Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

خیلی وقت پیش، روزهای برنج سرد.

Việt NamViệt Nam03/08/2023


همه می‌دانند برنج مانده چیست. اما یک تصور غلط رایج وجود دارد: فقط برنجی که دیگر تند نیست، «برنج مانده» محسوب نمی‌شود! و مطمئناً برنجی نیست که صبح پخته و ظهر خورده شود، یا بعدازظهر پخته و عصر خورده شود. برنج مانده برنجی است که یک شب مانده است - امروز پخته و فردا خورده می‌شود، یا بعدازظهر پخته و آخر شب خورده می‌شود، به این معنی که یک شب مانده است. این چیزی است که من به آن «برنج مانده» می‌گویم!

آنها برنج اضافی می‌پزند تا روز بعد بخورند، نه به این دلیل که برای پختن فردا خیلی تنبل هستند، بلکه به این دلیل که شما واقعاً از طعم برنج سرد لذت می‌برید! به همین دلیل است که بسیاری از مردم برنج را می‌پزند و قبل از خوردن آن صبر می‌کنند تا کاملاً خنک شود. برنج سرد را که به صورت توپ درآورده و با چوب غذاخوری یا با دست می‌خورند، می‌توان با هر چیزی خورد. برای اینکه واقعاً از طعم برنج سرد لذت ببرید، باید آن را کاملاً بجوید!

com-nguoi.jpeg
تصویر گویا.

در روستاها دهه‌های پیش، ممکن بود خانه‌ای از هر چیزی ته بکشد، اما هیچ‌وقت کمبود... برنج مانده نداشت. برنج مانده چیز لوکسی نبود، اما بیدار شدن صبح بدون خوردن آن مثل این بود که هوس قهوه کنی اما نتوانی آن را بنوشی!

هفتاد سال پیش، چیزی بود که هر خانواده‌ای در حومه شهر، چه ثروتمند و چه فقیر، باید داشت: برنج مانده. هر روز صبح، بچه‌ها، و گاهی حتی بزرگسالان، قبل از رفتن به مزارع، دریا، جنگل، مراقبت از گاومیش‌ها یا رفتن به مدرسه، برنج مانده را زیر و رو می‌کردند تا بخورند. یک کاسه برنج مانده، که معمولاً با یک ماهی خشک (اغلب ماهی‌های بزرگ، سر کاغذی، شکم قرمز یا پهن که خانواده‌های ماهیگیر معمولاً فقط برای خوردن با برنج مانده ذخیره می‌کردند) یا یک حبه قند خورده می‌شد، می‌دانست که به اندازه یک کاسه فو، سوپ رشته فرنگی یا ساندویچ گوشت مغذی نیست، اما مطمئناً معده را پر می‌کرد، زیرا بدون معده‌ای سیر، چگونه می‌توان تمام صبح سخت کار کرد؟ (یک کشاورز به راحتی می‌توانست یک قابلمه کامل برنج مانده را بخورد!).

در گذشته (چون یک سنت دیرینه بود)، خوردن برنج مانده هر روز صبح (که امروزه به آن صبحانه می‌گویند) بدون اغراق، یک رسم آشپزی سنتی بود. برای اکثر مردم ویتنام که عمدتاً کشاورز بودند، این غذا به عنوان یک غذای اصلی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد. اکنون، در یک جامعه متمدن که حتی خوردن و خوابیدن هم مدرن شده است، برنج مانده فقط... یک افسانه است!

«...عزیزم، چرا باید به من خیانت کنی؟»

«من مثل برنج مانده هستم، برای وقتی که گرسنه‌ای...»

زنان علاوه بر نقش‌هایشان به عنوان همسر و مادر، کلید خانواده را نیز در دست دارند. با این حال، در این زندگی، گاهی اوقات زنان مجبورند سختی‌ها و بدبختی‌ها را تحمل کنند. "عزیزم..." آن آهنگ محلی بسیار دلخراش و آمیخته با کمی بی‌رحمی به نظر می‌رسد. "من فقط برنج مانده هستم، فقط وقتی گرسنه‌ای به یادت می‌آیم، اما وقتی سیری... مهم نیست!" "عزیزم..." مثل یک التماس، التماس، سازش است... اگر اتفاقی بیفتد، همه چیز را تحمل خواهم کرد، حتی اگر به معنای بی‌اهمیت بودن به اندازه یک دانه برنج مانده باشد، فقط به این امید که به من خیانت نکنی. اینگونه است که می‌دانی برنج مانده، هرچند فقط... برنج مانده، در این شرایط و در مواقع گرسنگی، به یک وعده غذایی بی‌قیمت تبدیل می‌شود!

