Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

از طریق سختی‌هاست که ما حقیقتاً قلب‌های یکدیگر را درک می‌کنیم...

VTV.vn - از طریق بلایای طبیعی، طوفان‌ها و سیل‌ها، آنچه به وضوح نشان داده می‌شود، قدرت همبستگی و شفقت مردم ویتنام است؛ مصیبت به معیاری برای سنجش شخصیت انسان تبدیل می‌شود.

Đài truyền hình Việt NamĐài truyền hình Việt Nam19/02/2026



از طریق بلایای طبیعی مانند طوفان و سیل، شفقت مردم ویتنام عمیقاً نشان داده می‌شود.

از طریق بلایای طبیعی مانند طوفان و سیل، شفقت مردم ویتنام عمیقاً نشان داده می‌شود.

کشور ما به تازگی سالی را با بلایای طبیعی تاریخی بسیاری پشت سر گذاشته است، از استان‌های شمالی، از جمله استان‌هایی که بعید به نظر می‌رسد مانند کائو بنگ ، لانگ سون و تای نگوین دچار سیل شوند... گرفته تا استان‌های مرکزی که "تقریباً هر سال دچار سیل می‌شوند"، اما سال گذشته بسیار وحشتناک‌تر از سال‌های گذشته بود و هر استان آسیب بیشتری نسبت به سال گذشته متحمل شد. ما فکر می‌کردیم هوئه چهار بار دچار سیل شود، اما به طور غیرمنتظره‌ای دانانگ حتی بدتر بود. ما فکر می‌کردیم گیا لای (استان‌های غربی) قبلاً به اوج خود رسیده است، اما به طور غیرمنتظره‌ای داک لاک (که قبلاً بخشی از استان فو ین بود) به اوج حتی بالاتری رسید، خانه‌ها زیر آب رفتند، مردم کشته شدند و آب همه جا را فرا گرفت...

و اولین کاری که مردم منطقه باید انجام دهند این است که به یکدیگر کمک کنند.

یک کدخدای روستا با حافظه‌ای خارق‌العاده ظهور کرد. او فام ون لونگ، رئیس روستای مای فو ۱، کمون او لون (که قبلاً استان فو ین بود) و اکنون استان داک لاک است. تصویر او که پابرهنه راه می‌رود، یک بلندگو در دست دارد و بدون نیاز به هیچ مدرکی نام هر روستایی را صدا می‌زند، تحسین زیادی را برای او به ارمغان آورده و بسیاری را تحت تأثیر قرار داده است. در حالی که یک حافظه خوب ممکن است هدیه‌ای از جانب خدا باشد، فداکاری فداکارانه او در آن دوران سخت، احترام ۸۰۰ خانوار و ۳۰۰۰ نفر از مردم روستا را برای او به ارمغان آورد.

پدیده‌ای وجود دارد، البته نه چیز جدیدی، که در آن برخی از گروه‌های خیریه نمی‌خواهند از طریق مقامات محلی یا جبهه میهن کمک کنند، بلکه ترجیح می‌دهند کمک‌ها را مستقیماً به مردم تحویل دهند. اشکالی ندارد، اما منجر به چندین مشکل می‌شود که قبلاً نیز رخ داده است. اولاً، این امر شامل توزیع تصادفی کمک‌ها می‌شود؛ برخی از خانوارها چندین بار کمک دریافت می‌کنند در حالی که برخی دیگر نه. بسیاری از گروه‌ها در کنار جاده می‌ایستند و کمک‌ها را توزیع می‌کنند، به خصوص در مناطق دورافتاده و صعب‌العبور. ثانیاً، اوضاع غیرقابل کنترل می‌شود. چندین کامیون حامل لوازم به دلیل ازدحام جمعیت مجبور به فرار شده‌اند. حتی در آن مکان‌ها، برخی از مردم چندین بار کمک دریافت کردند در حالی که برخی دیگر هیچ کمکی دریافت نکردند. علاوه بر این، این امر به مقامات محلی و رهبران روستاها آسیب می‌رساند. آنها، مانند هر کس دیگری در منطقه، خانواده‌هایی دارند که تحت تأثیر سیل و رانش زمین قرار گرفته‌اند و همسران و فرزندانشان در حال مبارزه هستند، با این حال آنها هنوز باید سخت تلاش کنند تا به مردم کمک کنند، حداقل برای انجام وظیفه خود. با آنها تماس بگیرید. آنها شما را به مکان‌های مناسب برای توزیع کمک راهنمایی می‌کنند، به جای اینکه ما سرگردان باشیم...

