Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

وقتی فیلتر شروع به چکه کردن می‌کند

صبح‌های دوران کودکی من اغلب با یک منظره آشنا شروع می‌شد: پدربزرگم قهوه درست می‌کرد.

Người Lao ĐộngNgười Lao Động20/03/2026

یادم می‌آید که فیلتر آلومینیومی قهوه را روی لیوان گذاشت، پودر قهوه را اضافه کرد، به آرامی آن را فشار داد و سپس آب داغ را روی آن ریخت. او نشست و منتظر ماند.

Khi chiếc phin bắt đầu nhỏ giọt - Ảnh 1.

فیلتر آلومینیومی را روی لیوان شیشه‌ای قرار دهید، پودر قهوه را اضافه کنید، به آرامی آن را فشار دهید، سپس آب داغ را روی آن بریزید.

قهوه شروع به پایین آمدن کرد. آهسته و پیوسته.

آن موقع من فقط یک بچه بودم، اغلب صندلی را جلو می‌کشیدم تا کنارش بنشینم، با کنجکاوی چکه کوچک فیلتر را تماشا می‌کردم و از خودم می‌پرسیدم که چرا او می‌تواند این‌طور صبورانه منتظر بماند.

یک بار، سرم را نوازش کرد و لبخندی زد و گفت: «وقتی کمی بزرگتر شدی و شروع به نوشیدن قهوه کردی، می‌فهمی که خوردن یک فنجان قهوه‌ی فیلتری در صبح چه مزه‌ای دارد.»

سپس قهوه‌اش را به آرامی با قاشق کوچکی هم زد. صدای برخورد قاشق با کناره فنجان خیلی آرام بود، مثل صدایی آشنا هر روز صبح.

Khi chiếc phin bắt đầu nhỏ giọt - Ảnh 2.

قهوه شروع به پایین آمدن کرد. آهسته و پیوسته.

هنوز بوی قهوه‌ی آن زمان را به وضوح به یاد دارم. عطری غنی و گرم، که در دوران یارانه‌ها به آرامی در سراسر خانه پخش می‌شد.

سال‌ها گذشت و با بزرگتر شدنم، شروع به نوشیدن قهوه کردم. در ابتدا، فقط یک عادت بود. اما کم‌کم متوجه شدم که واقعاً از آن چند دقیقه‌ای که آرام می‌نشستم و منتظر چکه کردن فیلتر بودم، لذت می‌برم.

هر وقت این اتفاق می‌افتد، به او فکر می‌کنم.

اغلب از خودم می‌پرسم که آیا او، در دوردست‌ها، هنوز هم مثل سابق هر روز صبح آنجا می‌نشیند و قهوه دم می‌کند؟ خاطرات بی‌صدا بازمی‌گردند و من هنوز جلوی فیلتر قهوه می‌نشینم و چکه کردن قهوه را تماشا می‌کنم.

Khi chiếc phin bắt đầu nhỏ giọt - Ảnh 3.

عطر غنی و گرم است و به آرامی پخش می‌شود.

عطر قهوه به آرامی در اتاق نشیمن پیچیده بود، گرم و عمیق، مانند صبح‌های خیلی وقت پیش. تلخی اولین جرعه همیشه مشخص بود، اما بعد احساسی آشنا به وجود آمد: آرامش.

حالا صبح‌های من با زنگ ساعت شروع نمی‌شود، بلکه با یک فنجان قهوه که از فیلتر چکه می‌کند و حرف‌های شاد دخترم که می‌گوید: «بابا، چرا قهوه دوست داری؟» سرش را نوازش می‌کنم و لبخند می‌زنم.

Khi chiếc phin bắt đầu nhỏ giọt - Ảnh 4.

حالا صبح‌های من نه با زنگ ساعت، بلکه با یک فنجان قهوه شروع می‌شود.

و در آن صدای آهسته و ملایم، همیشه احساس می‌کنم که او هنوز جایی در صبحی بسیار بسیار دور نشسته است.

(شرکت در مسابقه «برداشت‌هایی از قهوه و چای ویتنامی» ۲۰۲۶، بخشی از چهارمین برنامه «تجلیل از قهوه و چای ویتنامی» که توسط روزنامه نگوئی لائو دونگ برگزار می‌شود.)

Khi chiếc phin bắt đầu nhỏ giọt - Ảnh 5.

Khi chiếc phin bắt đầu nhỏ giọt - Ảnh 6.

منبع: https://nld.com.vn/khi-chiec-phin-bat-dau-nho-giot-196260317180316271.htm


برچسب: چایقهوه

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
گل‌های وحشی

گل‌های وحشی

لذت بردن از آتش کمپ

لذت بردن از آتش کمپ

لبخندی در لباس سبز سربازی.

لبخندی در لباس سبز سربازی.