![]() |
| این عکس خانم نگو تی لان و آقای دو وان تای را نشان میدهد که در کنار لوح یادبودی ایستادهاند که یادبود یکی از چهار پناهگاه مخفی است که خانوادهشان برای پناه دادن به کادرهای انقلابی ساخته بودند. |
سرزمین آتشهای قهرمانانه
روستای لانگ شا بائو در میان محاصره متراکمی از پاسگاههای دشمن قرار داشت. در غرب آن، مجتمع پایگاه فو بای - دونگ توآ - آپ ۵ قرار داشت. نزدیکتر، اردوگاههای ارتش آمریکا و سایگون در دا له، کائو ووک، ایستگاه رادیویی صدای آمریکا و پاسگاه تان توی چان قرار داشتند. در اوج خود، لانگ شا بائو تنها ۱۰۰ خانوار داشت که اکثر آنها از حمایت دولتی برخوردار بودند. به یازده مادر عنوان مادر قهرمان ویتنامی اعطا شد، به ویژه مادر نگوین تی دیپ که شش پسر شهید و دو پسر زخمی داشت؛ به یک دختر مدال مقاومت درجه یک اعطا شد.
در طول دو جنگ مقاومت علیه فرانسه و ایالات متحده، اعضای حزب همیشه در لانگ شا بائو مستقر بودند و بسیاری از اعضای حزب به طور قانونی در پشت خطوط دشمن فعالیت میکردند. از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۵، خانم لی تی دان، یک معلول جنگی درجه دو، به عنوان دبیر شاخه حزب خدمت میکرد. لانگ شا بائو پایگاهی برای نیروهای مسلح و سیاسی کمیته حزبی شهر هوئه، کمیته حزبی ناحیه هونگ توی و کمیته حزبی ناحیه فو وانگ (سابق) بود. در میان آنها مقامات کلیدی حزب، مانند رفقا هوانگ لان، معاون دبیر کمیته حزبی استانی و دبیر کمیته حزبی شهر هوئه (سابق)؛ نگوین شوان نگا، عضو کمیته حزبی استانی و دبیر کمیته حزبی ناحیه هونگ توی (سابق)؛ و لو هونگ وین، عضو کمیته حزبی استانی و دبیر کمیته حزبی ناحیه فو وانگ (سابق)... این مکان همچنین به عنوان یک پایگاه لجستیکی مهم برای تغذیه سربازان و محافظت از سربازان زخمی و بیمار عمل میکرد. هزاران کادر و سرباز برای پشتیبانی از نبرد، به ویژه در طول و پس از حمله تت، غذا و دارو دریافت کردند.
خانه خانم دان در واقع دژ محکمی برای دستگاه رهبری محلی بود و چهار پناهگاه مخفی توسط خانواده ساخته شده بود. سه تا از این پناهگاهها در امتداد نهری که از منطقه سابق فو وانگ میگذشت، قرار داشتند و هوشمندانه با ریشههای بامبوی طبیعی و علفهای هرز که نزدیک لبه آب رشد کرده بودند، استتار شده بودند. علاوه بر این، یک پناهگاه ویژه درست زیر پناهگاه توپ خانواده قرار داشت که دهانهای از بامبوی تقویتشده با بتن داشت که به نگو تی لان اجازه میداد به راحتی خودش آن را بپوشاند. از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۳، مردم هر روز در این پناهگاه اقامت میکردند، گاهی اوقات تا ۱۱-۱۲ نفر.
برخی از سنگرهای دهکده بائو آنقدر از جمعیت غیرنظامی دور بودند که نمیتوانستند به طور دائم مورد استفاده قرار گیرند. در طول فصل سیل، پایگاه انقلابی در روستای لانگ زا بائو اغلب مخفیانه کادرها و سربازان را با پنهان کردن آنها در تودههای کاه یا سطلهای برنج در خانههایشان به این منطقه منتقل میکرد.
جوانان شجاع
نگو تی لان، که با نام نگو تی سن نیز شناخته میشود، در ۱۰ اکتبر ۱۹۵۵ در روستای لانگ زا بائو، در خانوادهای با سنت انقلابی متولد شد. پدربزرگ و مادربزرگ پدری او در مقاومت علیه نیروهای فرانسوی و آمریکایی شرکت داشتند و مادربزرگ پدریاش، نگوین تی دیپ، عنوان مادر قهرمان ویتنامی را دریافت کرد. پدربزرگ و مادربزرگ مادری او و پنج فرزند (پسر و دختر) نیز در مقاومت شرکت داشتند؛ یکی از عموهایش شهید شد، دیگری به شمال منتقل شد؛ و دو عمهاش به خاطر جنگ علیه ایالات متحده برای نجات ملت، مدال مقاومت دریافت کردند.