تنها از طریق سختی‌هاست که ما حقیقتاً قلب‌های یکدیگر را درک می‌کنیم... - عکس ۱.

تصویر کدخدای روستا که پابرهنه راه می‌رود، بلندگو در دست دارد و بدون نیاز به هیچ گونه مدارکی نام تک تک اهالی روستا را صدا می‌زند، بسیاری از مردم را تحت تأثیر قرار داده و متأثر کرده است.

و سپس آقای فام ون لانگ ظاهر شد، گواهی بر سخت‌کوشی و درستکاری مقاماتی که از همه به مردم نزدیک‌ترند.

برخی معتقدند که اگر قرار باشد مراسمی برای اعطای عنوان قهرمان برگزار شود، آن باید فام وان لونگ، یک قهرمان واقعی، باشد.

بسیاری دیگر نیز داستان‌هایی دارند که اشک به چشمان می‌آورند. داستان‌هایی از اعمال آرام و بی‌تکلف، از تمایل فداکارانه، بدون هیاهو یا تظاهر. مانند زن مسنی در داک لاک (که قبلاً توی هوا نام داشت) که از دریافت کمک‌های امدادی خودداری کرد و چیزی گفت که بسیاری، از جمله کسانی که کمک‌ها را تحویل می‌دادند، را به گریه انداخت. وقتی به او غذا پیشنهاد شد، گفت: "نه! من آن را نمی‌پذیرم! خانه من فقط کمی دچار سیل شده است. آن را برای کسانی می‌گذارم که بیشتر از من به آن نیاز دارند." بعداً مشخص شد که خانه او در منطقه بازار فو نهیو (داک لاک) بوده است، جایی که آب‌های سیل فقط تا زانوهایش رسیده بود، بنابراین آسیب زیادی ندیده بود. به همین دلیل او کمک را نپذیرفت.

این کار بی‌سروصدا انجام می‌شود، هیچ‌کس نمی‌داند، اما در عین حال نوعی فداکاری است، زیرا چه کسی می‌داند فردا چه چیزی به همراه خواهد داشت؟ اگر طمع قرار بود همه چیز را برای احتکار نگه دارد، آیا این کار را می‌کرد؟ و واقعیت این است که برخی افراد دو یا سه سهم برمی‌دارند. آنها ممکن است طمع‌کار نباشند، اما نگران فردا هستند، فردایی که نامشخص است، وقتی باران همچنان می‌بارد و سیل همچنان بالا می‌آید...

که تنها از طریق سختی‌هاست که می‌توانیم حقیقتاً قلب‌های یکدیگر را درک کنیم... - عکس ۲.

تصاویری زیبا که احساسات مردم ویتنام را منعکس می کند.

اعمال فوق‌العاده فداکارانه و تأثیرگذاری انجام شد. خیلی زیاد بود، اما من می‌خواهم داستان... بوفالو را تعریف کنم.

گاومیشی که درست مثل ده‌ها هزار گاومیش دیگر در این کشور بود، اما حالا به شدت معروف شده است.

البته، این یک بوفالوی کاملاً باهوش است و می‌داند چگونه بر سختی‌ها غلبه کند.

با بالا آمدن آب، صاحب خانه انبار را برچید و به کل گله شش گاومیش اجازه داد تا به تنهایی راه خود را به بالای کوه پیدا کنند، در حالی که خانواده‌اش برای فرار از سیل هجوم آوردند و وسایل خود را به زمین مرتفع‌تر منتقل کردند. اما آب خیلی بالا بود؛ یکی از گاومیش‌ها نتوانست فرار کند و برگشت، اما هنوز هم نتوانست به خانه برسد. به دلایلی نامعلوم، گاومیش روی سقف توالت یک خانواده در روستای دیگری افتاد.

