Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

زندگی قربانیان آتش‌سوزی مینی‌آپارتمان، در حالی که آنها «بدهی قدردانی خود را به زندگی بازپرداخت می‌کنند».

Báo Dân tríBáo Dân trí12/11/2023


غلبه بر درد گام به گام

هر جا که می‌نشست، گریه می‌کرد، حتی موقع غذا خوردن.

خانم ین هر شب خواب آرامی ندارد؛ او فقط ۲ تا ۳ ساعت چرت می‌زند و دوباره بیدار می‌شود، گاهی اوقات تمام شب را بیدار می‌ماند و دلش پر از دلتنگی برای کوچکترین دخترش و خانواده‌اش است.

این زن که قادر به بهبود عاطفی از این مصیبت نیست، به تلفن هوشمند خود متکی است، به برنامه‌های قصه‌گویی آخر شب گوش می‌دهد و سعی می‌کند خود را مجبور به خوابیدن کند. وقتی باتری دستگاه تمام می‌شود، سکوت برقرار می‌شود و او را با غم و اندوهش تنها می‌گذارد.

خانم ین گفت کودکی که والدینش را از دست می‌دهد، یتیم نامیده می‌شود، مردی که همسرش را از دست می‌دهد، بیوه نامیده می‌شود و زنی که شوهرش را از دست می‌دهد، بیوه نامیده می‌شود، اما برای پدران و مادرانی که فرزندان یا نوه‌هایشان را از دست می‌دهند، نامی وجود ندارد. به این دلیل است که هیچ کلمه‌ای برای توصیف آن درد کافی نیست.

Cuộc sống trả nợ ân tình cuộc đời của các nạn nhân vụ cháy chung cư mini - 1

خانم دانگ تی ین هر بار که آتش‌سوزی در ساختمان آپارتمان کوچک را به یاد می‌آورد، به گریه می‌افتد و خودش را سرزنش می‌کند (عکس: مین نهان).

در سال ۲۰۱۵، آقای و خانم دین درست زمانی که ساختمان آپارتمان کوچک خوئونگ ها برای فروش گذاشته شده بود، آپارتمانی در طبقه پنجم به قیمت ۶۶۰ میلیون دانگ ویتنام خریداری کردند. آنها به عنوان اولین ساکنان، مسئولیت‌پذیر و مشتاق بودند و به همراه یک زوج مسن دیگر، مورد اعتماد ساکنان قرار گرفتند و به عنوان نگهبان انتخاب شدند.

از آنجا که خانم ت. به عنوان سرآشپز در فو تو کار می‌کند و همسرش کارمند یک شرکت است، دو فرزند آنها، ن. ه. آ (۱۵ ساله، دبیرستان هوانگ مای) و ن. آ (۱۱ ساله، دبیرستان خونگ دین)، سال‌هاست که با پدربزرگ و مادربزرگ مادری خود زندگی می‌کنند. خانم ین هر روز بچه‌ها را به مدرسه می‌برد و برمی‌گرداند.

چندی پیش، خانم ت. و همسرش برای زندگی با والدینش به هانوی بازگشتند. آنها قصد داشتند آپارتمانی را در کوچه روبرو اجاره کنند تا به والدین و دو فرزندش نزدیک‌تر باشند و قصد داشتند در اول سپتامبر به آنجا نقل مکان کنند. با این حال، صاحبخانه گفت که هیچ آپارتمانی برای اجاره وجود ندارد، بنابراین خانواده خانم ت. به زندگی با والدینش در ساختمان آپارتمان کوچک ادامه دادند و ناخودآگاه با این فاجعه روبرو شدند.

حدود ساعت ۱۱ شب ۱۲ سپتامبر، آقای دین در حال انجام وظیفه امنیتی در ساختمان آپارتمان بود که متوجه آتش گرفتن تابلو برق طبقه اول شد. آتش کوچک بود، بنابراین او یک کپسول آتش نشانی برداشت تا آن را خاموش کند، اما «هرچه بیشتر اسپری می‌کردم، آتش بزرگتر می‌شد.»

