Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

گفتگوی خودمانی: برگ‌ها هنوز سبزند.

با شروع سال تحصیلی جدید، این مدرسه ابتدایی همچنین دو بلوک کلاس درس جدید و بزرگ را افتتاح کرد.

Báo Thanh niênBáo Thanh niên07/09/2025

در آغاز تابستان، تخته رسم پروژه در مقابل کنده‌های درختان قهوه‌ای چو که به صورت افقی از سطح زمین بریده شده بودند، قد برافراشته بود. در این سال تحصیلی، بچه‌ها یک کلاس درس اضافی داشتند، اما یک تکه شاخ و برگ خنک و سایه‌دار و یک زمین بازی بزرگ را از دست می‌دادند. چشمان گشاد و گیج آنها به دنبال «درختان سنجاقک» محبوب می‌گشت.

فرزند من دیگر فرصتی ندارد که دستانش را در کاسه‌ای بگذارد تا رگبار «سنجاقک‌ها» را که از شکوفه‌های درخت قهوه‌ای چو پس از نسیم سخاوتمندانه عصر تابستان فرو می‌ریزند، تماشا کند. حالا، تنها چیزی که دارند «سنجاقک‌های» خشک‌شده‌ای هستند که در قفسه کتاب انبار شده‌اند و گهگاه آنها را برای تحسین بیرون می‌آورند و بعد از من می‌پرسند که آیا این «سنجاقک» دوباره به یک «درخت سنجاقک» بلند تبدیل خواهد شد؟

سایگون «درختان سنجاقک» زیادی دارد، مخصوصاً در امتداد خیابان فام نگوک تاچ. من قبلاً با دیدن آن «درختان سنجاقک» که در طول طوفان بزرگی که سال‌ها پیش شهر را درنوردید، آسیب دیده و از هم پاشیده بودند، احساس دلشکستگی می‌کردم. حالا، هنوز هم گاهی اوقات در آن خیابان قدم می‌زنم، به سایبان نگاه می‌کنم و برگ‌ها را می‌بینم که هنوز سبز و پر جنب و جوش هستند و حس عجیبی از آرامش را به قلبم می‌آورند!

درختان مدام در خواب‌هایم تکرار می‌شوند. گاهی اوقات درخت اکالیپتوس قدیمی با خوشه‌های بلند برگ و شکوفه‌های مخروطی‌اش که در باد شدید می‌ریزند، در خواب‌هایم هستند. من و دوستان محله‌ام قبلاً وقتی پدرم کارگران را صدا می‌زد تا آن را برای ساختن ستون‌های خانه ببرند، ساکت ایستاده و با درخت اکالیپتوس قدیمی خداحافظی می‌کردیم. این اولین و آخرین درخت اکالیپتوسی بود که در زندگی من وجود داشت. بعدها، حتی قابلمه بخار گیاهی که مادرم برای سرماخوردگی‌ام درست می‌کرد، فاقد عطر تند برگ‌های اکالیپتوس بود. نبود آن عطر «قدیمی» از دوران کودکی‌ام چیز کوچکی به نظر می‌رسید، اما چیزی است که بی‌وقفه به دنبالش گشته‌ام، اما هرگز دوباره آن را پیدا نکرده‌ام. زیرا حتی استنشاق بخار روغن اکالیپتوس صنعتی هم اثری از برگ‌های سبز و تازه اکالیپتوس گذشته را برنمی‌گرداند.

گاهی اوقات، دلم برای جنگل ساج در دونگ نای تنگ می‌شود. وقتی چهار ساله بودم، با اقوامم در مسیرمان به خانه یک درمانگر سنتی که نیش میمون را درمان می‌کرد، از میان جنگل ساج عبور می‌کردیم. در میان یک جنگل وسیع، با نگاه کردن به بالا و دیدن برگ‌های در هم تنیده که مانع از تابش نور خورشید می‌شدند، احساس می‌کردم سنجاب کوچکی هستم که در پناه و محافظت قرار دارد. پاییز امسال، جنگل ساج برگ‌هایش را می‌ریزد و آسمان را نقره‌ای می‌کند، اما من هنوز فرصت بازگشت به آنجا را نداشته‌ام.

همچنین وقتی سه درخت حرا در پای پل سایگون (به سمت تو دوک) با شروع یک پروژه ساختمانی بزرگ ناپدید شدند، عمیقاً متاسف شدم. آخرین نشانه باقی مانده از حومه شهر از بین رفته بود. کمتر کسی می‌داند که در آن نقطه، در آن جهت، قبلاً درختان سرسبزی از تالاب‌ها وجود داشته است.

سپس، هر از گاهی، برای اطمینان از ایمنی، هرس انجام می‌شد. به یاد دارم، حوالی تت (سال نو ویتنامی)، در میان آفتاب سوزان دسامبر، سایبان‌های سرسبز و شاداب پس از صدای تیز اره برقی خم می‌شدند. بوی تند شیره درخت هوا را پر می‌کرد. در حالی که در امتداد جاده قدم می‌زدم و به تنه‌های برهنه درختان نگاه می‌کردم، قلبم مثل آهی می‌تپید.

بعضی وقت‌ها مثل یک بچه احساس حماقت می‌کنم، همیشه آرزو می‌کنم که درختان همیشه سبز بمانند، مهم نیست شهر چقدر مدرن و گسترده شود...

منبع: https://thanhnien.vn/nhan-dam-la-con-xanh-185250906173916646.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
شادی را در مسیر مسابقه به اشتراک بگذارید.

شادی را در مسیر مسابقه به اشتراک بگذارید.

«زنان جوان با لباس سنتی ویتنامی»

«زنان جوان با لباس سنتی ویتنامی»

خوش گذرانی در مهمانی پایان سال.

خوش گذرانی در مهمانی پایان سال.