Nghệ Tĩnh năm 1979. Ảnh: TTXVN
دبیر کل، له دوان، در حال صحبت با مقامات و کارگران مزرعه دولتی تای هیو، استان نگ تین، در سال ۱۹۷۹. (عکس: VNA)

او مستقیماً نبردها را در میدان نبرد فرماندهی می‌کرد. در طول هر نبرد، او قادر به تجزیه و تحلیل و ارزیابی وضعیت بود و پویایی میدان نبرد را به طور دقیق درک می‌کرد. او شکست آمریکا در "جنگ ویژه" را در یک جمله مختصر خلاصه کرد: "از نبرد آپ باک، آمریکایی‌ها متوجه شدند که نمی‌توانند در برابر ما پیروز شوند؛ در نبرد بین گیا، آنها متوجه شدند که در "جنگ ویژه" از ما شکست خواهند خورد." (نامه به رفیق شوان، فوریه ۱۹۶۵). در نبرد ون تونگ، او به این نتیجه رسید که ما می‌توانیم آمریکایی‌ها را در یک جنگ محلی شکست دهیم. در سال ۱۹۶۸، او اظهار داشت که "آمریکایی‌ها در یک معضل استراتژیک قرار دارند" و "تلاش‌های جنگی آنها در ویتنام به اوج خود رسیده است." وقتی آنها تمام تلاش خود را کرده‌اند و هنوز نمی‌توانند در برابر ما پیروز شوند، به این معنی است که آمریکایی‌ها شکست خواهند خورد.

او هنگام دستیابی به پیروزی‌های متعدد در جبهه‌های مختلف، که در نهایت منجر به مجبور کردن دشمن به امضای توافقنامه پاریس شد، تحلیل کرد و به روشنی بیان داشت: «برای ما، جنبه مهم توافقنامه پاریس به رسمیت شناختن دو دولت، دو ارتش، دو منطقه کنترل یا ایجاد یک دولت سه‌گانه نبود، بلکه نکته حیاتی این بود که نیروهای آمریکایی باید عقب‌نشینی می‌کردند در حالی که نیروهای ما باقی می‌ماندند، کریدور شمال-جنوب متصل می‌ماند، عقبه در یک خط واحد و پیوسته با خطوط مقدم مرتبط می‌شد؛ موضع تهاجمی ما همچنان محکم باقی می‌ماند. قصد ما حفظ موقعیت و قدرت خود در جنوب برای ادامه حمله به دشمن بود...» (نامه «به برادر بای کوانگ»، ۱۰ اکتبر ۱۹۷۴)

در سال ۱۹۶۲، در نامه‌ای به دبیر وقت کمیته حزب منطقه‌ای، رفیق موئی کوچ، نوشت: «ما فقط تأکید می‌کنیم که همیشه باید اصل قوی‌تر شدن با جنگیدن بیشتر را محکم درک کنیم؛ اگر پیروزی قطعی نباشد، نخواهیم جنگید.» فلسفه مبارزاتی او در آن زمان اولویت دادن به قطعیت بود. اما ۱۰ سال بعد، میدان نبرد و اوضاع جهانی تغییر کرده بود. او با درک اینکه فرصت آزادسازی جنوب فرا رسیده است، در جلسه دفتر سیاسی و همچنین در نامه خود «به رفیق بای کونگ»، مورخ ۱۰ اکتبر ۱۹۷۴، تصمیم قاطعی گرفت: «در این لحظه، ما این فرصت را داریم. بیست سال جنگ این فرصت را ایجاد کرده است. ما باید از آن برای رساندن آرمان آزادی ملی به پیروزی کامل استفاده کنیم.»

او بیشتر تحلیل و پیش‌بینی کرد: وقتی ایالات متحده شکست بخورد و مجبور به عقب‌نشینی شود، بازگشت آنها دشوار خواهد بود و سایر نیروهای مهاجم که می‌خواهند «خلاء را پر کنند» هنوز فرصتی نخواهند داشت. بنابراین، «فراتر از این فرصت، فرصت دیگری وجود ندارد» و «اگر ده یا پانزده سال دیگر تأخیر کنیم، وضعیت بسیار پیچیده خواهد شد.» طرح آزادسازی ویتنام جنوبی ظرف دو یا سه سال، که در سال ۱۹۷۴ ترسیم شد، بسیار دقیق و مصمم بود، اما در عین حال بسیار انعطاف‌پذیر و پذیرای بهره‌برداری از وضعیت در جبهه‌های دیگر علاوه بر میدان نبرد، امور داخلی دشمن، جبهه دیپلماتیک و وضعیت جهانی بود... و بنابراین، وقتی فرصتی پیش آمد، این طرح به طور مداوم به یک سال، شش ماه و سپس دو ماه کوتاه شد. ممکن است ذهنی و ماجراجویانه به نظر برسد، اما در واقعیت، او و دفتر سیاسی پدیده‌ها و امکانات جدیدی را که در میدان نبرد پدیدار می‌شدند پیش‌بینی کرده بودند و «نبردهایی را دیده بودند که» این امکانات را نشان می‌دادند، مانند فوک لانگ و بون ما توت...

و در ژانویه ۱۹۷۵، بیش از دو ماه پس از جلسه دفتر سیاسی، او دستور داد: «از سریع‌ترین مسیر به سوی نبرد استراتژیک سرنوشت‌ساز در آخرین دژ دشمن پیشروی کنید» و «ما باید از فرصت استراتژیک استفاده کنیم، قاطعانه حمله عمومی و قیام را انجام دهیم و جنگ آزادی‌بخش را در کوتاه‌ترین زمان با موفقیت به پایان برسانیم. بهتر است در آوریل امسال، بدون تأخیر، شروع و تمام کنیم. ما باید «سریع، جسورانه و غیرمنتظره» عمل کنیم. ما باید «وقتی دشمن گیج و ناامید شد، فوراً حمله کنیم.» (نامه «به برادر بای کونگ، برادر سائو، برادر توان» ساعت ۲ بعد از ظهر، ۱ آوریل ۱۹۷۵).

او همچنین استدلال‌هایی در مورد پایان دادن به جنگ، دستیابی به پیروزی غافلگیرکننده بر دشمن و هنر حل این مسئله مطرح کرد. «ما نه تنها باید مصمم به جنگیدن و پیروزی در برابر آمریکایی‌ها باشیم، بلکه باید بدانیم چگونه بجنگیم و پیروز شویم. با دانستن اینکه چگونه به درستی شروع کنیم و چگونه یک جنگ طولانی مدت را به پیش ببریم، باید بدانیم که چگونه آن را به درستی پایان دهیم.»

ساده اما انقلابی

سی سال پیش، نامه‌های دبیرکل له دوان که جنگ ویتنام جنوبی را هدایت می‌کرد، علنی شد. این نامه‌ها که قبلاً اسناد فوق سری بودند، برای سرنوشت جنگ و به طور کلی‌تر، سرنوشت ملت در آن زمان بسیار مهم بودند. این اسناد فوق سری، مسائل مهم را مورد بحث قرار می‌دادند، اما نام یا عنوانی ذکر نمی‌کردند و فقط با عنوان «برای شما» یا «به شما» خطاب می‌شدند. در پایان هر نامه، او همیشه با حروف اول BA، نام مخفی خود، امضا می‌کرد: با دوان... او اغلب نامه‌های خود را با عبارات ساده‌ای مانند «اوضاع به سرعت در حال تغییر است» یا «دفتر سیاسی در تاریخ... تشکیل جلسه داد» یا «امروز صبح همین الان دریافت کردم...» شروع می‌کرد. برای نامه‌ها به رهبران محلی، او اغلب با جملات آغازین دوستانه‌ای مانند «رفقای عزیز!» یا با «صمیمانه و با عزم راسخ برای پیروزی» دلگرمی می‌داد.

Những lá thư chở vận mệnh non sông
جلد گلچین «نامه‌هایی به جنوب».

با خواندن «نامه‌هایی به جنوب»، می‌توانیم اهمیت مسائل محرمانه، جدیت و قاطعیت دستورات نظامی را حس کنیم، با این حال بسیاری از نامه‌ها سرشار از بینش‌های آکادمیک در مورد استراتژی نظامی، فلسفه علمی، سیاست و دیدگاه‌های انقلابی هستند. در حالی که «نامه‌هایی به جنوب» عموماً لحن آرام، رک، مستقیم، واضح و مختصر نویسنده و سبک دستورالعمل‌ها، دستورات و علوم نظامی-سیاسی آن را منعکس می‌کند، خوانندگان همچنان می‌توانند احساسات او را در واکنش به وضعیت انقلابی و شرایط میدان جنگ حس کنند.

