ژانویه گذشت و رطوبت را پشت سر گذاشت. تا فوریه، هوا به طور قابل توجهی گرم شده بود و به گیاهان اجازه شکوفایی و سبز شدن می‌داد. محصولات برنج، بادام زمینی و لوبیا به سرعت جوانه می‌زدند و رشد می‌کردند. اما هنوز چند ماه تا برداشت محصول باقی مانده بود.

در زادگاه من، کشاورزان سالی دو محصول می‌کارند. بعد از برداشت، مزارع شخم زده می‌شوند و به حال خود رها می‌شوند تا استراحت کنند. معمولاً، بعد از سال نو قمری، منتظر می‌مانند تا آب بیاید تا بتوانند محصول جدید را بکارند. بعضی سال‌ها، آب زود می‌آید و در حالی که هنوز برای تت آماده می‌شوند، باید شخم بزنند و بذر بکارند و تا روز سوم یا چهارم سال جدید، آنها در حال کاشت در مزارع هستند. از آنجا که به مزارع استراحت می‌دهند و همچنین روی آماده شدن برای تت تمرکز می‌کنند، روزهای مارس و آگوست طولانی‌تر به نظر می‌رسد. خوشبختانه، کشاورزان از مزارع ارتزاق می‌کنند و همیشه به آینده فکر می‌کنند. به عنوان مثال، در این فصل، علاوه بر سبزیجاتی که می‌کارند، مزارع پر از برگ‌های سیب‌زمینی شیرین، آمارانت، خرفه است... آنها فقط باید به هر مزرعه‌ای بروند و یک مشت سبزیجات مخلوط بچینند تا یک سوپ بسیار خوشمزه درست کنند. اما خوراکی ویژه این فصل که من بیشتر از همه دوست دارم، سبدهای سیب‌زمینی شیرین آب‌پز است که پدربزرگم هر بعد از ظهر بعد از مدرسه منتظر من می‌ماند.

در پایان سال، در روزهای خشک و سرد، پس از پژمرده شدن گیاهان سیب‌زمینی شیرین و بریده شدن تاک‌ها برای تهیه خوراک خوک، زمان برداشت غده‌ها فرا می‌رسید. مادرم با مهارت خاک دو طرف ردیف‌ها را شخم می‌زد تا غده‌ها نمایان شوند، سپس با دقت خاک اطراف ریشه‌ها را بیل می‌زد تا بتواند کل گیاه را که پر از غده بود، بلند کند. من عاشق دنبال کردن او در چیدن سیب‌زمینی‌ها بودم. ما آنها را به خانه می‌بردیم و در گوشه‌ای از حیاط قرار می‌دادیم. پدربزرگم با دقت آنها را دسته‌بندی می‌کرد، غده‌ها را با ریشه‌های سالم به صورت دسته‌هایی در می‌آورد و آنها را روی تیرک‌هایی روی لبه بام آشپزخانه آویزان می‌کرد.

غده‌های سالم در گوشه‌ای از آشپزخانه کنار گذاشته می‌شدند. آن‌هایی که از خاک بیرون آورده شده، خرد شده و کوچک بودند، برای تهیه خوراک خوک استفاده می‌شدند. من و برادرانم معمولاً انواع شیرین و خنک سیب‌زمینی شیرین را انتخاب می‌کردیم، پوست کنده و خام مانند جیکاما می‌خوردیم. سیب‌زمینی‌های شیرین تازه برداشت شده هنگام جوشاندن نرم و لطیف بودند. اما در هوای سرد، تنها پس از چند روز پژمرده می‌شدند و در ژانویه به سیب‌زمینی شیرین عسلی تبدیل می‌شدند که هنگام جوشاندن، معطر، نرم و به طرز خوشمزه‌ای شیرین بودند. شیرین‌ترین سیب‌زمینی‌های شیرین از نوع Hoàng Long بودند، با غده‌های کشیده شبیه دسته‌های داس یا چاقو و گوشت زرد. پس از جوشاندن، پوست قهوه‌ای با پوششی چسبناک مانند عسل بود، در حالی که داخل آن زرد طلایی پررنگ بود.

