Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

خاطرات مادر (بخش دوم):

(Baothanhhoa.vn) - در حالی که ما این سطور را می‌نویسیم، از مجموع بیش از ۴۵۰۰ مادر قهرمان ویتنامی در استان تان هوآ، تنها ۴۴ مادر قهرمان ویتنامی زنده مانده‌اند. با این حال، تعداد بسیار کمی از آنها هنوز از نظر ذهنی هوشیار هستند - خاطرات آنها تکه تکه شده، برخی دست نخورده، برخی محو شده است. اما در اعماق ذهن آنها، تصویر شوهران و پسرانشان که خود را برای ملت و سرزمینشان فدا کرده‌اند، باقی مانده است. ما این داستان‌ها را ثبت می‌کنیم، که گاهی اوقات فقط خاطراتی آرام هستند که از روایت‌ها، از نگاه‌ها و حتی از سکوت، به دقت کنار هم چیده و جمع‌آوری شده‌اند، به عنوان ابراز احترام به مادران و به عنوان ادای احترامی صمیمانه به کسانی که برای همیشه از دنیا رفته‌اند.

Báo Thanh HóaBáo Thanh Hóa14/07/2025

«در این سن، تنها آرزویم پیدا کردن بقایای دو فرزندم و بازگرداندن آنها به میهنمان است.» این را نگوین تی توآن، مادر قهرمان ویتنامی، با چهره‌ای مهربان و موهایی که با روسری به زیبایی بسته شده بود، گفت و پلک زد، انگار که سعی می‌کرد احساساتی را که در خاطراتش موج می‌زد، سرکوب کند.

با نزدیک شدن به سن «بودن در این دنیا»، داستان زندگی مادرم با گذشت زمان به قلمرو خاطرات رفته است. با این حال، دلتنگی برای دو پسرش که جان خود را فدا کردند و بقایای آنها هنوز پیدا نشده است، بیش از نیم قرن است که به عنوان دردی مداوم، چرخه‌ای از امید و ناامیدی، باقی مانده است.

خاطرات مادر (بخش دوم): مادرم هیچ عکسی ندارد و حتی پس از فداکاری‌شان، بقایایشان پیدا نشده است...

مادر قهرمان ویتنامی، نگوین تی توآن، در محرابی که به دو پسرش که جان خود را فدا کردند اختصاص داده شده، عود روشن می‌کند.

مادر توآن نه فرزند دارد، هفت پسر و دو دختر - که همگی در روستای تان فو، کمون دونگ تان متولد و بزرگ شده‌اند - جایی که او در حال حاضر در انتظار فرزندانش زندگی می‌کند. پسر بزرگش، ترین وان توآن، متولد ۱۹۵۱، در سال ۱۹۶۸ به ارتش پیوست؛ تنها یک سال بعد، در جنگ کشته شد. پسر بعدی، ترین وان تو، متولد ۱۹۵۴، در سال ۱۹۷۰ به ارتش پیوست؛ در سال ۱۹۷۴، او یک سرباز نیروهای ویژه بود که به کامبوج اعزام شد و در جنگ درگذشت، محل دفن او نامعلوم است.

مادر توآن با ناراحتی گفت، در حالی که اشک چشمان گودافتاده‌اش را تار کرده بود: «هر دوی آنها در ۱۸ سالگی به ارتش پیوستند، به نیروهای ویژه پیوستند و در عملیات کشته شدند. آنها در جوانی آنجا را ترک کردند، من هیچ عکسی از آنها ندارم و بقایای آنها هنوز پیدا نشده است.»

ما از نگاه کردن به چشمان مادرمان اجتناب می‌کردیم. روی محراب، که به طور برجسته در مرکز خانه قرار گرفته بود، دو گواهی تقدیر از ملت وجود داشت که به عنوان عکس‌های یادگاری استفاده می‌شدند.

هر سال، در سالگرد مرگ پسرش یا در پانزدهمین و اولین روز ماه قمری، مادر توآن عود روشن می‌کند و در مقابل محراب می‌ایستد و دعا می‌کند که فرزندانش به زودی به زادگاهشان بازگردند.

خاطرات مادر (بخش دوم): مادرم هیچ عکسی ندارد و حتی پس از فداکاری‌شان، بقایایشان پیدا نشده است...

مادر قهرمان ویتنامی نگوین تی تون.

مادرم گفت: «هر دو پسر من مهربان، خوش‌رفتار و مسئولیت‌پذیر هستند. وقتی به ارتش پیوستند، هیچ‌کدام دوست‌دختر نداشتند؛ آن‌ها صرفاً روی حفاظت از کشور تمرکز داشتند.» سپس با آهی اضافه کرد: «شوهرم هم به عنوان یک کارگر غیرنظامی در خطوط مقدم لائوس خدمت کرد و بعداً در یک انبار مواد غذایی کار کرد...»

