Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

دوک فو برای همیشه تراموا دانگ توی را به یاد خواهد داشت

هنگام بازدید از شهر دوک فو، استان کوانگ نگای، بسیاری از مردم اغلب به دنبال درمانگاهی هستند که به نام شهید و پزشک دانگ توی ترام نامگذاری شده است تا عود روشن کنند و به این پزشک زن شجاع که جان خود را در جنگ مقاومت علیه ایالات متحده برای نجات کشور فدا کرد، ادای احترام کنند. در سال ۲۰۰۶، دولت پس از مرگ، عنوان قهرمان نیروهای مسلح خلق را به شهید دانگ توی ترام اعطا کرد. این درمانگاه با معماری شبیه به یک دست محافظ، به یک مکان تاریخی مهم تبدیل شده است و خاطرات زیادی از توی (نام محبت‌آمیزی که مردم محلی او را صدا می‌زدند) در خود جای داده است و همیشه احساسی از نوستالژی، گرمی و آرامش را برای بازدیدکنندگان به ارمغان می‌آورد.

Báo Nhân dânBáo Nhân dân08/04/2025


خانه دوم توی

توی در دفتر خاطراتش (دفترچه خاطرات تراموا دانگ توی) درباره دوک فو نوشته است: «زندگی من پر از شب‌های راهپیمایی، روزهای عبور از جنگل‌ها و نهرها بوده است، همه برای زنده ماندن و مراقبت از مردم اینجا. من عاشق این سرزمین هستم، عاشق این مردم فقیر اما شجاع هستم، همانطور که عاشق زادگاهم هانوی هستم.»

کلینیک تراموا دانگ توی، درست در بزرگراه ملی ۱، حدود ۵۰ کیلومتری جنوب شرقی شهر کوانگ نگای ، نزدیک دریا، در بخش فو کونگ، شهر دوک فو ساخته شده است. این کلینیک نه تنها مکانی است که مراقبت‌های بهداشتی اولیه را برای مردم فراهم می‌کند و یاد دکتر توی را حفظ می‌کند، بلکه مکانی است که نسل‌های آینده می‌توانند میهن‌پرستی، فداکاری و دلسوزی این پزشک زن جوان را بهتر درک کنند. محوطه کلینیک با دو ساختمان دو طبقه به هم پیوسته، از دو ساختمان تشکیل شده است: سمت راست محل معاینه و درمان است، در حالی که سمت چپ یک خانه یادبود است که یادگاری‌هایی از شهید و پزشک دانگ توی ترام را به نمایش می‌گذارد. در جلوی خانه یادبود، مجسمه‌ای سنگی قرار دارد که دکتر توی را با کلاه و در حال حمل یک کیف کمک‌های اولیه نشان می‌دهد.

دوک فو، منطقه‌ای ساحلی در استان کوانگ نگای، نشانه‌های فراموش‌نشدنی از تاریخ را در خود جای داده است؛ سربازان و پزشکانی مانند شهید دانگ توی ترام در اینجا جان باختند و نمونه‌ای از میهن‌پرستی و فداکاری فداکارانه برای سرزمین پدری را از خود به جا گذاشتند.

در پایان ماه مارس، سه خواهر کوچکتر توی: پونگ ترام، هین ترام و کیم ترام، به همراه شوهر هین ترام، برای پنجاهمین سالگرد آزادسازی دوک پو (۲۳ مارس ۱۹۷۵ - ۲۳ مارس ۲۰۲۵) و پنجمین سالگرد تأسیس شهر به دوک پو بازگشتند. اگرچه چندین سال از آخرین بازدید آنها گذشته بود، بسیاری از مردم اینجا هنوز آنها را به عنوان خانواده و بستگان توی می‌شناختند. و به درستی، زیرا حتی با گذشت سال‌ها، نام دانگ توی ترام به بخشی از خاطرات تبدیل شده است که به طور جدایی‌ناپذیری با این سرزمین پیوند خورده است. این بازگشت بسیار دلگرم‌کننده بود، زیرا این مکانی است که برای همیشه خاطرات زیبای ۲۸ سالگی خانواده را در خود جای داده است؛ سرزمینی که شهید و پزشک دانگ توی ترام در آن زندگی کرد، جنگید و جان خود را فدا کرد.

دقیقاً ۵۵ سال پیش، در همین سرزمین، در طول شبی از بمباران و گلوله‌باران، کلینیک دوک فو مورد حمله نیروهای آمریکایی قرار گرفت. یک پزشک زن جوان سقوط کرد و رویاهای تحقق نیافته و عشق بی‌حد و حصر خود به رفقا و مردم را با خود برد. تا سال ۲۰۰۵، به لطف فردریک وایتهرست، یک سرباز سابق آمریکایی، که دفتر خاطرات او را برگرداند، داستان دکتر توی شناخته نشد و قلب‌های مردم صلح‌دوست در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار داد.

دوک فو برای همیشه تراموا دانگ توی را به یاد خواهد داشت (عکس 1)

سه خواهر در کنار مجسمه شهید و دکتر دانگ توی ترام ایستاده‌اند.

خانم دانگ کیم ترام، کوچکترین خواهر دکتر توی، با احساسات گفت: «هر بار که به دوک فو برمی‌گردم، احساساتم فوران می‌کند. دکتر توی اینجا به خاک سپرده شده و بخشی از این سرزمین شده است. هر جا که ما، اقوام او، می‌رویم، مردم از ما استقبال می‌کنند، گویی عضوی از خانواده هستیم. این احساس ارزشمندی است که ما همیشه آن را گرامی می‌داریم و از آن سپاسگزاریم.»

خانم دانگ فونگ ترام، دومین خواهر کوچک‌تر که بیشترین نامه را از توی دریافت کرده بود، به طور محرمانه گفت: «عمیق‌ترین خاطره، اولین باری است که مادرمان، خانم دوآن نگوک ترام، با آقای وایت‌هرست، که دفتر خاطرات توی را نگه داشته و برگردانده بود، به اینجا بازگشت. آن روز، مادرم، اگرچه پیر بود، مصمم بود به جایی که توی خود را فدا کرد، صعود کند و از شیب‌های تند و جاده‌های کوهستانی ناهموار عبور کند. او گفت: «من باید به جایی که دخترم سقوط کرد بروم تا قلبم آرام بگیرد.» خانم دانگ هین ترام، سومین خواهر کوچک‌تر خانواده توی، با تأمل به اشتراک گذاشت که اولین باری که خانواده، متشکل از ده‌ها نفر، به دوک فو آمدند، همه مشتاق بودند، از کوه‌ها بالا می‌رفتند و از مزارع عبور می‌کردند و با سرعت راه می‌رفتند. اما اکنون، تنها چهار نفر باقی مانده‌اند که کوچکترین آنها در حال حاضر 70 سال دارد.

در قلب مردم زنده بماند.


«وقتی جنگ تمام شود، ما نه تنها صلح خواهیم داشت، بلکه حق خواهیم داشت که یکدیگر را دوست داشته باشیم. دوست داشتن این کشور، دوست داشتن آنچه که به آن کمک کرده‌ایم. عشقی که فقط حرف نیست، بلکه عمل، فداکاری، عرق و خونی است که برای یک آرمان والا ریخته می‌شود.»

(گزیده ای از دفتر خاطرات تراموا دانگ توی)

در میدان هشتم اکتبر، اقوام توی در مراسم بزرگداشت پنجاهمین سالگرد آزادی دوک فو حضور داشتند. برنامه هنری ویژه با موضوع «دوک فو - حماسه قهرمانانه برای همیشه طنین‌انداز می‌شود» واقعاً باشکوه بود. نزدیک به ۲۰۰۰ نفر در آن شرکت کردند و صحنه زیبا و مدرن، سختی‌هایی را که دوک فو در طول جنگ و توسعه قوی آن پس از آزادی متحمل شد، بازسازی کرد. و خواهران دکتر دانگ توی ترام عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفتند و احساساتی شدند زیرا در تمام سخنرانی‌ها نام او ذکر شده بود، که نشان می‌داد او در ۵۵ سال گذشته در قلب مردم اینجا زنده بوده است، همانطور که خود را در هر فصل از دفتر خاطراتش به دوک فو و کشورش تقدیم کرده است: «وقتی جنگ تمام شود، ما نه تنها صلح خواهیم داشت، بلکه حق خواهیم داشت که یکدیگر را دوست داشته باشیم. دوست داشتن این کشور، دوست داشتن آنچه که به آن کمک کرده‌ایم. عشقی که فقط حرف نیست، بلکه عمل، فداکاری، قطرات عرق و خون ریخته شده برای یک آرمان والا است.» (گزیده ای از دفتر خاطرات ترام دانگ توی).

خاطرات و داستان‌های شهید دانگ توی ترام نه تنها احساسات یک پزشک میدان نبرد را بازگو می‌کند، بلکه درس‌های عمیقی در مورد انسانیت، تاب‌آوری، معنای زندگی و عشق به هموطنانش نیز ارائه می‌دهد. با گذشت سال‌ها، خواهران توی به دوک فو بازگشتند و همچنان داستان‌های کوچکی درباره خواهرشان که همیشه مایه افتخار خانواده بود، به اشتراک گذاشتند. و این بازگشت، این حضور پرمهر بود که تصویر یک دانگ توی ترام بسیار آشنا را در قلب مردم دوک فو زنده کرد - نه فقط یک شهید، یک پزشک، یک سرباز کمونیست، بلکه یک دختر، یک خواهر، یک دوست، که هنوز در زندگی روزمره، از طریق صفحات دفتر خاطراتش، از طریق خاطرات و از طریق احساسات کسانی که باقی مانده‌اند، حضور دارد.

خانم هین ترام با احساسی عمیق گفت: «بازگشت به این سرزمین پر از خاطره، دست در دست کسانی که زمانی به توی نزدیک بودند، و احساس محبت نسل جوان امروز به او واقعاً ما را تحت تأثیر قرار داد. انگار توی هرگز اینجا را ترک نکرده است. او هنوز اینجاست، در قلب مردم دوک فو و در قلب ما...»

خانم کیم ترام، کوچکترین خواهر از بین چهار خواهر، در حالی که کنار خانم هین ترام نشسته بود، تعریف کرد: «زندگی خانوادگی ما در طول سال‌های ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۵ بسیار آرام بود. صبح‌های یکشنبه، خواهرم توی یک دسته گل به خانه می‌آورد تا در گلدان فیروزه‌ای با چین‌هایی شبیه برگ‌های نیلوفر آبی، معمولاً گلایول سفید یا اطلسی بنفش پررنگ، یا اگر تابستان بود، گل نیلوفر آبی بگذارد. چطور می‌توانستیم گل بخریم؟ آن زمان خیلی فقیر بودیم! مادرم کنار کوچکترین پسرم کوانگ (که هنگام تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در خارج از کشور درگذشت) که در گاری حصیری‌اش نشسته بود، می‌نشست و اسفناج آبی را خرد می‌کرد. پدرم (دکتر دانگ نگوک خوئه) و خواهرانم توی و فوئونگ پشت میز مشغول کشیدن نقاشی‌های پاستلی بسیار بزرگ برای نشان دادن درس‌های آناتومی پدرم بودند. پخش‌کننده گرامافون بالای کابینت حمل و نقل، دانوب بلو یا صدای دالیدا یا یاما سماق را پخش می‌کرد...»

سپس ایالات متحده حملات مخرب خود را به ویتنام شمالی آغاز کرد. در اواسط سال ۱۹۶۵، دکتر نگوک خوئه به عنوان معاون مدیر و مسئول بخش جراحی برای تقویت بیمارستان دونگ آن (هانوی) منتقل شد. در این زمان، توی، دانشجوی سال آخر پزشکی، داوطلب شد تا به جنوب برود و برای آماده شدن برای کار در میدان نبرد به یک کلاس آموزشی ویژه منتقل شد. خانم هین ترام به یاد می‌آورد که در طول دوره کارآموزی سه ماهه جراحی خود، درخواست کرد که در بیمارستان دونگ آنه کار کند تا پدرش بتواند او را راهنمایی کند.

دکتر دانگ توی ترام در دفتر خاطراتش، از اشتیاقش برای هانوی و خاطرات عاشقانه‌اش از این شهر می‌گوید. با توجه به لهجه‌ی ملایم هانوی‌اش، بسیاری تصور می‌کردند که او اهل هانوی است. در واقع، پدرش اهل هوئه و مادرش اهل کوانگ نام بود. توی در هوئه متولد شد و در سال ۱۹۵۶ به همراه خانواده‌اش به هانوی نقل مکان کرد. نکته‌ی قابل توجه این است که رمانتیسیسم پدرشان، دکتر نگوک خوئه، و سازگاری مادرشان، خانم نگوک ترام، به هر چهار دختر به ارث رسیده بود. همه آنها می‌دانستند که چگونه گلدوزی کنند، نقاشی بکشند و غذاهای خوشمزه بپزند. آنها از ادبیات روسی و فرانسوی مانند *جنگ و صلح*، *آنا کاترینا*، *دن آرام* و *اوژنی گرانده* لذت می‌بردند... و هر شب، عادت مطالعه قبل از خواب را حفظ می‌کردند.

سنت خانوادگی همیشه توسط خواهران دکتر دانگ توی ترام حفظ و ترویج شده است. بنابراین، وقتی خانم هین ترام فاش کرد که هنوز دسته گل‌های سفیدی را می‌بینند که بسیاری از جوانان بر روی مزار توی در گورستان شهدای شوان پونگ (هانوی) می‌گذارند، فهمیدیم که روح، قلب پرشور و عشق دکتر دانگ توی ترام برای همیشه زنده خواهد ماند، مانند ابیاتی در دفتر خاطراتش: «چه کسی می‌داند که حتی اگر بمیریم / برای فردا، برای یک کشور آزاد / در درون ما هنوز رویا / و عشق بی‌دریغ ...»

خواهران دکتر دانگ توی ترام با گذشت زمان، همراه با تغییرات روزانه و ساعتی کشور و سرزمین دوک فو، پیر شده‌اند. تنها یک چیز در طول سال‌ها بدون تغییر باقی مانده است: محبت عمیق مردم دوک فو، و به طور کلی‌تر، مردم ویتنام، به شهید و دکتر دانگ توی ترام. تصویر شهدای قهرمانی که جان خود را فدا کردند و با تمام وجود برای استقلال، آزادی، صلح و خوشبختی کشور و ملت جنگیدند، برای همیشه در قلب هر ویتنامی حک خواهد شد... و در دود ملایم و ماندگار عود در کلینیک ترام دانگ توی، احساس می‌کنیم که دکتر توی هنوز اینجا، در میان سرزمین آرام دوک فو، حضور دارد.

منبع: https://nhandan.vn/duc-pho-mai-nho-dang-thuy-tram-post871037.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
چهار نسل، یک بازی شطرنج دونگ سون، طنین‌انداز صداهای تاریخ.

چهار نسل، یک بازی شطرنج دونگ سون، طنین‌انداز صداهای تاریخ.

آفتاب صبحگاهی در سرزمین چای

آفتاب صبحگاهی در سرزمین چای

کون

کون