Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

(مجله) مواجهه با بهار در سین سوئی هو

روستای سین سوئی هو (بخش سین سوئی هو، استان لای چائو) روستایی از قوم همونگ است که در دامنه کوه و در ارتفاع نزدیک به ۱۵۰۰ متر واقع شده است، جایی که شلوغ و پرجنب‌وجوش نیست، اما لحظه‌ای نادر از آرامش را در زندگی امروزی به نمایش می‌گذارد.

Báo Văn HóaBáo Văn Hóa05/02/2026

(مجله) مواجهه با بهار در سین سوئی هو - عکس 1
(مجله) مواجهه با بهار در سین سوئی هو - عکس 2

در میان زمزمه ملایم جویبار، ابرهای شناور بر فراز کوه‌های باشکوه، و گرگ و میش بنفش که دره عمیق را لمس می‌کند، مسافری مانند من به وضوح نفس طبیعت و نفس خودم را حس می‌کند. روزهای سپری شده در اینجا مانند خاطره‌ای لطیف هستند؛ هر کسی که از آنجا عبور می‌کند، با خود کمی آرامش، کمی آرامش و بازگشت احساساتی را که به نظر می‌رسید توسط زندگی شهری کسل‌کننده شده‌اند، به همراه دارد.

(مجله) مواجهه با بهار در سین سوئی هو - عکس 3

صبحی مه‌آلود به سین سوئی هو رسیدم. در طول مسیر، ابرها به صخره‌ها چسبیده بودند و شالیزارهای برنج را مانند داس‌های سفید، با انحنای ملایم، می‌پوشاندند. باد سردی از میان یقه‌ام می‌وزید و بوی خاک مرطوب و عطر ضعیف هل را با خود می‌آورد. جاده‌ی منتهی به روستا طولانی نبود، اما برای کم کردن سرعت کافی بود. مه، درخششی نقره‌ای و نازک بر گل‌ها و علف‌ها انداخته بود. گل‌های ارکیده که زیر سایبان جنگل لانه کرده بودند، هنوز قطرات شبنم شب را در خود نگه داشته بودند، آنقدر شفاف که به نظر می‌رسید با یک لمس سبک، آماده‌ی خرد شدن هستند.

در آن فضای آرام، متوجه شدم که به قلمرو دیگری قدم می‌گذارم، جایی که روحم از شلوغی و هیاهوی شهر رها شده بود و افکار آشفته انگار آرام گرفته بودند. طبیعت در سین سوئی هو روش شفابخشی منحصر به فرد خود را دارد. با کلمات تسکین نمی‌یابد، بلکه با خلوص ذاتی خود آرامش می‌یابد.

(مجله) مواجهه با بهار در سین سوئی هو - عکس 4

سین سوئی هو، که در زبان همونگ به معنای «نهر طلا» است، نه تنها از نظر منابع غنی است، بلکه هوای تازه خود را نیز در تمام طول سال حفظ می‌کند. از آبشارهای هارت، لاو و ما کوای تانگ گرفته تا قله‌های سون باک می و دا سو دو، چشم‌انداز اینجا همیشه با زیبایی بکر شمال غربی ویتنام عجین شده است.

جنگل‌های ارکیده، باغ‌های هل و مزارع برنج پلکانی یکی پس از دیگری امتداد می‌یابند و تصویری خلق می‌کنند که می‌توان بی‌وقفه آن را تحسین کرد، بدون اینکه حوصله‌تان سر برود. در طول فصل خشک، از روستا می‌توان از مکان‌هایی مانند جاده سنگی باستانی پاوی دیدن کرد، از کوه باخ موک لونگ تو و کوه دندانه اره‌ای بالا رفت تا گل‌های رودودندرون را تحسین کرد، یا در فصل برداشت، مزارع برنج پلکانی را دید.