او به سرعت همسرش را صدا زد و سپس همه ساکنان را خبر کرد. در آن زمان، ساختمان آپارتمانی نه طبقه با یک پنت هاوس، تقریباً ۲۰۰ متر مربع مساحت و به ۴۰ آپارتمان برای اجاره و فروش مجدد تقسیم شده بود، تقریباً همه چراغ‌هایش خاموش بود. اکثر ساکنان به رختخواب رفته بودند، اما برخی از جوانان طبقات بالا، با شنیدن آژیر آتش نشانی، به طبقه پایین هجوم آوردند.

خانم ین در حالی که فریاد می‌زد «آتش!» به طبقه بالا دوید و تجهیزات اطفاء حریق خود را به طبقه اول آورد. او به همراه همسر و همسایگانش از 10 کپسول آتش‌نشانی استفاده کردند و بی‌وقفه سعی در خاموش کردن آتش داشتند، اما موفق نشدند.

تعدادی موتورسیکلت در طبقه اول آتش گرفتند و صداهای تق‌تق ایجاد کردند. نگهبان برق را قطع کرد، اما دود و شعله‌های آتش به سرعت طبقه اول را فرا گرفت و به طبقات بالایی سرایت کرد.

خانم ین می‌خواست به طبقه پنجم برود تا دختر و داماد و دو نوه‌اش را صدا بزند، اما وقتی به طبقه سوم رسید، یکی از ساکنان جلویش را گرفت و گفت: «همه از قبل می‌دانند.» او وحشت‌زده به همراه جمعیت به طبقه پایین دوید تا فرار کند.

خانواده‌های ساکن در طبقات اول و دوم به سرعت به محل امنی منتقل شدند، در حالی که خانواده‌های باقی‌مانده در طبقات بالاتر، از جمله خانواده دختر آقای دین، به پشت بام هجوم بردند، اما درها قفل بودند. راه‌پله‌ها مملو از جمعیت بود.

صبح روز بعد، خانواده از هم جدا شدند و هشت بیمارستان در سراسر هانوی را برای یافتن خانم ت.، همسرش و دو فرزندشان جستجو کردند، اما فایده‌ای نداشت. بعدازظهر همان روز، عکس‌های آنها توسط کارکنان خانه تشییع جنازه بیمارستان ۱۰۳ که به دنبال بستگان بودند، به نمایش گذاشته شد.

خانم ین در حالی که به شدت گریه می‌کرد، گفت: «از اینکه نتوانستم فرزندان و نوه‌هایم را نجات دهم، پشیمانم و احساس گناه می‌کنم.»

Cuộc sống trả nợ ân tình cuộc đời của các nạn nhân vụ cháy chung cư mini - 2

آقای نگو پو دین قبلاً نگهبان ساختمان آپارتمان کوچکی در کوچه ۲۹/۷۰ خونگ ها بود (عکس: مین نهان).

خانم ین و همسرش از زمانی که به خانه برادرش نقل مکان کردند، برای گذران زندگی با مشکل مواجه شده‌اند. بی‌خوابی مزمن باعث شد خانم ین ۲ کیلوگرم و آقای دین ۵ کیلوگرم وزن کم کنند. دختر بزرگشان، نگو له هوین (۳۳ ساله)، که نگران سلامتی و رفاه والدینش بود، برای کمک به کارهای خانه به خانه آنها نقل مکان کرد.

در هفتم نوامبر، این زوج مسن بخشی از ۱۳۲ میلیارد دونگ ویتنامی اهدایی جبهه میهنی منطقه تان شوان را دریافت کردند. آنها با علم به اینکه نمی‌توانند برای مدت نامحدود در آپارتمان شخص دیگری بمانند، موضوع را در میان گذاشتند و برای راحتی خود، یک آپارتمان قدیمی در همان طبقه خانه برادرشان خریداری کردند.

این خانه که تقریباً ۲۵ متر مربع مساحت دارد، شامل یک اتاق خواب و یک اتاق نشیمن است و هزینه کل خرید و بازسازی آن بیش از یک میلیارد دانگ ویتنام بوده است.

Cuộc sống trả nợ ân tình cuộc đời của các nạn nhân vụ cháy chung cư mini - 3

این زوج برای راحتی بیشتر، یک آپارتمان قدیمی در همان طبقه‌ای که خانواده برادرشان زندگی می‌کردند، خریداری کردند (عکس: مین نهان).

