Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

قهرمانان از دل چیزهای عادی بیرون می‌آیند.

در طول سال‌های سخت جنگ، هر جا که نیاز بود، نگوین ون تان، تعمیرکار خودروهای ویژه، همیشه حضور داشت و بی‌سروصدا پشتیبانی فنی واحدهای رزمی را تضمین می‌کرد. اگرچه مستقیماً در خطوط مقدم سلاح به دست نمی‌گرفت، اما پشتکار و فداکاری او در کارش سهم بسزایی در حفظ خطوط حیاتی حمل و نقل و تأمین سلاح به میدان نبرد داشت. از دل همین اعمال خاموش، ویژگی‌های قهرمانانه او روز به روز شکل می‌گرفت. در سال ۱۹۷۳، به او عنوان قهرمان نیروهای مسلح خلق اعطا شد.

Báo Thái NguyênBáo Thái Nguyên22/12/2025

قهرمان نیروهای مسلح خلق، نگوین ون تان

قهرمان نیروهای مسلح خلق، نگوین ون تان.

اشتیاق سوزان برای کمک به ملت.

وقتی ما به آنجا رفتیم، آقای نگوین ون تان، ۸۳ ساله، که در حال حاضر در کمون کام گیانگ زندگی می‌کند، با موهای سفید، اندامی لاغر و رفتاری آرام، با دقت مشغول مرتب کردن هر مدال و جایزه بود.

اینها یادگاری‌هایی هستند مربوط به جوانی پر از سختی اما سرشار از آرمان. او با یادآوری آن سال‌های گذشته، به آرامی لبخند زد: «اینها داستان‌های قدیمی از مدت‌ها پیش هستند. در آن زمان، رفتن به جنگ و کمک به کشور افتخار بزرگی بود. همه آماده بودند، هیچ کس از فدا کردن خود دریغ نمی‌کرد، فقط امیدوار بود که به زودی صلح در کشور برقرار شود.»

نگوین ون تان، متولد ۱۹۴۲ از گروه قومی تای، از سنین جوانی درس‌خوان بود و از کار با ماشین‌آلات لذت می‌برد. در سال ۱۹۶۵، در حالی که به عنوان حسابدار برای یک شرکت تعاونی محلی کار می‌کرد، در پاسخ به ندای مقدس میهن، داوطلبانه به ارتش پیوست.

او با یادآوری آن تصمیم مهم، با خود اندیشید: «من بسیار مصمم بودم، زیرا زندگی در آن زمان بسیار دشوار بود، همسرم جوان بود و دو فرزندم کوچک بودند. اگر من آنجا را ترک می‌کردم، اوضاع برای آنها در خانه حتی سخت‌تر می‌شد. روزی که آنجا را ترک کردم، تنها آرزوی قلبی‌ام این بود که کشورم، وطنم و فرزندانم در آینده زندگی متفاوت و بهتری داشته باشند.»

پس از سه ماه آموزش، آقای تان به حفاظت از پل آن فو در استان تای نگوین منصوب شد. در سال ۱۹۶۷، او برای تحصیل در رشته مهندسی برق اعزام شد. پس از فارغ‌التحصیلی، به کار در اداره مدیریت وسایل نقلیه، اداره کل لجستیک، وزارت دفاع ملی منصوب شد و بعداً به واحد T201 منتقل شد و در تعمیر وسایل نقلیه تخصصی تخصص یافت.

از آن به بعد، آقای تان همیشه در بسیاری از میدان‌های نبرد، واحدهای نظامی را همراهی می‌کرد و وظایفی مانند تعمیر خودروهای تخصصی و پشتیبانی از نبرد را انجام می‌داد. به گفته وی، این دوره نیاز به تمرکز بالا و صبر استثنایی داشت، زیرا او که تازه آموزش را به پایان رسانده بود، مجبور بود مستقیماً در شرایط بسیار دشوار در تعمیرات شرکت کند. به دلیل تجربه محدودش، او و رفقایش با مشکلات زیادی روبرو شدند. گاهی اوقات، آنها مجبور بودند یک تانک را کاملاً از هم جدا کنند و بارها و بارها برای مونتاژ مجدد آن تلاش می‌کردند، اما موفق نمی‌شدند.

