Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

فصلی از آرامش، فصلی از شادی در بان کو.

با شروع وزش نسیم صبحگاهی، ساکنان منطقه بان کو (شهر هوشی مین) برای رفتن به مدرسه و محل کار آماده می‌شوند.

Báo Tuổi TrẻBáo Tuổi Trẻ02/05/2026

Bàn Cờ - Ảnh 1.

نمایی از ساختمان آپارتمان نگوین تین توات در صبح - عکس: YEN TRINH

عطرهای معطر با صداهای شلوغ رستوران‌های فو، غرفه‌های سوپ نودل گوشت گاو، مغازه‌های برنج شکسته، گل‌فروشی‌ها و غرفه‌های سبزیجات - که همگی آشنا اما جذاب هستند - در هم می‌آمیزند. بسیاری از گردشگران خارجی با هیجان دوربین‌های خود را بالا می‌برند تا قبل از انتخاب یک غذای ویتنامی که برای تمام جهان آشنا شده است، عکس بگیرند.

انرژی پر جنب و جوش این منطقه مسکونی که در دهه ۱۹۵۰ شکل گرفته است، به سادگی و جذابیت خود را به عنوان تعریفی از صلح در میان جهانی مملو از تغییر نشان می‌دهد. در این روزها که به مناسبت بزرگداشت صلح و اتحاد مجدد در ویتنام برگزار می‌شود، کسانی که موهایشان رو به خاکستری شدن است، دور هم می‌نشینند، خاطرات گذشته را مرور می‌کنند و در حین نوشیدن قهوه صبحگاهی خود، داستان‌هایی را برای هم تعریف می‌کنند.

Bàn Cờ - Ảnh 2.

نمایی از ساختمان آپارتمان نگوین تین توات در صبح - عکس: YEN TRINH

اقامت در سایگون

روزی در مارس ۱۹۷۵، تران چی هیو (متولد ۱۹۴۱، در آن زمان ۳۴ ساله)، کاپیتان لجستیک ارتش ویتنام جنوبی در دونگ ها، کوانگ تری ، اضطراب سوزانی را در درون خود احساس کرد. تحولات در میدان نبرد و پشت صحنه نشان می‌داد که یک تحول بزرگ قریب‌الوقوع است.

آقای هیو دیگر یک سرباز مجرد نیست؛ او همسر جوانی به نام کیم آن دارد که در زمان خدمت در کوانگ تری با او آشنا شده است. او یک پسر دارد که کمی بیش از یک سال دارد و یک دختر تازه متولد شده که هیچ چیز از دنیا نمی‌داند، در حالی که والدینش هنوز در خانه هستند.

پس از چندین شب بی‌خوابی و سبک سنگین کردن گزینه‌های سوار شدن به کشتی به مقصد آمریکا، افسر تصمیم گرفت همسر و فرزندانش را در سایگون بگذارد. او با نگاهی تنگ و تیزبین گفت: «من حتی قبل از دریافت دستور بسیج عمومی برای پیوستن به ارتش، احساسات ضد جنگ داشتم.»

در زادگاهم، کان گیوک، پدر و مادرم نیز کادرهای انقلابی را در باغ خود پنهان می‌کردند. پیوستن به ارتش باعث شد از جنگ بیشتر متنفر شوم زیرا با مرگ مرتبط بود. مردم بدون اینکه بدانند چرا مرده‌اند، می‌مردند، هیچ‌کس نمی‌توانست در صلح زندگی کند و خانواده‌ها از هم پاشیده بودند. با دانستن اینکه صلح باز خواهد گشت، نگران بودم، اما صادقانه بگویم، بسیار خوشحال بودم. صلح خوب است؛ یعنی می‌توانیم در صلح زندگی کنیم، نگران غذا و لباس باشیم و روی زندگی خود تمرکز کنیم.

Bàn Cờ - Ảnh 3.

نمایی از ساختمان آپارتمان نگوین تین توات در صبح - عکس: YEN TRINH

Bàn Cờ - Ảnh 4.

گردشگران اغلب برای قدم زدن و غذا خوردن به منطقه‌ی شطرنجی سر می‌زنند.

در سایگون، یکی از دانش‌آموزان سابقش (آقای هیو قبلاً در دبیرستان چو وان آن تدریس می‌کرد) اتاقی زیرشیروانی در خیابان کائو تانگ برایش اجاره کرد. پس از اضطراب فراوان، آرامش واقعی به خانه بازگشته بود. شادی طاقت‌فرسا و نگرانی طاقت‌فرسا، فضا را پر کرده بود، زیرا مشکلات بی‌سابقه‌ای روی هم انباشته شده بودند. اما با وجود سختی‌ها، زندگی در دستان خودش بود.

آقای هیو با مرور روزهایی که با همسرش در شرایط نامساعدی زندگی می‌کردند و به شغل آرایشگری و فروش اجناس در بازار دست‌فروشان مشغول بودند، آرامش را به چهره‌اش بازگرداند و سپس در مورد راه‌هایی برای داشتن یک زندگی پایدارتر صحبت کرد.

آقای هیو که فردی کاردان بود و از زندگی دلخور نبود، به فکر تولید و فروش تی‌شرت افتاد. در دوران محدودیت تجارت و بازارهای محدود، کسب‌وکارهای کوچکی مانند کسب‌وکار او و همسرش با مشکلات زیادی روبرو بودند، اما هنوز فرصتی وجود داشت. او که مصمم به موفقیت بود، چند پیراهن که توسط آشنایان از خارج از کشور فرستاده شده بود را برداشت، آنها را از هم جدا کرد، روی پارچه‌ای که از کوپن‌های جیره غذایی پس گرفته بود، قرار داد و سپس آنها را برید و دوخت.

این زوج از تولید پیراهن‌های ارزان و دست‌ساز، که گاهی برای امرار معاش با مشکل مواجه بودند، پول کافی پس‌انداز کردند تا غرفه‌ای در بازار آن دونگ باز کنند. سفارش‌ها افزایش یافت، طرح‌ها متنوع‌تر شدند و گاهی اوقات می‌توانستند آنها را برای فروش به اتحاد جماهیر شوروی بفرستند. او با حسرت به یاد می‌آورد: «ما عاشق فضای آرام منطقه مسکونی دو تان بودیم، بنابراین پول پس‌انداز کردیم تا یک خانه چوبی ساده در آنجا بخریم. من و همسرم سخت تلاش کردیم تا چهار فرزندمان را بزرگ و آموزش دهیم. سپس، «وقتی آب بالا می‌آید، علف‌های هرز شناور می‌شوند» و زندگی به تدریج بهبود یافت.»

Bàn Cờ - Ảnh 5.

گردشگران اغلب برای قدم زدن و غذا خوردن به منطقه‌ی شطرنجی سر می‌زنند.

حالا، آقا و خانم هیو دکه لباس‌فروشی‌شان را رها کرده‌اند و در خانه از دوران پیری‌شان لذت می‌برند. داستان سال‌های گذشته امروز در یک فنجان قهوه خلاصه می‌شود و نگاه دور او گویی گذشته‌ای را زنده می‌کند که هم دردناک و هم گرم است.

در طول جنگ، آن چشم‌ها شاهد صحنه‌های بی‌شماری از بمب‌ها و آتش توپخانه در دو کرانه رودخانه هیِن لونگ بودند و نگران والدین خود در خانه. در صلح، آن چشم‌ها اکنون باید با سرنوشت خود در طول جنگ روبرو شوند. اما صلح یک دستاورد است، نه یک باخت. آقای هیو این شعر را برای همسرش سروده است: «من سال‌ها انتظار را به تو مدیونم / فرزندمان را در میان طوفان بزرگ کردم، به تنهایی راه رفتم»...

بعد از فراز و نشیب‌های بسیار، آقای هیو حالا هر روز صبح لباس مرتبی می‌پوشد، پیراهن و شلوار می‌پوشد و مثل یک کارمند دولتِ سخت‌کوش، ساعت مچی به دست دارد، اما این کار را برای پیاده‌روی، لذت بردن از آفتاب و نوشیدن قهوه انجام می‌دهد.

او با مهربانی لبخند زد و تعریف کرد که همسرش اغلب سریع‌تر راه می‌رود، بنابراین گاهی اوقات تنها به بازار می‌رود. بعد از آن، سبد را به بازار می‌برد و او به خانه می‌آمد تا در تهیه سبزیجات و پختن شام کمک کند. دوران پیری آنها در خانه کوچکشان گرم و دوست‌داشتنی بود. دو فرزند بزرگترشان در استرالیا زندگی می‌کردند و دو فرزند دیگرشان از آنجا نقل مکان کرده بودند، بنابراین خانواده هر آخر هفته دوباره دور هم جمع می‌شدند.

Bàn Cờ - Ảnh 6.

