Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

هنر شکار زنبور عسل

آقای تو برای هر لیتر عسلی که استخراج می‌کند، ۳۰۰۰۰۰ تا ۴۰۰۰۰۰ دانگ ویتنام درآمد دارد. اما او بهتر از هر کسی می‌داند که این حرفه رو به زوال است.

Báo Nông nghiệp và Môi trườngBáo Nông nghiệp và Môi trường03/06/2026

با نگاه کردن به زنبورها، می‌توانید کندو را تشخیص دهید.

بعد از اینکه بیش از سه بار به دلیل باران قرارمان را از دست دادیم، بالاخره آقای تو (متولد ۱۹۹۳ در روستای موئی بونگ، بخش شوان دای، استان فو تو ) را در روزی که او آن را «یک روز آفتابی زیبا» نامید، ملاقات کردم. به گفته او، یک روز آفتابی زیبا به معنای خورشید ملایم نیست، بلکه به معنای آسمان آبی روشن و صاف و بدون باد است.

Với chiếc ống nhòm trong tay, anh Thọ soi mọi điểm mà anh nghi ngờ có ong. Ảnh: Minh Toàn.

آقای تو با دوربین دوچشمی در دست، هر جایی را که مشکوک به وجود زنبورها بود، با دقت بررسی کرد. عکس: مین توآن.

خانم تران تی کیو، مادر تو، تعریف کرد که وقتی خانه‌شان بالای تپه بود، یک کمد چوبی برای نگهداری برنج داشتند و زنبورهای عسل داخل آن لانه می‌ساختند. هر بار که آن را می‌شکافتند، می‌توانستند ده‌ها لیتر عسل به دست آورند. آن کندوی زنبور عسل پنج سال دوام آورد. بعداً، وقتی به پایین تپه نقل مکان کردند، نتوانستند کمد را با خود ببرند و مجبور شدند آن را بفروشند، که خانم کیو از آن زمان تاکنون پشیمان است. خانم کیو گفت: «سپس روستاییان به تو درباره برخی از کلونی‌های زنبور وحشی در روستا گفتند و او برای جمع‌آوری عسل رفت و کم‌کم بدون اینکه حتی متوجه شود، این کار را به حرفه خود تبدیل کرد.»

حرفه‌ی تو از آنجا آغاز شد، بدون هیچ آموزش رسمی. نه سال در جنگل انواع تجربیاتی را که هیچ کتابی نمی‌توانست آموزش دهد، اندوخت. او می‌دانست چگونه زنبورها را در حال جمع‌آوری آب مشاهده کند تا جهت لانه‌شان را تعیین کند، و چگونه از روی رنگ پشت لانه تشخیص دهد که آیا لانه پیر است یا جوان، نمایان است یا پنهان.

او با فصاحت توضیح داد: «یک زنبور وحشی بزرگ و سالم با منبع آب پایدار، کندوی بسیار بزرگی خواهد داشت و پشت طلایی آن به دلیل قرار گرفتن کندو در مکانی آفتابی است. برای زنبورهای وحشی، منبع آب و محل کندو حداکثر تنها چند صد متر از هم فاصله دارند.»

Dao có thể quên, đồ bảo hộ có thể quên nhưng anh Thọ không bao giờ quên mang theo túi nilon để đựng mật. Ảnh: NVCC.

او ممکن است چاقویش را فراموش کند، ممکن است تجهیزات حفاظتی‌اش را فراموش کند، اما آقای تو هرگز فراموش نمی‌کند که یک کیسه پلاستیکی برای نگهداری عسل همراه داشته باشد. عکس: ارائه شده توسط مصاحبه‌شونده.

در حالی که داشتم گپ می‌زدم، آقای تو به سرعت کیف ابزارش را مرتب کرد و سپس یک جفت چکمه به من داد و گفت که زالوهای زیادی در جنگل هستند. ساعت ۹ صبح، آقای دانگ کوک کوان (متولد ۱۹۸۹، کمون تو وان، استان فو تو) - همسفر همیشگی آقای تو - از تام نونگ (سابق) رسید. ما سفرمان را آغاز کردیم.

با ورود به پارک ملی شوان سون، خبری از گردنه‌های کوهستانی پر پیچ و خم مانند تام دائو یا با وی نیست، فقط شیب‌های تندی وجود دارد که هنگام پایین آمدن، چشمانتان باید به سطح جاده که مستقیماً زیر چرخ‌ها قرار دارد، دوخته شود. شیب‌ها آنقدر تند است که حتی تو و کوان - کوهنوردان همیشگی جنگل - مجبور بودند از موتورسیکلت‌های خود پیاده شوند، سرعت ثابتی را حفظ کنند و هر بخش را پیاده بالا بروند.

در طول مسیر، هر زمان که تو گلزار یا جویبار کوچکی می‌دید، می‌ایستاد و نگاه می‌کرد. او گفت: «زنبورها اغلب برای جمع‌آوری گل و آب می‌روند، بنابراین ما باید با دقت مسیر پرواز آنها را مشاهده کنیم تا محل لانه‌شان را حدس بزنیم.» کوان به تو گفت که هیچ کندویی را از دست ندهد، بنابراین دیگران که با او رفته بودند نیز مصمم بودند که یکی را پیدا کنند.

یک روز بدون غذا.

هر چه بیشتر در کوهستان فرو می‌رفتند، باد شدیدتر می‌شد. تو با ناامیدی سرش را تکان داد: «با این نوع باد، ما چیزی نمی‌بینیم، زنبورها نمی‌توانند برای یافتن چیزی پرواز کنند.» سپس یک تماس تلفنی از یکی از دوستانش دریافت شد: تعداد زیادی زنبور در داخل مشغول جمع‌آوری آب بودند. تمام گروه بلافاصله برای جستجوی زنبورها به سمت مسیری که به کمون لای دونگ منتهی می‌شد، حرکت کردند.

Bằng kinh nghiệm của mình, anh Thọ có thể phán đoán được hướng tổ, quy mô tổ... qua đặc điểm của con ong đi lấy nước. Ảnh: Minh Toàn.

آقای تو بر اساس تجربه خود می‌تواند جهت و اندازه کندو را تعیین کند... از طریق ویژگی‌های زنبورهایی که برای آوردن آب می‌روند. عکس: مین توان.

بعد از تقریباً یک ساعت پیمایش مسیر، جلوی یک جویبار کوچک توقف کردیم. سه یا چهار زنبور سرخ غول‌پیکر برای نوشیدن آب به پایین شیرجه زدند. چهره تو از شادی برق زد: «این لانه حتماً خیلی بزرگ است، و تازه پیدا هم شده.» با دنبال کردن جویبار به اعماق بیشتر، زنبورهای سرخ بیشتری پیدا کردیم.

با رسیدن به یک نقطه آبشخور در حدود یک کیلومتری مسیر، تو وظایف را به وضوح تعیین کرد: «کوان، اینجا بمان. وقتی زنبورها پرواز کردند، به من اطلاع بده، و من برای دیدن بهتر به داخل می‌روم.» همینطور که جلوتر می‌رفتیم، من و تو ردپاهای تازه‌تر و بیشتری می‌دیدیم، گاهی اوقات چند درخت موز که برای راحت‌تر شدن جستجو بریده شده بودند.

کوان پس از پیوستن دوباره به تیم، به ردپاها نگاه کرد و اظهار داشت: «اینها خیلی تازه هستند؛ حتماً کسی این لانه را برداشته است.» اما تو اینطور فکر نمی‌کرد؛ آنها احتمالاً قبلاً این لانه را ندیده بودند. گروه به راه خود ادامه دادند.

خورشید در آسمان بالا بود. من و کوان داشتیم از گرسنگی ضعف می‌کردیم که صدای فریاد تو را شنیدیم: «اینجاست!» کوان انگار از گیجی بیرون آمد و تمام خستگی‌اش از بین رفت.

Việc gặp đội thợ ong khác trong rừng là điều không hiếm gặp với các thợ ong đi lấy mật mùa này. Ảnh: Minh Toàn.

مواجهه با دیگر تیم‌های زنبورداری در جنگل برای زنبوردارانی که در این فصل عسل برداشت می‌کنند، غیرمعمول نیست. عکس: مین توآن.

منتظر علامت کوان بودیم که صدایی از نهر آمد: «بروید خانه، این لانه مال ماست.» حدود پنج دقیقه بعد، دو نفر به طور مبهم و در حالی که ریزریز می‌خندیدند، بیرون آمدند.

آقای تو مستقیماً پرسید: «خب، شماها بالاخره آن را تصرف کرده‌اید؟» آن دو مرد سرشان را تکان دادند. معلوم شد که آنها هم در حال جستجو بودند و همان کندوی عسل را هدف قرار داده بودند. گفتن «بروید خانه، ما قبلاً آن را تصرف کرده‌ایم» فقط راهی برای رزرو جا و ترساندن دیگران بود. دعوا بر سر کندوهای عسل در جنگل دیگر غیرمعمول نیست؛ زنبورداران در حالی که جنگل در حال کوچک شدن است، تعدادشان بیشتر می‌شود.

