Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

چشم های روستا

تا به امروز، هیچ کس، هیچ تحقیقی، هرگز برای من توضیح نداده است که چرا قدیمی‌ها چاه‌های روستا را «چشم روستا» می‌نامیدند. یادم می‌آید وقتی کوچک بودم، بچه‌ها سنگ و خاک به داخل چاه می‌انداختند. پیرمردی با دیدن این صحنه فریاد زد: «شما بچه‌های شیطان، چطور جرأت می‌کنید چیزهایی را به داخل چشم روستا بیندازید؟ فوراً به خانه بروید!» بچه‌ها با شنیدن این حرف خیلی ترسیدند و دست از پرتاب کردن برداشتند. ترسیده بودند، اما چیزی نمی‌فهمیدند. بعداً از مادرم پرسیدم: «مامان، آیا آنها واقعاً چشم روستا هستند؟» اما مادرم هم چیزی نگفت.

Báo Thanh HóaBáo Thanh Hóa22/02/2026

چشم های روستا

یکی از چاه‌های روستایی در کمون هوت گیانگ صدها سال پیش ساخته شده است. عکس: فونگ لین

شاید هر روستایی در ویتنام شمالی یک چاه داشته باشد. بعضی روستاها فقط یک چاه دارند، در حالی که بعضی دیگر تا سه چاه دارند. روستای من هنوز سه چاه دارد: چاه معبد، چاه خانه اشتراکی و چاه شالیزار. چاه معبد در ابتدای روستا، روبروی معبد است. چاه خانه اشتراکی در جلوی خانه اشتراکی، در وسط روستا قرار دارد و چاه شالیزار در انتهای روستا و در محاصره مزارع برنج است. چاه شالیزار، چاه پل نیز نامیده می‌شود. به آن چاه پل می‌گویند، اما هیچ ارتباطی با هیچ پلی ندارد. پل اینجا خانه‌ای با سقف کاشی‌کاری شده بدون دیوار است، فقط شش ستون سنگی دارد. بعداً فهمیدم که «پل» اینجا در واقع پلی بوده که دنیای زمینی را به دنیای زیرین متصل می‌کرده است. هر وقت کسی در روستا می‌مرد، متوفی را به گورستان می‌بردند. در «پل»، تابوت را پایین می‌آوردند و زنان مراسمی را برای فرستادن متوفی به زندگی پس از مرگ انجام می‌دادند. آنها دور تابوت راه می‌رفتند، یک آهنگ باستانی می‌خواندند و سکه‌ها را روی زمین می‌پاشیدند. زنان روستا که فرزندان یا نوه‌هایشان بیمار، ضعیف یا ناتوان بودند، آنجا منتظر می‌ماندند و سکه‌های کوچکی جمع‌آوری می‌کردند تا برای فرزندان و نوه‌های سالم خود غذا بخرند. من در دوران کودکی‌ام در روستا صدها بار شاهد این صحنه بودم. با بزرگتر شدنم، هر بار که اعضای خانواده یا اقوام را به گورستان انتهای روستا می‌بردم، احساس می‌کردم که می‌توانم دنیای پس از مرگ دور و بی‌پایانی را ببینم که پر از لایه‌هایی از ابرهای سفید است.

چاه روستا منبع آب روستاییان بود. وقتی جوان بودم، هر بار که تت (سال نو ویتنامی) نزدیک می‌شد، مادرم چاه را تمیز می‌کرد و من و خواهر و برادرهایم آب را از چاه برای پر کردن آن حمل می‌کردیم. اکنون دیگر کسی آب چاه را برای پر کردن چاه حمل نمی‌کند. دلیلش این است که بسیاری از روستاها اکنون سیستم آب لوله‌کشی دارند. روستاهایی که آب لوله‌کشی ندارند از چاه‌های خصوصی یا چاه‌های حفر شده استفاده می‌کنند. علاوه بر این، چاه‌های روستا دیگر به تمیزی سابق نیستند؛ آنها بسیار آلوده‌تر هستند. در گذشته، هر زمان که چاهی در روستا حفر می‌شد، بزرگان برای بررسی بسیار دقیق با یک استاد فنگ شویی مشورت می‌کردند. آنها قبل از انتخاب مکانی برای حفر چاه، منبع آب و جهت باد را بررسی می‌کردند تا همیشه آب زیادی داشته باشد و به "رگ اژدها" (یک خط انرژی ژئومانتیک) برخورد نکند، که این امر رونق روستا و موفقیت تحصیلی بالای کودکان را تضمین می‌کرد.

