پیشگامان و پیشگامان
تقریباً ۱۵ سال پیش، طی تبادل نظری بین دو باشگاه مقاومت سنتی اداره پست در تای نین و شهر هوشی مین، فرصتی پیش آمد تا با آنها صحبت کنم و درباره دستاوردهای خاموش و کمتر ذکر شده صنعتی که اکنون ۸۰ سال از وجود و توسعه آن میگذرد، بیشتر بدانم. در میان آنها، بسیاری سالهای دشوار اما قهرمانانه را در منطقه مقاومت تای نین شمالی تجربه کرده بودند.
دههها گذشته است، اما آقای فام تان دان، سربازی از اداره پست و حمل و نقل مرکزی منطقه جنوبی در طول جنگ مقاومت، هنوز اشعاری را در مورد کسانی که در آن زمان وظیفه باز کردن جادهها، راهنمایی ترافیک و حمل کالا را بر عهده داشتند، به یاد دارد، چیزی شبیه به: «چقدر مسخره است دو کلمه «حمل و نقل» / نام رابط را یدک میکشند، اما فاقد دلسوزی در قلب هستند / هر روز مسافران را از جاده عبور میدهند / مانند گدایان کیسهای بر دوش خود حمل میکنند...» سپس خندید و افزود: «پیامرسانان محله باید سریع باشند / تا به حزب کمک کنند تا به موقع مبارزه را رهبری کند.»
برای آقای فام تان دن، تصویر شهید سیزده قبل از درگذشتش هرگز محو نخواهد شد.
سوابق تاریخی حاکی از آن است که در ۲ ژوئن ۱۹۶۲، اداره پست و حمل و نقل دفتر مرکزی تأسیس شد (به اختصار اداره پست و حمل و نقل R). متعاقباً، در ۲۰ ژوئن ۱۹۶۲، دفتر مرکزی دستورالعمل شماره ۱۹/CTR را صادر کرد که وظایف و کارکردهای بخش پست و حمل و نقل جنوب را تصریح و مدیریت آن را بر اساس یک سیستم عمودی یکپارچه در سراسر منطقه سازماندهی میکرد.
برای آقای دن، خاطرات دوران خونریزی و سختی، دوران «انتظار برای صلح ، فقط برای داشتن یک خواب راحت شبانه»، به سختی محو میشوند. او تعریف کرد که در اوایل دهه ۱۹۶۰، زمانی که اداره پست و مخابرات هنوز بخشی از بلوک امور مدنی و سیاسی کمیته مرکزی بود و انواع وظایف، از حمل و نقل مقامات میانی و عالی رتبه از کمیته مرکزی به مناطق محلی و برعکس، را بر عهده داشت، کارکنان اداره پست و مخابرات همچنین مجبور بودند اسناد، کتابها، روزنامهها، ماشینآلات، قطعات را حمل کنند یا یادگاریهای سربازان کشته شده را به خانوادههایشان تحویل دهند. گاهی اوقات، آنها آنقدر گرسنه بودند که چشمانشان زرد میشد؛ برنجی که مدتها در زیر زمین دفن شده بود، باید از خاک بیرون آورده و پخته میشد و از ترس له شدن، با دقت شسته میشد. در زمان غذا، برخی فنجانها را در دست داشتند، برخی دیگر بشقابهای آلومینیومی خرد شده یا قاشقهای نارگیلی را به آشپزها میدادند تا سهم ناچیز برنج خود را با آنها تقسیم کنند. غذا شامل نمک مخلوط با آب، خمیر میگو و سبزیجات وحشی بود... برخی آنقدر گرسنه بودند که برای جستجوی ریشههای کاساوا به مزارع روستاییان میرفتند، اما پس از بازگشت مورد سرزنش قرار میگرفتند. لباسهایشان پاره و پاره بود و در تمام پشت، باسن و زانوها وصله داشت، تا جایی که یکی از زنان ویتنامی که برای جنگیدن در مقاومت رفته بود، چند جفت شلوار ابریشمی آمریکایی از طرف خانوادهاش برایش فرستاده شد و او آنها را به رفقایش داد تا از آنها شلوارک درست کنند.
