Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

من یک «میلیاردر» هستم

VTC NewsVTC News27/06/2023


مجری تان مای: من یک «زیبای میلیاردر» هستم - 1

- در سن نزدیک به ۵۰ سالگی، تان مای به لطف زیبایی جاودانه و بدن خوش‌فرم و لاغرش هنوز هم جذاب است. راز او چیست؟

اگر در دهه بیست زندگی‌تان، راز زیبایی‌تان صرفاً پوشیدن روسری، پوشیدن پیراهن صورتی و زدن کمی رژ لب است، در سن من، بدنم به مراقبت همه‌جانبه نیاز دارد، از ظاهر گرفته تا روح و روان.

زیبایی فعلی من نتیجه ترکیبی از عوامل مختلف است، از برنامه ورزشی، سبک زندگی، زود غذا خوردن و زود خوابیدن، تغذیه، مراقبت...

من معمولاً زود، حدود ساعت ۱۰ شب می‌خوابم. با این حال، همیشه نمی‌توانم این کار را انجام دهم. من بی‌نقص نیستم، زندگی شهری، دوستی‌ها و طبیعت خوش‌گذرانم، بنابراین گاهی اوقات دیرتر به رختخواب می‌روم، اما مهم نیست چقدر خوش بگذرانم، قبل از ساعت ۱۲ شب به رختخواب می‌روم. من الکل یا نوشابه نمی‌نوشم. آب زیادی می‌نوشم و آبمیوه را در حد اعتدال مصرف می‌کنم.

مجری تان مای: من یک «زیبای میلیاردر» هستم - 2

- آیا عنوان "زیبای بی‌سن" برای شما یک فشار است؟

نه. بعضی وقت‌ها وقتی بیرون می‌روم، هنوز می‌شنوم که مردم می‌گویند این زن پیر است، اما چرا اینقدر جوان است؟ من خوش‌شانس بودم که حرفه‌ام را زود شروع کردم، از دوران نوجوانی. بسیاری از مخاطبانی که در جوانی فیلم‌های من را تماشا می‌کردند، اکنون ازدواج کرده‌اند، برخی فرزند بزرگ کرده‌اند و مادربزرگ شده‌اند.

حتی اگر سنم بالاتر برود، ۱۰ یا ۲۰ سال دیگر هنوز پیر خواهم بود، نمی‌توانم برای همیشه یک دختر ۱۸ یا ۲۰ ساله باشم. اما اینکه متناسب با سنم سالم و خوش‌قیافه هستم، مرا خوشحال می‌کند.

دیگر از پیری نمی‌ترسم. وقتی جوان بودم، فکر می‌کردم ۳۰ یا ۴۰ سالگی خیلی پیر است. اما حالا ۵۰ سالم است، اما هنوز هم خوب به نظر می‌رسم، درست است؟ (می‌خندد). خوشحالم چون به چیزی که می‌خواستم رسیده‌ام.

- تا الان، در قلب بسیاری از مخاطبان، تان مای هنوز «دروازه‌بان بیچاره» است. وقتی مخاطبان شما را با این نام صدا می‌زنند، چه احساسی دارید؟

من سپاسگزارم. هر بازیگری آنقدر خوش شانس است که فقط یک نقش، یک لحظه در یک صحنه داشته باشد که مردم آن را به یاد بیاورند و همان برای خوشحال کردنش کافی باشد. مثلاً فیلم بر باد رفته، نقش اسکارلت اوهارا، همیشه در ذهن تداعی می‌شود. من آدری هپبورن را در بعضی فیلم‌ها دوست دارم.

یا در فیلم تایتانیک ، همیشه تصویر دو نفر را به یاد دارم که در دماغه کشتی ایستاده‌اند و دست‌هایشان را بالا برده‌اند... برای من هم، داشتن نقشی که مخاطب آن را به خاطر بسپارد، نعمت بزرگی در زندگی‌ام است.

مجری تان مای: من یک «زیبای میلیاردر» هستم - 3

- به عنوان ملکه عکس‌های تقویم دهه ۹۰ شناخته می‌شوید، آیا اولین باری که در یک روزنامه یا مجله ظاهر شدید را به خاطر دارید؟

آن سالی بود که در مدرسه رقص درس می‌خواندم، حدود ۱۴، ۱۵ سالم بود. در آن زمان، یادم می‌آید که روزنامه نان دان به سایگون آمد تا از رقصندگان عکس بگیرد. من یکی از سه دوست انتخاب شده بودم، حرکات رقص را انجام دادیم و عکس در روزنامه چاپ شد. آن شب، با دوچرخه‌ام به دکه روزنامه فروشی رفتم و آن روزنامه را خریدم. خیلی خوشحال بودم! این اولین بار در زندگی‌ام بود که عکسم در روزنامه چاپ می‌شد، در آن زمان حتی اسمم را هم ننوشته بودند، فقط نوشته بودند که من رقصنده کلاس اول مدرسه رقص در شهر هوشی مین هستم، اما من خیلی خوشحال و شاد بودم.

