
در همین حال، مشاور LM سخنرانی کرد:
«چند جملهای هست که شما نادیده گرفتید و من آنها را کمی عجولانه میدانم. [...] مثلاً «یک مزرعه برنج وسیع به اندازه یک مهارت در دست خوب نیست.» و در اینجا، اجداد ما میخواستند بر سختکوشی و سختکوشی مردم تأکید کنند. اگر دقت کنیم، میبینیم که اکثر روستاهای صنایع دستی، به ویژه روستاهای اطراف هانوی ، معمولاً مزارع برنج بسیار کمی دارند، اما به همین دلیل، صنایع دستی کوچک خود را با موفقیت بسیار توسعه میدهند. تبریک میگویم.»
اگر آموزهی فوق درست باشد، آیا این بدان معناست که فقط افرادی که در مناطقی با «زمینهای زراعی کم» و «صنایع دستی کوچک» زندگی میکنند «سختکوش» هستند، در حالی که افراد ساکن در مناطق روستایی با «مزارع فراوان» «سختکوش» نیستند؟
در واقع، حتی در مناطقی که مزارع آبزیپروری فراوانی وجود دارد، صنایع دستی کوچک هنوز رونق دارند. به عنوان مثال:
- ای دختری که شال سبز به کمر بستهای/ اگر میخواهی با من به که بویی بیایی، پس بیا/ روستای من دور تا دورش شالیزار دارد/ دریاچهای خنک برای حمام کردن و تجارت ریسندگی ابریشم وجود دارد (ترانه محلی).
- یک فو (Phu) دور تا دورش مزارع برنج دارد / یک برکه آب خنک برای حمام و یک حرفه آبنباتسازی دارد / آبنبات را برای خردهفروشی و عمدهفروشی تولید میکند / در سراسر هانوی و حتی به های فونگ (Hai Phong) میفروشد ... (شعر عامیانه).
بنابراین، چگونه باید این ضربالمثل را بفهمیم که «یک رشته به اندازه یک مهارت در دست داشتن خوب نیست»؟
ضرب المثل مورد بحث، گونه های مختلفی دارد: ثروت فراوان به خوبی مهارت در دست نیست؛ ثروت فراوان به خوبی مهارت در دست نیست؛ مزارع فراوان به خوبی مهارت در دست نیست؛ ده هزار هکتار زمین حاصلخیز به خوبی مهارتی که بتوان با خود حمل کرد نیست؛ ده هزار هکتار زمین حاصلخیز به خوبی مهارتی که بتوان با خود حمل کرد نیست.
«داراییها» در اینجا شامل داراییهای پنهان و آشکار میشود. داراییهای پنهان عبارتند از پول، طلا، نقره و جواهرات (چیزهایی که میتوانند پنهان شوند و آشکار نیستند)؛ داراییهای آشکار عبارتند از خانهها، مزارع، گاوها، خوکها، مرغها و غیره که همه میتوانند آنها را ببینند.
در گذشته، علاوه بر خانه و پول، مردم ثروت را با تعداد هکتار زمین کشاورزی خوب (لونگ دین، توک دین) میسنجیدند. زمین کشت شده به ثروت تبدیل میشد - نوعی دارایی که میتوانست درست مانند پول مبادله و خرید و فروش شود (یک قطعه زمین میتواند از دست هزاران یا دهها هزار مالک عبور کند). بنابراین، «ثروت در همه جا» یا «مزرعه در همه جا» (چهار طرف؛ سه طرف، چهار طرف) و «ده هزار هکتار زمین کشاورزی خوب» در ضربالمثل، همگی به معنای ثروت و پول به طور کلی هستند.
در واقعیت، بسیاری از مردم مقادیر زیادی ملک و زمین از اجداد خود به ارث میبرند. اما بعد از آن، بیخیال میشوند! اگر کار نکنند و فقط بنشینند و خرج کنند، در نهایت ورشکست میشوند.