تصاویری از سربازان سابق پست و لجستیک در تالار سنتی اداره پست شهر هوشی مین .
در سال ۱۹۶۶، اداره پست و حمل و نقل از بلوک حزب مدنی و سیاسی به فرماندهی منطقهای، واحد B-23، منتقل شد. آقای دن گفت که در طول جنگ مقاومت، ۱۸ نفر از رفقای واحد او در درگیری با کماندوهای آمریکایی در حین انجام وظیفه کشته شدند، اما آنها هرگز اسناد رسمی، سلاحها یا بستههایی را که با علامت HQT (کالاهای مهم) مشخص شده بودند، گم یا آسیبی ندیدند، که او بعداً فهمید که آنها پول، طلا و دلار بودند. مطبوعات به طور گسترده در مورد «مسیر پول، طلا و دلار» که از جبهه نبرد جنوب از شمال حمایت میکرد، نوشتند، که عمدتاً از کمکهای کشورهای برادر، برخی سازمانها و افراد بینالمللی و ویتنامیهای خارج از کشور که با جنگ مقاومت مردم ویتنام همدردی میکردند، تأمین میشد.
از کسانی که راه را هموار کردند، تقدیر شده است، اما هیچ کس از کسانی که مستقیماً هر بسته را "حمل" کردند، آن را روی ارابههای گاو نر بار زدند، به قایقها منتقل کردند و در برابر حملات "جادوگران" (سربازان کامبوجی) و کماندوهای تحت حمایت آمریکا مقاومت کردند و جان خود را برای محافظت از محموله به خطر انداختند، چیزی ننوشته یا تمجید نکرده است. دو "جانباز" دیگر، آقای نگوین ون هوا و آقای نگوین کوک ترونگ، نیز تأیید کردند که B-23 هرگز حتی یک بسته از محموله HQT را از دست نداد.
قبل از اینکه برای آخرین بار چشمانش را ببندد، هنوز یادش بود که حق عضویت حزبش را بپردازد و یونیفرمش را به رفقایش بدهد.
در خاطرات آقای دن، داستانی وجود دارد که هر وقت آن را تعریف میکند، باید جلوی اشکهایش را بگیرد. او هنوز هم به وضوح مرگ شهید سیزده را به یاد دارد. در طول یک مأموریت ارتباطی، پس از یک آرامش کوتاه در جنگ، رفقایش متوجه شدند که سیزده به شدت زخمی شده و گلولهای سینهاش را سوراخ کرده است. سیزده زمزمه کرد: «سوزن نارنجک از قبل کشیده شده است، از سنجاق قفلی برای محکم کردن آن استفاده کنید» (سیزده قصد داشت آخرین ضربه را وارد کند و در کنار سربازان آمریکایی و ویتنام جنوبی جان باخت). «حق عضویت حزب در کیف من است، یادتان باشد آن را بپردازید.» وقتی رفقایش سعی کردند پیراهنش را پاره کنند تا زخمش را ببندند، سیزده دستش را گرفت و گفت: «این پیراهن همین امروز بعد از ظهر به دستم رسید، بگذارید بپوشم» و سپس بدون هیچ نالهای، در آرامش از دنیا رفت.
رکورددار سابق حمل بار در اداره پست.
آقای دن تأکید کرد: «سرباز در سپاه پستی و لجستیک، حتی اگر فقط وظیفه رابط یا راهنما را انجام میدهد، باید شجاعت یک فرمانده را داشته باشد و مهارتهای شناسایی و رزمی یک مأمور نیروهای ویژه را داشته باشد.»
