اما آیا این «شکنندگی» ذاتی یک نسل است، یا نتیجهی نحوهی پرورش، محافظت و انتظار خانوادهها و جامعه از آنهاست؟ وقتی مهربانی بیش از حد شود، آیا ناخواسته ظرفیت رشد شخصی افراد را از آنها میگیرد؟
شوق و اشتیاق برای «زخمهای» روانی.
پیش از این، اصطلاحاتی مانند «درمان» یا «تروما» به اندازه الان در رسانهها ظاهر نشده بودند. گزارش «ویتنام دیجیتال ۲۰۲۵» توسط «وی آر سوشال» نشان میدهد که مردم ویتنام به طور متوسط بیش از ۶ ساعت در روز را آنلاین میگذرانند؛ قرار گرفتن مداوم در معرض رسانههای اجتماعی، سلامت روان را به اولویت فرهنگ جوانان تبدیل کرده است. در نتیجه، در مراکز مشاوره، تعداد فزایندهای از جوانان نسل Z و نسل آلفا به دلایل به ظاهر جزئی، از انتقاد از سوی مافوق گرفته تا احساس درک نشدن، به راحتی دچار بحرانهای شدید میشوند.
طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی (WHO)، تقریباً ۱۴٪ از جوانان در سطح جهان مشکلات سلامت روان را تجربه میکنند. در همین حال، صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) هشدار داده است که فشار تحصیلی، رسانههای اجتماعی و انزوای عاطفی باعث افزایش شدید میزان اضطراب و افسردگی در بین جوانان پس از همهگیری کووید-۱۹ شده است.
ما با یک واقعیت عجیب روبرو هستیم: نسلی با دسترسی به بهترین آموزش ، مغذیترین غذا و پیشرفتهترین فناوری تاریخ، اما ظاهراً نسلی با ضعیفترین «سیستم ایمنی روانی». چرا؟
ریشه آسیبپذیری اغلب از «آزمایشگاههای» خانواده شروع میشود. والدین امروزی که در کمبود و انضباط سختگیرانه بزرگ شدهاند، تمایل دارند این کمبود را با لوس کردن بیش از حد فرزندانشان جبران کنند. آنها به «والدین هلیکوپتری» تبدیل میشوند که دائماً بالای سر فرزندانشان هستند و آمادهاند تا شیرجه بزنند و آنها را از هرگونه مشکل زندگی نجات دهند.
![]() |
| «فرزندپروری هلیکوپتری» اصطلاحی است که برای توصیف والدینی به کار میرود که بیش از حد در زندگی و احساسات فرزندانشان دخالت میکنند. (تصویر: Psychology Today) |
روانشناس کوانگ تی مونگ چی (گروه روانشناسی، دانشکده علوم اجتماعی و انسانی، دانشگاه ملی ویتنام، شهر هوشی مین) معتقد است که حمایت بیش از حد میتواند باعث شود کودکان توانایی ایجاد یک "خود" مستقل را از دست بدهند. وقتی والدین همه تصمیمات را برای آنها میگیرند - از انتخاب دوستان و مدارس گرفته تا هدایت زندگی آنها - کودکان به تدریج ارتباط خود را با نیازها و احساسات واقعی خود از دست میدهند. "یک خود سالم تنها زمانی شکل میگیرد که کودکان فرصت آزمایش، اشتباه کردن و مسئولیت انتخابهای خود را داشته باشند."
والدین با کنار زدن تمام موانع و ایجاد یک محیط عاطفی «عقیم»، ناخواسته فرزندان را از فرصت پرورش تابآوری و استحکام روانی محروم میکنند و به آنها کمک میکنند تا پس از شکستها، خود را بازیابی کنند. این نسل پس از ترک محیط امن خانواده، با فشار بیشتری از سوی رسانههای اجتماعی مواجه میشود که مملو از استانداردهای غیرواقعی موفقیت است. وقتی ارزش خود با «لایکها» و اعداد روی صفحه نمایش سنجیده میشود، جوانان بیش از حد به قضاوت حساس میشوند.
شکنندگی اینجا فقط به معنای به راحتی اشک ریختن نیست، بلکه به معنای عدم تابآوری در برابر احساسات منفی است. جوانان امروزی به جای یادگیری کنار آمدن با غم یا ناامیدی، تمایل دارند از دنیا فرار کنند یا از آن بخواهند که برای تطبیق با احساساتشان تغییر کند.
اما آیا منصفانه است که آنها را «شکننده» بنامیم؟
در واقع، نسل جوان امروزی در پذیرش بیثباتی روانی خود، شجاعتر از نسلهای قبلی است. آنها محیط مسموم محل کار را نمیپذیرند، احترام شخصی میخواهند و از زیر سوال بردن هنجارهای منسوخ نمیترسند. آیا ما آنها را «شکننده» مینامیم، صرفاً به این دلیل که از تحمل و مدارا با چیزهایی که ما قبلاً داشتیم، امتناع میکنند؟
پیامدهای ایمنیگرایی
در کتاب روانشناسی محبوب «پرورش ذهن آمریکایی» نوشته گرگ لوکیانوف و جاناتان هایدت (منتشر شده در سال ۲۰۱۸)، به یک پارادوکس اشاره شده است: هرچه جوانان به طور فزایندهای از آسیبهای روانی محافظت میشوند، کمتر میتوانند با اختلاف نظر، انتقاد و شکست کنار بیایند. فرهنگ ایمنی، اگر بیش از حد مورد توجه قرار گیرد، افراد شادتری ایجاد نمیکند، بلکه افرادی را به وجود میآورد که در برابر واقعیتهای غیرقابل کنترل آسیبپذیرتر هستند.
![]() |
| کودکان امروزه عمدتاً در محیطهایی بزرگ میشوند که خطرات به حداقل رسیده است. عکس: نیویورک تایمز |
وقتی والدین از جوانان در برابر نظرات مخالف یا حقایق ناخوشایند محافظت میکنند، ما آنها را به آسیبپذیرترین افراد هنگام ورود به دنیای واقعی تبدیل میکنیم. زندگی یک اتاق مشاوره با آب و هوای کنترلشده و موسیقی مدیتیشن نیست؛ بلکه اغلب یک «میدان بوکس» پر از ضربات غیرمنتظره است. اگر آنها فقط دفاع شخصی را به صورت تئوری یاد بگیرند، به زودی در برابر اولین ضربات واقعیتهای سخت امرار معاش تسلیم خواهند شد.
اما سرزنش کامل جوانان ناعادلانه خواهد بود. این شکنندگی به طور طبیعی به وجود نمیآید. این محصول جامعهای است که از آسیب دیدن میترسد، از درگیری اجتناب میکند و در جهانی که ذاتاً ناامن است، آرزوی امنیت مطلق دارد.
مشکل این نیست که جوانان حساس هستند، بلکه این است که آنها به اندازه کافی برای کنار آمدن با احساسات ناخوشایند - شکست، طرد، انتقاد و تنهایی - آماده نیستند. وقتی بزرگسالان برای از بین بردن همه موانع عجله میکنند، وقتی آموزش بیش از حد بر ایمنی تمرکز میکند و در عین حال چالشها و تجربیات لازم را نادیده میگیرد، ما از روند بلوغ فرزندانمان محافظت نمیکنیم، بلکه آن را به تأخیر میاندازیم.
زیرا بهای حمایت بیش از حد، در نهایت، محروم کردن مردم از توانایی ایستادن روی پای خود است.
| طبق یک نظرسنجی که توسط موسسه تحقیقاتی پیو در سال ۲۰۲۳ در ایالات متحده انجام شد، بیش از ۵۰ درصد والدین اذعان دارند که اغلب در امور تحصیلی، اجتماعی یا شخصی فرزندانشان دخالت میکنند و این دخالتها بسیار بیشتر از نسلهای قبلی است و ناخواسته محیطی «استریل» ایجاد میکنند که «سیستم ایمنی روانی» کودکان را تضعیف میکند. |
منبع: https://www.qdnd.vn/xa-hoi/cac-van-de/mot-the-he-mong-manh-tai-sao-1040571








نظر (0)