آقای تران چی هیو نشسته و خاطرات گذشته را مرور می‌کند - عکس: ین ترین

بهار اول

خانم نگوین تی سونگ (۷۴ ساله، صاحب کافی‌شاپ چئو لئو در مجتمع آپارتمانی نگوین تین توات) گفت که هنوز روزهایی را که نارنجک در محله کوچک منفجر می‌شد و والدینش او و خواهرانش را برای اقامت نزد عمویشان در همان نزدیکی می‌بردند، فراموش نکرده است.

خاطره‌اش هنوز زنده است: صحنه خانه‌های چوبی مخروبه و جاده خاکی پر پیچ و خم، درست مثل نامی که پدرش به مغازه داده بود «نامطمئن». او می‌گوید: «آن زمان، خیلی وقت‌ها پیش می‌آمد که در خانه بودیم و صدای انفجار بمب درست کنار گوش‌هایمان می‌پیچید. حالا که صلح برقرار شده، دیگر از دیدن بمب و گلوله نمی‌ترسیم.»

کافه چئو لئو که از سال ۱۹۳۸ افتتاح شده، شاهد هر دو جنگ بوده است. خانم سونگ اکنون یکی از ساکنان مسن این منطقه است. پس از فوت والدینش، او این کافه ساده و آرام را به ارث برد و در میان کافه‌های رو به افزایش و مجلل سایگون، به اداره آن ادامه داد.

Bàn Cờ - Ảnh 7.

رستوران خانوادگی فو در ساختمان آپارتمانی نگوین تین توات.

Bàn Cờ - Ảnh 8.

خانم لونگ نگوک دونگ در کنار مغازه نودل فروشی سه نسل قبل خانواده‌اش در کوچه‌ای در خیابان نگوین تین توات - عکس: ین ترین

با این حال، چئو لئو همچنان یک مکان ملاقات سرزنده و آشنا است. خانم سونگ در کافه نشسته بود و با ملودی آهنگ فام دوی، "عاشقان یکشنبه، اینجا و آنجا قرار می‌گذارند / یک لیوان لیموناد می‌نوشند، شیرینی لب‌های تو را می‌چشند"، با فراغت چند عکس سیاه و سفید به ما نشان داد: عکسی از مادرش که سونگ کوچولو را در آغوش گرفته بود، در کنار خواهر بزرگترش در مقابل خانه قدیمی گلی؛ عکسی از سونگ جوان با لباس آئو دای گلدار؛ عکسی از دیدارهای خانوادگی... انگار که جنگ هرگز تمام نشده بود. بسیاری از ویتنامی‌های مهاجر نیز اغلب به اینجا می‌آیند، در مورد روزهای زندگی خود در ساختمان آپارتمان گپ می‌زنند، به بازار بان کو می‌روند، در تقاطع‌های شش و هفت جاده پرسه می‌زنند، در مدارس فان سائو نام و پتروس کی شرکت می‌کنند...

در کوچه ۱۷۵ نگوین تین توات، عطر دل‌انگیز نودل برنجی و پیاز سرخ‌شده رستوران هونگ کی می گیا، مشتریان را به خود جذب می‌کند. خانم لونگ نگوک دانگ که اکنون توسط پسر و همسرش اداره می‌شود، می‌گوید که این رستوران از سه نسل به نسل دیگر منتقل شده است. در ابتدا در خیابان وو ون تان واقع شده بود، اما بعداً به خانه‌ای که والدینش قبل از سال ۱۹۷۵ در آن زندگی می‌کردند، نقل مکان کرد. این رستوران به دلیل تصویر پدر شاد و خندانی که در آشپزخانه ایستاده و کاسه‌هایی از نودل‌های مخصوص چینی را برای مشتریان آماده می‌کند، با نام «نودل آقای چاق» شناخته می‌شود.

او با تماشای پسرش که سوپ رشته فرنگی را می‌چید و عروسش که پول را جمع می‌کرد، لبخندی رضایت‌بخش زد. کسب و کار آنها که از طبقه همکف خانه مشترک خانوادگی‌شان شروع شده بود، رونق گرفت، بنابراین فضای روبروی خیابان را اجاره کردند. منوی آنها گسترده بود و سوپ رشته فرنگی سنتی، سوپ رشته فرنگی مخلوط، سوپ رشته فرنگی غذاهای دریایی و کوفته‌های دیم سام مانند و نان‌های بخارپز ارائه می‌داد...

