پیوی: «داستان «شفقت» سرنوشت ویژهای دارد، زیرا پس از ۷ سال، بیشتر شناخته شد، توسط دوستان خارجی شما به انگلیسی و ایتالیایی ترجمه شد، به واتیکان رسید و مورد استقبال پاپ قرار گرفت. میتوانید درباره این فرصت ویژه توضیح دهید؟»
ها هوی تان: وقتی برای کار به خارج از کشور رفتم، به ویتنام بسیار افتخار میکردم. همکارم ماریو این کتاب را به انگلیسی خواند (من آن را برای کارکنانم ترجمه کردم) و به من گفت که بسیار خاص است، ایدههای آن جوهره مردم ویتنام را منعکس میکند و به او در درک ویتنام کمک کرده است. این ارزشی است که اروپاییها به طور فزایندهای برای آن ارزش قائل هستند. بنابراین، او ترتیب ترجمه آن به ایتالیایی را داد و یک رونمایی از کتاب در رم ترتیب داد.
فکر میکنم سرنوشت «خاصی» دارم، بنابراین این کتاب هم خاص است. سرنوشت مرا در شرایط زیادی هدایت کرده است، مانند سفری برای تحقق آرزوهایم. از طریق شفقت، میتوانم با هر کسی، از پاپ گرفته تا رئیس جمهور یا یک فرد بیخانمان، صحبت کنم و میدانم که شفقت راه حل آنهاست؛ مهم نیست با چه مشکلاتی روبرو هستند، مهم نیست چه کسی هستند. یک بیمار سرطانی برای من نوشت که در بیمارستان تحت درمان است و دخترش پس از خواندن کتاب من، برای اولین بار عشق خود را نشان داده است. دخترش یک نسخه از کتاب من را به عنوان هدیه برایش خرید. او از من به خاطر کمک به دخترش برای ابراز عشق به او تشکر کرد.
انسانیت بدون عشق چگونه خواهد بود؟
پو: با نگاهی به گذشته، واضح است که «شفقت» سفری معجزهآسا داشته است، دوستان بینالمللی را به هم متصل و گسترش داده است، و توسط پاپ که شفقت را میراث فرهنگی ویتنام و بشریت میداند، به اشتراک گذاشته شده است. و شما، مفهوم شفقت از نظر شما چیست و چگونه این پیام را به دیگران منتقل کردهاید؟
ها هوی تان: از نظر من، شفقت میراث ویتنام است و ما در طول تاریخ ملت خود با آن زندگی کردهایم. ما از طریق صلح و عشق در جنگها پیروز شدیم. عشق از نفرت فراتر رفت، همه تفاوتها را پاک کرد، میلیونها نفر را در یک جا متحد کرد و قدرت آفرید. ویتنام ملتی از شفقت است. نگاه به ویتنام از طریق یک تصویر تاریخی واحد، رنج بزرگی را نشان میدهد، اما با نگاه به کلیت آن، شفقت را به عنوان یک خط قرمز پیوسته میبینیم.
ماهیت عشق معجزهآسا است و زندگی سفری از عشق است که به طور طبیعی گسترش مییابد. پدرم هفت سال پیش این کتاب را نخوانده بود، اما اخیراً آن را خوانده و گفته است که در مورد عشق به روشنبینی رسیده و اکنون زندگی شادتر و پرمعناتری دارد. در یک کنفرانس بینالمللی کتاب، سخنران از او پرسید که عشقی که او به فرزندانش میآموزد، چه تفاوتی با عشقی دارد که پسرش در کتابها درباره آن مینویسد. او پاسخ داد: «من به فرزندانم با عشق سنتی، از طریق غریزه و احساسات، آموزش میدهم، در حالی که پسرم از طریق خرد درباره عشق مینویسد.»


