Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

آخرین بعد از ظهر سال

(NB&CL) روزهای آخر سال زمانی است برای ما تا در مورد زندگی دیگران و خودمان تأمل کنیم، غم و اندوه و بلاتکلیفی‌های ماندگار زندگی را فراموش کنیم، سرمای گزنده را از خود دور کنیم و به آفتاب طلایی درخشان خوشامد بگوییم و با پرستوها شاد باشیم. حال و هوای آخرین بعدازظهر سال حس عمیقی از نوستالژی را برمی‌انگیزد...

Công LuậnCông Luận16/02/2026

یک سال دیگر در یک چشم به هم زدن گذشت. هر چه بزرگتر می‌شویم، بیشتر متوجه می‌شویم که زمان چقدر سریع می‌گذرد. ​​شلوغی کار، نگرانی‌های کوچک زندگی روزمره، باعث شده است که گذشت زمان را فراموش کنیم. پایان سال زمانی است برای تأمل در زندگی خود و دیگران، برای فراموش کردن غم و اندوه و بلاتکلیفی‌های ماندگار زندگی، برای زدودن سرمای گزنده و استقبال از آفتاب درخشان و پرستوهای شاد. حال و هوای عصر پایان سال، قلب‌های ما را پر از اشتیاق عمیق می‌کند...

e29cda7f-1ca6-4634-9438-1a126f569756.jpg

در آخرین بعدازظهر سال، به نظر می‌رسید زندگی شتاب‌زده‌تر و شلوغ‌تر شده است. خنده و پچ‌پچ فضا را پر کرده بود. عمه تام و عمه با با فریادهای خوشامدگویی به یکدیگر خوشامد می‌گفتند. فریادهای شادی تئو پس از تخلیه موفقیت‌آمیز برکه به گوش می‌رسید. مادرم مشغول آماده کردن نذورات برای پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌ام بود و دعاهایی زمزمه می‌کرد، به این امید که آنها را برای عید تت (سال نو قمری) به خانه بیاورد.

من با علاقه آن بعدازظهرهای آخر سال را در خاطرات دور یک روح جوان و معصوم به یاد می‌آورم، روزهایی که پدرم هنوز در کنارم بود. با هیجان به دنبالش به باغ می‌رفتم تا زیباترین شاخه‌های شکوفه زردآلو را انتخاب کنم، سپس با دقت و احترام آنها را در گلدان روی محراب بچینم. پدرم می‌گفت که سال نو قمری باید شکوفه‌های زردآلو داشته باشد. نگاه کردن به محراب چیزی بود که فضای جشن را ایجاد می‌کرد.

سپس پدرم میوه‌های موجود در باغمان را چید تا پیشکش پنج میوه را آماده کند. او از سنت سیب کاستارد، نارگیل، پاپایا، انبه و انجیر پیروی نمی‌کرد. او به من گفت که پیشکش کردن پنج میوه که از باغ خودمان به اجدادمان در طول تت (سال نو قمری) درست شده بود، احترام و قدردانی از سختی‌هایی بود که اجدادمان متحمل شدند تا آنچه را که امروز داریم به ما بدهند. پدرم اغلب در مورد آداب و رسوم سنتی تت ملتمان برایم تعریف می‌کرد. حتی اکنون، آنها را به وضوح به یاد می‌آورم، هرچند که او اکنون بسیار بسیار دور است...

در آخرین بعدازظهر سال، بازار روستایی، هرچند بزرگ نبود، اما فوق‌العاده شلوغ و پر جنب و جوش بود و خریداران و فروشندگان دائماً در حال رفت و آمد بودند. معمولاً بازار روستای من از سپیده دم باز می‌شد و حدود ساعت ۸ صبح بسته می‌شد. اما در طول تت (سال نو ویتنامی)، مردم تمام روز خرید و فروش می‌کنند. بازار بسیار شلوغ‌تر و شادتر است. همه شاد، خندان و گپ‌زن هستند. در طول تت، مردم کمتر چانه می‌زنند؛ همه بخشنده‌تر هستند. چرخ دستی‌هایی وجود دارند که پاکت‌های قرمز، کاغذهای قرمز با دوبیتی و تزئینات تت می‌فروشند. همه چیز به رنگ قرمز پر جنب و جوش است. دیدن آن به این معنی است که تت از راه رسیده است.

آخرین بعدازظهر سال، مادرم اغلب روی نیمکت بامبو جلوی خانه می‌نشست و کیک‌های برنجی چسبناک (بان تت) را می‌پیچید تا به اجدادمان تقدیم کند. نیمکت بامبوی صیقلی که پدرم از بیشه بامبوی پشت خانه ساخته بود، ساده، روستایی و پر از خاطره بود. مادرم بهارهای بی‌شماری را، از زمانی که کودک بودیم تا حالا که بزرگ شده‌ایم، آنجا نشسته بود. برای او، آن نیمکت بامبو تصویر پدرم را در خود داشت. من و خواهرانم هم روی همان نیمکت بامبو بازی می‌کردیم و به قابلمه کیک‌های برنجی چسبناک نگاه می‌کردیم.

