احساسات پیچیده
این کتاب که توسط کریگ مکنامارا، پسر رابرت، نوشته شده است، اطلاعات ارزشمند و آموزندهای درباره خانواده مکنامارا ارائه میدهد، نه تنها به عنوان چهرههای کلیدی تاریخ، بلکه به بررسی آسیبهای عمیق ناشی از ارزشهای متضاد و بدهبستانهای بین حرفه و خانواده نیز میپردازد. این اثر پس از انتشار، نه تنها به خاطر تصویر کمتر شناختهشدهاش، بلکه به دلیل تضاد آشکار بین پدر و پسر مکنامارا نیز مورد توجه قرار گرفت.
بنابراین، این کتاب به دلیل رابطه بسیار پیچیده با پدر نویسنده، جذاب است. اگر کسی بخواهد بداند در دوران تصدی مکنامارای پدر به عنوان وزیر دفاع چه اتفاقی افتاده است، خاطرات او * در نگاهی به گذشته * اطلاعات کاملاً مفصلی ارائه میدهد. اما با * چون پدران ما دروغ گفتند *، خوانندگان همچنین میتوانند تصویری از این شخصیت را در اشکال مختلف از نگاه پسرش ببینند: زمانی یک قهرمان، یک بت در کودکی، سپس، در اواخر دهه 1960، اختلافات ایدئولوژیک آنها را از هم جدا کرد، و بعداً، آشفتگی درونی در میانسالی، زمانی که پدرش هرگز به خاطر موافقت با طولانی کردن جنگ بیمعنی در ویتنام عذرخواهی نکرد، با وجود اینکه میدانست شکست خواهد خورد.

منتشر شده توسط NXB Trẻ، ترجمه Trần Hà Nguyên و Vũ Thái Hà.
عکس: ناشر
کریگ همیشه پدرش را در دسترس نمییافت، همانطور که خودش در خاطراتش فاش کرده است: «مانند بسیاری از چیزهای مربوط به پدرم در زندگیام، چیزهایی که به خاطر نمیآورم، غیبتها، بزرگترین هستند.» اگرچه او ادعا میکرد که میخواهد خانوادهاش از توجه عمومی و کار دور باشند، اما کریگ از سنین پایین پیچیدگیهایی را در پدرش میدید. او میتوانست گشادهرو و پرانرژی باشد، با خانواده در سیرا پیادهروی کند، در کوههای راکی اردو بزند... اما در تمام دوران حضورش در پنتاگون و حتی پس از ترک دولت، سرد و بیروح بود.
به همین دلیل، جزئیات مهمی مانند تماسهای تلفنی با رئیس جمهور وقت، واکنشها به وقایع پیرامون راهب بودایی، تیچ کوانگ دوک، یا خودسوزی نورمن موریسون در اعتراض به جنگ... همگی از طریق روایتهای غیرمستقیم و اسناد ثانویه نوشته شدهاند. این رویکرد یادآور رمان * گفتگوها در لا کاتدرال* است ، رمانی با محتوای تقریباً یکسان از ماریو وارگاس یوسا، نویسنده برنده جایزه نوبل اهل پرو. و اگرچه این خاطرات بر اساس واقعیت نوشته شده است، اما به اندازه یک رمان جذاب است و دارای خوداندیشیهای عمیق و تأثیرگذار بسیاری است.
سفر آشتی
اوج کتاب لحظاتی است که کریگ به از بین بردن تاریکی بسیار نزدیک میشود و از پدرش میخواهد که برای مرگ میلیونها مرد، زن و کودک ویتنامی و همچنین ۵۸۰۰۰ سرباز آمریکایی عذرخواهی کند. با این حال، همه چیز از دست میرود زیرا پدر نمیخواهد در مورد این دوره صحبت کند. این احساس سرکوبشده، حس گناه مداومی را در پسر ایجاد میکند و به همین دلیل است که کریگ در سراسر اثر از جلوههای همزمان زیادی استفاده میکند و بدین ترتیب آشفتگی درونی خود را آشکار میکند.

نویسنده کریگ مکنامارا
عکس: وبسایت نویسنده
فراتر از تصویر شخصی مکنامارای پدر، * چون پدرمان دروغ میگوید*، مخمصه کریگ را که ناشی از شهرت پدرش است، نیز آشکار میکند. کریگ نوجوان در مدارس نخبگان مخصوص فرزندان چهرههای بانفوذ درس میخواند، اما خیلی زود متوجه میشود که این مکانها مملو از تعصب، تبعیض جنسی و ریاکاری هستند. در بزرگسالی، به لطف پذیرش پدرش در دانشگاه استنفورد، کریگ بلافاصله خود را درگیر جنبش ضد جنگ مییابد. تضاد درونی بین دوست داشتن و نفرت از پدرش به عنوان بذرپاش مرگ، چرخدنده ای در دستگاه امپریالیسم... او را به سمت سبک زندگی هیپی سوق میدهد، جایی که او ماموریت خود را کشف میکند .
هر صفحه از سفر کریگ نشان میدهد که چگونه این مرد با دنیای درونی خود آشتی کرد. او با انرژی جوانی و روحیهای آزاد، به سراسر آمریکای مرکزی و جنوبی سفر کرد، در جزیره ایستر اقامت گزید و رهبری سالوادور آلنده، فیدل کاسترو و دیگران را تحسین کرد، پیش از آنکه تصمیم بگیرد خود را وقف کشاورزی کند. با این حال، «بازوی اختاپوسی» دولت در سرزمین مادریاش همچنان گسترش یافت و دولت رئیس جمهور آلنده را در شیلی سرنگون کرد و بدین ترتیب به طور غیرمستقیم عشق کریگ به شیلی را از بین برد. او تقریباً همزمان با سقوط این کشور آمریکای جنوبی به دست دیکتاتور بدنام پینوشه، به ایالات متحده بازگشت. حتی پس از تصمیم به وقف خود به کشاورزی، زندگی کریگ نتوانست تصویر پدرش - مردی که در مزرعه گردو سرمایهگذاری کرده و به او در خرید آن کمک کرده بود - را پاک کند...
همین پیوند ناگسستنی است که باعث میشود کریگ، هر چقدر هم که تلاش کند، همچنان در رابطهاش با پدرش با یک دوراهی روبرو شود، و همین موضوع کتاب را خاص میکند. علاوه بر این، شیوهی نویسنده در آشکار کردن عمیقترین احساسات درونیاش، موفقیت دیگری است. احساساتش نسبت به مادرش - که بین پدر و خودش گیر افتاده - نیز عمیقاً تأثیرگذار است و این پیوند عجیب را پیچیدهتر میکند... با «چون» در رمان «پدر ما دروغ گفت» ، آشفتگی در روابط خانواده مکنامارا با شجاعت زیادی نوشته شده است، اما بیش از آن، آمریکای آشفته اواخر دهه ۱۹۶۰ و همچنین سفر آشتی را با گذشت زمان و محو شدن میراث جنگ، هرچند هنوز وجود دارد، آشکار میکند.
منبع: https://thanhnien.vn/di-san-chien-war-and-reconciliation-journey-185250801225047972.htm
نظر (0)