بدون آن شجاعت و توانایی، چگونه میتوان وضعیت را ارزیابی کرد وقتی گروههای بازدیدکنندگان، که گاهی صدها نفر بودند، را از طریق جادههایی که اغلب در معرض آتش توپخانه و بمباران قرار داشتند، هدایت میکرد؛ آماده مبارزه با کماندوها بود، پس از نبرد به دنبال مهمانان گمشده میگشت و به سرعت از میدان نبرد عقبنشینی میکرد؟ تازه اینها زمانهایی است که مجبور بودند چهرههای برجسته و روشنفکرانی مانند لام ون تت، ترین دین تائو و دیگران یا روزنامهنگاران استرالیایی و فرانسوی را از سایگون به مقر کمیته مرکزی منتقل کنند. آنها با موتورسیکلت در امتداد مرز کامبوج، از میان مسیرهای گلآلود حمل میشدند، جایی که مجبور بودند بامبو بخرند و سبد ببافند تا راه را هموار کنند، و گاهی حتی آنها را در تختهای آویز حمل میکردند...
آقای نگوین کوک ترونگ در تلاش است تا با استفاده از یک نقشه قدیمی، مسیرهای ارتباطی متقاطعی را که از تای نین در سراسر جنوب امتداد دارند، بازسازی کند.
برای آقای نگوین کوک ترونگ، فرمانده ایستگاه B1 اداره پست و لجستیک، خاطرهانگیزترین تجربه، نبردهای حین حمله رژیم دستنشانده آمریکا به هندوچین در سال ۱۹۷۰ بود. در آن زمان، تقریباً تمام پایگاه کمیته مرکزی به کامبوج عقبنشینی کرده بود و افسران رابط، به همراه نزدیک به ۱۶۰ افسر از لشکرهای پنجم و نهم، تازه به ایستگاه B1 رسیده بودند و در بای بائو (کمون تان لاپ، منطقه تان بین) گیر افتاده بودند.
پس از اعزام دیدهبانان برای بررسی و نتیجهگیری مبنی بر اینکه نیروهای ویتنام جنوبی تحت حمایت ایالات متحده فقط نیروهای کمیته مرکزی در حال عقبنشینی را در امتداد بزرگراه ۲۲ ویتنام به بزرگراه ۷ کامبوج تعقیب میکنند، ترونگ تصمیم گرفت حملهای را برای تضعیف قدرت دشمن آغاز کند. سلاحهای ایستگاه B1 تنها شامل چند تفنگ AK، CKC، CKC، نارنجکانداز M79 و کمتر از دوازده مین ضد تانک بود. در عرض دو هفته، ترونگ فرماندهی واحد خود را در چهار نبرد بر عهده داشت و هشت تانک و خودروی زرهی را منهدم کرد تا اینکه ارتباط با کمیته مرکزی دوباره برقرار شد و به آنها اجازه داد تا به اسکورت هیئت تا پایگاه کمیته مرکزی در کامپونگ چام ادامه دهند.
اگرچه این فقط یک دپارتمان در دفتر مرکزی بود، اما تشکیلات دپارتمان پست و حمل و نقل در مقطعی بیش از ۱۲۰۰۰ نفر و ۵۰۰ ایستگاه داشت که در سراسر جنوب گسترش یافته بود.
اگرچه تان لاپ اکنون خانه سنتی پایگاه مرکزی پستی و ارتباطات منطقه جنوب را در خود جای داده است، با تصاویر و آثار باستانی متعدد، و آن را به یک «آدرس قرمز» برای بخشهای پستی، مخابراتی، علمی و فناوری تبدیل کرده است، اما بازگویی تمام دلاوریها و فداکاریهای افسران و سربازان اداره مرکزی پستی و ارتباطات منطقه جنوب دشوار است.
دانگ هوانگ تای
منبع: https://baolongan.vn/tham-lang-nhung-nguoi-chien-si-giao-buu-van-a201870.html






نظر (0)