در آخرین بعدازظهر سال، چشمان مادران همیشه به انتهای کوچه خیره شده و مشتاقانه منتظر فرزندانشان هستند که هنوز به خانه نرسیده‌اند، زیرا آنها مشغول اضافه کاری یا تحویل کالا به مشتریان هستند... به این امید که کمی درآمد اضافی کسب کنند تا برای خواهر و برادرهای کوچکتر خود در خانه هدیه بخرند.

در آخرین بعدازظهر سال، جاده‌ها مملو از وسایل نقلیه است. کسانی که زادگاه خود را برای کار در جای دیگر ترک کرده‌اند، با عجله به خانه می‌روند تا عید تت (سال نو قمری) را با خانواده‌هایشان جشن بگیرند. هر فرد شرایط خاص خود را دارد، اما شاید همه آنها در مورد بازگشت به خانه احساس مشترکی از هیجان دارند. آنها برمی‌گردند تا در آغوش پرمهر والدین و خانواده خود زندگی کنند. آنها به خانه برمی‌گردند تا روزهای آرام را دوباره تجربه کنند و موقتاً نگرانی‌ها و اضطراب‌های دنیای بیرون را کنار بگذارند. لحظه در این آخرین بعدازظهر سال، زمانی شادترین لحظه است که پر از تجدید دیدار خانواده و نزدیکی با عزیزان باشد. و تنها در آن زمان است که واقعاً حس عید تت را تجربه می‌کنند.

با گذشت زمان، اوضاع خیلی تغییر کرده است. زندگی مردم مرفه‌تر از قبل شده است، بنابراین تت (سال نو قمری) تفاوت چندانی با روزهای عادی ندارد و حس و حال آخرین بعدازظهر سال دیگر به آن خاص یا کامل بودن سابق نیست. هر چیزی که برای تت لازم است، از شیرینی و مربا، بان تت (کیک برنج چسبناک)، بان چونگ (کیک برنج چسبناک مربعی) گرفته تا گوشت خوک پخته شده با تخم مرغ... به راحتی در دسترس است؛ فقط کافی است آن را بخرید و آماده‌ی رفتن هستید. بنابراین، هیجان آماده‌سازی، خنده و شادی جمع شدن دور قابلمه بان تت در آخرین بعدازظهر سال به تدریج از بین رفته است...

درخت شکوفه زردآلو - نحوه پرورش، مراقبت و معنای شکوفه‌های زردآلو در طول تت (سال نو ویتنامی) 696x435.jpg

در مسابقه‌ی شتاب‌زده‌مان با زمان، اغلب معنای واقعی بعدازظهرهای پایانی سال را فراموش می‌کنیم. این درباره هماهنگی در زندگی، مراقبت متقابل و مهم‌تر از همه، آرامش خاطر است. بیایید کمی آرام‌تر شویم و از آرامشی که این روزهای آخر سال به ارمغان می‌آورد لذت ببریم. زیرا شادی واقعی عید تت در همین روزها نهفته است.

در ایوان، نور طلایی درخشان خورشید با شکوفه‌های زردآلو که زود شکوفا شده‌اند، در هم می‌آمیزد، پروانه‌ها در میان گل‌های داوودی و ارکیده بازیگوشانه بال می‌زنند. گل‌های همیشه بهار در حیاط جلویی شکوفا می‌شوند و عطر خود را همراه با زنبورها منتشر می‌کنند. پرستوها در آسمان شروع به پرواز می‌کنند. پچ پچ شاد کودکانی که به سختی قادر به صحبت هستند، در این روز منتهی به تت (سال نو قمری) خانه را با گرما و شادی پر می‌کند.

شاید کسانی که بلاتکلیفی‌های زندگی را تجربه کرده‌اند، شاهد فراز و نشیب‌های روزگار و ناپایداری زندگی بوده‌اند، شب‌های پایان سال را حتی بیشتر گرامی بدارند. زیرا این شب‌ها به ما یادآوری می‌کنند که برای پیوندهای خانوادگی، با هم بودن و تجدید دیدار ارزش قائل باشیم - چیزهایی که هیچ دارایی مادی نمی‌تواند جایگزین آنها شود. اجازه ندهید که دنبال چند دلار اضافی یا احساس کمبود، شما را از جشن گرفتن تت (سال نو قمری) با خانواده‌تان باز دارد. به خانه بروید و تت را با خانواده‌تان جشن بگیرید. این گرانبهاترین چیز در زندگی ماست.

برای من، احساس روزهای آخر سال خیلی سریع می‌گذرد، به ظاهر زودگذر، در یک لحظه از بین می‌رود، اما تأثیر ماندگار آن باقی می‌ماند و وقتی در آن بعدازظهرهای آخر سال به زندگی خود نگاه می‌کنیم، حسی از نوستالژی و تأمل در ما باقی می‌گذارد.

در دوردست، یک ملودی بهاری غم‌انگیز ادامه داشت: «در پایان سال، می‌نشینم و روزهای زندگی‌ام را می‌شمارم. بیش از سیصد روز گذشته است...»

منبع: https://congluan.vn/chieu-cuoi-nam-10329462.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
نوآوری - تراکتور

نوآوری - تراکتور

کمپینگ شرکت

کمپینگ شرکت

خوشبختی با باغ گل رز

خوشبختی با باغ گل رز