امروزه رابطه مادر شوهر و عروس بسیار آرامتر از گذشته است - عکس: دوین فان
نگوین نگوک مای (۶۰ ساله، ساکن منطقه ۷، شهر هوشی مین)، که تنها یک پسر دارد و چهار سال است که ازدواج کرده است، میگوید رابطهاش با عروسش بسیار خوب است زیرا او همیشه... با خواستههای عروسش همراه میشود.
عروسهای امروزی خیلی فرق کردهاند.
شوهر خانم مای زود از دنیا رفت و در طول سالهای تحصیل پسرش در استرالیا، او در خانه با یک خدمتکار زندگی میکرد. پس از بازگشت پسرش به ویتنام و چند سال کار کردن، او عاشق دختری شد که او نیز تنها دختر یک خانواده مرفه در شهر هوشی مین بود.
اگرچه خانم مای در یک ویلای بزرگ با باغ در منطقه ۷ زندگی میکند، خانهای جادار با اتاقهای زیاد، اما وقتی پسرش ازدواج کرد، دو فرزند همچنان تصمیم گرفتند جداگانه زندگی کنند.
خانم مای یک آپارتمان لوکس در منطقه ۴ (شهر هوشی مین) خرید تا دو فرزندش با هم در آن زندگی کنند. خانم مای گفت: «در خانهام، همیشه یک اتاق جداگانه برای دو فرزندم دارم، بنابراین میتوانند هر زمان که بخواهند به آنجا بیایند و به آنجا سر بزنند یا بمانند.» او طراحان داخلی را استخدام کرد تا اتاق را طوری طراحی کنند که با سلیقه عروسش مطابقت داشته باشد.
خانم مای در چند آخر هفته اول که دو فرزندش به دیدنش میآمدند، از عروس جدیدش بسیار شگفتزده شد. او علاوه بر اینکه بسیار خوشپوش و شیکپوش بود، هیچ کاری بلد نبود، حتی پوست کندن یک حبه سیر را هم بلد نبود.
خانم مای پس از گذراندن مدتی دیگر با او، فهمید که عروسش از کودکی هیچ کار خانهای انجام نداده و هیچ کاری بلد نیست. او فقط پس از آمدن به خانه مادرشوهرش، پوست کندن سیر را یاد گرفته بود. با این حال، خانم مای عروسش را تحسین کرد و گفت: «با اینکه او هیچ کاری بلد نیست، اما همیشه از خدمتکار و آشپزی من تعریف میکند.»
بعداً، وقتی عروسش به ملاقاتش آمد، خانم مای گفت که از او چیزی نخواسته چون عروسش هیچ کاری بلد نبود و حالا او را مجبور به انجام هیچ کاری میکرد. وظیفه عروس قبل از ملاقات با مادر شوهرش این بود که به او بگوید چه زمانی به ملاقات مادرشوهرش میآید و چه غذایی دوست دارد بخورد.
روزهایی بود که پسر و عروسش برای شب ماندن میآمدند و انگار هدیه بزرگی به او داده بودند. حتی اگر عروسش صبح روز بعد تا ظهر میخوابید، خانم مای همچنان خوشحال بود و حالا با خودش فکر میکند: «عروسهای امروزی این شکلی هستند.»
خانم مای با لبخندی گفت: «اگر با پسرم خوشبرخورد و مهربان باشم، او دلش میخواهد بیاید و بازی کند. اما اگر اوضاع همیشه اینطرف یا آنطرف باشد، ممکن است دیگر پسرم را نبینم.»
وقتی عروس خوشحال باشد، پسر هم خوشحال خواهد بود.
در همین حال، خانم نگوین نگوک خان (۶۹ ساله، ساکن منطقه گو واپ، شهر هوشی مین) به مدت ۱۰ سال با کوچکترین پسر و همسرش زندگی کرده است. وقتی پسرش ازدواج کرد، او تمام قسمتهای اجارهای خانه را پس گرفت تا خانهای بزرگ و زیبا برای استقبال از عروس جدیدش بسازد.
قبلاً، وقتی عروس شهر خودش بود، زندگی بسیار سختی داشت. از صبح زود، مجبور بود از خواب بیدار شود تا سبزیجات خرد کند و یک قابلمه بزرگ خوراک خوک برای هفت خوکی که خانواده شوهرش بزرگ میکردند، بپزد. به عنوان یک معلم، پس از پایان کار تدریسش، با عجله به خانه میرفت تا برای خانواده شوهرش که در مجموع نه نفر بودند، غذا بپزد.
