Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

روح روستا در «فراخوانی مزارع»

«ندای میهن» (انتشارات ادبیات، سه‌ماهه سوم ۲۰۲۵) - مجموعه شعری از شاعر نگو دوک هان (عضو انجمن نویسندگان ویتنام، عضو انجمن نویسندگان هانوی) که نوستالژی ریشه‌ها و عشق عمیق به سرزمین مادری را برمی‌انگیزد.

Hà Nội MớiHà Nội Mới03/01/2026

شاعر با ساختاری سه‌گانه: «سرچشمه»، «فراخوان میهن» و «چیزهای ساده»، قصد دارد حوزه‌های موضوعی را برای هدایت دریافت اثر متمایز کند، اما به نظر می‌رسد که روح روستا چنان عمیق در شعر نفوذ کرده است که تمایز قائل شدن بین «سرچشمه» و «چیزهای ساده» دشوار است.

روح روستا در شعر، زیبایی ساده و روستایی را از محبت خانوادگی گرفته تا رفاقت روستا، نمادین می‌کند. تصاویر آشنا شامل بیشه‌های بامبو، مزارع برنج، حواصیل‌ها، لالایی‌های مادران، ندای پدران و سنت‌ها و جشنواره‌های فرهنگی صمیمی و گرامی است.

روح روستا در «فراخوانی مزارع» تأثیر قدرتمندی دارد و از طریق خاطرات و یادآوری‌های زیبا، ارتباطی گرم و محبت‌آمیز بین خواننده و شاعر برقرار می‌کند. این همچنین ارزش انسان‌گرایانه‌ی این مجموعه شعر است، زیرا عشق به سرزمین مادری را در روح هر فرد پرورش می‌دهد، به طوری که حتی در دوردست‌ها، ریشه‌های خود را به یاد می‌آورند.

دلتنگی برای سرزمین مادری فقط مربوط به روستای نِگِن نیست ، «روستایی در آواز قایقران / دسته پرندگانی که برمی‌گردند و مانند افسانه‌ها چهچه می‌زنند / حصیرهای مربعی روستا از گل و چوب / خدای روستا که به آوازهای آیینی گوش می‌دهد» («روستای من»)؛ این ترائو نها است، «روستایی باستانی به نام ترائو نها» - که به وضوح مشخص است، زیرا این زادگاه «پادشاه شعر عاشقانه» شوآن دیون است؛ این هونگ لین است، «هونگ لین، عقابی که در میان ابرهای دور اوج می‌گیرد» («سرچشمه»)؛ اما همچنین جایی است که تصویر مادر «مادر، مانند یک درنا یا حواصیل / در لالایی‌ها...» («نام مادر») یا «نام پدر، بسیار آشنا / کشاورز جاودانه و پایدار روستا» («نام پدر») و همچنین سنت‌های دیرینه جشنواره خانواده نگو (Ngô) در آن دیده می‌شود.

«من دانه‌ای شن از ویتنام مرکزی هستم / باد لائوسی در بعدازظهر هانوی می‌پیچد / دانه‌ای سوخته / سرگردان در جاده‌ی آرام روزهای رفته ... ویتنام مرکزی مرا در آغوش می‌گیرد / طول سوزان / شنی در درونم، کوچ‌نشینی بی‌قرار / روزی که می‌روم، شن وجودی است» («من»). «من» - دانه‌ای شن از ویتنام مرکزی - یکی از ویژگی‌های خودشناسی استان نِگه آن - بیانگر غرور به ریشه‌های خود است، غرور به سرزمینی که اگرچه فقیر است، سرزمین «مردم معنوی و با استعداد» است. خودشناسی، تعریف خود، تأیید خود، راهی است که خود شاعر می‌خواهد خود را در دنیای شعر بیان و آشکار کند.

فقر و سختی مردم ویتنام مرکزی، اشتیاق سوزانی را در او ایجاد کرد: «درختان توت و گز در هر چهار فصل باد را صدا می‌زنند / سبز مانند کودکان / من کوچه فقیر را دوست دارم / که روح شهر را پناه می‌دهد / من اغلب برمی‌گردم و زیر درخت گز می‌نشینم / نام تو را صدا می‌زنم / وقتی گرسنه‌ام / پشت درخت توت، دکه ای است که برنج مانده می‌فروشد ...» («کوچه من»). به عنوان فردی از ویتنام مرکزی، با هویت ویتنام مرکزی، مطمئناً هر کسی منطقه‌ای از خاطرات باد لائوس، شن‌های سفید و تصویر مادر و پدری را که از سپیده دم تا غروب زحمت می‌کشند، در خود حمل می‌کند: «پشت پدر در تمام طول سال پوشیده از گل است / مادر مانند ساقه برنجی است که میهن را تشکیل می‌دهد / زمستان حتی لبخند آنها را سرد می‌کند / تابستان قطرات عرق را بر روی مزارع نمایان می‌کند» («مادر و پدر»).