هر روز صبح، این زوج با هم ورزش می‌کنند. آقای دین به مدت نیم ساعت دوچرخه‌سواری می‌کند، در حالی که همسرش پیاده‌روی می‌کند، به این امید که روحیه و سلامتشان را بهبود بخشد.

عواقب آتش‌سوزی باعث شده است که این زوج نتوانند کار کنند، «دیگر کسی ما را استخدام نمی‌کند.» خانم ین با هفت پیچ در بازویش - که نتیجه تصادفی ده سال پیش است - قادر به انجام هیچ کاری نیست، حتی ظرف شستن یا مراقبت از بچه‌ها. آنها قصد دارند مزایای از کارافتادگی باقی‌مانده خود را برای هزینه‌های پزشکی آینده پس‌انداز کنند.

روزی که به خانه جدیدشان نقل مکان کردند، چشمان خانم ین برق زد، در حالی که آقای دین همچنان متفکرانه به دوردست‌ها خیره شده بود. او امیدوار بود که زندگی مشترکشان به زودی به ثبات برسد، به عنوان یک شروع جدید، اما نمی‌دانست چه زمانی می‌تواند درد را فراموش کند.

او گفت: «من و همسرم نمی‌دانیم چه زمانی می‌توانیم دین قدردانی خود را به نیکوکارانمان ادا کنیم.»

چیزی که بیشتر از همه کم است، محبت خانوادگی است.

آتش‌سوزی در ساختمان آپارتمان کوچک خوئونگ ها، ناخواسته باعث یتیم شدن دختر ۱۳ ساله، لی تام ان، شد. این دختر تنها عضو بازمانده از یک خانواده چهار نفره بود که به لطف همسایه‌هایی که او را برای پناه گرفتن به خانه خود بردند، جان سالم به در برد.

پس از دریافت مراقبت‌های اورژانسی در بیمارستان دانشگاه پزشکی هانوی، بستگانش او را به زادگاهش، دن فونگ، بردند تا در مراسم خاکسپاری والدین و برادر کوچکترش شرکت کند.

پس از پایان این مصیبت، تام ن. به مدرسه بازگشت و برای زندگی با عمویش بوی نگوین دین (برادر مادرش) به منطقه تان شوان نقل مکان کرد.

آقای و خانم دین مسئولیت سرپرستی و مراقبت از نوه‌شان ن. را از طرف هر دو پدربزرگ و مادربزرگشان به عهده گرفتند. او اعتراف کرد که بزرگترین چالش، تربیت صحیح نوه‌اش، یعنی همزمان ملایم و قاطع بودن بود.

Cuộc sống trả nợ ân tình cuộc đời của các nạn nhân vụ cháy chung cư mini - 4

مقامات بعدازظهر ۸ نوامبر، ساختمان آپارتمان کوچکی را در کوچه ۲۹/۷۰ خوئونگ ها پلمپ کردند (عکس: مین نهان).

این خانه در یک کیلومتری مدرسه راهنمایی خوئونگ دین قرار دارد و برای ن. رفتن به مدرسه هر روز راحت است. زندگی او به تدریج در حال تثبیت است و او سعی می‌کند درد را فراموش کند. با این حال، گاهی اوقات وقتی مردم به ملاقات او می‌آیند، ن. با خاطرات دردناکی روبرو می‌شود.

آقای دین گفت: «خانواده تمام کمک‌هزینه‌ها را دریافت کرده و قصد دارد یک حساب پس‌انداز جداگانه برای کودک باز کند. فعلاً اولویت ما این است که با هم برای ساختن یک خانه گرم، یک خانواده پرمهر برای فرزندمان تلاش کنیم.» او افزود چیزی که ن. بیشتر از همه کم داشت، محبت خانوادگی بود.

شخصی که ن. کوچولو را در شب ۱۲ سپتامبر از «خشم خدای آتش» نجات داد، وو ویت هونگ (۴۰ ساله) بود که در اتاق ۷۰۲ زندگی می‌کند. وقتی ن. خسته و به در تکیه داده بود، او را به داخل کشید، یک پتوی خیس از آب را در شکاف‌های در فرو کرد و همزمان همه را از راهرو دور کرد و آنها را نزدیک پنجره باز نشاند.

