Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

فروردین، ماه خاطره‌ها

آوریل مانند لولا عمل می‌کند و دریچه زمان بین بهار و تابستان را باز و بسته می‌کند. دریچه طبیعت کمی دمدمی مزاج است و به آوریل اجازه می‌دهد مناظر بسیار متفاوتی از آسمان و زمین را آشکار کند.

Báo Long AnBáo Long An19/04/2025

آوریل مانند لولا عمل می‌کند و دری را بین بهار و تابستان باز و بسته می‌کند. درِ طبیعت کمی دمدمی مزاج است و به آوریل اجازه می‌دهد صحنه‌های بسیاری از آسمان و زمین را آشکار کند و احساسات زیادی را در قلب مردم برانگیزد. بنابراین، آوریل با اثر منحصر به فرد خود از راه می‌رسد.

تصویر نمایشی

بهار آخرین قدم‌های خود را در جدول زمانی سال برمی‌دارد و آسمان‌های مرطوب، مه‌آلود و خاکستری را با خود به همراه می‌آورد. اولین رگبارهای تابستانی آغاز شده‌اند.

باران با ریتمی تند، قوی و قاطع، همچون پیش درآمدی در سمفونی پرجنب‌وجوش تابستان، بر جاده‌ها، رودخانه‌ها، مزارع و خیابان‌ها می‌ریخت.

باران سیل‌آسا جای خود را به آفتاب داد، منظره‌ای روشن و غرق در آفتاب با رگه‌هایی از رنگ‌های شیرین و زرد عسلی که بر اولین شکوفه‌های فصل در کوچه‌ی کوچک می‌ریخت.

خورشید به روشنی می‌درخشد و آسمان آبی صاف، ابرهای سفید و نسیم ملایمی را که به آرامی ساقه‌های معطر برنج را که اولین خوشه‌های خود را در حومه شهر حمل می‌کنند، تکان می‌دهد، روشن می‌کند.

هر کسی که این جاده‌ی آوریل را طی کرده باشد، مطمئناً هرگز آن را فراموش نخواهد کرد. گل‌های سفید کیهانی با پرچم‌های زرد، به آرامی در امتداد لبه‌های چمنزار پیچ در پیچ، به صورت تکه‌ای شکوفا می‌شوند.

درختان آسِرا شاخه‌های خود را به سمت آسمان آبی عمیق کشیده‌اند و گل‌های بنفش پر جنب و جوشی دارند که تصویری ملایم و فریبنده از ماه آوریل را ترسیم می‌کنند.

در ورودی یکی از مدارس، گل‌های زرد کاسیا شروع به باز شدن می‌کنند و فرشی از شکوفه‌ها را می‌بافند. گلبرگ‌های طلایی درخشان به موهای دختران چسبیده‌اند و باعث می‌شوند فضا با نور طلایی خورشید موج بزند.

زمانی بود که پسرک دست و پا چلفتی به آرامی بال طلایی پروانه‌ای را از موهای همکلاسی‌اش جدا کرد و باعث شد گونه‌هایش سرخ شود، نگاهشان به هم گره بخورد و خاطره‌ی آوریل را برای سال‌های زیادی در قلب آن سرزمین دوردست باقی بگذارد.

حیاط در ماه آوریل، در خاطراتی دور، با آفتاب و نسیم ملایم، آرامش‌بخش بود. گربه‌ای روی ایوان دراز کشیده بود و با سایه‌اش در زیر نور خورشید بازی می‌کرد. گنجشک‌ها در میان نخل‌هایی که لانه‌هایشان را ساخته بودند، جیک‌جیک می‌کردند.

گاهی اوقات، گنجشکی دست و پا چلفتی یک نی طلایی روی دست پدرم می‌انداخت، در حالی که او نشسته بود و زیر درخت فوفل، نوارهای بامبو را برای بافتن سبد می‌شکست. پدرم نگاهی به بالا می‌انداخت، سپس لبخند می‌زد و با پشتکار به کارش ادامه می‌داد.

مادرم خودش را با حمل سینی‌های خمیر سویای تخمیر شده برای خشک شدن در آفتاب سرگرم می‌کرد. این سینی‌های خمیر سویای تخمیر شده معمولاً توسط مادرم با استفاده از برنج چسبناک درست می‌شدند، که در برگ‌های موز پوشیده از کپک طلایی پیچیده شده بودند و عطر ملایمی را در آفتاب و نسیم آوریل منتشر می‌کردند.

همیشه همینطور بود: حدود اوایل فروردین، مادرم شروع به درست کردن خمیر سویای تخمیر شده می‌کرد. شیشه‌های خمیر را گوشه حیاط زیر آفتاب می‌گذاشتند تا خشک شوند، منتظر زمان مناسب برای رسیدن، درست به موقع برای اولین برداشت اسفناج آبی در تابستان. هر بار که خمیر درست می‌کرد، این آهنگ محلی را زمزمه می‌کرد: «وقتی می‌روم، وطنم را به یاد می‌آورم / سوپ اسفناج آبی را به یاد می‌آورم، بادمجان ترشی را به یاد می‌آورم.» و به این ترتیب، هر فروردین، دلم از دلتنگی برای مادرم، برای حیاط آرام و آفتاب‌گیر خانه‌مان به درد می‌آمد.

سی‌امین روز، پایان آوریل است. آخرین روز ماه، خاطرات شیرین زیادی را تداعی می‌کند. چند روز قبل از آن، پدرم همیشه یک پرچم ملی را از صندوق چوبی‌اش بیرون می‌آورد و آن را به یک تیرک بامبو روی پشت بام حلقه می‌کرد و آن را بیرون دروازه می‌گذاشت. چیزی چنان تأثرانگیز در مورد آن وجود داشت که نگاهش را از دیگران دور و رفتارش را متفکرانه می‌کرد.

در سی‌ام آوریل، پدرم اغلب غذایی برای خوشبو کردن آماده می‌کرد و از عمه نگا از نزدیک دعوت می‌کرد تا به ما بپیوندد. در طول صرف غذای خانوادگی، پدرم اغلب داستان‌هایی درباره عمو نام، برادر کوچکترش و برادر کوچکتر عمه نگا تعریف می‌کرد. عمو نام در جریان یک حمله چریکی به روستا مورد اصابت گلوله قرار گرفت؛ او در آن زمان تنها ۲۳ سال داشت.

بعد پدرم از ترانگ، شوهر دومین خواهر بزرگترم، حرف زد. ترانگ در جنگ کامبوج در سال ۱۹۸۵ کشته شد.

آیا به خاطر آن داستان‌های خاص پدرم است که ماه آوریل حال و هوای جدی‌تری به خود می‌گیرد و باعث می‌شود مردم امروز در میان شلوغی و ازدحام زمان، قدر روزهای آوریل را بیشتر بدانند؟

دیشب دوباره باران شدیدی بارید. امروز صبح آسمان صاف و آبی است. آوریل بیش از نیمی از راه خود را طی کرده است، پر از خاطرات شیرین بی‌شمار.

نگوین ون سونگ

منبع: https://baolongan.vn/thang-tu-mien-nho-a193678.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
صبحی آرام و دلنشین

صبحی آرام و دلنشین

خانواده در حال جشن گرفتن سال نو قمری

خانواده در حال جشن گرفتن سال نو قمری

شهر سلطنتی هوئه

شهر سلطنتی هوئه