سقف بسیار کوچک بود و گاومیش فقط در یک حالت ایستاده بود و تعادلش در میان آب سفید چرخان اطراف به طرز بسیار ناپایداری حفظ شده بود.

سه روز آنجا ماند تا اینکه آب فروکش کرد، صاحبخانه برگشت و آن را پیدا کرد. یعنی سه روز بدون غذا مانده بود، و اینکه آیا آبی به او رسیده یا نه... نمی‌دانم.

صاحبخانه بوفالو را دید و فهمید که گرسنه است، بنابراین بالای آن رفت، به او کاه داد تا بخورد و به او آب داد تا بنوشد. سپس رفت تا از کسی بخواهد که در پایین آوردن او کمک کند.

در شرایط عادی هم آسان نیست، چه برسد به الان که همه مشغول تمیز کردن خانه‌های خودشان هستند و افراد کافی برای انجام این کار وجود ندارد.

که تنها از طریق سختی‌هاست که می‌توانیم حقیقتاً قلب‌های یکدیگر را درک کنیم... - عکس ۳.

انسانیت در دل طوفان.

هر جا که می‌رفت، از بوفالو نام می‌برد و درخواست کمک می‌کرد تا اینکه بالاخره با سربازان روبرو شد. دو روز پس از کشف بوفالو، سربازان با پخش کردن بسته‌های کاه و ایجاد پله، آن را نجات دادند. صاحب بوفالو که به دلیل شهرت زیاد بوفالو، ویدئوی آن را آنلاین دیده بود، به کمکش آمد. صاحب بوفالو مجبور شد بوفالو را قبل از اینکه جرات کند به پایین بیاید، به پایین هدایت کند، زیرا بوفالو از ارتفاع بسیار می‌ترسد. در این مورد، هم ارتفاع و هم غریبه‌ها بودند.

اگر حتی بوفالوها اینطور هستند، تصور کنید که انسان‌ها چگونه هستند.

پیش از این، چندین استان در شمال دچار طوفان و سیل شدند و بسیاری از مردم ویتنام مرکزی و جنوبی برای کمک به آنجا آمدند. علاوه بر لوازم ضروری و غذا، بسیاری از وسایل نقلیه حامل قایق نیز برای نجات اعزام شدند. و اکنون، کاروان‌هایی از وسایل نقلیه از آن استان‌ها و سایر استان‌ها و شهرها برای کمک به ویتنام مرکزی صف کشیده‌اند.

بسیاری از مردم قایق‌های کانو آوردند و از آنها بسیار حرفه‌ای استفاده کردند. حرفه‌ای‌گری آنها بود که به نجات یا تأمین بسیاری از خانه‌های متروکه در مناطق دورافتاده کمک کرد.

سپس، کاروان‌های طولانی کامیون‌ها از دو سر کشور حرکت کردند و تدارکات امدادی را برای مردم سیل‌زده حمل کردند.

که تنها از طریق سختی‌هاست که می‌توانیم حقیقتاً قلب‌های یکدیگر را درک کنیم... - عکس ۴.

این دختر زیبا با وجود زن بودن، از سختی‌های بارگیری اقلام امدادی ابایی نداشت.

چندین دختر زیبا هستند که مستقیماً کامیون‌هایی را می‌رانند که ۳۰ تا ۵۰ تن کالا حمل می‌کنند. من هم رانندگی بلدم و از آن لذت می‌برم، اما ماشین‌های کوچک، مثل ماشین‌های ۵ نفره، را می‌رانم، وقتی دلم می‌خواهد رانندگی می‌کنم و وقتی خسته‌ام می‌ایستم. اما رانندگی با کامیونی که کالا حمل می‌کند متفاوت است، و کمک‌های امدادی حتی بیشتر. رانندگی در روز و شب. و مجبور بودن به سفر در مناطق سیل‌زده. و بیشتر اوقات تنها یا با همسرم. رسیدن به مقصد، پیدا کردن جای پارک در نزدیک‌ترین نقطه ممکن به منطقه‌ی نیازمند کمک، سپس پیدا کردن افرادی برای تخلیه‌ی کالاها و برگشتن.

