سوئد کشوری است که هنوز بسیاری از سنتهای کشاورزی و مذهبی خود را حفظ کرده و جشنوارههای مردمی متعددی دارد. در ادامه، برخی دیگر از جشنوارههای مردمی سوئد را معرفی میکنیم.
| مهمانیهای خرچنگ دریایی یک سنت سالانه در سوئد است که در آن مردم برای خوردن خرچنگ و گذراندن اوقات خوش در کنار هم جمع میشوند. این مهمانیها معمولاً در ماه اوت و به مناسبت پایان تابستان برگزار میشوند. (منبع: sweden.se) |
روز اول آوریل (اول آوریل): در این روز انواع شوخیها و بذلهگوییها مجاز است. کودکان بزرگسالان را فریب میدهند، آنها را "به دام میاندازند" و سپس آواز میخوانند:
آوریل، آوریل، شاهماهی احمقانه
پس من عمویم را فریب دادم...
در محل کار، ممکن است به کسی گفته شود که به تماس تلفنی از شماره X پاسخ دهد...؛ طبیعتاً، این تماس از یک غریبه است. مطبوعات ممکن است یک خبر بسیار جدی را جعل کنند. در یک مورد دیگر، تلویزیون روشی را برای تبدیل تصاویر سیاه و سفید به رنگی با کشیدن یک تکه جوراب نایلونی جلوی صفحه نمایش نشان داد؛ بینندگان تمام شب را صرف تلاش کردند، اما همه اینها بی فایده بود.
تا 30 آوریل، بهار چند هفته زودتر در جنوب از راه رسیده بود، اما در شمال سرد هنوز از راه نرسیده بود. طبق رسم، 30 آوریل روز فرا رسیدن بهار (والپورگیس)، به ویژه یک جشنواره دانشجویی است. در برخی از شهرهای دارای دانشگاه، به ویژه اوپسالا، هزاران دانشجو، با پوشیدن کلاههای سفید تشریفاتی، بعدازظهرها جمع میشوند تا به آهنگها و سخنرانیهایی درباره بهار گوش دهند. پس از آن، آنها در جشنهایی که در سراسر شهر برگزار میشود، شرکت میکنند. مردم همچنین اغلب دور آتشهایی به نام آتش جشنواره والبورگ جمع میشوند تا با هم آواز بخوانند.
+ اول ماه مه: اگر در شهر، ۳۰ آوریل جشن بهاری محسوب میشود، در روستاها این جشن در اول ماه مه برگزار میشود (گردهماییها و سرگرمیهای فضای باز). امروزه، اول ماه مه روز جهانی کارگر نیز هست.
+ جشن عروج (کریستی هیملز فاردس داگ): این جشن، چهل روز پس از عید پاک، عروج عیسی به آسمان را گرامی میدارد؛ این جشن در ششمین پنجشنبه پس از عید پاک برگزار میشود. در گذشته، جوانان به کلیسا میرفتند، به پیکنیک میرفتند و سپس در شالیزارهای برنج یا فضای باز میرقصیدند. امروزه، مردم نیز به فضای باز میروند؛ آنها ساعت ۳-۴ صبح از خواب بیدار میشوند و در جنگل جمع میشوند تا به آواز فاخته گوش دهند، احتمالاً برای اولین بار در سال. اگر آواز پرنده از شرق یا غرب بیاید، نشانه خوبی محسوب میشود؛ اگر از جنوب یا شمال باشد، نشانه بدی محسوب میشود. مردم قهوه و نان میآورند، ممکن است موسیقی بنوازند یا آواز بخوانند، یا فصل ماهیگیری را آغاز کنند. از سال ۱۹۳۸، این جشن به عنوان جشنواره جنبش ضد الکل نیز شناخته میشود.
سیام آوریل، هفتمین یکشنبه پس از عید پاک، یادآور نزول روحالقدس بر حواریون عیسی است. امروزه، مردم اغلب گردهماییهایی در فضای باز ترتیب میدهند و خانههای خود را با شاخهها و گلها تزئین میکنند. بسیاری از زوجها این روز را برای مراسم عروسی خود انتخاب میکنند.
+ روز مادر: آخرین یکشنبه ماه مه (در اصل یک رسم در آمریکا بود که در سال ۱۹۱۹ در سوئد پذیرفته شد). در آن روز، خانهها تزئین میشوند، بچهها صبحانه را برای مادرانشان در رختخواب میآورند و به آنها اجازه انجام کاری نمیدهند و به آنها شعر و آهنگ هدیه میدهند. آنها از اینکه خیلی خوب نبودهاند عذرخواهی میکنند و قول میدهند که بهتر باشند. کسانی که دور هستند نامه و تلگراف برای تبریک به مادرانشان میفرستند. از آنجا که هدایا تقریباً اجباری است، جامعه تجاری بسیاری از این هدایا را تولید و میفروشد.
+ روز ملی یا روز شطرنج (۶ ژوئن): سوئد به طور سنتی مانند سایر کشورها روز ملی، جشنی باشکوه برای کل جمعیت، ندارد. در پایان قرن گذشته، آرتور هازلیوس، بنیانگذار موزه فضای باز اسکانسن در استکهلم، ۶ ژوئن را به عنوان روزی برای رویدادهای تاریخی مهم پیشنهاد کرد: تاجگذاری شاه گوستاو واسا (۱۵۲۳)؛ اعلام قانون اساسی (۱۸۰۹)؛ و به رسمیت شناختن پرچم ملی (۱۹۱۹). از سال ۱۹۸۳، روز شطرنج با آداب و رسوم جدید بسیاری مشخص شده است: مدارس در آن شرکت میکنند، پرچمها در همه جا به نمایش گذاشته میشوند و پادشاه پرچمها را به انجمنهای مختلف اهدا میکند. در شهرها، رژهها، سخنرانیها و موسیقی برگزار میشود... جنبه نظامی به تدریج از بین رفته است.
+ جشن سنت جان - جشنواره تابستانی: این جشنواره برای کشوری با آب و هوای سرد که تشنه آفتاب است، بسیار مهم است. به آن نیمه تابستان نیز میگویند، هرچند کاملاً دقیق نیست، زیرا در شمال اروپا، تابستان در آن زمان در شمال تازه آغاز میشود. در جنوب، خورشید فقط برای چند ساعت غروب میکند؛ در شمال، خورشید غروب نمیکند و تمام شب میدرخشد.
۲۴ ژوئن، روز جشن سنت جان باپتیست است. در دهه ۱۹۵۰، تقویم سوئدی اصلاح شد؛ روز جشن سنت جان در نزدیکترین شنبه به ۲۴ ژوئن تعیین شد.
صبح قبل از تعطیلات، مردم خانهها، کلیساها، ماشینها، اتاقهای اجتماعات و سالنهای رقص خود را با گل، برگ و شاخه تزئین میکنند. هر روستا و شهری یک ستون سنت جان از یک صلیب بزرگ تزئین شده با گل و برگ برپا میکند؛ مردم دور ستون میرقصند و عصرها در شالیزارهای برنج یا کنار رودخانه به رقصیدن ادامه میدهند. ساکنان شهر به حومه شهر میروند. ساکنان پایتخت اغلب از جزایر یا اسکانسن، یک موزه روباز با ساختمانهای قدیمی فراوان، بازدید میکنند.
غذای جشن شامل شاهماهی با سیبزمینی تازه پخته شده با شوید است؛ برای دسر، توتفرنگی. شب سنت جان با بسیاری از خرافات عامیانه مرتبط است. اگر کسی به اندازه کافی شبنم جمع کند تا یک شیشه را پر کند، میتواند به عنوان درمانی برای همه بیماریها استفاده شود؛ همچنین گفته میشود که برگهای خاصی داروهای بسیار موثری هستند. مردان و زنان جوان هفت یا نه نوع گل را از هفت مزرعه یا هفت ساحل دریاچه جمع میکنند، آنها را به صورت دسته گل درست میکنند و زیر بالش خود قرار میدهند. آنها همسر آینده خود را در خواب خواهند دید. آنها همچنین ممکن است "شاهماهی در خواب" یا "یک کاسه سوپ در خواب" بخورند.
+ جشن میگو: این رسم در اواخر قرن نوزدهم میلادی، زمانی که دولت صید میگو را برای مدتی در هر سال ممنوع کرد، ریشه گرفت. روزی که دوباره ماهیگیری مجاز شد (دومین چهارشنبه آگوست) به یک جشنواره تبدیل شد. روز بعد، میتوانستند میگو را از بازار بخرند و در رستورانها بخورند. مردم ترتیب میدادند که یک شب پس از جشنواره، زیر فانوسهای تا شده، روی تراس یا بالکن جمع شوند. همه کلاههای کاغذی مسخره و پیشبند به سر داشتند و مینشستند تا میگوی پخته شده با شوید را که فقط با نان و پنیر سرو میشد، بخورند و آبجو یا یک لیوان شراب سفید بنوشند. در این جشنواره سوئدی، آهنگهای زیادی برای به سلامتی نوشیدن وجود داشت.
[ادامه دارد]
منبع







نظر (0)