افرادی هستند که تقریباً هرگز نه نمیگویند. آنها وقتی همکارانشان از آنها درخواست میکنند، کار اضافی قبول میکنند، برای حل مشکلات خانوادگی وارد عمل میشوند، به دوستانشان گوش میدهند و همیشه سعی میکنند انتظارات اطرافیانشان را برآورده کنند. اما اینها دقیقاً همان افرادی هستند که اغلب احساس فشار و خستگی میکنند.
در کتاب «محدودیتهایی برای خودتان: صحبت کردن در زمان نامناسب - صحبت کردن در مکان مناسب»* ، روانشناسان هنری کلود و جان تاونزند استدلال میکنند که علت این پارادوکس گاهی اوقات نه در فقدان مسئولیت، بلکه در این واقعیت نهفته است که افراد مسئولیتهای زیادی را که متعلق به آنها نیست، میپذیرند.
وقتی مرز بین «کار من» و «کار دیگران» محو میشود.
کتاب «تعیین محدودیت برای خودتان » صرفاً کتابی نیست که به شما یاد میدهد چگونه «نه» بگویید. محتوای کتاب به سه بخش تقسیم میشود: مرزها چیستند؟، اختلافاتی که هنگام نقض مرزها ایجاد میشوند، و چگونه مرزهای سالمی بسازیم.
![]() |
کتاب «محدودیتهایی برای خودتان ». عکس: MC. |
در سراسر این سه بخش، مفهوم اصلی کتاب جریان دارد: مرزهای شخصی. به گفته هنری کلود و جان تاونزند، بخشی از مسئولیتپذیری این است که بدانید چه چیزی به شما تعلق دارد و چه چیزی ندارد. به عبارت دیگر، هر فرد باید به جای به دوش کشیدن بار زندگی دیگران، مسئولیتها، احساسات و انتخابهای خود را به عهده بگیرد.
برای معرفی این مضمون، دو نویسنده مورد شری را مطرح میکنند، زنی که دائماً در تلاش است تا تمام نقشهای خود را در زندگی به انجام برساند. او تنها در یک روز، باید انبوهی از خواستههای خانواده، دوستان، کار و فعالیتهای اجتماعی را برآورده کند. آنچه شری را خسته میکند، یک اتفاق بزرگ نیست، بلکه انباشت مداوم مسئولیتهاست.
کتاب با شروع از مورد شری، به موقعیتهای آشنا در زندگی گسترش مییابد. هنری کلود و جان تاونزند پس از پایهگذاری مفهوم مرزها، روابط خانوادگی، دوستیها، ازدواج، کار و زندگی معنوی را بررسی میکنند تا الگوهای رایج تعارض را که هنگام محو شدن مرزها ایجاد میشوند، برجسته کنند.
والدینی هستند که مسئولیتهایی را بر دوش میکشند که فرزندانشان باید یاد بگیرند خودشان از پس آنها برآیند. افرادی هستند که همیشه سعی میکنند دوستانشان را از عواقب انتخابهای خودشان نجات دهند. در محل کار، بسیاری از افراد از روی عادت، وظایف اضافی را که باید مسئولیت شخص دیگری باشد، به دلیل ترس از طرد شدن یا قضاوت، بر عهده میگیرند.
از دیدگاه کتاب، بسیاری از اختلافات در زندگی ناشی از فقدان عشق یا حسن نیت نیست. برعکس، آنها زمانی بوجود میآیند که افراد دیگر به وضوح بین مسئولیتهای خود و مسئولیتهایی که دیگران باید خودشان انجام دهند، تمایز قائل نمیشوند.
![]() |
تعیین مرزهای شخصی به معنای طرد دیگران نیست، بلکه به معنای تعریف واضح مسئولیتهای هر فرد است. منبع: mindful. |
یاد بگیرید که چگونه مرزهای سالم ایجاد کنید.
در حالی که بخش اول به خوانندگان کمک میکند تا بفهمند مرزها چیستند و بخش دوم به تعارضاتی که هنگام محو شدن مرزها ایجاد میشوند اشاره میکند، بخش پایانی کتاب بر فرآیند ایجاد مرزهای سالم تمرکز دارد.
به گفته هنری کلود و جان تاونزند، این تغییری نیست که بتواند یک شبه اتفاق بیفتد. بسیاری از مردم عادت دارند دیگران را راضی نگه دارند، مسئولیت دیگران را به عهده بگیرند یا هنگام رد درخواستی احساس گناه کنند.
بنابراین، تعیین مرزها صرفاً یادگیری «نه» گفتن نیست. به همان اندازه مهم است که یاد بگیرید در جاهای مناسب «بله» بگویید - به مسئولیتهایی که واقعاً دارید و تعهداتی که مایل به انجام آنها هستید.
آنچه نویسندگان بیش از همه به آن توجه دارند «مالکیت زندگی خود» است. هر فرد باید مسئول احساسات، انتخابها و اعمال خود باشد، اما نمیتواند زندگی شخص دیگری را زندگی کند یا عواقب تصمیمات شخص دیگری را تحمل کند.
از این منظر، مرزها دیوارهایی نیستند که افراد را از یکدیگر جدا کنند. برعکس، آنها خطوط مرزی ضروری برای عملکرد سالمتر روابط هستند. یک فرد میتواند بدون کنترل کردن عشق بورزد، بدون به دوش کشیدن بار مسئولیت به دیگران کمک کند و بدون از دست دادن خود، مراقبت کند.
کتاب «محدودیتهایی برای خودتان» صفحات زیادی را به آموزش مودبانه نه گفتن به خوانندگان اختصاص نمیدهد. آنچه مهمتر است، توانایی تشخیص این است که شما مسئول کدام بخشهای زندگی خود هستید و کدام بخشها را دیگران باید به عهده بگیرند. زیرا هر مشکلی که در اطراف ما پیش میآید، مسئولیت ما نیست. و گاهی اوقات، یادگیری «نه» گفتن، یادگیری این نیز هست که به دیگران اجازه دهیم مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرند.
منبع: https://znews.vn/thiet-lap-ranh-gioi-de-khong-song-thay-nguoi-khac-post1656547.html










نظر (0)