Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

به یاد روزنامه‌نگار دانگ تو!

Việt NamViệt Nam11/07/2024


در میان همکاران و دوستانی که زیر «سقف مشترک» روزنامه محبوب کوانگ تری فعالیت می‌کردند و از زمان بازسازی استان (ژوئیه ۱۹۸۹) درگذشته‌اند، روزنامه‌نگار دانگ تو شاید کسی باشد که بیشترین خاطرات را با او دارم.

به یاد روزنامه‌نگار دانگ تو!

مقاله «زمین در انتظار فصل» که در ۱۷ دسامبر ۱۹۹۸ در روزنامه کوانگ تری منتشر شد، و تصویری از روزنامه‌نگار دانگ تو - عکس: دی. تی.

دانگ تو پیش از پیوستن به روزنامه کوانگ تری، به عنوان متخصص در دفتر کمیته خلق استان گیا لای - کن توم، خبرنگار روزنامه کن توم و پیش از آن، دانشجوی دانشگاه هوئه کار کرده بود که برای تحصیل در رشته روابط بین‌الملل به دانشگاه کیف (که قبلاً اتحاد جماهیر شوروی بود) اعزام شد.

با وجود چنین رزومه‌ی چشمگیری، برخلاف انتظار من، دانگ تو به روزنامه پیوست و در کمیته‌ی فرعی اقتصادی با ما کار کرد و رفتاری منحصر به فرد از خود نشان داد - کمی حال و هوای کوهستانیِ متفکرانه، شخصیت محکم و بالغ یک مرد روستایی، که با اعتماد به نفس وارد دنیای روزنامه‌نگاری در زادگاهش می‌شد.

در کوانگ تری، دو نفر هستند که با شهود تیزبینانه و درک عمیق خود، اصیل‌ترین و واضح‌ترین تصویر از دانگ تو را ترسیم کرده‌اند. به نظر من، آنها روزنامه‌نگار لام چی کونگ و تونگ فوک تری، دوست ادبی نزدیک و همشهری دانگ تو هستند.

در مقاله «چهره‌هایی از خبرنگاران کوآ ویت» که در مجله کوآ ویت، اوت ۱۹۹۸، به مناسبت راه‌اندازی تیم گزارشگری مجله کوآ ویت منتشر شد، روزنامه‌نگار لام چی کونگ، دانگ تو را اینگونه معرفی کرد: «دانگ تو، روزنامه‌نگار، ملقب به «کشاورز شورشی»، خبرنگار روزنامه کوآنگ تری و «خبرنگار ویژه» مجله کوآ ویت در منطقه شمالی کوآنگ تری است.»

دانگ تو در زندگینامه حرفه‌ای خود نوشت: «حومه شهر، مزارع برنج جایی هستند که من در آن متولد شدم، بزرگ شدم و جایی که سوگند یاد می‌کنم تا آخر عمر وفادارانه به آن پایبند بمانم...» شاید به همین دلیل است که گزارش‌های دانگ تو اغلب بوی زمین، عطر برنج و طعم شور عرق کشاورزان را به همراه دارد.

فقط نگاهی به عناوین مقالات دانگ تو: «ای جنگل، کجایی؟»، «مزه شور را فراموش نکن»، «در یک دهکده ماهیگیری سرگردان»... کافی است تا ببینیم که او روزنامه‌نگاری متخصص در... «گزارش از جنبه تاریک» است، مصمم به رسیدن به حقیقت، افشا و محکوم کردن منفی‌گرایی و بی‌عدالتی در جامعه. دانگ تو خوانندگان را با سبک نوشتاری محکم و تا حدودی... روستایی خود مجذوب خود می‌کند. او با هر کلمه با سختی و درد می‌نویسد. اگرچه او زیاد ظاهر نمی‌شود، اما نام دانگ تو با احساسات زیبا تأثیر ماندگاری بر خوانندگان گذاشته است...

تونگ فوک تری در مقاله خود با عنوان «به یاد دانگ تو - کشاورز-روزنامه‌نگار» نقل می‌کند: «دنگ تو یک روزنامه‌نگار بود و من... یک کشاورز. وقتی با هم بودیم، مردم فکر می‌کردند دانگ تو یک کشاورز است و من... یک روزنامه‌نگار! او به سادگی یک کشاورز بود. وقتی در روزنامه کوانگ تری کار می‌کرد، در نوشتن درباره مناطق روستایی، کشاورزی و کشاورزان تخصص داشت! سردبیر، انتخاب خوبی برای افراد برای واگذاری وظایف بود.»

تمام رفتارش حاکی از سادگی و صداقت بود، تا جایی که از یک کشاورز مسن‌تر به نظر می‌رسید. همه چیز او کهنه و فرسوده به نظر می‌رسید، به جز کارت خبرنگاری‌اش که کاملاً نو بود، چون آنقدر با دقت از آن نگهداری می‌کرد - آنقدر با دقت که وقتی به آن نیاز داشتی، نمی‌توانستی پیدایش کنی! می‌گفت: «کارت خبرنگاری مثل مجوز حرفه‌ای است. وقتی مثل یک کشاورز شدی، دیگر لازم نیست کارتت را نشان بدهی تا راحت با آنها کار کنی، چون آنها قبلاً تو را پذیرفته‌اند...»