سیب‌زمینی شیرین آب‌پز با زرده آبدار برای بسیاری از افراد یک خوراکی آشنا در دوران کودکی است. عکس: THU HOA

یادم می‌آید هر روز بعد از ظهر بعد از مدرسه، وقتی با دوچرخه‌ام به خانه می‌رفتم، پدربزرگم را کنار در آشپزخانه می‌دیدم که با سبدی از سیب‌زمینی‌های آب‌پز که فقط گرم و تقریباً داغ بودند، نشسته است. گرسنه که می‌شدم، فوراً آنها را می‌خوردم و با لذت می‌خوردم. گاهی اوقات، در عجله‌ام، تکه‌ای می‌خوردم که گندیده و تلخ بود.

در آن زمان، در مقایسه با تنوع محدود شیرینی‌ها و شکلات‌های موجود در فروشگاه‌ها، سیب‌زمینی شیرین چیز خاصی نبود. مواقعی بود که سیب‌زمینی شیرین برای من و خواهر و برادرهایم خسته‌کننده می‌شد. اما سال‌ها بعد، هر چه از خانه دورتر می‌شدم و بزرگتر می‌شدم، بیشتر آنها را به یاد می‌آوردم و آنها را خوشمزه‌ترین سبدهای سیب‌زمینی شیرین می‌دانستم. آنقدر که هر وقت از کنار کارخانه آبجوسازی در حومه شهر رد می‌شدم، بوی مخمر مرا به یاد سیب‌زمینی‌های شیرین پخته شده در دیگ‌های خوراک خوک در گذشته می‌انداخت. زنان شهر من یک بار به من گفتند که در هانوی، سیب‌زمینی شیرین آب‌پز کیلویی سی هزار دونگ و سیب‌زمینی شیرین کبابی کیلویی چهل یا پنجاه هزار دونگ قیمت دارد - و حتی آنها هم از آن نوعی نبودند که مانند شهر من در زمستان پژمرده شوند - و می‌گفتند که من اغراق می‌کنم. آنها می‌گفتند سیب‌زمینی شیرین، که حتی مردم شهر من دیگر زحمت پرورش آن را نمی‌کشند، در شهر به یک غذای لذیذ تبدیل شده است.

در واقع، پیدا کردن سیب‌زمینی شیرین در حومه شهر اکنون حتی سخت‌تر از هانوی است. زندگی کشاورزان بهبود یافته است؛ شهرنشینی و مناطق صنعتی به زمین‌های کشاورزی تجاوز کرده‌اند و مردم مشاغل بسیار دیگری دارند که درآمد بهتری نسبت به تکیه بر قطعات کوچک زمین خود ارائه می‌دهند. دیگر نیازی به ذخیره سیب‌زمینی شیرین برای گذراندن فصل کم‌باران نیست. گاهی اوقات، ممکن است پست‌هایی را در رسانه‌های اجتماعی ببینید که سیب‌زمینی شیرین می‌فروشند، که اغلب بر گونه‌های قدیمی‌تر مانند لیم، تان آن یا هوانگ لانگ تأکید می‌کنند...

شاید فروشنده هم مثل من خاطراتی از روستا داشته باشد، دنبال غذاهای قدیمی می‌گردد تا به کسانی که هوس نوستالژی کودکی کرده‌اند بفروشد. آنجا، روزهای بی‌خیالیِ سختی، حیاط و باغ آشنا، چهره‌های عزیزانی که حالا فقط در خاطره‌ها مانده‌اند، و تمام طعم‌های خانه را پیدا می‌کنید - طعم‌هایی که هر چقدر هم که زمان و سختی‌های زندگی به آنها اضافه شود، هرگز نمی‌توانند از بین بروند...

    منبع: https://www.qdnd.vn/van-hoa/doi-song/nho-ro-khoai-mua-giap-hat-1031409