یکی از مردها کنار من و آقای تو نشست تا استراحت کند، در حالی که دیگری، که دین نام داشت، به سرعت یک سنجاب به میان بیشه‌های بامبو دوید. من هم دنبالش رفتم، اما فقط تا نیمه راه رفته بودم که از نظرم ناپدید شد. بامبوها از همه طرف ما را احاطه کرده بودند و تشخیص اینکه از کدام طرف وارد شده‌ایم غیرممکن بود، بنابراین مجبور شدم به جایی که آقای تو منتظر بود برگردم.

Thợ ong trèo cây lấy mật. Ảnh: NVCC.

زنبورداران برای جمع‌آوری عسل از درختان بالا می‌روند. عکس: ارائه شده توسط مصاحبه‌شونده.

تقریباً یک ساعت بعد، کوان، نفس‌زنان برگشت و گزارش داد که در بیشه انبوه بامبو گم شده و نتوانسته کندوی عسل را پیدا کند. ده دقیقه بعد، دین نیز دست خالی برگشت. کندوی عسل درست همانجا بود؛ تو آن را به وضوح از طریق دوربین دوچشمی دیده بود، اما هیچ کس نمی‌توانست مسیر رسیدن به آن را پیدا کند. جنگل صعب‌العبور بود؛ برای رسیدن به آنجا، باید سینه خیز می‌رفتند، می‌لغزیدند و راه خود را از میان بیشه‌های بامبو باز می‌کردند.

فقط دین برای استراحت ماند، در حالی که من و سه زنبوردار دیگر دوباره شروع کردیم. من نزدیک کوان ماندم. به محض رسیدن به پایه درخت، تو به سرعت و بدون هیچ گونه تجهیزات حفاظتی از درخت بالا رفت. او دود ایجاد کرد تا زنبورها را دور کند، عسل و گرده را قطع کرد و لاروها را برای زنبورها باقی گذاشت تا به کلونی خود ادامه دهند. پس از اتمام کار، دود را خاموش کرد، ابزارهایش را کنار گذاشت، عسل را در کوله پشتی خود گذاشت و پایین آمد.

اما، همانطور که جنگل اغلب به سخره می‌گیرد، کندوی قدیمی با زنبورهای زیبایش فقط حدود ۱.۵ کیلوگرم عسل داد. هیچ‌کس خوشحال نبود. کوان برای تلطیف فضا به شوخی گفت: «ما امروز دوباره بی‌پول شدیم. روزهایی هست که آدم کافی برای حمل عسل نداریم، اما روزهایی هم هست که دستمان خالی است.»

Các thợ ong soi, nhòm, phán đoán vị trí tổ ong. Ảnh: NVCC. 

زنبورداران از چشمان خود برای مشاهده و تعیین محل کندوهای زنبور عسل استفاده می‌کنند. عکس: ارائه شده توسط مصاحبه‌شونده.

در چنین روزهای «بی‌حاصلی»، تیم تو اغلب از فرصت استفاده می‌کرد و برای صرفه‌جویی در هزینه‌های بنزین، موز وحشی یا سایر محصولات کوهستانی را می‌چید و سپس به جستجوی جویبارها، گل‌ها و زنبورها ادامه می‌داد. اما آن روز بدشانس به نظر می‌رسید؛ چند مکان بعدی نیز زنبوری نداشتند.

با فرا رسیدن غروب، تو ما را به نقطه‌ای نزدیک خانه‌اش هدایت کرد، جایی که او به عنوان احتیاط برای روزهای بد نگه داشته بود. اما کندوی عسل آنجا قبلاً توسط گروه دیگری اشغال شده بود. وقتی هوا کاملاً تاریک شد، خداحافظی کردیم.

آقای تو به ازای هر لیتر عسلی که برداشت می‌کند، ۳۰۰۰۰۰ تا ۴۰۰۰۰۰ دانگ ویتنام درآمد دارد. اما او بهتر از هر کسی می‌داند که این حرفه رو به زوال است. مساحت جنگل در مقایسه با نه سال پیش که او تازه شروع به کار کرده بود، به طور قابل توجهی کاهش یافته و تعداد زنبورها نیز به همین نسبت کاهش یافته است.

او در حال پرورش حلزون، خوک، مرغ، اردک و غیره است، هم برای تکمیل درآمدش و هم برای اینکه بتواند برای پیدا کردن زنبور به جنگل برود. او نمی‌داند جنگل تا چه مدت دیگر می‌تواند از زنبورداران حمایت کند، اما برای تو، دست کشیدن از زنبورداری به معنای دست کشیدن از بخشی از دوران کودکی باقی مانده‌اش است.

منبع: https://nongnghiepmoitruong.vn/ky-nghe-san-ong-d812971.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
حفظ گنجینه‌های زمان.

حفظ گنجینه‌های زمان.

نور طلایی بعد از ظهر بر روی دریاچه هریتیج

نور طلایی بعد از ظهر بر روی دریاچه هریتیج

مردم ها نای امروز

مردم ها نای امروز