پیوی: سفر شفقت، سفری برای کشف دوباره ریشههای فرهنگی هر ملتی است. رشته مشترک بین هر ملت، هر دین و هر فردی «شفقت» است. اگر انرژی شفقت را در درون هر فرد بیدار کنیم، انسانیتی از «شفقت» خواهیم داشت. بنابراین، به نظر شما، چگونه میتوانیم شفقت را در هر فرد «بیدار» کنیم؟
ها هوی تان: همانطور که پیر تیلهارد دو شاردن گفته است: «ما انسانهایی با تجربیات معنوی نیستیم، بلکه موجوداتی معنوی با تجربیات انسانیت هستیم.» من که در این زندگی متولد شدهام، بینهایت از افرادی که فرصت ملاقات با آنها را داشتهام، از شرایطی که زندگی به وجود آورده سپاسگزارم و زندگی را همانطور که هست گرامی میدارم. وقتی عشق وجود دارد، که به معنای «درک-اشتراک-خلق-حل» است، من حتی بیشتر از زندگی سپاسگزار هستم، زیرا متوجه میشوم که هر یک از ما جزئی از جهان و عاملی در سفر بیپایان بشریت به سوی حقیقت، خوبی و زیبایی هستیم. از بدو تولد، هر یک از ما با سوالات بیشماری از سختیهای زندگی، وظایفی که باید انجام دهیم، نقشهایی که باید ایفا کنیم روبرو میشویم... که باعث میشود تقریباً فراموش کنیم به این سوال پاسخ دهیم: «از کجا آمدهایم و به کجا میرویم؟» من با جسارت بذری را در مزرعه میکارم و امیدوارم که مزرعه به طور طبیعی با عطر شکوفه دهد.
هر انسانی باید نفس بکشد. با نفس کشیدن، ما با انرژی کیهانی ارتباط برقرار میکنیم. با این حال، ما به ارتباط قویتری با قوانین کیهان نیاز داریم. بنابراین، باید فراتر از شرایط تولدمان، خودمان را دوباره ارزیابی کنیم. بنابراین، بیداری شفقت، سفری برای کشف خود واقعیمان است.
مصاحبهگر: با توجه به اینکه دوستان زیادی را به خاطر اینکه با شما همدردی نکردند از دست دادید، نظرتان در مورد نوشتن این کتاب چه بود؟ حتی عشق هم میتواند باعث فقدان شود، اینطور نیست؟
ها هوی تان: شفقت منبع انرژی است. اگر در سطح احساسات، نیکوکاری یا بخشش باقی بماند، مردم احساس نزدیکی و همدلی خواهند کرد. اما اگر شفقت به سطح فکری برسد، مردم آن را به عنوان یک بار سنگین میبینند؛ آنها جرات مواجهه با آن را نخواهند داشت.
من فکر میکنم اینها ضررهای موقتی هستند، اما همچنین بخش طبیعی از سفر برای یافتن مسیر خود هستند. آن افراد باور ندارند که شفقت یک کد ژنتیکی یا یک ویژگی ضروری در هر عملی است. آنها همچنین فکر نمیکنند که ویتنام ملتی دلسوز است. اما من معتقدم که روزی همه این را درک خواهند کرد زیرا شفقت از درون هر یک از ما سرچشمه میگیرد. برای تمرین شفقت، گاهی اوقات باید عادتهای قدیمی را کنار بگذاریم تا "درک کنیم، به اشتراک بگذاریم و راهحلهایی ایجاد کنیم".
پوی: تا زمانی که شر وجود دارد، ارزش شفقت ابدی است. بشریت بدون شفقت چگونه خواهد بود؟ اما، وقتی جهان سرشار از شفقت است، آیا شفقت هنوز ارزشی خواهد داشت؟
ها هوی تان: طبیعت و بشریت از این نظر که هر دو از تکههای شکسته سرچشمه میگیرند، مشابه هستند. احساس آرامش در رحم مادر، آرامش مطلق است، دنیایی از عشق سرشار. بسیاری میگویند عشق مطلق وجود ندارد، اما واضح است که ما از عشق مطلق زاده شدهایم. با این حال، به دلایل بسیاری، ما به سادگی آن منشأ را فراموش میکنیم. آغاز هر یک از ما عشق مطلق است.