پدر نگو تی لان، نگو ویت چائو، معروف به چات، عضو کمیته حزبی ناحیه و دبیر کمیته حزبی کمون توی تان (سابق)، معلول جنگی درجه یک بود؛ مادرش لی تی دون، معلول جنگی درجه دو بود؛ و خواهر بزرگترش نگو تی لین، معلول جنگی درجه چهار بود.
لان که در سرزمینی قهرمانپرور و جنگزده بزرگ شده بود و دائماً توسط عموها و خواهر و برادرهای بزرگترش آموزش میدید ، همیشه نفرت سوزانی نسبت به دشمن در دل داشت و از همان ابتدا روحیه میهنپرستی خود را نشان میداد. لان در سن نه سالگی اولین ماموریتهای خود را دریافت کرد: نظارت بر فعالیتهای دشمن، نگهبانی و پنهان کردن سنگرهای مخفی برای پناه دادن به نیروهای دشمن. لان با سوءاستفاده از سهلانگاری و بیتوجهی دشمن به کودکان، به سرعت ظاهر و ناپدید میشد؛ گاهی اوقات در لباس مبدل یک دختر جوان که سبزیجات میچید یا هیزم جمع میکرد، و گاهی اوقات به عنوان نوجوانی که کوفتههای تاپیوکا میفروخت، همه برای نظارت بر فعالیتهای دشمن در پایگاه تان توی چان...
از آنجا که روستای لانگ زا بائو و خانواده لان در لیست سیاه بودند، این منطقه اغلب توسط دشمن مورد حمله قرار میگرفت؛ مردم جمعآوری و به اردوگاههای کار اجباری فرستاده میشدند و فقط اجازه داشتند در طول روز برای افزایش تولید کشاورزی به روستا برگردند. حمل و نقل کالا به داخل و خارج از اردوگاههای کار اجباری به شدت کنترل میشد. سربازان رژیم سایگون در بین جمعیت پراکنده بودند تا مستقیماً آنها را زیر نظر داشته باشند. آنها مرتباً به خانه خانم دان کمین میکردند و گاهی اوقات به طور غیرمنتظرهای برای شناسایی هرگونه فعالیتی وارد میشدند، اما مادر و دختر همیشه به طور مؤثر با آنها مقابله میکردند. فرمانده که از عدم توانایی در یافتن شواهد جرم خشمگین بود، دستور داد گودالی به اندازه کافی عمیق حفر کنند تا به سر یک بزرگسال برسد و هر فرد را تا گردن دفن کنند. سپس او به عنوان هشدار با مسلسل به گوشهای لان شلیک کرد، اما نه مادربزرگش، نه مادر و نه خواهر لان کلمهای نگفتند. متأسفانه، خواهر کوچکتر لان از عواقب آن رنج برد و برای چندین سال از نظر ذهنی ناتوان شد تا اینکه دوباره حواس خود را به دست آورد.
در آن شرایط پرتنش بود که خانم لی تی دان در سال ۱۹۶۹ هنگام نگهبانی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شدت زخمی شد. پس از درمان، سلامتی او به طور قابل توجهی رو به وخامت گذاشت و او مجبور بود دائماً از شکمبند محافظ استفاده کند، بنابراین فقط میتوانست کارهای سبک انجام دهد. از آن به بعد، بار حمایت از خانواده بر دوش لان جوان افتاد.
برای سیر کردن خانواده و تضمین معاش ارتش، مادر لان با پشتکار فراوان ۵ هکتار اسفناج آبی کشت کرد و دهها مرغ و اردک پرورش داد؛ آنها همچنین در اطراف خانه تارو و سیبزمینی شیرین کاشتند تا غذا در دسترس داشته باشند. اسفناج آبی به "دیگ برنج" روزانه آنها تبدیل شده بود، وسیلهای برای پنهان کردن اسناد و محافظت از اسرار برای کادرها. اغلب، تمام خانواده مجبور بودند به جای برنج، تارو بخورند تا در طول فصول مبارزات انتخاباتی، غذا برای ارتش ذخیره کنند.
تدارکات به یک هنر تبدیل شده بود. گاهی اوقات لان غذا را به پناهگاههای مخفی تحویل میداد؛ گاهی اوقات تدارکات را آماده میکرد و آنها را در جعبههای مسلسل بستهبندی میکرد تا به نقاط ملاقات برساند. گاهی اوقات، او با شجاعت در برابر آتش گلولهها، تدارکات را برای سربازانی که در میدان نبرد در حال مقابله با حملات دشمن بودند، فراهم میکرد.
