| ترک سرزمین اصلی به مقصد ترونگ سا |
آ-اون خود را در این محیط در ابتدا ناآشنا اما آشنا غرق کرد. او علاوه بر ۱۹ عضو شورای قومی مجلس ملی، برای اولین بار با نزدیک به ۳۰۰ ویتنامی مقیم خارج از کشور از ۲۶ کشور و همچنین نمایندگانی از آژانسها، سازمانها و افراد مختلف درگیر در کارهای خط مقدم، دیپلماسی ، علم، فناوری، تجارت، روشنفکران، هنرمندان و به ویژه تیمی که مردم را به مجمعالجزایر ترونگ سا هدایت میکرد، ملاقات کرد.
این سفر در زمانی انجام شد که کل کشور بر رویدادهای مهم بسیاری تمرکز داشت: پنجاهمین سالگرد آزادسازی جنوب و اتحاد کامل کشور (30 آوریل 1975 - 30 آوریل 2025)، هفتادمین سالگرد تأسیس نیروی دریایی خلق ویتنام (7 مه 1955 - 7 مه 2025)،...
چهره همه آکنده از هیجان و انتظاری وصفناپذیر بود. آ-آن دستانش را روی سینهاش ضربدری کرد، به آسمان نگاه کرد، چشمانش را بست، نفس عمیقی کشید و به آرامی بازدم کرد تا ارتعاشات فرکانس بالای احساساتش را کنترل کند. "قلب، نلرزد!" آ-آن به خودش اطمینان داد. اما در یک لحظه، آ-آن مجبور شد دوباره چشمانش را باز کند، از ترس اینکه این لحظه زیبا بین مردم، بین مردم و دریا و آسمان پهناور، از جلوی چشمانش محو شود.
آ-اون به بندرگاه نگاه کرد، دست تکان داد و گفت:
- خداحافظ سرزمین اصلی، به زودی دوباره میبینمت!
کشتی KN390 به سرعت از سرزمین اصلی دور شد و آ-اون همانجا ایستاد و به دریا خیره شد. امواج حالا قویتر به نظر میرسیدند و بارها به بدنه کشتی برخورد میکردند. ناگهان، او بیهدف فکر کرد: «آیا ممکن است این کشتی توسط امواج قویتر از امواج جزایر اسپراتلی آسیب ببیند؟» سپس دوباره فکر کرد: «اما اگر چنین شود چه؟ سربازان حاضر در جزایر، شب و روز در حال نبرد با طوفانها هستند. بالاخره برخی برای همیشه در دریا خواهند ماند!»
آ-اون سرش را تکان داد و افکار نگرانکنندهاش را کنار گذاشت و با گامهای بلند به سمت عرشهای رفت که افراد زیادی در حال «ثبتنام» بودند. او همچنین از فرصت استفاده کرد و چند عکس یادگاری با گوشی هوشمند آشنایش گرفت.
در حالی که آ-اون برای پیدا کردن بهترین زاویه برای عکسش تقلا میکرد، با شنیدن صدای یک مرد بالغ از پشت سرش برگشت:
بذار کمکت کنم عکس بگیری.
با چشمانی مهربان و دوستانه، اندامی تنومند و چهرهای تیره، سکوتِ درون چشمانِ آ-آن را شکست و در پاسخ لبخندی زد:
- "ممنون. به کمکت نیاز دارم!"
آ-اون با خوشحالی زوایای دوربین را انتخاب کرد و ژستهایش را متناسب با آنها تنظیم کرد و به سرعت چند عکس گرفت. افراد یکی پس از دیگری... میآمدند تا زاویهها را انتخاب کنند و از یکدیگر عکس بگیرند.