یادم می‌آید آن شب‌هایی را که تا دیروقت درس می‌خواندم، گرسنه بودم، یواشکی به آشپزخانه می‌رفتم، برنج‌های مانده را زیر و رو می‌کردم، با زحمت آتش روشن می‌کردم، قابلمه‌ای را با کمی روغن روی اجاق گاز می‌گذاشتم، برنج‌های مانده را خرد می‌کردم، سپس آنها را تا زمانی که طلایی شوند سرخ می‌کردم و کمی نمک می‌پاشیدم... به همین سادگی بود، شرط می‌بندم هیچ‌کس نمی‌توانست مقاومت کند! و اگر برنج مانده با چربی خوک (از آن نوع که در قوطی‌های حلبی آمریکایی است) سرخ می‌شد، اگر هر شب آن را نمی‌خوردم، دلم برایش تنگ می‌شد!

آیا این روزها هنوز کسی برنج مانده می‌خورد؟ در زندگی، چیزهایی وجود دارند که از دست دادنشان را حسرت می‌خوریم، اما گاهی اوقات به خاطر نگه داشتن آنها مورد انتقاد قرار می‌گیریم. مثلاً خوردن برنج مانده برای صبحانه خیلی حس فقر می‌دهد و شاید به خاطر فقر است که مردم برنج مانده می‌خورند؟

برنج مانده وقتی روی اجاق زغالی پخته شود، طعم بهتری دارد، بنابراین هنوز هم برنج مانده است، اما برنج مانده گذشته با برنج مانده امروزی، در عصر اجاق‌های گازی و فرهای برقی، متفاوت بوده است.

با یادآوری روزهای خوردن برنج مانده... برخی می‌گویند که در آن زمان، مردم خوش شانس بودند که حتی برنج مانده برای خوردن به دلیل گرسنگی داشتند، پس چه چیز خاصی در مورد برنج مانده وجود دارد؟ اشتباه است! در گذشته، فقط فقرا نبودند که برنج مانده می‌خوردند؛ حتی ثروتمندان هم این کار را می‌کردند. حالا، اگر حرف من را باور نمی‌کنید، سعی کنید برنج مانده را با مقداری ماهی خشک (کباب شده روی زغال) یا یک تکه شکر دانه‌ریز (از نوعی که به صورت دستی در کارخانه‌های قند روستایی ساخته می‌شود (با استفاده از یک بوفالو برای کشیدن یک محور چرخان برای فشار دادن آب نیشکر به داخل تابه برای تهیه شکر) بخورید - معطر، کمی شیرین است و طعم بسیار متمایزی دارد - یک شکر تمیز که مطمئناً اعتیادآور است! شوخی کردم، اما این روزها چنین شکر دانه‌ریزی وجود ندارد!) یا با سس ماهی کولی، سبزیجات ترشی... و فلفل چیلی خرد شده. خواهید دید... کل قابلمه برنج مانده از بین رفته است! به همین دلیل است که مردم وقتی از کسی که دور از خانه است نام می‌برند، حق دارند:

«وقتی از شهرم دورم، دلم برای زادگاهم تنگ می‌شود.»

«من برنج مانده با بادمجان ترشی در سس سویا را به خاطر دارم...»

امروزه، در مناطق روستایی، چه شهری شده باشند چه نه، چه کسی هنوز برنج مانده می‌خورد؟ غذاهای مدرن غذاهای خوشمزه و عجیب و غریب زیادی ارائه می‌دهند. مردم دیگر از جنگ نمی‌میرند، بلکه از غذا می‌میرند (نه از جنگ بر سر غذا)... و در آن غذا، سموم زیادی وجود دارد!

خوردن برنج مانده، یک سنت آشپزی که ریشه عمیقی در هویت ملی مناطق روستایی دارد، متأسفانه در زندگی مدرن از بین رفته است، رسمی دیرینه.


منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

با نزدیک شدن به عید تت، پایتخت گل همیشه بهار در هونگ ین به سرعت در حال فروش است.
پوملو قرمز که زمانی به امپراتور تقدیم می‌شد، اکنون فصلش است و تاجران سفارش می‌دهند، اما عرضه کافی نیست.
روستاهای گل هانوی مملو از جمعیت هستند و خود را برای سال نو قمری آماده می‌کنند.
با نزدیک شدن به عید تت، روستاهای صنایع دستی منحصر به فرد مملو از فعالیت هستند.

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

سیل میوه‌های پوملو اوایل صبح جنوب را فرا می‌گیرد، قیمت‌ها قبل از عید تت افزایش می‌یابد.

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول