Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

بریم خونه، به اندازه کافی سختی کشیدیم!

Báo Sài Gòn Giải phóngBáo Sài Gòn Giải phóng15/01/2024


نم نم باران به آرامی می‌بارد و با خود سرمایی را به همراه دارد که در هر گوشه‌ای نفوذ می‌کند و باعث می‌شود گیاهان و درختان در روزهای پایانی زمستان سرد، در کنار هم جمع شوند.

mot-goc-hien-nha-cho-buoc-chan-nguoi-di-xa-2625.jpg
گوشه ای از ایوان، قدم های کسانی را که به دوردست ها رفته اند، انتظار می کشد.

روزها کم‌کم به پایان می‌رسند و نگرانی‌ها، شلوغی‌ها و هیاهوها را در صفحات باقی‌مانده تقویم سال کهنه پشت سر می‌گذارند. عید تت از راه رسیده است، زمان با سرعت می‌گذرد و دل‌ها را در حسرت، محبت و انتظاری عمیق برای ردپای آشنای کسانی که زادگاه خود را ترک کرده‌اند، فرو می‌برد.

روی خاک حاصلخیز آبرفتی رودخانه بو، سرها از شدت اشتیاق درد می‌کنند و منتظر خبری از فرزندانشان دور از خانه هستند. خانه‌های خودشان، دیوارهای پوشیده از خزه، در حال فرو ریختن است. ردیف‌های سر به فلک کشیده درختان حرا منتظرند کسی برگردد و آنها را در آستانه بهار هرس کند. باغ‌ها فاقد دستان قوی لازم برای حمل سطل‌های کود به درختان پوملو برای میوه‌های شیرین و خوشمزه فصل بعد هستند...

عزیزم، عطر بهار به زودی فضا را پر خواهد کرد، چرا هنوز تصمیم به بازگشت نگرفته ای؟

بچه همسایه که از خانه دور بود، اعلام کرد که به زودی برمی‌گردند و صدای خنده‌شان در خانه می‌پیچید. یک زوج جوان دیگر که در خارج از کشور مشغول امرار معاش بودند، نیز در حال آماده شدن برای بازگشت به خانه برای عید تت بودند... با این حال، ما منتظر ماندیم و منتظر ماندیم و هنوز حتی یک پیام از او دریافت نکرده بودیم. زالو و فیس‌بوک پر از پیام‌هایی بود که یکدیگر را به بازگشت به خانه تشویق می‌کردند.

این چند روز گذشته، پدر بیشتر از حد معمول مشروب خورده است. حالت متفکرانه‌اش پشت میز گوشه کابینت، صدای ریختن شراب در لیوان، جرعه جرعه و به دنبال آن آه کشیدن - همه اینها به طرز باورنکردنی دلخراش به نظر می‌رسد. شاید او به شدت دلتنگ پسر بزرگش است که یک سال است از او دور بوده است. پسری که زمانی او را بسیار مفتخر می‌کرد و پس از یک سقوط غم‌انگیز در زندگی، اکنون در سرزمینی بیگانه در حال دست و پنجه نرم کردن است.

مردها در پنهان کردن حسرت و دردشان در اعماق قلبشان خیلی خوب هستند، در حالی که زن‌ها به آرامی احساساتشان را از طریق اشک بیرون می‌ریزند. چشمان مادرم بارها و بارها هر وقت از او یاد می‌کند، قرمز شده است... در این تعطیلات تت، او مشغول ترشی انداختن او در شیشه‌ای از موسیر و نمک زدن به او در بشکه‌ای از سبزی خردل ترشی - غذای مورد علاقه پسر محبوبش - خواهد بود.

با نگاه به موهای مادرم که در گذر زمان سفید شده بود، در کنار سبد پیاز ترشی و ظرف سبزیجات ترشی‌اش، قلبم به درد آمد. چقدر وقت برای تردید داریم؟ زمان منتظر هیچ‌کس نمی‌ماند، پس چرا این فرصت را از دست بدهیم؟

به خانه برگرد، عشق من، به خانواده‌ات برگرد! سرفه‌های مداوم پدر به ماساژ ملایم تو نیاز دارد، دستان لرزان مادر به دستان قوی تو نیاز دارند تا آنها را در آغوش بگیری و با عشق آرام کنی. حیاط، باغچه، ایوان، سقف کاشی‌کاری شده به حضور آشنای تو نیاز دارند تا آنها را رنگ و تعمیر کنی...

به خانه برگرد، عزیزم، بیا عید تت را با هم جشن بگیریم! به خانه برگرد تا غذای خانوادگی، این روز تجدید دیدار، پر از چهره‌های همه باشد. حتی اگر فقط ترشی و سس ماهی باشد، برنج همچنان خوشمزه خواهد بود و عید تت همچنان پر از گرمای عشق خانوادگی خواهد بود. با سرو کردن کاسه‌های برنج برای هم، پرسیدن بی‌پایان از سختی‌های گذشته، قلب‌هایمان به درد می‌آید، چشمانمان پر از اشک می‌شود، و متوجه می‌شویم که این لحظات با هم بودن واقعاً چقدر ارزشمند هستند!

عزیزم، به خانه برگرد تا هوای بهاری وطن گرم و آشنایمان را تنفس کنی. هیچ جایی به اندازه خانه راحت نیست، هیچ جایی محبوب‌تر از زادگاهمان نیست. دروازه روستا پوشیده از گل‌های رنگارنگ خواهد بود، جاده‌ها و کوچه‌های روستا به طور مرتب جارو خواهند شد، فقط منتظر بازگشت قدم‌های کودکانی که از خانه دور بوده‌اند.

برو خونه عزیزم، برو خونه تا بتونی برای کوچولوت یه لباس نو و یه کفش گلدار بخری. دخترت خیلی ناز و دوست داشتنیه. نگاه کردن به عکس‌هایش توی فیسبوک و حرف زدن با هم از طریق صفحه موبایل هیچ‌وقت عشق شما رو به طور کامل ابراز نمی‌کنه.

به خانه برو، فرزندتان را در آغوش بگیر، موهایش را ببوس، گونه‌هایش را نوازش کن و به زمزمه‌های عاشقانه‌اش گوش بده - خواهی دید که زندگی چقدر ارزشمند و دوست‌داشتنی است! امواج نگرانی و غمی را که در قلبت موج می‌زدند، به آرامی به دنیای روح فرزندتان رها کن، تا عشق بتواند زخم‌ها و خراش‌هایی را که چرک کرده‌اند و منتظر سوزش هستند، تسکین دهد...

خانه جایی است که باید به آن بازگشت، نه فقط جایی برای گرامی داشتن خاطرات و عشق. خانه جایی است که باید پس از ماه‌ها سفر خسته‌کننده به آن بازگشت تا تجدید قوا کرد و تجدید قوا کرد، نه جایی برای قول دادن و زیر پا گذاشتن قول‌ها. کمی کمتر لباس بپوشید، کمی کمتر خرج کنید و در این چند روز آخر سال برای بازگشت به خانه وقت بگذارید.

به اندازه کافی سفر کرده‌اید، وقت آن است که به خانه برگردید! فاصله بین شهر هوشی مین و هوئه آنقدر زیاد نیست که مجبور شوید تردید کنید و دو دل باشید. چمدان‌هایتان را ببندید، به سمت ایستگاه اتوبوس بروید، سوار اتوبوس شوید و به سمت عزیزانتان برگردید!

جوانان



منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
طوفان یاگی

طوفان یاگی

وطن در قلب من

وطن در قلب من

هوی آن در شب

هوی آن در شب