مانند مین نگویت، زن جوانی از تویین کوانگ ، که به همراه همسرش رانندگی می‌کرد، این زوج ۱۳۰۰ کیلومتر تا داک لاک (که قبلاً فو ین نام داشت) سفر کردند و به محض رسیدن، به سربازان در تخلیه کالاها کمک کردند.

برای مثال، نگو هان، دختری که در سال ۱۹۹۹ در تای نگوین متولد شد، نیز به همراه همسرش از تای نگوین به هانوی رانندگی کرد تا کالاهای بیشتری را تحویل بگیرد و سپس مستقیماً به فو ین رفت.

در گیا لای، نگوین تی توی دوین ۲۵ ساله کامیون خانواده‌اش را که حامل کمک‌های امدادی است، می‌راند. حتی وقتی کامیون پر نیست، او به شهر هوشی مین می‌رود تا قبل از انتقال تدارکات به مناطق سیل‌زده، تدارکات بیشتری را بارگیری کند. به محض رسیدن، او کالاها را تخلیه می‌کند و شخصاً آنها را به تک تک ساکنان تحویل می‌دهد...

که تنها از طریق سختی‌هاست که می‌توانیم حقیقتاً قلب‌های یکدیگر را درک کنیم... - عکس ۵.

وسایل نقلیه شب را طی کردند تا به هموطنان ما برسند.

هر فرد به روش خود، بی‌سروصدا و با احتیاط به هم‌روستاییان خود در مواقع سختی کمک می‌کرد. آنها تا پس از اتمام کار، که میلیون‌ها نفر فیلم را دیده بودند، از اینکه از آنها فیلم گرفته می‌شود، بی‌خبر بودند. فام ون لانگ، کدخدای روستا، نیز از این قاعده مستثنی نبود؛ او نمی‌دانست که در روزنامه‌های آنلاین و حتی روزنامه‌های جریان اصلی از او نام برده شده است. او صرفاً با پیروی از وجدان و مسئولیت‌هایش، با نهایت فداکاری و رویکرد علمی، کار خود را انجام داد.

مردم کوچه‌ی ما هم همین کار را کردند؛ بدون اینکه کسی به آنها بگوید، آن روز صبح تدارکات را به یک خانه آوردند، سپس برای دسته‌بندی، بسته‌بندی و انتقال آنها به محل دریافت کمک‌های مردمی در محله جمع شدند. مراکز دریافت کمک‌های مردمی زیادی، چه خودجوش و چه سازماندهی‌شده توسط جبهه میهن‌پرستی یا دولت محله، وجود داشت که همگی پر از فعالیت و حس اعتماد به نفس بودند. بسیاری از این مراکز دریافت کمک‌های مردمی، مملو از مردم و کالاها بودند.

پول زیادی از طریق کد QR توسط جبهه میهن در تمام سطوح منتقل شد. نیازی به سالن اجتماعات، نیازی به غرفه عکاسی نبود...، آنها آرام تلفن‌های خود را به سمت کد QR گرفتند، پول دلسوزی، پول اشتراک‌گذاری، همدلی، پول خودشان، از جمله حقوق بازنشستگی، عرق و اشک تاجران کوچک، و حتی فروشندگان بلیط بخت‌آزمایی...

بسیاری از مردم نیز داوطلبانه از شغل خود استعفا دادند تا در بارگیری و تحویل کالاها کمک کنند. با عجله تابلوها یا اطلاعیه‌هایی در فیس‌بوک نوشته شده بود: «این مکان به افرادی برای بارگیری کالاها روی کامیون‌ها نیاز دارد، افرادی برای مرتب‌سازی، افرادی برای رانندگی...» و به این درخواست‌ها بلافاصله پاسخ داده شد.