شعر او مانند جریانی از احساسات زیرین جریان دارد - قدرتمند اما نه پر سر و صدا، کنترل شده، عمیق و به راحتی آشکار نمی‌شود.

«من در بیشه بامبوی روستای متروکه عود روشن می‌کنم / صدای نی پدرم / عصای مادرم / و عصای پدربزرگ و مادربزرگم از گذشته‌های دور ... روح بامبو با خش‌خش برمی‌گردد / روستا کفش‌های چوبی خود را رها می‌کند و کفش‌هایش را می‌پوشاند تا به شهر برود / حصار قدیمی که در آن ملاقات کردیم / تو به پرده تکیه می‌دهی و اشعار خجالتی می‌نویسی / من به گذشته برمی‌گردم / با روح بامبو روبرو می‌شوم که برای مطالبه بدهی بازمی‌گردد / بامبو به دریا تجاوز می‌کند، روستا را می‌پوشاند / روح را با لالایی‌های ملایم می‌پوشاند ...» («روح بامبو»). شعری فراتر از کلمات. شعری که حاوی معانی عمیق بسیاری است، با تأملاتی که ناخودآگاه در مورد ارتباط بین فرهنگ - ریشه‌ها و دگرگونی پدیدار می‌شوند.

او برای خلق صدای شاعرانه‌ی منحصر به فرد خود، ماهرانه انتخاب زبان را با تصاویر شاعرانه ترکیب می‌کند و اغلب از ساختارهای تداعی‌گر، همزمان و گسترده استفاده می‌کند. خوانندگان از طریق شعر «فراخوان میهن»، اشتیاق عمیق او را برای خانه تشخیص می‌دهند، اشتیاقی که بسیاری از کسانی که از سرزمین مادری خود دور هستند، در آن سهیم هستند. به طور مشابه، اشعاری مانند «زنجبیل و مادر»، «نگاهی به گل‌های بادمجان، به یاد مادر»، «هر روز روز پدر است» و «درخت جک‌فروت اجدادی» خاطرات و احساسات بی‌شماری از دلتنگی برای والدین، اجداد و روستا را برمی‌انگیزند.

«مادر مانند گیاه زنجبیل است / در تلاش برای رشد در آن روزها / گیاه شکوفه می‌دهد و فرا می‌خواند / سختی و تلخی چاشنی زندگی می‌شوند...» («گیاه زنجبیل و مادر»)، این شعر سال‌های سختی را که یک مادر سخت‌کوش متحمل شده است، تداعی می‌کند، گیاه زنجبیل به عنوان استعاره‌ای برای سرزندگی قوی، انعطاف‌پذیری و توانایی غلبه بر مشکلات عمل می‌کند. شاعر با نوشتن درباره مادرش و گیاهان آشنا در باغش، احساسات سرشار خود را در مورد ارتباط بین خاطرات کودکی و عشق به میهنش بیان می‌کند.

شعر او از دل برمی‌خیزد، بدون پیرایه یا اغراق، خود را به طور طبیعی بیان می‌کند و حس آشنایی و سهولت همدلی ایجاد می‌کند. اشعار او روح خواننده را لمس می‌کند زیرا روح روستا از طریق تصاویر و احساسات آشنا و صمیمی در ابیات او نفوذ می‌کند.

منبع: https://hanoimoi.vn/hon-que-trong-goi-dong-729062.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

با نزدیک شدن به عید تت، پایتخت گل همیشه بهار در هونگ ین به سرعت در حال فروش است.
پوملو قرمز که زمانی به امپراتور تقدیم می‌شد، اکنون فصلش است و تاجران سفارش می‌دهند، اما عرضه کافی نیست.
روستاهای گل هانوی مملو از جمعیت هستند و خود را برای سال نو قمری آماده می‌کنند.
با نزدیک شدن به عید تت، روستاهای صنایع دستی منحصر به فرد مملو از فعالیت هستند.

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

مراسم رقص آتش مردم دائو در ها گیانگ.

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول