
نویسنده دونگ بین نگوین
اما در برههای از زمان، حل این پرونده به پرسش قدیمی تبدیل میشود: ماهیت شر چیست؟ هر چه خواننده عمیقتر در این پرونده کاوش میکند، بیشتر خود را نه در میان جنایات، بلکه در میان مردم میبیند. مردمی رنجکشیده، مردمی که هویت و انسانیت خود را در فضایی مجازی گم کردهاند.
آنجا، گهگاه پرسشهای اخلاقی پیش میآیند، اما توسط دنیای بیکران بلعیده میشوند. اقیانوسی بیانتها. دریایی بدون افق. سرزمینی که دیگر با مرزها از هم جدا نشده، جایی که هر فرد واحهای تنها و خاکستری است.
کورسویی از انسانیت
دونگ بین نگوین اغلب توسط دوستان و همکارانش با محبت "برادر کفش قرمز" صدا زده میشد. این لقب احتمالاً از مجموعه داستانهای کوتاه او با عنوان "کفشهای قرمز" گرفته شده است. اما ناگهان، آن "کفشهای قرمز" در دنیای ادبیات به طور فزایندهای نادر شدند.
گاهی اوقات، میبینیم که «کفشهای قرمز» در روزنامهها ظاهر میشوند، و دیگر هیچ. هیچ کتاب جدیدی با نام دونگ بین نگوین روی جلد نمیبینیم. اگرچه بسیاری از داستانهای او که تقریباً یک دهه پیش نوشته شدهاند، هنوز توسط تعداد قابل توجهی از خوانندگان به یاد آورده میشوند.
و او بازگشت. غیرمنتظره، اما نه ناگهانی. او با اثری پختهتر، متفاوتتر و کاملتر بازگشت: رمان * باد همچنان در جنگلهای بارانی گرمسیری میوزد *.
در طول چند سال گذشته، همراه با توسعه فناوری اطلاعات، جرایم سایبری به طور فزایندهای پیچیده و غیرقابل پیشبینی شدهاند. این جرایم زندگی انسانها را تهدید، آزار و اذیت و به خطر میاندازند. به نظر میرسد زندگی تنها در عرض چند سال به سرعت تغییر کرده و جان و بیگناهی بیشماری را گرفته است.
به عنوان یک رمان جنایی، *باد همچنان در جنگلهای بارانی گرمسیری میوزد* قتلها، مرگها و تحقیقات پلیس را به تصویر میکشد. همه آنها در هزارتویی که توسط مردم عادی ایجاد شده است، گرفتار شدهاند. اما کسانی که این هزارتو را خلق کردهاند، نمیدانند که هیولایی در آن کمین کرده است. و وقتی آن هیولا ظاهر شود، هیچ کس نمیتواند آن را کنترل کند.
در آن هزارتوی ناامیدی، کورسویی از انسانیت تنها نوری است که مردم برای یافتن راه خروج دارند. برای کشف دوباره کورسویی از ایمان در زندگی. برای دیدن اینکه شر یک هیولای کشنده است، اما تنها هیولایی نیست که باید نابود کنیم.

دونگ بین نگوین (راست) نظرات خود را در مورد اثر جدیدش با خوانندگان به اشتراک میگذارد - عکس: TTD
بررسی ماهیت واقعی انسان
از کوههای ویت باک تا خیابانهای هانوی . از دهه ۱۹۹۰ تا به امروز. از دنیای خام و بیپیرایه تا فضای مجازی. دونگ بین نگوین به تدریج دامنه رمان خود، *باد همچنان در جنگلهای استوایی میوزد *، را گسترش میدهد.
دامنهای به اندازه کافی گسترده که سرنوشتهای مختلفی را در بر میگیرد. از قربانیان اپلیکیشنهای وام گرفته تا کسانی که هویتشان به خطر افتاده است... این نشان دهنده پیچیدگی جرایم دادهای فعلی است، جایی که هر کسی در جامعه میتواند قربانی شود.

باد همچنان از میان جنگل استوایی میوزد، منتشر شده توسط انتشارات پلیس خلق.
شخصیت اصلی رمان، محقق جوان، لان هوآنگ باخ، است. خوانندگان از طریق تحقیقات باخ، به بینشی از دنیای آنلاین دست مییابند.
اینترنت شاید مجازی باشد، اما مرگهایی که ایجاد میکند واقعی هستند. نکتهی ترسناک این است که نیازی به نزدیک شدن یا حملهی مستقیم ندارد؛ اینترنت به آرامی مردم را به مرز ناامیدی میرساند.
هیچکس بهتر از لان هوانگ باخ این ورطه را درک نکرد. جنبه منحصر به فرد *باد همچنان در جنگلهای استوایی میوزد * در این واقعیت نهفته است که دِونگ بین نگوین یک تحقیق خشک و بیروح را پی نمیگیرد، بلکه عمیقاً به روانشناسی شخصیتها میپردازد.
آنها مردمی هستند که بار گذشته را به دوش میکشند و با زمان حال روبرو هستند، زمان حالی که بیرحم به نظر میرسد زیرا دائماً در محاصره شر نامرئی و ناملموس است.
دونگ بین نگوین از فیلمهای وونگ کار-وای نقل قول میکند، جایی که شخصیتهای وونگ کار-وای به بازتاب شخصیتهای دیگر تبدیل میشوند و خودِ درونیشان را منعکس میکنند. انگار بازتاب روی پارچ استیل ضد زنگ در بار پر از نوستالژی و حسرت است، مانند زمانی که لو هوانگ باخ میبیند «آنها در جای دیگری هستند، در زمانهای دیگر» (صفحه ۲۲۲).
سبک نگارش ظریف، تصاویر غنی و جزئیات شاعرانه، غم و اندوه و وسعت فاجعه را کاهش نمیدهد یا ملایم نمیکند.
این «سبکی تحملناپذیر» هستی را آشکار میکند، سبکی که لو باخ دان زمانی احساس کرده بود: «من نوزاد را بیرون بردم. بیوزن بود، مانند شاخه گل رزی در فصل سرما» (صفحه ۳۶). نور، در یک لحظه زودگذر، اما برای مدت طولانی آزار دهنده. و سپس، سالها بعد، چشمان قرمز باز خواهند گشت وقتی که «پرتویی از نور چراغ خیابان از پنجره میدرخشد و به شکل چاقویی نازک روی میز میافتد. ناگهان چشمان دخترک را از سالها پیش به یاد میآورم. در اتاق کمنور، تنها پرتو نوری بود که حاضر به خاموش شدن نبود» (صفحه ۳۷).
در کنار خط داستانی لان هوانگ باخ، یادداشتهای خاطرات همکار ارشد او، لیو باخ داان، وجود دارد. اینها صفحات زیبای این رمان جنایی هستند.
بنابراین، ما فقط در مورد «باد همچنان در جنگلهای بارانی گرمسیری میوزد» به عنوان یک رمان موضوعی (جرایم داده) صحبت نمیکنیم . با گذشت زمان، ما همچنین در مورد ارزش ادبی آن صحبت میکنیم. آنچه در اینجا باقی میماند جملاتی مانند نگاه موجودی کوچک است که تازه نجات یافته است.

نویسنده دونگ بین نگوین
دونگ بین نگوین (نام واقعی دونگ ون توان، متولد ۱۹۷۹، اهل استان تای نگوین ) در حال حاضر نویسنده است، دارای درجه سرهنگ دومی و رئیس بخش برنامههای ویژه تلویزیون پلیس خلق (ANTV) میباشد.
دونگ بین نگوین که حرفه نویسندگی خود را در دهه ۱۹۹۰ آغاز کرد، با مجموعه داستانهای کوتاه خود مانند «دهکده زیبایی»، «بازگشت به بهشت»، «عطر پنهان گلها»، «کفشهای قرمز» و «داستان عشق پاریس » خوانندگان را تحت تأثیر قرار داد .
آخرین رمان او، *باد همچنان در جنگلهای بارانی میوزد *، درباره جرایم دادهای و تضادهای اخلاقی در عصر دیجیتال است.
این کتاب در مسابقه رمان، داستان کوتاه و مقالهنویسی «برای امنیت ملی و زندگی مسالمتآمیز» که توسط وزارت امنیت عمومی با همکاری انجمن نویسندگان ویتنام برگزار شد، جایزه A را از آن خود کرد.
برگردیم به موضوع
هیون ترونگ خانگ
منبع: https://tuoitre.vn/gio-van-thoi-qua-rung-nhiet-doi-20260125093058706.htm






نظر (0)