او مدام دود را به بیرون فوت می‌کرد، در حالی که سایر اعضا سر خود را با پتوهای خیس پوشانده بودند تا از استنشاق آن جلوگیری کنند. او که متوجه علامت آتش‌نشانی شده بود، از چراغ قوه‌اش برای علامت دادن استفاده کرد و بارها فریاد زد: «کسی در اتاق ۷۰۲ است!»

کمی بعد از ساعت ۲ بامداد ۱۳ سپتامبر، آب ماشین آتش‌نشانی به پنجره آپارتمان ۷۰۲ رسید. ساکنان از شدت خوشحالی اشک ریختند، در حالی که توسط امدادگران از پله‌ها پایین آورده شده و برای درمان اورژانسی به بیمارستان منتقل می‌شدند.

Cuộc sống trả nợ ân tình cuộc đời của các nạn nhân vụ cháy chung cư mini - 5

خانواده هونگ در بیمارستان دوباره به هم پیوستند (عکس: هان نگوین)

پس از ۱۰ روز درمان اورژانسی در بیمارستان باخ مای، خانواده پنج نفره هونگ مرخص شدند و به خانه پدربزرگ و مادربزرگ مادری او در خوئونگ ها نقل مکان کردند.

هونگ گفت: «برای ما، آتش‌سوزی آپارتمان یک تراژدی، یک شوک بزرگ، اتفاقی غیرمنتظره بود که باعث از دست رفتن بسیاری از خانواده‌ها شد. خیلی خوش‌شانس هستم که خانواده‌ام هنوز زنده هستند.»

این مرد که از خیرین اختصاص داده شده توسط جبهه میهنی منطقه تان شوان کمک مالی دریافت کرده بود، گفت که عجله‌ای برای خرید خانه ندارد، بلکه در عوض از این پول برای درمان بیماری‌های خانواده‌اش استفاده خواهد کرد که انتظار دارد یک سال طول بکشد، تا زمانی که گازهای سمی در بدن آنها کاملاً از بین برود.

آقای هونگ گفت: «ما هنوز هر ماه معاینات منظم داریم زیرا سلامتی‌مان به طور کامل بهبود نیافته است.» او افزود که تازه حدود یک ماه پیش به سر کار برگشته و هنوز به سرعت اوضاع نرسیده است. همسرش نیز به سر کار برگشته و بچه‌ها به مدرسه برگشته‌اند و با دوستانشان معاشرت می‌کنند.

با این حال، زندگی هنوز مثل قبل نیست.

آقای هونگ گفت: «هیچ‌کس نمی‌تواند شرایط خود را انتخاب کند. ما سعی خواهیم کرد سبک زندگی خود را تغییر دهیم، به فرزندانمان مهارت‌های بیشتری بیاموزیم و به آنها کمک کنیم تا موقعیت‌های بالقوه زندگی را مدیریت کنند.»

زندگی کن تا مهربانی زندگی را جبران کنی.

در آن شب شوم، له تی توی (۴۱ ساله) و پسرش تران دای فونگ (۱۷ ساله) تصمیم گرفتند از طبقه نهم ساختمان آپارتمان خود به پشت بام طبقه ششم خانه همسایه‌شان بپرند. این "قمار با جانشان" هر دوی آنها را نجات داد، زمانی که متوجه شدند به سختی می‌توانند به معجزه تکیه کنند.

فونگ تعریف کرد که شب ۱۲ سپتامبر، در حالی که در اتاق نشیمن مشغول مطالعه بود، ناگهان دودی را در راهرو دید و به سرعت به اتاق خوابش دوید تا با مادرش تماس بگیرد.

آپارتمان ۹۰۱ در امتداد راه‌پله قرار داشت، بنابراین به سرعت پر از دود شد. دود سیاه غلیظی به هوا برخاست، بنابراین مادر و دختر در ورودی را بستند، برق را خاموش کردند، شیر گاز را بستند و از پتو و زیرانداز برای بستن هرگونه شکاف استفاده کردند. دود همچنان به داخل می‌ریخت و کل آپارتمان را در بر می‌گرفت؛ بالکن رختشویخانه آخرین پناهگاه آنها شد.