بعدها، وقتی جایزه سینمایی گرفتم (نفر دوم مسابقه ستاره فیلم فردا در سال ۱۹۹۲)، تصویرم در بسیاری از روزنامه‌ها چاپ شد. خیلی خوشحال شدم، اما هیچ‌وقت احساسی که اولین بار تصویرم در روزنامه چاپ شد را فراموش نمی‌کنم.

مجری تان مای: من یک «زیبای میلیاردر» هستم - 4

- من شنیده‌ام که بازیگر تان مای در سن بسیار کمی خانه‌ای در مرکز شهر خریده است؟

در آن زمان، خانه‌ها ارزان بودند، همه چیز ارزان بود. یادم می‌آید یک شب اجرا داشتم و چندین سکه طلا به دست آوردم. آن زمان، با لی هونگ، دیم هونگ و دیگران رقص‌های مفصلی داشتم. زمانی بود که در طول عید تت، روزی سه نمایش در تئاتر شهر اجرا می‌کردم.

در آن زمان، فیس‌بوک، تیک‌تاک، یوتیوب وجود نداشت، کانال‌های تلویزیونی زیادی وجود نداشت، وسایل سرگرمی زیادی وجود نداشت، مردم به تعداد زیاد به سینما می‌رفتند یا نمایش‌های هنری را تماشا می‌کردند.

نسل 7X ما بعد از جنگ دوران سختی را پشت سر گذاشت، بنابراین ولخرجی نکردیم. وقتی از اجرا پول داشتم، از پدر و مادرم می‌خواستم آن را برایم پس‌انداز کنند. وقتی پول کافی داشتم، برای خرید خانه پس‌انداز می‌کردم. وقتی 16 یا 17 ساله بودم، تمام هزینه‌های مدرسه و زندگی خواهر و برادرهایم را بر عهده گرفتم.

مجری تان مای: من یک «زیبای میلیاردر» هستم - 5

اولین خانه‌ای که خریدم مربوط به دوران نوجوانی‌ام بود. وقتی ۱۰ سالم بود، یک کسب و کار کوچک بیرون از خانه داشتم. وقتی ۱۶ سالم بود، یک آرایشگاه و شامپوفروشی کوچک در خیابان لی چین تانگ داشتم. بعد از مدتی، یک مغازه بزرگتر باز کردم. ۲ سال بعد، صاحبخانه ملک را پس گرفت و مجبور شدم دنبال جای دیگری بگردم، بنابراین یک خانه خریدم.

در سال ۲۰۰۰، خانه بزرگی در نبش خیابان، در مرکز شهر داشتم. خانه‌ای را که در آن زمان در آن زندگی می‌کردم فروختم، از بانک وام گرفتم و سپس دوستانم آن را خریدند. قبل از آن، خانه‌هایی در کوچه‌های بزرگ، خانه‌هایی در منطقه ۳ و خانه‌هایی در ون تان داشتم. اما آن اولین خانه‌ای بود که درست کنار بازار بن تان داشتم.

مجری تان مای: من یک «زیبای میلیاردر» هستم - 6

- «زیبایی با سرنوشت بد» یا «زیبایی با میلیاردها»، به نظر شما کدام جمله در مورد زندگی شما صادق است؟

من فکر می‌کنم زیبایی میلیاردها دلار درآمد دارد. میلیاردها اینجا به معنای شانس از آسمان افتادن نیست. با ظاهر خوب، از من دعوت شد تا در فیلم‌ها بازی کنم، از من دعوت شد تا کارهای هنری انجام دهم.

وقتی در یک سالن زیبایی کار می‌کنم، ظاهر خوبی دارم، می‌دانم چگونه از خودم مراقبت کنم، مشتریان به من اعتماد دارند و از کارم میلیاردها دلار درآمد دارم. شغل من تا حدودی به ظاهرم و بسیاری از عوامل دیگر بستگی دارد، اما نمی‌توان گفت که ظاهرم در موفقیت‌های کوچکم نقشی نداشته است.