از همه تأثیرگذارتر این واقعیت بود که اقلیت‌های قومی ارتفاعات مرکزی نیز به ساحل کمک مالی می‌کردند و هدایایی می‌فرستادند. آنها محصولات کشاورزی محلی، برنج، سبزیجات و حتی رشته فرنگی فوری می‌خریدند و پول خود را روی هم می‌گذاشتند تا آنها را به پایین بفرستند.

از جمله آنها داستان خانم راه لان هایاک، ۷۹ ساله، اهل هملت ۸، کمون چِ سِ، استان گیا لای است که ۱۰ میلیون دونگ ویتنامی را از طریق کمیته جبهه میهن ویتنام در کمون اهدا کرد. شایان ذکر است که برای یک فرد جرای، به ویژه یک زن مسن مانند او، ۱۰ میلیون دونگ ویتنامی مبلغ بسیار زیادی است. بسیاری از روستاها در ارتفاعات مرکزی یکدیگر را تشویق می‌کنند تا غذا، محصولات کشاورزی و سایر مایحتاج خود را برای ارسال به مناطق سیل‌زده اهدا کنند.

که تنها از طریق سختی‌هاست که می‌توانیم حقیقتاً قلب‌های یکدیگر را درک کنیم... - عکس ۶.

سربازان ارتش عمو هو از ویژگی‌های والا و نجیب برخوردارند.

آنچه باقی می‌ماند و قلب‌های ما را گرم می‌کند، شفقت میان مردم ویتنام است. این شفقت از یک سنت ملی زیبا، از «کمک به نیازمندان» گرفته تا «دوست داشتن دیگران مانند دوست داشتن خود» سرچشمه می‌گیرد و همچنان به ایجاد سیستمی از ارزش‌های فرهنگی و معنوی به نام ویتنام ادامه می‌دهد. حتی در میان رنج، ما به توانایی خود برای زندگی در عشق و حمایت متقابل و از تاب‌آوری هر فرد و هر خانواده اطمینان داریم.

و البته، ما باید از تجربیات زندگی درس بگیریم، همانطور که اجداد ما هزاران سال این کار را کرده‌اند. هر دوره‌ای تجربیات زندگی خاص خود را متناسب با زمان خود دارد. طوفان‌ها و سیل‌های فعلی ما با جنگل‌ها (که تقریباً از بین رفته‌اند) و سدهای برق آبی مرتبط هستند. ما قبلاً طبیعت را "تسخیر" می‌کردیم و "با طوفان‌ها و سیل‌ها می‌جنگیدیم"، اما اجداد ما به دنبال زندگی در هماهنگی با طبیعت، همزیستی با آن و "اجتناب" از طوفان‌ها و سیل‌ها به جای مبارزه با آنها بودند، زیرا مبارزه با آنها غیرممکن بود. فقط به آن کامیون بزرگ و سنگین نگاه کنید؛ در یک لحظه توسط آب شسته می‌شود.

حتی مردم ارتفاعات مرکزی، جایی که من نزدیک به نیم قرن در آن زندگی کرده‌ام، قبلاً با جنگل بسیار مسالمت‌آمیز زندگی می‌کردند، به آن احترام می‌گذاشتند و با آن هماهنگ بودند. آنها ممکن است بگویند که سبک زندگی عشایری داشته‌اند، اما جنگل را بی‌هدف نابود نمی‌کردند. و در حالی که سفر می‌کردند، همیشه برمی‌گشتند؛ آنها برای همیشه آنجا را ترک نمی‌کردند. آنها آداب و رسوم و سنت‌های بسیار سختگیرانه‌ای برای محافظت از جنگل و هماهنگ کردن زندگی خود داشتند. آنها سپاسگزار جنگل بودند، به طبیعت احترام می‌گذاشتند و از زندگی خود راضی بودند.

و به همین دلیل، آرامش یافتند...


منبع: https://vtv.vn/rang-qua-hoan-nan-moi-hieu-long-nhau-100260120100702335.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
کلیسای ویران شده

کلیسای ویران شده

راهپیمایی به سوی پیروزی

راهپیمایی به سوی پیروزی

خواندن روزنامه در روز استقلال

خواندن روزنامه در روز استقلال