لی تی لان و فرزندانش از طریق تماسهای ویدیویی ، همیشه عشق همسر و پدرشان را که دور از خانه کار میکند، احساس میکنند.
شانزده سال پیش، لان، دانشجوی سال دوم دانشکده پزشکی تان هوآ، به طور اتفاقی از طریق گروهی از دوستان مشترک با تان آشنا شد. در طول ملاقاتها و گفتگوهایشان، آنها یکدیگر را بهتر شناختند و ارتباط عمیقی برقرار کردند. سپس، عشقی پاک و معصومانه بین آنها شکوفا شد، بدون اینکه حتی خودشان متوجه آن باشند. پس از غلبه بر چالشهای فراوان، در سال ۲۰۱۳، با احساس اینکه عشقشان به بلوغ رسیده است و با تأیید هر دو خانواده، تصمیم گرفتند در یک مراسم عروسی گرم و عاشقانه ازدواج کنند.
دوازده سال زندگی مشترک نیز عمدتاً صرف کار آقای تان دور از خانه، گاهی در واحدهایی در شمال، گاهی در جنوب، و در نهایت بازگشت به کار در پاسگاه مرزی پو نهی در سال 2021 شده است. صرف نظر از واحد، او همیشه وظایف خود را به خوبی انجام داده است. آقای تان به طور محرمانه گفت: «اجداد ما معتقد بودند که مرد ستون خانواده است، اما در یک خانواده نظامی، شاید زن ستون باشد. به دلیل ماهیت کار من به عنوان یک مرزبان، فرصتی برای زندگی در نزدیکی خانه ندارم، بنابراین همسرم همه چیز را در خانواده مدیریت میکند، هم به عنوان مادر و هم پدر برای فرزندانمان عمل میکند و همچنین از هر دو طرف خانواده مراقبت میکند. من خوشحالم که همسری دارم که همیشه با من شریک است، مرا درک میکند و مرا تشویق میکند تا وظایفم را به خوبی انجام دهم.»
در گفتگوی ما، هر زمان که او از شوهرش نام میبرد، چشمان لان همیشه با غرور، عشق و احساسات مشترک برق میزد. او از سختیها و مشقتهایی که مرزبانانی مانند شوهرش و افراد بیشمار دیگری با آن مواجه هستند، تعریف میکرد، مانند این واقعیت که آنها همیشه وقت ندارند وقتی والدین یا فرزندانشان بیمار هستند و نیاز به بستری شدن در بیمارستان دارند، یا وقتی اتفاقات شادیآور یا غمانگیزی در خانه رخ میدهد، به خانه برگردند. این به این دلیل است که آنها وظیفه مقدس حفاظت قاطع از حاکمیت ملی و امنیت مرزی، مبارزه با جرم و جنایت و حفظ نظم و امنیت اجتماعی در مناطق مرزی را انجام میدهند.
لان به طور محرمانه گفت: «از لحظهای که عاشق شدیم و تصمیم گرفتیم با هم باشیم، من همیشه تمام تلاشم را کردهام تا از همه چیز در خانواده مراقبت کنم، مانند مراقبت از والدینم، تربیت فرزندانمان برای تبدیل شدن به دانشآموزانی خوب و خوشرفتار، و وظایف بیشمار دیگری که نامشان ذکر نشده است. من سعی میکنم هر کاری از دستم بر میآید انجام دهم؛ مواردی وجود دارد که به مراقبت و کمک هر دو پدربزرگ و مادربزرگ در مراقبت از فرزندان خردسالم نیاز دارم، زمانی که شوهرم به سر کار نیست یا وقتی که مجبورم شبها در بیمارستان کار کنم.»
هر وقت سرگرد لو، خانواده کوچک تان، به خانه میآید و به آنها سر میزند، خندههایشان ما را پر میکند.
این اشتراک و تفاهم بین زن و شوهر است که خانواده آقای تان و خانم لان را گرم و شاد نگه داشته است. کلمات تشویقآمیز، صحبتهای دوستانه و تماسهای تلفنی مکرر نیز پیوند عشق را در خانواده آنها تقویت کرده است. و آقای تان، گویی برای جبران فداکاریهای همسرش، هر بار که به مرخصی میآید، از انجام هیچ کاری دریغ نمیکند. صبحها، او بیسروصدا زود از خواب بیدار میشود، همسر و فرزندانش را در خانه میگذارد و به آرامی به آشپزخانه میرود تا صبحانه بپزد تا همسرش بتواند کمی بیشتر استراحت کند. بعدازظهرها، همسر و فرزندانش را به دیدار اقوام و برخی از اماکن تاریخی میبرد. عشق یک سرباز در چنین حرکات و اعمال سادهای "پیچیده" شده است و خانواده آقای تان را سرشار از شادی میکند.
لان، مانند بسیاری دیگر از همسران مرزبانان، که به کار همسرش افتخار میکند و قدردان آن است، بر سختیهای عاطفی و مشکلات روزمره غلبه کرده و به منبعی از حمایت عاطفی و دلگرمی برای شوهرش تبدیل شده است و به او اجازه میدهد تا روی کارش تمرکز کند و از مرزهای کشور محافظت کند.
متن و عکسها: ترونگ هیو
منبع: https://baothanhhoa.vn/thau-hieu-de-yeu-thuong-dong-day-254103.htm







نظر (0)