وقتی آقای دانگ تو به بیماری لاعلاجی مبتلا و در بیمارستان بستری شد، با علم به اینکه زنده نخواهد ماند، از من خواست که به دیدنش بروم و دفترچه یادداشت جلد مشکی‌اش را که در روزهای شلوغ کار در روزنامه همراهش بود، به من داد. از من خواست که آن را به عنوان یادگاری از روزهایی که دوشادوش هم کار می‌کردیم، کاری که هم سخت بود و هم پر از گرما و شادی، برایش نگه دارم.

کمی پس از درگذشت آقای دانگ تو (او ساعت ۱۱:۲۰ صبح ۱۵ نوامبر ۱۹۹۸، در سن ۴۳ سالگی درگذشت)، اتفاقاً دفترچه یادداشتش را بیرون آوردم تا بخوانم. درست در وسط جلد پلاستیکی، آقای دانگ تو نامه‌ای به تاریخ ۲۴ سپتامبر ۱۹۹۸ را که در بیمارستان مرکزی هوئه نوشته شده بود، گذاشته بود.

این نامه حاوی پیام خداحافظی با دوستان و همکارانش بود که احساسات خالصانه کسی را که می‌دانست او در شرف رفتن است، بیان می‌کرد. علاوه بر نامه، پیش‌نویس دست‌نویس مقاله‌ای با عنوان «احیای برنج» نیز وجود داشت که او هنوز روی آن کار می‌کرد. با خواندن مقاله، این ایده به ذهنم رسید که نوشتن آن را ادامه دهم. بنابراین، روز بعد، ترتیب دادم که به وین توی، وین لین، بروم تا با شخصی که دانگ تو از او نام برده بود ملاقات کنم و سپس مقاله را تکمیل کردم.

مدت کوتاهی پس از آن، تیتر مقاله «زمین در انتظار برداشت» که در ۱۷ دسامبر ۱۹۹۸ در روزنامه کوانگ تری منتشر شد، چنین بود: «ادامه مقاله یک همکار درگذشته.» این مقاله به طور مشترک توسط دانگ تو و دائو تام تان امضا شده بود، با این عنوان: «در میان یادگارهای به جا مانده از روزنامه‌نگار دانگ تو، مقاله‌ای ناتمام با عنوان «تولد دوباره برنج» وجود دارد که به زحمت ۲۰۰ کلمه می‌شود.»

این مقاله درباره زادگاه توی با در وین توی، وین لین، و تلاش‌های عظیم سرزمین و مردم برای غلبه بر خشکسالی، مبارزه با هر قطره آب و پرورش دقیق محصول است. اکنون که خشکسالی تمام شده و طوفان‌ها و سیل‌ها دیگر وطن عزیز او را ویران نمی‌کنند، فصل برداشت دیگری از دل شیارها آغاز می‌شود و به پایان یک سال کامل دیگر نزدیک می‌شود.

خبرنگاری از روزنامه کوانگ تری (هرچند خیلی دیر) به همان جایی که دانگ تو رفته بود، رسید، عمیقاً متأثر و با دقت مشغول تکمیل مقاله بود، به عنوان ادای احترام به همکار عزیزی که دیگر در میان ما نیست. من تصمیم گرفتم عنوان اصلی مقاله او را حفظ نکنم تا زمان حال را بهتر منعکس کند. مطمئناً، در زندگی پس از مرگ، دانگ تو با نویسنده در این مورد موافق خواهد بود.

سخنان پایانی مقاله، پیامی صمیمانه از نویسنده همکار است: «من روح فرخنده برداشت جدید را به خانه دانگ تو بازمی‌گردانم. بدین ترتیب، این مقاله، پس از دو سفر کوتاه ما، به پایان رسیده است. زندگی ریتم روزانه خود را ادامه می‌دهد، یک سال سخت قدیمی را به پایان می‌رساند و سالی جدید پر از ایمان، عشق و امید را آغاز می‌کند.»

من یک عود روی محراب دانگ تو روشن کردم و برایش سیگاری روشن کردم. سیگار می‌سوخت و دودش در هوا می‌چرخید. پشت عکس، تو را دیدم که لبخند می‌زد، انگار همین دیروز بود، بعد از توقف‌هایش در سفرهای کاری، سیگاری روشن می‌کرد، دودش را در هوا بیرون می‌داد و با لبخندی شیطنت‌آمیز به من چپ‌چپ نگاه می‌کرد...

با توجه به اینکه مدت زیادی با هم کار کرده‌ایم، سبک نوشتاری دانگ تو تفاوت چندانی با سبک نوشتاری من ندارد. تاکنون این تنها باری است که مقاله‌ای به طور مشترک در روزنامه کوانگ تری امضا و منتشر شده است، در حالی که یکی از آنها فوت کرده و دیگری هنوز هر روز با تک تک کلمات برای ادامه کار خود دست و پنجه نرم می‌کند...

دائو تام تان



منبع: https://baoquangtri.vn/nho-nha-bao-dang-tho-186859.htm

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
خرس سیاه

خرس سیاه

برازنده

برازنده

«آبشار نه طبقه - جریانی از عشق از مادر روستای لانگ سن»

«آبشار نه طبقه - جریانی از عشق از مادر روستای لانگ سن»