در برخی روستاها، پس از حفر چاه، متوجه شدند که زندگی روستاییان خوب پیش نمی‌رود و اتفاقات غم‌انگیز یا بیماری‌های زیادی رخ می‌دهد، بنابراین تصمیم گرفتند چاه را پر کنند و چاه جدیدی حفر کنند. در روستای وین، در کنار روستای من، روستاییان از یک بیماری چشمی رنج می‌بردند که هر چه درمان می‌کردند، از بین نمی‌رفت. یک بار، یک استاد فنگ شویی به دیدارشان آمد. روستاییان مدام از او دلیل آن را می‌پرسیدند و او گفت: «با این وضعیت چاه روستا، چگونه می‌توان این بیماری را درمان کرد؟» بزرگان روستا با شنیدن این حرف، دست‌هایشان را به هم چسباندند و از استاد فنگ شویی درخواست کمک کردند. استاد فنگ شویی کاسه‌ای از آب چاه برداشت، آن را بررسی کرد و گفت: «شما باید برای آرام کردن خدای زمین و حل این بدبختی، مراسمی را انجام دهید.» سپس روستاییان طبق دستور استاد فنگ شویی، مراسم را آماده کردند. استاد فنگ شویی مراسم را اجرا کرد، دادخواستی نوشت، آن را سوزاند و خاکستر را به داخل چاه ریخت. او هشدار داد که زنانی که در دوران قاعدگی بودند یا مردانی که در روستا مرتکب جرم شده بودند، اجازه نداشتند برای آوردن آب به چاه بروند. یک سال بعد، روستای وین از بیماری چشمی رهایی یافت. این داستان درست است، اما دلیل آن تا به امروز ناشناخته مانده است. از آن زمان به بعد، قانون روستای وین وضع شد: زنانی که در دوران قاعدگی بودند و مردانی که مرتکب جرم شده بودند، اجازه نزدیک شدن به چاه را نداشتند.

یکی از افرادی که در معبد روستای من پرستش می‌شود، اگرچه خدای نگهبان روستا نیست، کسی است که تصمیم به حفر چاه برای روستا گرفت. روستاییان می‌گویند که او با "باز کردن رگ اژدها" سهم بزرگی برای روستا داشته است. از زمانی که آن چاه حفر شده است، روستای من، چوا، دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. یکی از این تغییرات، افزایش تعداد افرادی است که به موفقیت‌های تحصیلی بالایی دست یافته‌اند. وقتی کودک بودم، شاهد جشنواره سالانه روستا بودم که در آن روستاییان مراسمی را در کنار چاه برای پرستش خدای چاه برگزار می‌کردند. خدای چاه کشاورزی از روستا بود که چاه را ساخته بود. در گذشته، روستاییان در طول جشن‌های سال نو، یک کوزه آب چاه را به همراه شراب، میوه و کیک‌های برنجی چسبناک روی محراب خانوادگی خود قرار می‌دادند. در روز پنجم سال نو قمری، روستاییان رسمی به نام "بازرسی جاده" داشتند. گروهی از سالمندان و به دنبال آنها جوانان، در امتداد جاده‌های روستا قدم می‌زدند تا بررسی کنند که آیا خانواده‌ای به زمین‌های مشترک روستا دست درازی می‌کند یا خیر. اگر هر خانواده‌ای در زمین مشترک روستا درختی می‌کاشت یا آجری می‌ساخت، آن را تخریب می‌کردند. پس از «بازرسی جاده»، «چاه را بررسی می‌کردند.» هر چیزی که بر ساختار، منبع آب و چشم‌انداز چاه روستا تأثیر بگذارد، حذف و از آن جلوگیری می‌شود.