در کتاب اخیراً منتشر شدهام، که بر اساس کار روی شفقت بنا شده است، بخش مهمی را با عنوان «بهکارگیری شفقت در زندگی» اضافه کردهام که پس از هفت سال تمرین شفقت همراه با قدردانی است. بهکارگیری شفقت، زیبایی معجزهآسایی را به زندگی میآورد. شفقت منبع همه ادیان است. برای من، شفقت متعلق به طبیعت است؛ من طبیعت را کاوش میکنم و برخی از قوانین آن را کشف میکنم تا به حل مشکلات انسانی بازگردم.
پو: بعضیها میگویند کتاب شما برای خیلیها خیلی کاربردی نیست، مخصوصاً وقتی که در مورد حل مشکلات جهانی از طریق شفقت بحث میکنید. خیلی کلی است. نظر شما در مورد این ارزیابی چیست؟
ها هوی تان: فکر میکنم از آنجایی که جوهره شفقت هوشمندانه را به عنوان "درک-به اشتراک گذاشتن-خلق-حل" کشف کردهام، پایبندی به این محتوا به ما کمک میکند تا مشکلات را واضحتر شناسایی و حل کنیم. من این کتاب را بر اساس شهود نوشتم، بنابراین حاوی عنصری از احساس شهودی است. من آن احساس شهودی را در عمل آزمایش کردهام.
برای حل مشکلات جهانی، من معتقدم که باید ریشههای این مشکلات را پیدا کنیم. و ریشه مشکلات جهانی در آگاهی افراد و جوامع نهفته است. بنابراین، اگر هر یک از ما، به ویژه رهبران، به مشکلات فردی خود رسیدگی کنیم و یک اجماع و فرهنگ مشترک ایجاد کنیم، آنگاه پایه و اساسی برای حل مشکلات جهانی خواهیم داشت. نکته کلیدی، که من آن را کلید حل مشکلات جهانی مینامم، «شفقت» است.

سخنرانان سمینار شفقت.
مصاحبهگر: یادم میآید که در دهه ۲۰۰۰، زمانی که دانشجو بودید، پیشگام آوردن «نقشهبرداری ذهنی» تونی بوزان به ویتنام بودید. چرا؟
ها هوی تان: من یک معتاد به دانش هستم، یک معتاد به تفکر. در دوران مدرسه، به روش سنتی از نظر تحصیلی پیشرفت کردم. در دانشگاه، در مورد مغز کنجکاو شدم. متوجه شدم که تنها ابزار من برای تعالی، مغزم است و باید از آن به طور بهینه استفاده کنم: باید آن را بفهمم. من نقشه برداری ذهنی را به صورت رایگان به دانشجویان و شرکتهای آموزشی آموزش میدادم. پس از فارغ التحصیلی، یک کسب و کار راه انداختم و متوجه شدم که یک مغز دیگر و مهمتر وجود دارد - مغزی که به من کمک کرد تا "کلید" شفقت را کشف کنم.
من میدانم که شفقت کلید است، و میدانم که آن کلید کجا نهفته است. من با شفقت بیدار زندگی میکنم؛ از طریق شفقت است که بیدار میشوم. من صرفاً وسیلهای برای رسیدن به یک هدف هستم و سفرم را ادامه خواهم داد. ماموریت من این است که به همه ثابت کنم ویتنام ملتی دلسوز است. من با هوش مصنوعی (AI) و با مسائل جهانی به بررسی مسائل شفقت خواهم پرداخت و میخواهم فرهنگ شفقت را در جامعه ایجاد کنم.
پوی: به عنوان یکی از نوادگان دبیرکل فقید، ها هوی تاپ، آیا این برای شما یک موهبت است یا یک فشار؟
ها هوی تان: فکر میکنم دقیقتر است که بگوییم انگیزه، هرچند من از نسلی متفاوت از او هستم. ماموریت او استقلال کشور بود. ماموریت نسل من این است که برای ملت افتخار بیافریند. من انگیزه دارم چون در دوران سخت، آنها به این هدف دست یافتند. بنابراین، نسل ما مزایای زیادی دارد، چرا نباید جرات کنیم که این کار را انجام دهیم؟ من احساس خوشبختی میکنم که در ها تین، سرزمینی با سنت اشتیاق به یادگیری و کسب دانش، متولد شدهام.
پوی: در یک خانواده سنتی و اهل مطالعه متولد شدید، چه خاطراتی از جد بزرگتان دارید؟ داستان دبیرکل ها هوی تاپ چگونه روایت میشود؟
ها هوی تان: در خاطراتم، عکسهای زیادی از آقای ها هوی تاپ دیدهام، زمانی که او در دبیرستان ملی هوئه معلم بود و برنامه درسی اقلیتهای قومی را تدریس میکرد و از تدریس اخراج شد. بعدها، گویی از روی تقدیر، من نوه بزرگ خانواده شدم و وظیفه یافتن مزار او را ادامه دادم. این سفری از گذشته است که به زمان حال متصل است. احساس میکنم در بخشی از تاریخ او شرکت میکنم؛ این احساس فوقالعاده زیبا و رمانتیک است. در ۱۹ سالگی، در برنامه یافتن بقایای آقای ها هوی تاپ شرکت کردم و هشت سال بعد، افتخار داشتم که برای او مرثیهای بخوانم. فکر میکنم حضور امروز من به گذشته متصل است.
پوی: وقتی خیلی جوان بودید، خانواده و قبیلهتان شما را به عنوان «مدیر برنامه» نامزد کردند تا مستقیماً نماینده خانواده و قبیلهتان باشید و در مراسم یادبود ملی دبیرکل فقید، ها هوی تاپ، سخنرانی پذیرش را ایراد کنید. آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا این مسئولیت مهم به شما سپرده شده است؟
ها هوی تان: جستجوی بقایای آقای ها هوی تاپ برای بازگرداندن آنها به زادگاهش ها تین، دغدغه تمام خانواده بوده است. نسلهاست که این نگرانی عمیق، ۶۸ سال پس از اعدام و سر بریدن او پس از قیام جنوبی، در دل نسلها ریشه دوانده است. خانواده ها ما اعضای بااستعداد زیادی دارد، مانند پروفسور ها ون تان، پروفسور ها هوک ترک و دیگر عموها و عمهها که هشت سال را صرف جستجو با استفاده از روشهای مختلف کردند. در آن زمان، من جوان و کوچکترین پسر بودم، نه بزرگترین نوه. با این حال، خانواده مرا برای انجام این کار مقدس انتخاب کردند زیرا بزرگانم معتقد بودند که من مأموریتی دارم. مأموریتی که به من آموخته شده بود "ماموریت به اجدادمان، مأموریتی به پیشینیانمان" بود. با دانستن اینکه من به عنوان پسر خانواده انتخاب شدهام، اطاعت کردم. هشت سال را صرف جستجوی بقایای او و بازگرداندن آنها به زادگاهش کردم. برای من، وطنم یک واقعیت زیباست.

نویسنده، ها هوی تان، با یک خبرنگار صحبت میکند.
پوی: پیشینه خانوادگی و تربیت سنتی شما چگونه بر مسیر شغلیتان تأثیر گذاشت؟ چگونه میراث به جا مانده از آقای ها هوی تاپ را به ارث بردید؟
ها هوی تان: او رهبری بود که به دنبال راهی برای آزادی ملی بود. من از روحیه فداکاری و ایدههای بزرگی که از خود به جا گذاشت، درس گرفتم. ما به عنوان جوانان، باید سازگار شویم، اما همچنین بدانیم که چگونه مشکلات را حل و فصل کنیم. بنابراین، امروز، چرا جرات نمیکنیم سفری را برای یافتن عظمت یک ملت آغاز کنیم؟ این یک سفر دشوار است، اما به این معنی نیست که غیرممکن است.
مصاحبهکننده: از شما بابت این گفتگو متشکرم.
محتوا: NHU BINH – BAO NHIEN
ارائه شده توسط: فی نگوین
عکس : دانگ گیانگ
Nhandan.vn
منبع: https://special.nhandan.vn/co-mot-bo-nao-khac-quan-trong-hon-do-la-tinh-thuong/index.html







نظر (0)