خانم توی روزهایی را به یاد آورد که لباس‌ها را برای خشک شدن آویزان می‌کرد، به پشت بام همسایه نگاه می‌کرد و منتظر راه‌های فرار در صورت وقوع هر اتفاقی بود. میله افقی استیل ضد زنگ قفس ببر زنگ زده و کمی شل شده بود. او چندین بار سعی کرده بود سرش را از آن شکاف بیرون بیاورد.

مادر و دختر با چاقو به نرده‌ها می‌کوبیدند و فریاد کمک سر می‌دادند، در حالی که همزمان در قفس ببر را باز می‌کردند تا راه فراری ایجاد کنند. هیچ سیگنالی در اطراف آنها وجود نداشت؛ پشت ساختمان به طرز عجیبی ساکت بود و فقط شعله‌های سوسو زن دیده می‌شد.

خانم توی از نرده بالا رفت، نزدیک لبه دیوار ایستاد و چراغ قوه گوشی‌اش را روشن کرد تا پایین را نگاه کند. برای سه ثانیه اول، صحنه‌ای تار دید، سپس دود سیاه دیدش را تار کرد.

قبل از پریدن، رو به پسرش کرد و گفت: «مامان اول می‌پره، تو دنبالش برو. نترس!»

با این کلمات، زن به پایین پرید و بیهوش شد. دای فونگ وحشت زده شد، چند ثانیه مردد ماند، سپس به دنبال مادرش پرید. او چند قدم سینه خیز رفت تا کمک بخواهد، اما با نزدیک شدن نیروهای امدادی، کم کم از هوش رفت.

Cuộc sống trả nợ ân tình cuộc đời của các nạn nhân vụ cháy chung cư mini - 6

خانم توی و دخترش جزو اولین کسانی بودند که از ساختمان آپارتمان کوچک در حال سوختن بیرون پریدند (عکس: مین نهان).

این زن دچار ضربه به قفسه سینه، شکستگی ستون فقرات، پارگی قفسه سینه، شکستگی لگن و جراحات متعدد دیگری شد. او تحت دو عمل جراحی بزرگ قرار گرفت و به مدت دو روز متوالی در بیمارستان دانشگاه پزشکی هانوی در کما بود. پسرش نیز دچار له شدن پاشنه پا و آسیب لگن شد و در بیمارستان باخ مای تحت درمان است.

خانم توی در روزهای اولیه بستری شدن در بیمارستان، درد جسمی طاقت‌فرسایی را تحمل می‌کرد. او از پزشکان التماس می‌کرد که برای فراموش کردن درد از مسکن‌های قوی یا حتی بیهوشی استفاده کنند، اما فایده‌ای نداشت.

در لحظات درد، او شرایط خودش را به یاد آورد. به عنوان یک مادر مجرد، او همه کارهای خانه را، از تعویض شیر آب و تعمیر لامپ گرفته تا تعویض پره‌های پنکه، به تنهایی انجام می‌داد. او که از زادگاهش تونگ تین تا هانوی برای امرار معاش تلاش می‌کرد، به تدریج به چالش‌های زندگی عادت کرده بود.

این بار، او هم نباید تسلیم شود.

این زن که پسرش در بیمارستان و مادر تقریباً ۷۰ ساله‌اش را به عنوان انگیزه در نظر گرفته بود، به خودش اطمینان خاطر داد و تمرینات توانبخشی را آغاز کرد، اگرچه پزشکان قبلاً وضعیت او را «بحرانی، با فلج کامل هر دو پا» پیش‌بینی کرده بودند.

او روزی را به یاد آورد که فهمید باید دوباره دستش را عمل جراحی کند و چطور بیرون کلینیک نشسته بود و هق هق می‌کرد: «همکارانم می‌گویند زیاد لبخند می‌زنم و خوش‌بین هستم، اما گاهی اوقات غمم را درونم پنهان می‌کنم.»

Cuộc sống trả nợ ân tình cuộc đời của các nạn nhân vụ cháy chung cư mini - 7
Cuộc sống trả nợ ân tình cuộc đời của các nạn nhân vụ cháy chung cư mini - 8

تقریباً دو ماه پس از آتش‌سوزی، خانم توی و فرزندش در حال یادگیری نشستن و راه رفتن مانند کودکان هستند. بازوی راست او پوشیده از بانداژ است و جای زخم طولانی ناشی از دو عمل جراحی برای ترمیم سه استخوان شکسته را پنهان می‌کند. به لطف کمربند حمایت از ستون فقرات، او می‌تواند به طور ثابت بنشیند و مسافت کوتاهی را راه برود. هر بار که دراز می‌کشد، ناحیه لگن او درد می‌گیرد و مانع از خواب راحت شبانه او می‌شود.