این روستا در حال حاضر ۱۶۰ خانوار با ۸۴۲ نفر جمعیت دارد که ۱۰۰٪ آنها از اقلیت‌های قومی همونگ هستند. کل روستا ۳۷ خانوار دارد که خدمات اقامتی و گردشگری ارائه می‌دهند و هر خانه دارای ویژگی‌های منحصر به فرد خود است. به این اقامتگاه‌ها و خانه‌های ییلاقی نام‌های جذابی داده شده است: لانه پرنده، لانه قورباغه، کندوی زنبور عسل، ارکیده... که نشان دهنده حس شوخ طبعی، محبت و غرور روستاییان به مکانی است که از آن محافظت می‌کنند.

معیشت اصلی مردم روستای سین سوئی هو همواره کشاورزی بوده است: برداشت هل، پرورش دام، پرورش ارکیده و غیره. اما وقتی به عنوان یک روستای گردشگری اجتماعی شناخته شد، زندگی در اینجا شکل جدیدی به خود گرفت. گردشگری با صداقت، میل به زندگی بهتر و حس حفظ هویت قومی خود توسط مردم پذیرفته شد.

(مجله) مواجهه با بهار در سین سوئی هو - عکس 5

اقامتگاه‌های چوبی و خانه‌های سنتی همونگ در سراسر روستا، تمیز و مرتب ساخته شده‌اند؛ نرده‌های سنگی پوشیده از خزه در اطراف مسیرهای کوچک منتهی به روستا پیچیده شده‌اند. آداب و رسوم، لباس‌های سنتی و غذاهای محلی حفظ و ترویج می‌شوند. تابلوها و تابلوهای راهنما در جلوی هر خانه به خوبی نگهداری می‌شوند. این نوعی گردشگری است که منظم، مشارکتی و مسئولانه است.

جذابیت منحصر به فرد سین سو هو در نحوه همکاری جامعه برای حفظ روستا نهفته است. کسانی که توانایی مالی ارائه خدمات را ندارند، از باغ‌های خود مراقبت می‌کنند، گل‌های وحشی می‌کارند و مسیرهای مشترک را زیباسازی می‌کنند. درآمد حاصل از هزینه‌های ورودی و بودجه گردشگری مجدداً سرمایه‌گذاری شده و برای حمایت از خانوارهای محروم استفاده می‌شود.

به لطف این، مزایای گردشگری و کشت ارکیده به هر خانواده‌ای می‌رسد، الگویی که بسیاری از مقاصد آرزوی داشتن آن را دارند اما حفظ آن را دشوار می‌دانند. شاید به همین دلیل است که تقریباً ده سال است که سین سوئی هو به عنوان "گوهری درخشان" در نقشه گردشگری لای چائو باقی مانده است.

در امتداد مسیر کوچکی که به روستا منتهی می‌شد، گل‌های آفتابگردان وحشی به رنگ زرد پر جنب و جوش شکوفه زده بودند. خانه‌ای چوبی با سقف چوبی پوشیده از خزه از پشت ردیفی از درختان هلو که جوانه‌های صورتی ظریفی داشتند، نمایان شد. زیر لبه بام، زنی اهل همونگ نشسته بود و گلدوزی می‌کرد و دستانش با هر کوک به آرامی و پیوسته حرکت می‌کرد. فضا چنان آرام بود که حتی صدای خش خش خفیف برگ‌های خشک نیز به گوش می‌رسید.

(مجله) مواجهه با بهار در سین سوئی هو - عکس 6

کنارشان نشستم و به داستان‌های روستاییان گوش دادم. آنها درباره برداشت هل، درباره بازدیدکنندگان از راه دور، درباره تمیز و زیبا نگه داشتن روستا تا جنگل بتواند نفس بکشد، صحبت می‌کردند. همه این چیزهای ساده شادی می‌آفریند. زنی از اهالی همونگ که سبدی از هل حمل می‌کرد، از آنجا گذشت، ایستاد، لبخندی زد و گفت: «بعداً به خانه من هم سر بزن، باشه؟»

با قدم زدن در بازار کوچک و جذاب آخر هفته، دسته‌های سبزیجاتی را دیدم که هنوز پوشیده از شبنم بودند، پارچه‌های زربافت رنگ‌شده با برگ‌های جنگلی و لبخندهای ملایم. اینجا، مردم با صداقت زندگی می‌کنند، به آرامی زندگی می‌کنند تا هر صدای جویبار و هر نسیمی را حس کنند.

(مجله) مواجهه با بهار در سین سوئی هو - عکس 7

بعدازظهر در سین سوئی هو «سمفونی» از صدا و رنگ است. نور خورشید از دامنه کوه به پایین می‌تابید و لایه‌ای نازک از طلا را بر روی هر شیب سنگی می‌انداخت. ابرها لایه لایه، به سبکی نفس زمین، در هوا شناور بودند. ما در کافه «من من»، درست روی شیب ابتدای روستا، نشسته بودیم و غروب خورشید را تماشا می‌کردیم.

کنار میز ما، زن جوانی به سینه‌ی مرد جوانی تکیه داده بود. آنها یک ترانه‌ی عاشقانه‌ی قدیمی می‌خواندند، صداهایشان در هم می‌آمیخت، ساده اما صمیمانه: «در چشمان تو، من همه چیزم، منبع شادی، خوشبختی معشوقم...» باد در دره می‌وزید و ترانه‌ی آنها را به آسمان بنفش می‌برد. ابرها در دوردست تغییر رنگ دادند، از نارنجی به صورتی و سپس به سایه‌ی بسیار نازکی از بنفش. رشته‌کوه دوردست نیز ناگهان تاریک شد.

من ساکت ایستادم. نه به این خاطر که آنها خوب می‌خواندند، بلکه به این دلیل که با احساسی ناب می‌خواندند، احساسی که اغلب در میان سختی‌ها و سرعت شتاب‌زده‌ی زندگی از دست می‌دهیم. در آن لحظات، زندگی ناگهان بخشنده‌تر شد. ما متوجه می‌شویم که زیباترین چیزها چیزهایی نیستند که فتح می‌کنیم، بلکه چیزهایی هستند که با قلب خود احساس می‌کنیم.

یادم می‌آید چند روز پیش در سفرمان به غار پو سم کپ، وقتی ناگهان در مسیر جنگلی باران شروع به باریدن کرد، دوستم دستش را دراز کرد تا قطرات باران را که روی شانه‌ام می‌ریختند بگیرد، سپس به آرامی تارهای خیس موهایم را که به گونه‌ام چسبیده بود، کنار زد. توضیحی ندارم. نیازی به توضیح نیست. اما لحظات کوچکی مانند آن به خاطراتی ماندگار، ستون‌های خاموش مهربانی و مراقبت تبدیل می‌شوند.

(مجله) مواجهه با بهار در سین سوئی هو - عکس 8

زندگی مدرن گاهی اوقات ما را خیلی سریع به جلو می‌راند و باعث می‌شود از خودمان دور شویم. ما به دنبال کار، دستاوردها و چیزهایی هستیم که به نظر مهم می‌رسند اما در نهایت وهم‌آلود هستند.

در همین حال، آن لحظات آرام، آن نگاه‌های بی‌کلام، آن حرکات به آرامی باد... همه این قدرت را دارند که ما را به خودمان بازگردانند. آنها می‌گویند: «زندگی زمانی زیباترین است که به اندازه کافی آرام شویم تا شاهد شکوفایی آن باشیم.» من به طور فزاینده‌ای به این موضوع متقاعد می‌شوم.

شب در سین سوئی هو به سرعت فرا می‌رسد، سیاهی مطلق. تمام روستا در مهی سفید و شیری رنگ فرو رفته است، بسیار رمانتیک. هوا سردتر می‌شود. همراهم که جلوتر می‌آمد، دستم را گرفت و وقتی به یک شیب کوچک اما تند رسیدیم، مرا بالا کشید. گرمای دستش باعث شد کمی بلرزم. نوعی جادو در این سادگی وجود دارد. به هر حال، برای اینکه واقعاً احساس کامل بودن کنید، به چیز زیادی نیاز ندارید...

فضای اطراف ما ضخیم و مرموز به نظر می‌رسید. فقط چراغ‌های زرد پشت پشت بام‌ها سوسو می‌زدند. باد عطر علف تازه و چوب قدیمی را با خود می‌آورد. در کنار گروه ما چند توریست فرانسوی بودند. ما با هم روی ایوان نشسته بودیم و سایه‌های درختان کاج را در برابر آسمان تاریک روبرو تماشا می‌کردیم.

تاریکی کسی را نمی‌ترساند. در سکوت، می‌توانستم صدای جویبار و باد را که با هم در می‌آمیختند و صدایی مانند لالایی طولانی ایجاد می‌کردند، به وضوح بشنوم. حس عجیبی بود، حسی که مدت‌ها بود تجربه نکرده بودم. آرامش بی‌کران سین سوئی هو به مردمی که هزاران مایل از هم دور بودند، اجازه می‌داد تا زمینه مشترکی پیدا کنند. این صدای صلح، شادی، چیزهایی بود که همه روی این زمین آرزویش را دارند.

(مجله) مواجهه با بهار در سین سوئی هو - عکس 9

صبح زود، قبل از طلوع خورشید از خواب بیدار شدم. مه، روستا را فرا گرفته بود. وقتی اولین پرتوهای نور ظاهر شدند، از میان مه عبور کردند و درخشش طلایی ملایمی را بر روی هر پشت بام انداختند، آنقدر ملایم که انگار می‌خواستم در دستم ذوب شوم.

به کنار نهر رفتم و دستم را در آب سرد گذاشتم. این حس، هم جسم و هم ذهنم را بیدار کرد. داشتم سین سوئی هو را ترک می‌کردم. اما برخلاف سفرهای دیگر، این بار پشیمان نبودم. چند روز گذشته پر از حس رضایت بود. سبکی آن روزها را با خود به همراه داشتم، سبکی که آرامشی غیرقابل توصیف به قلبم آورد.

قبل از پایین آمدن از کوه، از گوشه و کنارهای کوچک روستا عکس گرفتم. تو زمزمه کردی: «برای یادآوری روزهای زیبا و آرامی که اینجا گذراندیم، درست است؟» ابرها هنوز در حرکت بودند. کوه‌ها هنوز سبز بودند. جویبار هنوز جاری بود، انگار نمی‌دانست چند نفر را شفا داده است. و من متوجه شدم که سین سوئی هو از نظر مناظر و توانایی‌اش در بیدار کردن عمیق‌ترین چیزهای درون افراد زیباست، چیزهایی که فقط وقتی به اندازه کافی گوش می‌دهیم و می‌فهمیم چه چیزی واقعاً در زندگی مهم است، متوجه می‌شویم.

سین سوئی هو را در حالی ترک کردم که نسیم بهاری قلبم را نوازش می‌کرد، نسیمی که آنقدر گرم و ماندگار بود که باور کنم، جایی در میان سرعت شتابان زندگی، هنوز جاهایی وجود دارد که باعث می‌شود مردم بخواهند سرعت خود را کم کنند، با خودشان مهربان‌تر زندگی کنند.

(مجله) مواجهه با بهار در سین سوئی هو - عکس 10

منبع: https://baovanhoa.vn/multimedia/emagazine-gap-mua-xuan-o-sin-suoi-ho-202939.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
صلح زیباست.

صلح زیباست.

روز ملی، دوم سپتامبر

روز ملی، دوم سپتامبر

داستان شال پیو

داستان شال پیو