برای محافظت از کادرها، لان مجبور بود به طور پیشگیرانه مسیرهای فرار را برای عبور نیروهای مدافع آماده کند؛ دائماً نحوهی علامت دادن خود را تغییر میداد تا وقتی دشمن در روستا بود یا به آنها کمین کرده بود، آنها را مطلع کند؛ و از اردکها برای هم زدن گل و لای استفاده میکرد تا کادرها را هنگام ورود و خروج از تونلهای مخفی استتار کند... بارها، او هنگام پنهان کردن کادرهایی که به روستا منتقل میشدند و از پست نگهبانی شبهنظامیان در خانهی اشتراکی لانگ شا بائو، که فاصلهای کمتر از ۱۰۰ متر داشت، عبور میکردند، نگران نمیشد.
سختترین دوره پس از حمله عمومی و قیام بهار ۱۹۶۸ بود. نیروهای ما به دلیل ضدحملههای دشمن تلفات سنگینی متحمل شدند و خانوادهها مجبور بودند نزدیک به یک ماه بسیاری از سربازان زخمی را پنهان و از آنها مراقبت کنند تا اینکه آنها را به پایگاه عقب منتقل کنند. لان، به عنوان رئیس خط ارتباطی در منطقه ۳، مجبور بود دائماً بین مناطق تعیین شده در حرکت باشد.
من به همراه رفقا دو وان تای و تران تی هوین، تمام راهها را برای غلبه بر سیستم کنترل سختگیرانه دشمن برای انتقال کادرها و رساندن اسناد محرمانه به مقامات کلیدی در مناطق مختلف از طریق نقاط ارتباطی در بازار دا له، در مرکز شهر هوئه ، در منطقه ۳ هونگ توی، و به بسیاری از کمونها در منطقه فو وانگ (قبلاً) پیدا کردم. به رفقایم یادآوری کردم که بسیار ماهر باشند؛ از صمیم قلب به حزب وفادار باشند؛ و اگر کسی متأسفانه به دست دشمن افتاد، قاطعانه تسلیم یا خیانت نکنند.
گاهی اوقات، لان به تنهایی کادرها را از میان مزارع به سمت توئی فونگ منتقل میکرد تا خط تدارکات را به پایگاه عقب ببرند؛ گاهی اوقات، آنها را به خانم تران تو مو، دبیر قانونی حزب در روستای لوی نونگ، تحویل میداد؛ و گاهی اوقات، نیروها، از جمله عمویش نگو ویت های، را پذیرفته و مستقر میکرد، یا از رفیق دونگ کوانگ دو - معاون فرمانده فرماندهی شهر و تعدادی از کادرها و سربازان استقبال میکرد تا برای حمله عمومی و قیام بهار ۱۹۷۵ آماده شوند.
برجستهترین دستاورد لان در سن ۱۳ سالگی بود، زمانی که او توسط رفیق نگوین ویت هونگ، فرمانده نظامی منطقه، مأمور شد تا یک واحد را به داخل هوآ برای مبارزه با دشمن در طول حمله بهاری ۱۹۶۸ هدایت کند. او در ۳۰ دسامبر ۱۹۶۹ مدال لیاقت نظامی درجه سه را دریافت کرد. در ۱۶ ژوئن ۱۹۷۴، او به حزب پذیرفته شد و متعاقباً به عنوان دبیر شاخه ذخیره حزب با نام رمز A70 منصوب شد.
لان با تدبیر و شجاعت راهی پیدا کرد تا به سرعت رهبران منطقه را در حالی که هواپیماهای دشمن در جستجوی آنها بودند، به گودالی از گل و لای منتقل کند. لان با ابتکار عمل تور را کنار زد تا آب وارد قایق شود، سپس با یک دست و در حالی که کلاه خود را به نشانه امنیت در هوا تکان میداد، با یک دست دیوانهوار آب را بیرون ریخت. لان به وضوح سربازان آمریکایی و سایگون را دید که اسلحههایشان را به سمت او نشانه گرفته بودند، مدتی اطراف را نگاه کرد اما چیزی پیدا نکرد، بنابراین به هوا پرید و فرار کرد.
هر اقدام لان یک پیروزی بود. این مبارزه به یک پایان خوش منجر شد: عشق زیبا و فداکاری زناشویی مامور مخفی نگو تی لان و دو وان تی، که زندگی شادی را با هم ساختند. هر دو مدال مقاومت ضد آمریکایی و نشان عضویت ۵۰ ساله در حزب را دریافت کردند. نگو تی لان یک معلول جنگی درجه سه است.
این زوج هر دو از اعضای فعال کمیته حزب بخش آن کو هستند. آنها سنتها و خاطرات شیرین جوانی و سالهای فراموشنشدنی مبارزه را گرامی میدارند.
منبع: https://huengaynay.vn/chinh-polit-xa-hoi/dat-lua-anh-hung-tam-guong-dung-cam-ngo-thi-lanh-165147.html







نظر (0)