این امر به وضوح در دستورالعمل‌های ارسالی به میدان نبرد جنوب در اواخر سال ۱۹۷۴ و اوایل ۱۹۷۵ نشان داده شده است. این نامه‌ها سرشار از شور و شوق بودند و خواننده احساس می‌کرد که در میان تشویق‌ها و فریادهای پرطنین رهبرشان، در مقابل ارتشی از شمشیرها و تفنگ‌های درخشان ایستاده است. او نوشت: «ساعت ۶ بعد از ظهر ۲۷ مارس ۱۹۷۵... پیروزی باشکوه در بوئون ما توت و ارتفاعات مرکزی فرصتی برای آزادسازی دانانگ ایجاد کرد. ما باید نیروها را از دو طرف متمرکز کنیم، از توا تین-هو و از نام-نگای حمله کنیم، به سرعت تمام نیروهای دشمن را در دانانگ نابود کنیم، مانع از عقب‌نشینی آنها برای تجدید قوا و دفاع از سایگون شویم. در این لحظه، زمان بسیار مهم است. ما باید با نهایت جسارت و غافلگیری عمل کنیم و به دشمن فرصت واکنش ندهیم... ما باید اقدامات ویژه‌ای برای حرکت در اسرع وقت، کنترل و اشغال سریع فرودگاه‌ها و بندرها، محاصره و تقسیم دشمن برای نابودی آنها داشته باشیم...» (نامه «به برادر نام کونگ و برادر های مان»).

در نامه «به برادر بای کونگ، برادر سائو، برادر توان»، عبارتی وجود دارد که می‌گوید: «انقلاب کشورمان با سرعتی معادل «یک روز برابر با بیست سال» در حال پیشرفت است. بنابراین، دفتر سیاسی تصمیم گرفته است: ما باید از فرصت استراتژیک استفاده کنیم، قاطعانه یک حمله و قیام عمومی انجام دهیم و جنگ آزادی‌بخش را در کوتاه‌ترین زمان ممکن با موفقیت به پایان برسانیم. بهتر است در آوریل امسال، بدون تأخیر، شروع و پایان دهیم؛ این اقدام باید «سریع، جسورانه و غیرمنتظره» باشد. ما باید وقتی دشمن گیج و ناامید شده است، فوراً حمله کنیم...»

برخی نامه‌ها، که کمتر از ۱۰۰ کلمه بودند، فوریت و دستورات نظامی را بیان می‌کردند. او نوشت: «اوضاع به سرعت در حال تغییر است؛ ما باید سریع عمل کنیم. بنابراین، توآن باید زودتر برود تا با بای کونگ در دفتر مرکزی ملاقات کند تا در مورد نقشه تصرف سایگون صحبت کنند. سائو نیز برای جلسه به آنجا خواهد رفت. بای کونگ و تو نگوین دیگر به ارتفاعات مرکزی نخواهند رفت.» (نامه «به بای کونگ، سائو و توآن»، ساعت ۱۱ صبح، ۳۱ مارس ۱۹۷۵).

با نزدیک شدن به روز آزادی، اخبار پیروزی‌ها سرازیر شد و دبیرکل نمی‌توانست شادی و سخنان دلگرم‌کننده خود را برای ژنرال‌ها و رهبران جنوب پنهان کند. او اغلب نامه‌های خود را با این جملات به پایان می‌رساند: «درود پیروزی قاطع را برای شما می‌فرستم»، «برای شما آرزوی سلامتی دارم» یا «از این فرصت بزرگ استفاده کنید، مطمئناً به پیروزی کامل دست خواهیم یافت!» و به ندرت پیش می‌آمد که در نامه‌ای بنویسد که به نظر برسد به ژنرال‌ها و سربازان لبخند می‌زند: «دفتر سیاسی از پیروزی‌های چشمگیر ارتش و مردم منطقه ۵ تقدیر می‌کند و منتظر اخبار پیروزی بزرگ در جبهه دانانگ است.» (نامه «به رفیق نام کونگ و رفیق های مان»، ۲۷ مارس ۱۹۷۵). یا در نامه «به رفیق بای کونگ» ساعت ۴ بعد از ظهر ۲۹ مارس ۱۹۷۵، احساسات خود را مانند برادر بزرگتری که به برادر کوچکترش می‌نویسد، بیان کرد: «برای شما آرزوی سلامتی و پیروزی‌های بزرگ دارم.»

و آخرین نامه‌ای که او باید برای این جنگ ارسال می‌کرد، در تاریخ 30 آوریل بود. این نامه، نامه‌ای تقدیرآمیز از دبیرکل، به نمایندگی از دفتر سیاسی، به همه کادرها، سربازان، اعضای حزب، اعضای اتحادیه‌ها و مردم سایگون - گیا دین - بود که در کارزار هوشی مین شرکت داشتند.

منبع: https://thoidai.com.vn/nhung-la-thu-cho-van-menh-non-song-213023.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
تماشای غروب خورشید بر روی صخره‌های تخم‌مرغی شکل

تماشای غروب خورشید بر روی صخره‌های تخم‌مرغی شکل

صلح زیباست.

صلح زیباست.

شادی زیر طلوع خورشید

شادی زیر طلوع خورشید