امسال باران دیر آمد؛ فکر میکردیم فصل بارندگی تمام شده، اما ناگهان باران شدیدی شروع به باریدن کرد. اما بعد باران بند آمد، آب فروکش کرد و شهر با آسمانی خشک و آفتابی روبرو شد. در اولین روز پس از بند آمدن باران، همه مشتاق رفتن به ساحل بودند. مانند سالهای گذشته، پس از روزها باران شدید و بادهای شدید، همه چیز از بالادست رودخانه توسط آب سیل به دریا ریخته بود. نگاه کردن به ساحل پر از زباله، دلخراش بود. در روزهایی که ساحل پوشیده از زباله بود، بسیاری از مردم برای جمعآوری هیزم جمع میشدند، اگرچه امروزه تقریباً هر خانهای با اجاقهای گازی یا برقی آشپزی میکند. ناگهان این موضوع مرا به یاد اجاقهای آجری ابتدایی جلوی خانه کسی انداخت که صبح زود برای جوشاندن آب روشن میشدند - احتمالاً برای سرگرمی یا یادآوری گذشته. احتمالاً همین است، نه به این دلیل که سعی در پسانداز پول داشتند. در روزهای پس از باران، صبحها فقط کورسویی از نور خورشید دیده میشد؛ خورشید دیده نمیشد، اما برای احساس کمی گرما کافی بود. ابرها هنوز ضخیم بودند، اما باد میوزید تا شهر را که چند روز قبل مرطوب بود، خشک کند. هر خانهای به سرعت لباسها و پتوهای خود را برای خشک شدن بیرون آورد؛ اگرچه آفتابی نبود، اما هوای خشک و باد به خشک شدن آسان همه چیز کمک میکرد.
| تاکهای دریایی در خیابان تران فو. |
آخر دسامبر است، اما مثل سال گذشته آفتاب طلایی نیست. آنقدر از آخرین باری که خورشید را دیدهایم گذشته که آسمان گرفته و غمگین شده است. با این حال، قدم زدن در خیابان و دیدن مغازههای زیادی که با چراغها و تزئیناتی به دو رنگ مشخص کریسمس - سبز و قرمز - تزیین شدهاند، همه را کمی هیجانزده میکند. چه در حال سفر در امتداد ساحل باشید و چه در راه برگشت، هنوز هم میتوانید فضای جشن را در میدان حس کنید، زیرا مردم با شور و شوق صحنه را برای جشنهای پایان سال آماده میکنند. شنیدهام که شمارش معکوس و اجراهای فرهنگی برای استقبال از سال نو برگزار خواهد شد؛ فقط نگاه کردن به آن باعث میشود احساس شادی و هیجان کنید. این همچنین به این معنی است که یک سال دیگر در حال پایان است، به این معنی که آن تقویمهای شکننده با تقویمهای جدید جایگزین میشوند. زمان منتظر هیچکس نمیماند، پس چه باران ببارد و چه بدرخشد، زندگی ادامه دارد و زمین به چرخه خود ادامه میدهد.
بعد از روزها باران و سیل، شهر روزهای آفتابی درخشانی خواهد داشت؛ همیشه همینطور بوده است. دریا کم کم به رنگ فیروزهای درمیآید، مثل روزهای گرم و آفتابی، و امواج دیگر مثل روزهای طوفانی پر سر و صدا و خشمگین نیستند. نها ترانگ، در روزهای بدون آفتاب، ناگهان خنک و دلچسب میشود، سرمای ملایمی با مه صبحگاهی سبک که باعث میشود همه در خیابان ژاکت کمی ضخیمتری بپوشند و شال گردن سبکی روی شانههایشان تکان بخورد و شهر را بسیار شبیه دا لات کند.
سپس، ناگهان، نسبت به شهرم احساس محبت کردم. من واقعاً و عمیقاً عاشق آن هستم.
ون لو کام
منبع: https://baokhanhhoa.vn/van-hoa/sang-tac/202412/nhung-ngay-khong-co-nang-d5a3238/







نظر (0)