آقای تان به یاد می‌آورد: «در آن زمان، همه چیز کمیاب بود؛ سلاح‌ها و ماشین‌آلات بسیار گرانبها بودند. اگر تعمیری تمام نمی‌شد، همه احساس ناراحتی و نگرانی می‌کردند و تمام شب را بیدار می‌ماندند تا بفهمند چگونه آن را تعمیر کنند.» از همان سختی‌های اولیه بود که او در مواجهه با مشکلات، آرامش را در خود پرورش داد. او معتقد بود که با صبر و پشتکار، سرانجام همه چیز درست خواهد شد. تعمیر ماشین‌آلات نیاز به انعطاف‌پذیری و خلاقیت داشت.

مکانیک‌هایی مثل آقای تان که حتی پارچه هم نداشتند، مجبور بودند خودشان از پس خودشان بربیایند. او با خنده گفت: «لکه‌های روغن موتور و لباس‌های کثیف قابل قبول است، اما گاهی اوقات موتور قبل از اینکه دوباره سرهم شود، باید تمیز شود. بنابراین، آستین‌های پیراهن و شلوارم مدام کوتاه‌تر و کوتاه‌تر می‌شد و من آنها را برای تمیز کردن برش می‌دادم.» تعمیر چیزی باعث شادی می‌شد زیرا به این معنی بود که رفقایش وسایل نقلیه و سلاح برای ادامه جنگ داشتند. در سال ۱۹۷۲، در جریان عملیات بازیابی وسایل نقلیه دشمن، بسیاری از آنها به شدت آسیب دیده بودند. او و افرادش قطعات را تعویض، مونتاژ و ترکیب می‌کردند تا به استفاده از آنها ادامه دهند و از هر منبع موجود نهایت استفاده را ببرند.

آقای نگوین ون تان نه تنها یک مکانیک در میدان نبرد بود، بلکه منبع حمایت معنوی برای رفقایش نیز محسوب می‌شد. در مواقع پرتنش و خطرناک، او اغلب افرادش را تشویق می‌کرد که آرام باشند و با دقت برای حفظ قدرت و تجهیزات خود تلاش کنند.

برای او، هر وسیله نقلیه تعمیر شده نه تنها یک کار انجام شده، بلکه فرصتی برای زنده ماندن رفقایش در خطوط مقدم بود. از همین فداکاری، مسئولیت پذیری و روحیه مشارکت بود که ویژگی‌های قهرمانانه او به طور طبیعی، پایدار و بدون خودنمایی رشد می‌کرد.

در طول سال‌های جنگ شدید، هر جا که واحد به او نیاز داشت، آقای نگوین ون تان و رفقایش حضور داشتند و با دقت انواع مختلف وسایل نقلیه و سلاح‌های تخصصی جنگی را تعمیر، بازیابی و از نگهداری فنی آنها اطمینان حاصل می‌کردند.

از سال ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۳، با حس مسئولیت‌پذیری بالا و فداکاری بی‌وقفه، سال‌های متوالی با عنوان «سرباز برجسته» شناخته شد. در سال ۱۹۷۳، در حالی که در استان کوانگ بین مشغول به کار بود، مفتخر به دریافت عنوان «قهرمان نیروهای مسلح خلق» شد.

من همیشه داستان‌های جنگ را به یاد خواهم داشت.

آقای تان با یادآوری عمیق‌ترین خاطراتش گفت: این رفاقت و همبستگی بین سربازان و غیرنظامیان بود. او به یاد می‌آورد: «در آن زمان، ما عمیقاً به یکدیگر اهمیت می‌دادیم. بعد از آشپزی، کسانی که سرشان شلوغ بود، دیرتر غذا می‌خوردند و عجیب اینکه، کسانی که آخر غذا می‌خوردند معمولاً سیرتر بودند، زیرا کسانی که اول غذا می‌خوردند، جرأت نمی‌کردند سیر شوند، از ترس اینکه برای بقیه کافی نباشد. بعداً، مجبور شدیم در مورد تقسیم وعده‌ها به توافق برسیم تا هیچ‌کس گرسنه نماند.»