در قدیم، وقتی غذا کمیاب بود، موقع غذا خوردن، او مجبور بود سر سفره بنشیند و برای همه اعضای خانواده شوهرش برنج بیاورد. او مجبور بود از خوردن کاسه برنجش دست بکشد تا به هشت نفر دیگر غذا بدهد.
خانم خان مهربان است و همه کارهای خانه را انجام میدهد، اما مادرشوهرش هنوز راضی نیست. روزهایی که مادرشوهرش از غذا لذت میبرد، او خوشحال است. اما روزهایی که مادرشوهرش غذا را اشتهاآور نمیداند، به راحتی به او میگوید: «چرا آشپزیات اینقدر بد است؟ باید موقع آشپزی تمرکز کنی!»
اگرچه عروسش هم از روستا به شهر آمده تا کارش را شروع کند، اما او معمولاً روزهای هفته تا تقریباً ساعت ۷ صبح از خواب بیدار نمیشود. آرایش میکند، لباس میپوشد، برای صبحانه به طبقه پایین میرود و سپس سر کار میرود. آخر هفتهها، میتواند تا هر وقت که بخواهد بخوابد.
برنامهی او شامل بیدار شدن زود برای ورزش، سپس بازگشت به خانه برای پختن صبحانه برای تمام خانواده است. بعد از اینکه بچهها و نوهها غذایشان را تمام کردند، او خانه را تمیز میکند. عصرها، شام میپزد و منتظر میماند تا تمام خانواده برای صرف غذا به خانه بیایند.
عروسش حالا دو فرزند به دنیا آورده، اما او توجه کمی به عادات غذایی آنها دارد. هر غذایی که دوست دارد را در خانه برایشان میپزد، در غیر این صورت عروسش آنها را برای غذا خوردن بیرون میبرد. او همیشه رفتار عروسش را "عجیب" میداند، اما چون دوست دارد به پسرش نزدیک باشد، همیشه تمام تلاشش را میکند تا... او را راضی کند.
گاهی اوقات خانم خان چیزهایی داشت که عروسش را آزار میداد، اما جرات نمیکرد چیزی بگوید. او اغلب به شوهرش میگفت: «خوب است که عروسمان حاضر است با والدین شوهرش زندگی کند. اگر خواستههای او را برآورده نکنیم، ممکن است پسرمان را متقاعد کند که از خانه برود و آن وقت دیگر شانسی برای زندگی در نزدیکی او نخواهیم داشت.»
برخی از مادرشوهرهای امروزی معتقدند: «وقتی عروس خوشحال باشد، پسر خوشحال خواهد بود. وقتی پسر خوشحال باشد، تمام خانواده خوشحال هستند.» این ضربالمثل همچنین به عنوان یک اصل راهنما برای بسیاری از خانوادههای مدرن امروزی عمل میکند.
با عروست مثل دختر خودت رفتار کن.
خانم هوانگ لان (۵۰ ساله، ساکن منطقه فو نوآن، شهر هوشی مین) تنها یک یا دو سال است که عروس دارد. او دو پسر دارد، بنابراین از زمان ورود عروسش، خانم لان همیشه با او مانند دختر خودش رفتار کرده است. او از عروسش انتقاد نمیکند یا از او نمیخواهد کاری فراتر از تواناییهایش انجام دهد. او با صبر و حوصله هر چیزی را که عروسش نمیداند، راهنمایی و به او آموزش میدهد. او گفت: «عروس من خیلی سخت کار میکند و من هم کار میکنم، بنابراین شرایط او را درک میکنم.»
اگرچه او کاملاً درگیر کار است، اما هر وقت وقت آزاد داشته باشد، خانم لان - یک مادرشوهر مهربان - همیشه با عروسش تماس میگیرد تا تمام خانواده بتوانند برای غذا خوردن بیرون بروند، یا میتوانند برای قهوه، خرید و غیره بروند. تمام خانواده اغلب با هم به سفرهای تفریحی میروند و آرزوهای عروس را برآورده میکنند.
نظر شما در مورد لوس کردن عروس توسط مادرشوهر چیست؟ شما چطور عروس خود را لوس کردهاید تا خانوادهتان هماهنگ و شاد بماند؟ یا به عنوان یک عروس، آیا خانواده شوهرتان شما را لوس میکنند؟ لطفاً نظرات و داستانهای خود را با ایمیل tto@tuoitre.com.vn به اشتراک بگذارید. Tuoi Tre Online از شما متشکر است.
منبع






نظر (0)