Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

فصل بافتنی

در ماه نوامبر، هوا سرد شد. خیابان‌ها به آرامی در چند تکه نور خشک خورشید که از پنجره‌ها به داخل می‌تابید، غرق شده بودند. لرز خفیفی، شانه‌های به هم فشرده، گلوها را سرد می‌کرد. با طلوع خورشید، قطرات آب، شیشه‌ها را تار و نیمکت‌های پارک را مرطوب می‌کرد. چند نفر که مشغول ورزش صبحگاهی خود بودند، با عجله کت‌های گرم اضافی، جوراب شلواری و روسری پوشیدند... صورت‌هایشان سرخ شده بود و از زیر کلاه‌هایی که گوش‌هایشان را پوشانده بود، بیرون زده بود. زمستان از راه رسید، همراه با اولین بادهای سرد فصل.

Báo Đồng NaiBáo Đồng Nai15/11/2025

با نزدیک شدن زمستان، مردم ناخودآگاه آرزوی گرما می‌کنند. چای سرد کنار پیاده‌رو به تدریج جای خود را به چای داغ می‌دهد. غرفه‌های نودل، فو، قابلمه داغ و فرنی مملو از مردم و وسایل نقلیه هستند. فریاد فروشندگان، "برنج چسبناک با بادام زمینی، کیک برنجی..." خیابان‌های مه‌آلود را گرم می‌کند. آتش شبانه چرخ دستی‌های فروشندگان خیابانی با زغال‌های آتشین می‌درخشد و هوا را با عطر شیرین و خاکی سیب‌زمینی‌های شیرین عسلی پر می‌کند.

زمستان، زندگی شهری را آرام‌تر و با ریتمی آرام‌تر می‌کند. بادهای سرد در شهر می‌وزند و باعث می‌شوند همه بخواهند در عرض چند ثانیه بخوابند، چند دقیقه آهسته‌تر راه بروند و از گرمای ماندگار لذت ببرند. در نتیجه، خیابان‌ها خلوت‌تر می‌شوند. غم و اندوه هوا، لحظاتی را برای تأمل آرام در مورد چیزهایی که قبلاً نادیده گرفته شده بودند، فراهم می‌کند. ناگهان، مردم می‌خواهند یکدیگر را گرم کنند. آغوش‌ها محکم‌تر می‌شوند. کلمات نگران‌کننده دیگر با تردید ادا نمی‌شوند. چند عذرخواهی از کسانی که پس از مشاجرات، خشمشان فروکش کرده است، دیگر دشوار نیست. به نظر می‌رسد سرمای اوایل زمستان، مردم را نسبت به یکدیگر صبورتر می‌کند.

در قدیم، مادران و مادربزرگ‌های ما خودشان لباس‌های پشمی می‌بافتند. وقتی ده ساله بودم، مادرم برای من و خواهرانم ژاکت و شال می‌بافت. وقتی خواهر بزرگترم به دانشگاه رفت، از اینکه دخترش برای اولین بار از خانه بیرون رفته بود، ناراحت بود، مادرم چند شب بیدار ماند تا سریع یک ژاکت صورتی ببافد و سحرگاه با عجله به ایستگاه اتوبوس رفت تا آن را برایش بفرستد. تکنیک‌های بافتنی ساده بودند، نه پیچیده، و ترکیب رنگ‌ها پیچیده نبودند، اما من و خواهرانم هنوز هم آنها را گرامی می‌داریم و تا به امروز می‌پوشیم. ما آنها را منسوخ شده نمی‌دانیم؛ برعکس، آنها گواهی بر عشقی هستند که زمان پرورش داده است. هیچ کس نمی‌تواند گذشته را برگرداند، اما به لطف آن، می‌دانیم که چگونه قدر زمان حال را بدانیم.

اگرچه زندگی دائماً در حال بهبود است و اقلام پشمی آماده به راحتی در دسترس هستند، اما هر زمستان، وقتی که هنوز با عینک مطالعه‌اش بینایی خوبی دارد، مادرم هنوز هم درست مثل دوران کودکی‌مان، با دست برای ما بافتنی می‌بافد. هر پیچ و تاب کاموا در هم تنیده می‌شود و گرمای کمیاب در میان سرمای پایان سال شهر را محکم به هم می‌چسباند. و به نظر می‌رسد که این، قلب‌هایی را که به طور تصادفی در قلب شهر به هم می‌رسند، به هم نزدیک‌تر می‌کند. این دست دادن‌های محکم عاشقان جوان است، گویی از از دست دادن یکدیگر می‌ترسند. این ضربات ریتمیک بر پشت مردان و زنان مسن در حین ورزش صبحگاهی‌شان است. این سرهایی است که دور صفحه شطرنج افراد بازنشسته جمع شده‌اند. یا دسته‌های گل مینا که با لبخندی درخشان، نزدیک به هم پشت گاری یک فروشنده خیابانی قرار گرفته‌اند.

فصل بافتنی ناگهان گرمای عظیمی را به یک روز زمستانیِ به شدت سرد و بادخیز می‌آورد.

نگوین ون

منبع: https://baodongnai.com.vn/dong-nai-cuoi-tuan/202511/mua-dan-len-68313ea/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
دانش‌آموزان با لباس‌های سنتی آئو دای

دانش‌آموزان با لباس‌های سنتی آئو دای

شهر هوشی مین

شهر هوشی مین

طلوع خورشید بر فراز سرزمین مادری‌ام

طلوع خورشید بر فراز سرزمین مادری‌ام