برنج مخلوط با آرد ذرت می‌خوردند، در چادر زندگی می‌کردند، در ننوهای جنگل می‌خوابیدند، همه لاغر و رنگ‌پریده بودند، پر از پشه و زالو، اما روحیه‌شان همیشه مبتنی بر حمایت و مشارکت متقابل بود. در سال ۱۹۷۲، در حالی که واحد در حال تعمیر یک وسیله نقلیه بود و مجبور شد از جرثقیل برای بلند کردن آن استفاده کند، هواپیماهای دشمن بمب انداختند و یکی از رفقا کشته شد.

از روی دلسوزی برای رفیق کشته‌شده‌شان، تمام واحد برای جمع‌آوری جعبه‌های مهمات و ساختن تابوت رفتند. وقتی تقریباً کارشان تمام شد، یک مرد مسن اهل ون کیو از آنجا گذشت و گفت که پسرش یک تابوت چوبی خوب برای او آماده کرده تا بعداً از آن استفاده کند و حالا می‌خواهد آن را برای مراسم خاکسپاری سرباز اهدا کند. او تعریف کرد: «همه افراد واحد تحت تأثیر قرار گرفتند و اشک ریختند. تا به امروز، واحد هنوز با خانواده پیرمرد در ارتباط است و یک سال، در یک گردهمایی، حتی از پسرش دعوت شد تا در مراسم شرکت کند.»

در یک مورد دیگر، در قلعه کوانگ تری، یکی از رفقای آقای تان وظیفه بازیابی وسایل نقلیه دشمن را بر عهده داشت. او تا نزدیک سحر کار کرد تا اینکه متأسفانه مورد اصابت بمب قرار گرفت و کشته شد. مردم محلی مراسم تشییع جنازه‌ای ترتیب دادند و او را درست در باغش به خاک سپردند. پس از برقراری صلح، خانواده‌اش برای بردن او به خانه آمدند. آقای تان با احساسی گفت: «مردم سربازان را مانند فرزندان خود، مانند اعضای خانواده دوست داشتند.»

در داستان او، آنچه که بیشتر از همه به یاد می‌آورد و از آن یاد می‌کند، افتخار مشارکت در دفاع از میهن، همراه با محبت خالصانه رفقا و مردمش است. جنگ، صرف نظر از اینکه کجا باشید، به معنای مواجهه با خطر است. برای آقای تان، به معنای پیمایش در میدان نبرد برای بازیابی سلاح‌ها و وسایل نقلیه دشمن و گذراندن شب‌ها برای خنثی کردن بمب‌های مغناطیسی بود؛ یک اشتباه می‌توانست به قیمت جانش تمام شود.

او تجربه نزدیک به مرگ خود را در سال ۱۹۷۱ به یاد آورد، زمانی که واحد او، هنگام بازیابی یک وسیله نقلیه، ناخواسته در نزدیکی پوشش گیاهی گرمسیری تحت کنترل دشمن توقف کرد. تنها چند دقیقه بعد، هواپیماهای دشمن، که توسط GPS خود هدایت می‌شدند، رسیدند و بمب‌ها را رها کردند. او گفت: «خوشبختانه، در نزدیکی جایی که ما توقف کردیم، یک دره عمیق وجود داشت، بنابراین بمب‌ها در آنجا سقوط کردند و منفجر شدند و هیچ کس مجروح نشد. این نشان می‌دهد که مهم نیست سلاح‌های دشمن چقدر مدرن باشند، آنها نمی‌توانند ما را مطیع خود کنند.»

از خانه‌ی سایه‌دار درختان بیرون آمدیم و در میان مزارع وسیع قدم زدیم و با کودکانی روبرو شدیم که شال‌های قرمز به سر داشتند و شادمان از مدرسه بازمی‌گشتند. صلح، آرام و ارزشمند به نظر می‌رسید. همانطور که نگوین ون تان، قهرمان نیروهای مسلح خلق، گفت: «رسیدن به این هدف امروز بسیار دشوار بوده است. فقط امیدوارم نسل جوان همیشه روحیه‌ی میهن‌پرستی خود را حفظ کند. مردم ما، چه آن زمان و چه اکنون، این سنت را دارند و هرگز تسلیم نخواهند شد.»


منبع: https://baothainguyen.vn/xa-hoi/202512/anh-hung-tu-nhung-dieu-binh-di-2265b2c/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
تونل وو در بزرگراه

تونل وو در بزرگراه

عکس‌های سفر

عکس‌های سفر

دستگاه جوجه کشی تخم مرغ

دستگاه جوجه کشی تخم مرغ