هر دو فرزند من مهربان، خوش‌رفتار و مسئولیت‌پذیر هستند. وقتی به ارتش پیوستند، هیچ‌کدام دوست‌دختر نداشتند؛ آن‌ها صرفاً بر حفاظت از کشورشان تمرکز داشتند. همسرم نیز به عنوان یک کارمند غیرنظامی در خطوط مقدم لائوس خدمت کرد. در طول سال‌های غیبت او، من به تنهایی فرزندان خردسالم را بزرگ کردم.

در طول سال‌هایی که شوهرش در جنگ بود، بدون حتی یک نامه یا خبر، مادرم در سکوت بار دلتنگی برای شوهر و فرزندانش را به دوش می‌کشید و سختی‌های بی‌شماری را برای بزرگ کردن فرزندان خردسالش تحمل می‌کرد. تنها امید او این بود که وقتی کشور به صلح و اتحاد دوباره دست یافت ، تمام خانواده دوباره دور هم جمع شوند.

در سال ۱۹۹۰، شوهر مادر توآن به شدت بیمار شد و درگذشت، و نتوانست در کنار او باشد تا روزی فرا برسد که فرزندانشان را به زادگاهشان بازگردانند. با رفتن شوهرش، او بار دیگر غم و اندوه خود را به دوش کشید تا به او ادای احترام کند و منتظر فرزندانش بماند.

خاطرات مادر (بخش دوم): مادرم هیچ عکسی ندارد و حتی پس از فداکاری‌شان، بقایایشان پیدا نشده است...

مادر قهرمان ویتنامی، نگوین تی توان، به همراه پسر و عروسش.

خانم هوانگ تی هوا، عروس پنجم خانم توآن، که همچنین مراقب غذا و خواب روزانه اوست، گفت: «خانم توآن همیشه دلتنگ و مشتاق یافتن بقایای برادرانش است. خانواده من همه تلاش خود را برای یافتن آنها انجام داده‌اند، به گورستان‌های شهدا رفته‌اند، برای رفقایشان پیام فرستاده‌اند... اما آرزوی او هنوز محقق نشده است. اخیراً، پلیس استان برای جمع‌آوری نمونه‌های DNA برای یافتن بقایای شهدا آمده است. امیدوارم به زودی بقایای برادرانم را پیدا کنیم تا خانم توآن بتواند در آرامش بخوابد.»

خانم هوآ در ادامه گفت: «مادرم مهربان و خیرخواه است، فرزندان، نوه‌ها و همسایگانش او را دوست دارند و به او احترام می‌گذارند. مقامات در تمام سطوح نیز مرتباً در تعطیلات و اعیاد به دیدار او می‌روند و او را تشویق می‌کنند. در سال‌های اخیر، سلامتی او به طور قابل توجهی رو به وخامت گذاشته است و شنوایی‌اش دیگر خوب نیست. خانواده من به نوبت از او مراقبت و او را تشویق می‌کنند تا بتواند در دوران پیری از بودن با فرزندان و نوه‌هایش لذت ببرد.»

خاطرات مادر (بخش دوم): مادرم هیچ عکسی ندارد و حتی پس از فداکاری‌شان، بقایایشان پیدا نشده است...

پرتره مادر قهرمان ویتنامی، نگوین تی توآن، اثر هنرمند دانگ آی ویت.

جنگ مدت‌هاست که تمام شده است، اما رنج، تلفات و فداکاری‌های مادران قهرمان ویتنامی بی‌حد و حصر است. ادای احترام به این مادران همچنین به معنای یادآوری همیشگی شهدای قهرمان است - کسانی که ملت را شکل دادند تا نسل‌های حال و آینده بتوانند به نوشتن داستان صلح ادامه دهند.

لین هونگ

درس ۳: «هوی در ۱۷ سالگی مخفیانه نامه‌ای نوشت و داوطلبانه به ارتش پیوست... و بعد دیگر هرگز برنگشت.»

منبع: https://baothanhhoa.vn/ky-uc-cua-me-bai-2-me-chang-co-buc-anh-nao-chung-no-hy-sinh-cung-chua-tim-duoc-hai-cot-254686.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
نور مهمانی

نور مهمانی

جشنواره معبد و بتکده گام

جشنواره معبد و بتکده گام

آفتاب بعد از ظهر در کوچه قدیمی

آفتاب بعد از ظهر در کوچه قدیمی