والدین او اهل چائوژو بودند و این منطقه را به عنوان محل زندگی خود انتخاب کردند. در ابتدا، آنها در بازار بان کو گوشت خوک می‌فروختند. پس از برقراری صلح، والدینش به باز کردن یک مغازه نودل فروشی روی آوردند. او تعریف کرد: «در آن زمان، ما میز و صندلی‌های دست دوم می‌خریدیم تا پول پس‌انداز کنیم. به تدریج، کسب و کارمان بهتر شد و توانستیم خانه را بازسازی کنیم.»

Bàn Cờ - Ảnh 9.

خانم نگوین تی سونگ، صاحب کافی‌شاپ چئو لئو، در حال خوشامدگویی به مشتریان در یک صبح - عکس: YEN TRINH

Bàn Cờ - Ảnh 10.

فضای آرام منطقه مسکونی دو تان.

با پیچیدن به بلوک B مجتمع آپارتمانی نگوین تین توات، آقای دائو شوان مین (۶۸ ساله) را دیدیم که روی نیمکت سنگی روبروی مغازه نوشیدنی «دوست قدیمی‌اش» نگوین فوک چونگ (۵۶ ساله) نشسته و گپ می‌زد. آقای مین گفت: «خانه من در خیابان لی تای تو است، من به اینجا می‌آیم تا بنشینم و خوش بگذرانم و رفت و آمد مردم را تماشا کنم، مخصوصاً عصرها که هوا خیلی سرزنده است.»

او با یادآوری روز صلح در ۳۰ آوریل ۱۹۷۵، گفت که در آن زمان ۱۷ سال داشته است. جنگ هرج و مرج زیادی به جا گذاشته بود، اما این مرد جوان به همراه والدینش به سرعت با زندگی جدید سازگار شد. او که راننده سه چرخه بود، پس انداز کرد تا یک کامیون برای حمل اثاثیه بخرد و به همراه همسرش سه فرزند را بزرگ کرد و هزینه تحصیل آنها را تأمین نمود.

وقتی دخترش خانه‌ای خرید، تمام خانواده دیگر در آپارتمان قدیمی آن کوانگ زندگی نمی‌کردند. آقای چونگ که اصالتاً ساکن منطقه ۱ بود، عاشق دختری از بان کونگ شد و با او ازدواج کرد. او به عنوان راننده تاکسی موتوری کار می‌کرد و در اوقات فراغت به همسرش در فروش نوشیدنی و نگهبانی پارکینگ برای بازدیدکنندگان از آپارتمان کمک می‌کرد. زندگی به همین ترتیب با آرامش ادامه داشت.

Bàn Cờ - Ảnh 11.

فضای آرام منطقه مسکونی دو تان.

Bàn Cờ - Ảnh 12.

خانواده آقای دائو شوان مین برای جشن سال نو قمری لباس‌های سنتی پوشیدند.

سرزمین‌های کهن از مردمان جدید استقبال می‌کنند.

از ساعت ۵ صبح، خانم مای فونگ (۵۰ ساله، صاحب رستوران کیم فو در بلوک C آپارتمان نگوین تین توات) و همسرش کسب و کار خود را آغاز کرده‌اند. او در کنار ویترین شیشه‌ای پر از گوشت گاو نیم‌پز، کوفته قلقلی گاو و یک قابلمه آبگوشت داغ، با شور و شوق فراوان به مشتریان فو سرو می‌کند، در حالی که چند راننده پیک منتظر تحویل سفارش‌ها هستند.

خانم فوئونگ پس از استراحت، تعریف کرد که خانواده شوهرش از سال ۱۹۸۷ در منطقه کاچ مانگ تانگ ۸ رستورانی در این منطقه افتتاح کرده‌اند و به پخت فو مشغول بوده‌اند. او که اصالتاً اهل تای نین است، ۱۵ سال پیش با مردی از سایگون ازدواج کرد، پخت فو را یاد گرفت و سپس رستوران خود را در این منطقه افتتاح کرد. او گفت: «از آنجا که هیچ هزینه سربار وجود ندارد، هر کاسه فقط ۴۵۰۰۰ دونگ قیمت دارد. مشتریان اینجا ثابت هستند. این منطقه به بازار، مدارس و بیمارستان‌ها نزدیک است، بنابراین هزینه زندگی نسبتاً مقرون به صرفه است.»

Bàn Cờ - Ảnh 13.

خانم مای فوئونگ مشغول اداره رستوران خانوادگی‌شان در آپارتمان نگوین تین توات است.

Bàn Cờ - Ảnh 14.

آقای دائو ژوان مین اغلب برای چت به خانه آقای نگوین فوئوک چانگ می رود - عکس: YEN TRINH

خانم فوئونگ و همسرش از جمله خانواده‌های زیادی هستند که در سال‌های بعد برای زندگی به بان کو آمدند و با ریتم زندگی سازگار شدند و پیشرفت کردند. در مورد نسل قدیمی‌تر مانند آقای هیو، آقای مین و خانم سونگ، این سرزمین با آنها بسیار مهربان بوده است، از جمله بزرگ شدن در طول جنگ و درک ارزش صلح. خانم سونگ با خوشحالی گفت که بیش از یک دهه است که کافی‌شاپ چئو لئو به طور گسترده شناخته شده است و سبک «قهوه سنتی فیلتری سایگون» هنوز هم محبوب است، اگرچه او آن را تبلیغ یا ترویج نمی‌کند.

در یک بعدازظهر گرم ماه آوریل، از داخل مغازه کوچک، آهنگ قدیمی طنین‌انداز شد: «بعد از تحمل باران و برف سیل‌آسا، تنها آن زمان می‌توانیم واقعاً قدر روزهای آفتابی را بدانیم...». در زمان جنگ، این دغدغه‌ها بسیار زیاد به نظر می‌رسیدند: سرنوشت ملت، زندگی خانواده‌ها.

با بازگشت آرامش، حتی نگرانی‌های کوچک و روزمره نیز به منبع شادی تبدیل می‌شوند، مانند نگرانی خانم سونگ و خانم دانگ در مورد اینکه چه کسی مغازه و چرخ دستی نودل چئو لئو را به ارث خواهد برد و مدیریت خواهد کرد. این مغازه نه تنها به خاطر صاحبانش، بلکه عمدتاً به دلیل مشتریان وفاداری که دهه‌هاست آنجا هستند، پابرجا مانده است. اگر مغازه برای یک یا دو روز تعطیل باشد، مردم در مورد آن پرس و جو می‌کنند، ابراز ناراحتی می‌کنند و برخی برای یافتن آن به آن سوی دنیا سفر می‌کنند اما نمی‌توانند.

Bàn Cờ - Ảnh 15.

فضای آرام منطقه مسکونی دو تان.

صفحه شطرنج گذشته و حال را به هم متصل می‌کند.

نقشه‌ای از سایگون مربوط به سال ۱۹۵۵، منطقه‌ی بان کو (Ban Co) را نشان می‌دهد که از خیابان لو وان دویت (Le Van Duyet) (که اکنون خیابان هشتم کاچ مانگ تانگ (Cach Mang Thang 8) نامیده می‌شود) تا خیابان لی تای تو (Ly Thai To) امتداد دارد. کوچه‌ها، مانند مربع‌های شطرنجی، با خانه‌ها و دیوارهای چوبی، دسترسی راحتی را به سایر مناطق فراهم می‌کردند. در منطقه‌ی وون چوی - بان کو، مجتمع مسکونی دو تان (Do Thanh)، آپارتمان نگوین تین توات (Nguyen Thien Thuat) و مجتمع مسکونی کارگران راه‌آهن لی تای تو (Ly Thai To) قرار داشتند...

بازدیدکنندگان با قدم زدن در منطقه‌ی شطرنجی می‌توانند به راحتی از صبح زود تا نیمه‌شب، انرژی پر جنب و جوش آن را حس کنند. پرچم قرمز با ستاره‌ای زرد بر روی بالکن آپارتمان‌ها و خانه‌های شهری که هنوز نشانه‌هایی از گذشته را در خود دارند، در اهتزاز است و به عکس‌های گرفته شده توسط عکاسان و گردشگران، حس نوستالژیکی می‌بخشد.

کلمه «صلح» زخم‌های جنگ را التیام بخشیده و به مردم در همه مناطق اجازه داده است تا در «فصل عادی» زندگی زندگی کنند. «فصل عادی، فصل شادی...» در آهنگ «اولین بهار» ساخته آهنگساز وان کائو، ساده اما فوق‌العاده ارزشمند، طنین‌انداز است.

ین ترین

منبع: https://tuoitre.vn/mua-hoa-binh-mua-vui-o-ban-co-20260427212952961.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
شادی کودک.

شادی کودک.

پرچم قرمز با ستاره زرد

پرچم قرمز با ستاره زرد

۹/۲/۲۰۲۵

۹/۲/۲۰۲۵