مجری تان مای: من یک «زیبای میلیاردر» هستم - 7

- آیا تا به حال از شهرت احساس بدبختی کرده‌اید؟

من همیشه احساس خوش‌شانسی می‌کنم. خدا تمام اعضای بدنم را به من داده، که خیلی خوب است، و می‌توانم کاری را که دوست دارم انجام دهم. چیزی نمی‌بینم که مرا ناراحت کند. بنابراین می‌خواهم چیزهای مثبت را با همه به اشتراک بگذارم.

من از آن دسته آدم‌هایی نیستم که در ظاهر لبخند می‌زنند. من آدم اجتماعی هم نیستم. ترجیح می‌دهم با دوستان آشنا ملاقات کنم تا در مورد چیزهای عجیب صحبت کنیم، تا اینکه با غریبه‌ها ملاقات کنم و در مورد چیزهای آشنا صحبت کنیم. از این نوع معاشرت‌ها خسته شده‌ام.

- چگونه به فرزندانتان آموزش می‌دهید؟

من به فرزندم استقلال و روی پای خودش ایستادن را یاد می‌دهم. لذت کار را حس می‌کنم. امیدوارم فرزندم خوب درس بخواند، سر کار برود و نتیجه کارش را دریافت کند. در حال حاضر او در دانشگاه درس می‌خواند، گفت می‌خواهد مثل مادرش تا مقطع کارشناسی ارشد درس بخواند.

- آیا به عنوان دختر یک فرد مشهور مانند او، احساس فشار می‌کنید؟

من به ندرت اطلاعات مربوط به فرزندم را عمومی می‌کنم. به زندگی خصوصی فرزندم احترام می‌گذارم. فرزندم در آمریکا زندگی می‌کند، هیچ‌کس او را نمی‌شناسد. او همچنین زیاد وارد زندگی من نمی‌شود. من اجازه می‌دهم زندگی او به طور عادی پیش برود.

مجری تان مای: من یک «زیبای میلیاردر» هستم - 8

- آیا خوشبختی ۱۸ سالگی و خوشبختی زنی که طوفان‌های زندگی را تجربه کرده، تغییر کرده است؟

در ۱۸ سالگی، خوشبختی یعنی روی پرده سینما بودن، داشتن فیلمی که مورد استقبال همه قرار بگیرد. لذت یعنی کشف کردن ، درس خواندن، فارغ‌التحصیلی و گرفتن مدرک. حالا، خوشبختی من فرق کرده، خوشبختی ثبات و آرامش. هر چه بخواهم، احساس می‌کنم به آن رسیده‌ام.

اگر خدا بیشتر به من برکت بدهد، خوب است. اگر نه، فقط آرام زندگی کن و از زندگی زیبا لذت ببر. من به قانون علت و معلول اعتقاد دارم، به انرژی مثبت اعتقاد دارم. اگر منفی‌بافی کنی، اخم کنی و حرف‌های آزاردهنده به دیگران بزنی، آنها می‌توانند یک یا دو بار تحمل کنند، اما بار سوم آن حرف‌های منفی را به خودت برمی‌گردانند.

- خیلی ها می گویند زنان با استعداد خوشحال نیستند، هر چقدر هم که با استعداد باشند، به خوبی پیدا کردن یک شوهر پولدار نیست. به نظر شما این درست است؟

تا حدودی موافقم، اما آیا عشق امروزی را ناپایدارتر می‌دانید؟ ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید که دیگ، درِ خود را به خوبی می‌پوشاند. اگر با کسی هستید که از پیشرفت امتناع می‌کند و در یک جا می‌ماند، آیا هنوز خوشحالی و می‌خواهی ادامه بدهی؟

من معتقدم همه باید همین امروز حرکت کنند. هیچ‌کس نباید باری بر دوش کسی باشد. ما فقط باید به یکدیگر تکیه کنیم، نه اینکه به یکدیگر وابسته باشیم.



منبع

نظر (0)

No data
No data

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

فو «پرواز» ۱۰۰۰۰۰ دونگ/کاسه باعث جنجال می‌شود، هنوز هم پر از مشتری است
طلوع زیبای خورشید بر فراز دریای ویتنام
سفر به "مینیاتور ساپا": خود را در زیبایی باشکوه و شاعرانه کوه‌ها و جنگل‌های بین لیو غرق کنید
کافی‌شاپ هانوی به اروپا تبدیل می‌شود، برف مصنوعی می‌پاشد و مشتریان را جذب می‌کند

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کار

خط تایلندی - "کلید" گشودن گنجینه دانش هزاران ساله

رویدادهای جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول