(VHQN) - از ابتدای دسامبر، در امتداد بسیاری از خیابانهایی که از آنها عبور کردهام، مغازههای متعددی لباسهای بابانوئل، درخت کریسمس، پولک، فانوس و مواد لازم برای ساخت صحنههای میلاد مسیح را به نمایش گذاشتهاند... کریسمس مدتهاست که دیگر یک تعطیلات بزرگ برای مسیحیان نیست و به یک جشن مشترک برای همه تبدیل شده است.

به این ترتیب، کریسمس برای من به طور فزایندهای آشنا و دلگرمکننده شده است. فرا رسیدن زمستان، با سرمای تندش، عطر کریسمس را با خود میآورد؛ اینجا و آنجا، کلیساها و مغازهها مشغول تزئین صحنههای میلاد مسیح و درختهای کریسمس هستند.
به یاد ماندنیترین و کاملترین خاطره، شب کریسمس خیلی وقت پیش است، زمانی که در سرمای گزندهی دا لات بودیم. سفر آهسته و طاقتفرسای اتوبوس از سایگون به دا لات در آن دوران سخت، من و دوستم، دانشجوی زمینشناسی دانشگاه هوشی مین ، را هنگام غروب به دا لات رساند.
در پایان سال، دا لات به شدت سرد است. من در حالی که ماشین از کنار کلیسای مرغ، کلیسایی بسیار زیبا که به سبک معماری کلاسیک فرانسوی ساخته شده است، عبور میکرد، مبهوت شده بودم. خوشههای ناقوس در مه، در میان فضای سوسو زننده و اثیری کاجهای سبز، مه، غارها، فانوسها و سایههای بلند نمازگزاران و پرسه زنان که بر خیابانها افتاده بودند، به صدا در میآمدند.

انگار هر صدا، رنگ و نفس طبیعت در فضای عرفانی مراسم بعدازظهر با هم ترکیب شده بودند. دوستم سریع به من سلام کرد و سپس به سرعت دست دوست دخترش را کشید و به جمعیتی که به سمت کلیسا میرفتند پیوست.
لحظهای مبهوت شدم، سپس در میان جمعیت گم شدم، چشمکی از دوستم و نویدی که به من داد: دقیقاً نیمهشب در خانهی دوستم در دا لات همدیگر را خواهیم دید! من تمام شب را در دا لات، اولین باری که به آنجا میرفتم، در فضای مستکننده و جادویی شب کریسمس در سرزمینی بیگانه، پرسه میزدم.
خانواده دوست دختر دوستم در همسایگی ما مذهبی هستند، بنابراین آنها در انجام مراسم کریسمس بسیار دقیق هستند. و آن شب، برای تنها بار در زندگیام، من توانستم یک مراسم کامل کریسمس را با یک مهمانی نیمهشب (Réveillion) شامل غاز کبابی تجربه کنم که به آن طعم یک کریسمس غربی را میداد!
یک بار دیگر، کمی پس از فارغالتحصیلی، من و همکارم در یک جشن کریسمس در کلیسای ترا کیو شرکت کردیم. ما با هیجان از ترونگ فوک در امتداد گردنه فونگ ران تا حیاط کلیسا در اواخر بعد از ظهر دوچرخهسواری کردیم، درست به موقع برای رسیدن به منطقه ایدهآل برای مراسم. این منطقه عمدتاً کاتولیک بود، بنابراین بسیاری از خانهها درختهای کریسمس و صحنههای میلاد مسیح را در مقابل خود تزئین کرده بودند. گلها و فانوسها همه چیز را زینت داده بودند.
در شب کریسمس، افراد زیادی برای شرکت در مراسم عشای ربانی و قدم زدن به اینجا میآیند. هر سال، شب کریسمس همیشه مملو از جمعیت است. آن شب، چون به دلیل مسافت طولانی مجبور بودیم زود برویم، «شب زندهداری» را از دست دادیم.
و بنابراین، ما دو نفر دوچرخههایمان را بالای سرمان بردیم و برخلاف جمعیت به دنبال راه خانه گشتیم. دوستمان سالها پیش فوت کرد، اما حال و هوای آن شب کریسمس در خاطرات ما حک شده است. هر کریسمس، ما با عشق فراوان از او یاد میکنیم.
به نظر میرسد که مکان مقدس ترا کیو، در کنار فضای آرام بسیاری از فصلهای کریسمس، الهامبخش و به طرز ظریفی احساسات را در آثار نویسنده نگوین موت، که اهل دوی زوین است، منعکس کرده است. این فضا به راحتی در داستان کوتاه «صدای گنجشکها در کلیسا» یا رمان اخیراً منتشر شده «از ساعت ششم تا ساعت نهم» و همچنین بسیاری از آثار دیگر این نویسنده قابل تشخیص است.
در دوران دبیرستان، با اینکه مذهبی نبودم، کریسمس همیشه برای ما دانشآموزان جذابیت خاصی داشت. کریسمس دوره گذار سال بود، خداحافظی با سرمای زمستان و آماده شدن برای استقبال از بهار.
بعد از کریسمس، روز سال نو از راه میرسد. با فرا رسیدن هوای سرد، همه، به خصوص زنان جوان، این فرصت را دارند که زیبایی و جذابیت خود را به نمایش بگذارند. بنابراین، حتی در سرمای گزنده، جای تعجب نیست که آنها هنوز هم با پوشیدن لباسهای کوتاه و زیبا به استقبال شب کریسمس میروند!
در شب کریسمس، در شهری شلوغ مانند هوی آن، حال و هوای فوقالعاده شادی حاکم است. بسیاری از خانوادهها در ایوانهای خود در کنار صحنههای تولد مسیح و درختهای کریسمس مهمانی برپا میکنند. موسیقی و آواز، تولد مسیح را جشن میگیرند. مردم به طرز بیپایانی در خیابانها جاری هستند. تمرکز اصلی همچنان بر کلیسای شهر است، خیرهکنندهترین و سرزندهترین مکان در هوی آن.
ناقوسهای کلیسا، سرودهای مذهبی و زمزمه دعاها، فضایی گرم را در یک روز آخر زمستان ایجاد میکند. دیگر هیچ تمایزی بین افراد مذهبی و غیرمذهبی، بین ویتنامیها و گردشگران خارجی وجود ندارد. همه چیز با هم در هم میآمیزد، از خیابانها و حیاط کلیسا گرفته تا اعماق محراب. هر بخش از مراسم، شب زندهداری... تا نیمهشب ادامه دارد.
نه فقط در دا لات، ترا کیو یا هوی آن، بلکه در طول کریسمس، در همه جای دنیا ، مردم همیشه یک چیز را به یکدیگر آرزو میکنند: کریسمس مبارک!
فصل کریسمس، فصل عشق!
منبع






نظر (0)