فروش زمین برای هدر دادن پول در قمار و ولخرجی در گذشته چنان رایج بود که در داستان عامیانه «ریشه فریاد حواصیل، لکلک، کبوتر، قمری و موش» به تصویر کشیده شده است. در این داستان، همه این حیوانات در ابتدا صاحب مزارع و باغهای وسیعی بودند. از آنجا که آنها با هم قمار میکردند، پول قرض میگرفتند و (با امضای قراردادهای دروغین) فریب میخوردند، تمام زمینهای خود را به لکلک از دست دادند. حواصیل، که همه چیز خود را از دست داده بود، مجبور شد تا شب صبر کند، زمانی که لکلک برای خواب به خانه رفته بود، تا مخفیانه بیرون برود و میگو و ماهیهای کوچک را از زمین لکلک بدزدد («حواصیل زمین خود را به لکلک فروخت / بنابراین، حواصیل باید تمام شب را به دنبال زباله بگردد؛ چرا حواصیل نمیداند چگونه نگران باشد؟ / زمین خود را به لکلک فروخت و حالا باید شب غذا بخورد» - ترانه عامیانه).
«مزارع پوشیده از میگوی آخوندکی است»، «سخاوت میگوی آخوندکی» - معنیاش همین است.
بنابراین، چگونه باید «مهارتی در دست» (یا «مهارتی کوچک در دست» - که به صورت اغراقآمیزی «مهارتی در دست» گفته میشود) را بفهمیم؟ این به طور کلی به حرفهها اشاره دارد، نه به «صنایع دستی کوچک» یا «دهکدههای صنایع دستی» آنطور که مشاور LM درک میکند. داشتن مهارت در دست به معنای نترسیدن از فقر است: «فروش کالا و بافندگی راههایی برای امرار معاش هستند، / باید مهارتی را در دست داشت / اگر اکنون آن را مدیریت نکنی، عقب خواهی ماند / بعداً، وقتی فقیر شوی، مهارتی برای امرار معاش نخواهی داشت» (شعر عامیانه).
بنابراین، «مزرعه» در اینجا مترادف با ثروت و پول است. پول، ثروت و زمین، هر چقدر هم که باشد («مزارع وسیع»، «ثروت عظیم»، «ده هزار هکتار زمین کشاورزی»، «ده هزار هکتار زمین کشاورزی»)، صرفاً داراییهای خارجی هستند؛ آنها خرج میشوند و سپس از بین میروند؛ میآیند و میروند. فقط یک «مهارت در دستان» (حتی یک مهارت جزئی)، متعلق به خود فرد، واقعاً نوعی ثروت خودساخته ارزشمند است که هرگز از بین نمیرود؛ برعکس، میتواند ثروت مادی ایجاد کند، باعث رشد آن ثروت شود و زندگی پایدار و باثباتی را تضمین کند (تسلط بر یک مهارت، افتخار و رفاه میآورد - ضربالمثل).
هوانگ توان کونگ
مرجع: برخی ممکن است استدلال کنند که «یک مزرعه وسیع به خوبی یک مهارت در دست نیست» به این معنی است که حتی با وجود زمین و کشاورزی زیاد، ارزش اقتصادی برنج و سیبزمینی نمیتواند با ارزش اقتصادی یک صنعتگر یا کسی که در حرفه کشاورزی دیگری کار میکند، مقایسه شود. با این حال، اگر چنین باشد، این فقط یک تفسیر مدرن است، نه معنای اصلی ضربالمثل. در گذشته، «کشاورزی پایه و اساس است، وقتی کشاورزی رو به زوال میرود، همه حرفههای دیگر شکست میخورند»، «دانشمند اول، کشاورز دوم، وقتی برنج تمام میشود، فرد بیهدف پرسه میزند»، «کشاورز اول، دانشور دوم»، «مراقبت دقیق به خوبی یک مزرعه کوچک نیست». داشتن مزارع زیاد برای کشت همیشه به معنای فراوانی و رفاه بوده است.
منبع: https://baothanhhoa.vn/ruong-be-be-nbsp-va-nghe-trong-tay-279107.htm







نظر (0)