حسن نیت و مهماننوازی تک تک افراد، همه را به هم نزدیکتر کرد. آنها خود را معرفی کردند و نام، شغل و محل اقامتشان را گفتند. اولین کسی که آ-اون شناخت، تونی نگوین اهل روسیه بود که در گرفتن عکسها به او کمک کرده بود. سپس مهاجران ویتنامی از فرانسه، ژاپن، ایالات متحده، مجارستان، بلژیک، آلمان، استرالیا، لائوس، تایلند، مالزی، کامبوج، سریلانکا، لهستان و غیره حضور داشتند. و آ-اون با اعتماد به نفس و به آرامی خود را اهل سرزمین مادریاش، ویتنام، معرفی کرد.
| افسران، سربازان و ساکنان ترونگ سا به محض ورود کشتی به جزیره از آن استقبال میکنند. |
قلب تیم آ-اون با شنیدن برنامه و فعالیتهای طول سفر، به تپش افتاد. آزمونهایی در مورد دریا، جزایر و سنتهای نیروی دریایی خلق برگزار شد؛ مسابقات شطرنج، گلآرایی، اوریگامی و نمایشهای مد ؛ تبادلات فرهنگی و هنری... و علاوه بر این، آ-اون با مشاهده و لذت بردن از روحیه، نگرش و مسئولیتپذیری رهبران، افسران و سربازان نیروی دریایی نسبت به همه اعضای هیئت، احساس اطمینان، اعتماد به نفس و قدردانی عمیقی کرد. بازرسی، کار، غذا، استراحت و زندگی روزمره، همگی با دقت و تأمل توسط سربازان ترتیب داده شده بود. جلسات و تبادلات در سراسر کشتی به طور فزایندهای باز، صمیمی و مشترک شد...
«اوه، انگار توی یه خونه بزرگ تو خشکی هستم!» آ-آن با خودش گفت. هر بار که این کار را میکرد، چشمانش برق میزد و میدرخشید.
ارزش کار تیمی بسیار زیاد است. بسیاری از افراد، مانند A-un، بدون شک از این موضوع آگاه هستند، به همین دلیل است که او دائماً تلاش میکند و به طور فعال با تیمش در جنبشهای تقلیدی راهاندازی شده شرکت میکند. چقدر تأثیرگذار است که رهبران اتحادیه جوانان و تیمها مسئولیتپذیری خود را کاملاً نشان میدهند و میدانند چگونه شور و شوق را در اعضای خود القا کنند.
زمان ورود تعیین شده بود، فقط چند ساعت باقی مانده بود. ناگهان، احساس پوچی و جدایی در قلب آ-اون موج زد. اشکهای بیشماری در چشمانش حلقه زد. تصاویر زیبای بسیاری از چند روز گذشته در مقابلش رژه رفتند: آغوشهای گشودهی دوستان بینالمللی؛ چشمها و لبهای شاد و درخشان مردم و سربازان در جزایر هنگام دریافت هدایای محبتآمیز؛ دستهای تکاندهنده بین کسانی که میرفتند و کسانی که میماندند پس از هر عزیمت از جزایر و سکوهای دریایی؛ قلبهای طلایی و تخصص عمیق سپاه پزشکی نظامی ۱۰۸ که به مسنترین عضو هیئت اعزامی از ایالات متحده کمک کردند تا درست در جزیره مقدس ترونگ سا دوباره متولد شود. مراسم یادبود شهدای قهرمان نبرد جزیره گاک ما به ویژه تأثیرگذار بود...
هیچوقت تا این حد اشتیاق در قلب کوچک و شکنندهی آ-اون - دختری از گروه قومی تا اویی - طاقتفرسا نبوده است!
چه سفر زیبایی، با نام «سفر وحدت بزرگ»!
آ-اون سوگند یاد کرد که تصویر زندگی ویتنامیها در دریا و جزایر را صمیمانه و عمیقاً به جامعه، هموطنان، رفقا، همکاران، خانواده و عزیزان خود منتقل کند و پیوسته بیاموزد، خود را بهبود بخشد و ذهن و روحی پایدار، مقاوم و همدل پرورش دهد و در ظرفیتی که حزب، دولت و مردم به او سپردهاند، به حفظ و توسعه دریا و جزایر ویتنام کمک کند.
منبع: https://huengaynay.vn/van-hoa-nghe-thuat/chuyen-tau-dai-doan-ket-153199.html







نظر (0)