او شغل حسابداری خود را رها کرد و مکانی را در حدود ۴۰۰ متری دبیرستان هو تونگ مائو اجاره کرد تا پسرش بتواند سال آخر دبیرستان خود را به پایان برساند. دای فونگ در اواسط اکتبر با صندلی چرخدار و عصا به مدرسه بازگشت. مدرسه برای راحتی دانش‌آموزان، کلاس‌های درس را از طبقه دوم به طبقه اول منتقل کرده بود.

به فونگ یک میز کوچک، یک بالش برای حمایت از پای آسیب‌دیده‌اش و یک بالش دیگر برای قرار دادن سرش در هنگام خستگی داده شد. به دلیل ضعف جسمانی، او فقط می‌توانست در طول دو جلسه اول بنشیند؛ برای جلسات بعدی، مدرسه به او اجازه داد تا هنگام گوش دادن به سخنرانی روی صندلی دراز بکشد.

این پسر ۱۷ ساله تعریف کرد که چگونه در روزهای اولیه یادگیری راه رفتن، وزن بدنش به لگنش فشار می‌آورد و پاهای آسیب‌دیده‌اش باعث درد شدیدی در او می‌شد و او را به گریه می‌انداخت.

فونگ با یادآوری رویای خود برای برنامه‌نویس شدن، اما اکنون پس از آن حادثه در تصمیم خود تجدیدنظر می‌کند، گفت: «در آن زمان، غمگین و دلسرد بودم. اما وقتی از مادرم و همکلاسی‌هایم تشویق شدم، ایستادم و به جلو حرکت کردم.»

Cuộc sống trả nợ ân tình cuộc đời của các nạn nhân vụ cháy chung cư mini - 9

به فونگ یک میز کوچک، یک بالش برای حمایت از پای آسیب‌دیده‌اش و یک بالش دیگر برای حمایت از سرش در مواقع خستگی داده شد (عکس: DT).

هر روز صبح، فونگ توسط مادربزرگش به مدرسه برده می‌شود و ظهر برای استراحت بعد از ظهر به خانه برمی‌گردد. خواهرش، توی، در خانه می‌ماند و کارهای متفرقه انجام می‌دهد، در حالی که تمام فعالیت‌های روزانه او به مادرش، دائو تی تان، وابسته است.

در ۵ نوامبر، خانم توی و فرزندانش از خیرین کمک مالی دریافت کردند و آن را «بدهی قدردانی مادام‌العمر» دانستند. او بخشی از آن را برای درمان طولانی‌مدت پزشکی کنار گذاشت و بقیه را برای یافتن خانه جدید استفاده خواهد کرد.

مادر انتظار نداشت پسرش از نظر تحصیلی درخشان باشد یا به فرد برجسته‌ای تبدیل شود. او به او یادآوری کرد که این یک رویداد بزرگ در زندگی اوست و امیدوار بود که فونگ، با بزرگ شدنش، محبت همه را جبران کند و الهام‌بخش نسل‌های آینده باشد.

او رو به دای فونگ کرد و گفت: «اگر از دیگران مهربانی دریافت می‌کنیم، باید آن مهربانی را با کسانی که کمتر خوش‌شانس هستند به اشتراک بگذاریم.»

این زن باتجربه که از ۴۱ سالگی‌اش جوان‌تر به نظر می‌رسد، با خوش‌بینی گفت که زندگی پیش روی او و دخترش پر از سختی خواهد بود، اما «زنده بودن همین الان هم یک نعمت است.»



منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
بگذار رویاهایت به پرواز درآیند.

بگذار رویاهایت به پرواز درآیند.

دوندگان ماراتن ۴۲ کیلومتری و هواداران پرشورشان تا خط پایان دویدند.

دوندگان ماراتن ۴۲ کیلومتری و هواداران پرشورشان تا خط پایان دویدند.

از آینده راضی

از آینده راضی