کام لی آنقدر آشناست که حتی وقتی ماشین با سرعت در جاده در حرکت است، هر وقت مردم از پل، رودخانه یا باغ سرسبزی تعریف میکنند، او میتواند به راحتی تاریخ، حقایق و داستانهای مربوط به سرزمین و مردم این مکان را بازگو کند. او به تنهایی سفر گروه را مدیریت کرد، سفری که کوتاه بود اما تقریباً تمام دلتای مکونگ را پوشش میداد و او را عمیقاً با منطقه آشنا میکرد.
تصویرسازی: LE NGOC DUY
در دلتای مکونگ، بارها آرزوی دیدار از این سرزمین را داشتهام، جزر و مد را حس کنم، سنبلهای آبی را تحسین کنم، صدای گلهای تلخ را بشنوم و نیلوفرهای آبی را ببینم که در همه جا شناورند. آبراههای جنوب مرا در رویاهایم، در نگاههای رؤیاییام به سمت جنوب، به سمت پلهای بامبو و پلهای میمونی سست بر فراز سواحل رودخانه که از یک طرف در حال فرسایش و از طرف دیگر در حال ساخته شدن هستند، دنبال کردهاند. آهنگها و کای لونگ (اپرای سنتی ویتنامی) با ملودیهای شیرین وجود دارد که عشق عمیقی به این سرزمین که هنوز ندیدهام، اما از زمانهای بسیار قدیم برایم آشناست، در من ایجاد کرده است. شنیدن صحبتهای مردم در مورد شخصیت مردم جنوب، که از زمان پیشگامی و اسکان به ارث رسیده است، قلبم را گرم میکند. شنیدن در مورد رفتار مهربان و مهماننوازانه بازدیدکنندگان از دور، مرا مشتاق دیدار دوباره، لذت بردن از باغهای سبز، درختان میوه و شنیدن صدای بلند خوانندگان محلی میکند. برخی میگویند آواز دور، واضح و زیر دلتای مکونگ به دلیل وسعت رودخانهها و آبراهها است، جایی که قایقهای ماهیگیری از هم دور هستند، بنابراین آواز طنینانداز میشود تا همه را به هم نزدیکتر کند. و به این ترتیب، در طول سالها، صدای آهنگها و ملودیهای عامیانه بسیار آشنا و دوستداشتنی شده است. کسانی که آنجا نبودهاند، آرزوی دیدن آن را از نزدیک دارند، در حالی که کسانی که آنجا بودهاند میخواهند دوباره برگردند تا اشتیاق خود را ارضا کنند. در مورد من، من طوری سفر میکنم که انگار از کمبود جا میترسم، به آرامی قدم میزنم تا باغهای میوه را تا حد امکان تحسین کنم، سپس سوار یک قایق کوچک میشوم تا نوسانات ملایم آبراههای آبرفتی را تجربه کنم. این سفر پر از شگفتی بود؛ من صبح زود به سرعت یک قرص نان در دونگ ها خوردم و تا بعد از ظهر در دلتای مکونگ بودم. سفر اصلاً کوتاه نبود و من را تا جزیره فو کوک رساند، جایی که به صدای امواج که به ساحل کین گیانگ میخوردند گوش دادم و خواندم: «با فرا رسیدن عصر، کنار پل ایستادهام و صدای امواج دریا را میشنوم / خورشید طلایی پاییزی به روشنی بر ساحل میدرخشد / کین گیانگ چقدر زیباست / سایه ابرها با سایه کوهها هماهنگ است.» مدتی آنجا ماندم تا در بازار شبانه جزیره با محصولات کمیاب فراوانش گشت بزنم، مناظر زیبا را تحسین کنم و از مکانهای تاریخی سرزمینی که بارها در کتابهای تاریخ از آن یاد شده است، بازدید کنم. سپس به سرزمین برنج سفید و آب زلال برمیگردیم تا از بازارهای شناور - یک ویژگی فرهنگی منحصر به فرد دلتای مکونگ - دیدن کنیم.
به نظر میرسد که طولانی یا کوتاه بودن یک سفر نه با زمان، بلکه با خاطراتی که در چشمان هر فرد حک شده است، سنجیده میشود. اگرچه ناگفته است، میدانم که همه از سفر راضی هستند، حتی اگر مسافت ثابت بماند، اما به نظر میرسد زمان تغییر میکند. وقتی مسافرانی مثل من میخواهند درباره بخش محبوبی از سرزمین مادریمان بیشتر بدانند، واقعاً معنادار است.
لو نهو تام
منبع: https://baoquangtri.vn/gui-noi-nho-ve-mien-song-nuoc-192721.htm






نظر (0)