نیروهای آمریکایی درگیر در این نبرد، لشکر اول سوارهنظام هوابرد (از ناحیه چو پرونگ، استان گیا لای ) در اواخر سال ۱۹۶۵؛ و لشکر چهارم پیادهنظام و تیپ ۱۷۳ هوابرد (از ناحیه داک تو، استان کن توم) در سالهای ۱۹۶۷، ۱۹۶۹ و ۱۹۷۲ بودند. با وجود برتری عددی چشمگیر و تجهیزات و تسلیحات برتر، نیروهای آمریکایی چنان شکست ویرانگری را متحمل شدند که بعدها نه تنها برای سربازانی که میجنگیدند، بلکه برای جامعه آمریکا در آن زمان نیز به یک «سندرم» وحشتناک تبدیل شد. این یکی از رمانهای موفقی است که مستقیماً میدان نبرد را به تصویر میکشد، و طرف مقابل در درجه اول ارتش آمریکا است. بدون جنگیدن مستقیم در جنگ علیه آمریکاییها، نویسنده خلق چنین توصیفات واقعبینانهای را دشوار خواهد یافت.
![]() |
| جلد کتاب. |
هدف هنری این رمان، خلق بنای یادبودی برای سرباز از طریق نثر است. آنها با آرمان دفاع از میهن، با برخورداری از ویژگیهایی مانند مقاومت، شجاعت و ارزشهای عمیق انسانی، وارد جنگ میشوند. آنها نه تنها با سختی و فقدان روبرو میشوند، بلکه سربازان به دلیل اولین مواجهه خود با آمریکاییها، آشفتگی درونی عمیق و آشفتگیهای عاطفی اجتنابناپذیری را نیز تجربه میکنند. اظهارات سرباز (ترونگ کواک نگوین) منعکس کننده احساسات بسیاری در آن زمان است: "من فکر میکنم جنگیدن با این مرد دشوار خواهد بود. قدرتمندترین سلاح ما سلاحی است که روی شانه قرار میگیرد. او توپخانه، تانک، خودروهای زرهی و انواع هواپیما دارد..." این سوال که "آیا میتوانیم آمریکاییها را شکست دهیم؟" با تجربه عملی پاسخ داده شد. از تجربه عملی، تئوری تدوین شد. چو هوی من، فرمانده و کمیسر سیاسی جبهه B3، با اعتقاد راسخ تأیید کرد: "این جنگ شدید خواهد بود. بسیار شدید خواهد بود. فداکاریها بسیار زیاد خواهد بود. مطمئناً تلفات زیادی وجود خواهد داشت. اما راه دیگری وجود ندارد. دشمن به کشور ما حمله کرده است. تنها راه این است که خود را برای دفاع از آن فدا کنیم." آن سربازان با تمام جوانی، عشق، عقل و شجاعت خود جنگیدند. آنها تاریخ انقلابی باشکوه ملت را نوشتند.
کیفیت این رمان به وضوح در ماهیت چندصدایی و چندوجهی آن مشهود است. این یک حماسه درباره میهنپرستی، آرمانها و ارزش صلح است. این یک تصنیف قهرمانانه درباره روح شکستناپذیر است. این یک ترانه عاشقانه درباره عشق به زندگی، رفاقت، عشق و آرزوی صلح است. این یک ترانه پیروزمندانه است. این یک جشن پیروزی است. همچنین ترانههای غمانگیزی درباره تلفات و فداکاریها وجود دارد. دامنه رمان گسترش یافته است و نه تنها میدان جنگ و روابط دوستانه، بلکه مناطق عقب جبهه را نیز در بر میگیرد. داستان در مسیر هوشی مین در خشکی اتفاق میافتد و تا مسیر هوشی مین در دریا امتداد مییابد. در کنار صحنههای مرگ و ویرانی، صحنههایی از زندگی روزمره طنزآمیز و خوشبینانه سربازان وجود دارد که به عنوان تعادل عمل میکنند... این رمان با پیروی از اصل پایبندی نزدیک به واقعیت، فرماندهانی مانند چو هوی مان، نگوین هو آن و دونگ وو هیوپ را به تصویر میکشد. و افسران فرماندهی مانند Lưu Đức Phổ و Tạ Đăng Huy...
داستان با ساختار پیچیدهاش، بین حال و گذشته در رفت و آمد است و لایهها و سطوح متعددی ایجاد میکند. در میان این لایههای ساختاری، داستان عاشقانه زیبای بین تا دانگ هوی و هوانگ دوآن می نهفته است. پس از جنگ، عشق آنها شکوفا شد و به ثمر نشست. رابطه ویژهای بین دو سرباز وجود دارد: تا دانگ هوی و ستوان آمریکایی، تری آلن. در سال ۱۹۹۳، سرهنگ تا دانگ هوی برای استقبال از هیئتی از کهنه سربازان آمریکایی که از میدان نبرد قدیمی بازدید میکردند، به دره ایا درانگ بازگشت. آن روز، هوی جان تری آلن را نجات داد و زخمهایش را پانسمان کرد. اکنون، آنها دوباره ملاقات میکنند. عمل هوی در بازگرداندن کارت شناسایی سربازش به تری آلن، راهی برای بازگشت به گذشته، حفظ و گرامی داشتن آن با هم و استفاده از آن به عنوان پایهای برای حرکت به سوی صلح و دوستی با تمام خلوص است.
منبع: https://www.qdnd.vn/van-hoa/sach/mot-khuc-ca-ve-nguoi-linh-1042635









نظر (0)