چشم های روستا

چاه‌های روستا مخزن پیام‌های فرهنگی کل یک منطقه روستایی هستند و روح روستا را در قلب هر فرد تثبیت می‌کنند. عکس: فوونگ لین

چاه روستا یک فضای فرهنگی روستا است. در قدیم، بسیاری از زوج‌های جوان کنار چاه قرار ملاقات می‌گذاشتند. اول از همه، این چاه فضایی با مناظر زیبا است. مردم اغلب در چاه نیلوفر آبی و نیلوفر آبی می‌کاشتند و در شب‌های صاف و مهتابی تابستان، هیچ جایی رمانتیک‌تر از چاه روستا برای قرار ملاقات وجود نداشت. اشعار زیبای زیادی در مورد چاه روستا سروده شده است. همچنین جایی بود که بسیاری از دختران با معشوقه‌های خود که به خطوط مقدم می‌رفتند، خداحافظی می‌کردند. سربازی از روستای من بود که به خطوط مقدم رفت و هرگز برنگشت. معشوقه‌اش هر بعد از ظهر به چاه می‌رفت تا منتظر بازگشت او باشد. بعدها، او پیرزنی شد و گاهی اوقات، وقتی روستاییان او را می‌دیدند که ساکت کنار چاه نشسته است، می‌گفتند که منتظر بازگشت معشوقه‌اش از جبهه است. هر کسی که از آنجا رد می‌شد، سر خود را به نشانه همدردی خم می‌کرد. مدتی، برخی از روستاییان چاه ابتدای روستای من را "چاه انتظار" می‌نامیدند. و نام "چاه انتظار" برای مدت طولانی، حتی سال‌ها پس از جنگ، به این نام تبدیل شد.

بسیاری از چاه‌های روستا پر شده‌اند. اما بسیاری از روستاها هنوز آنها را به عنوان میراث فرهنگی، به عنوان یک خاطره، حفظ می‌کنند. بنابراین، تعداد زیادی از روستاها چاه‌های قدیمی روستا را تعمیر و بازسازی کرده‌اند. روستای من، چوآ، حتی «مقررات حفاظت از چاه‌های روستا» را دارد. یکی از بندهای این مقررات به وضوح بیان می‌کند: «چاه، ملک مشترک روستای چوآ است. هیچ کس مجاز به ساخت هیچ سازه‌ای یا دخالت در ساختار و فضای اطراف چاه نیست. هرگونه تخلف ممکن است تحت پیگرد قانونی کیفری قرار گیرد.» شاید این اولین باری باشد که من از «پیگرد قانونی» برای حفاظت از چاه روستا می‌شنوم. از داستان چاه‌های روستا، به حفاظت از میراث فرهنگی یک ملت فکر می‌کنم. داستان‌های پراکنده بالا به نظر می‌رسد مربوط به هزار سال پیش باشند، اما فقط کمی بیش از نیم قرن قدمت دارند. مدت زمان نسبتاً کوتاهی است، اما خیلی چیزها تغییر کرده است. ما در شرایطی زندگی می‌کنیم که نیم قرن پیش نمی‌توانستیم تصور کنیم، و همچنین در حال از دست دادن بخش زیادی از زیبایی‌های فرهنگی هستیم که اجداد ما هزاران سال صرف ساختن آنها کرده‌اند.

نگوین کوانگ تیو

منبع: https://baothanhhoa.vn/nhung-con-mat-cua-lang-277170.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
مقبره هوشی مین و دانشجویان

مقبره هوشی مین و دانشجویان

برداشت

برداشت

وطن در قلب من

وطن در قلب من