![]() |
«ما با استعاره زندگی میکنیم» عنوان اثری مشهور از جورج لاکاف و مارک جانسون است که به این نکته اشاره میکند که بیشتر مفاهیم اصلی ما در زندگی از طریق یک یا چند استعاره ساختار یافتهاند.
نظام مفهومی متعارفی که ما برای تفکر و عمل از آن استفاده میکنیم، اساساً استعاری است. و ادبیات زادگاه استعاره است. عناوین هر داستان کوتاه در *مرگ پادشاه لال*، همگی استعارههایی هستند که خواننده را به خود فرا میخوانند، از داستان کوتاهی با همین نام در این مجموعه گرفته تا «برخاستن از آب»، «مردی که هنگام چرت زدن راه میرفت»، «جاروی گریان»، «موسیقی بتهوون روی زبالهدان»، «نود و نه اندوه در قعر اعماق» و غیره، که همگی حاوی پیامهایی هستند که خواندن عمیق و بررسی دقیق در هر اثر را برای درک آنها تشویق میکنند.
هر داستان کوتاه مانند قطعه کوچکی در تصویر کلی زندگی رنگارنگ است، جایی که هر شخصیت داستان تأملبرانگیز خود را دارد و در پس آن پیام انسانگرایانه نویسنده درباره فلسفههای زندگی، درسهایی درباره انسانیت، ایمان و پشتکار پنهان است.
![]() |
کتاب *مرگ پادشاه لال *. عکس: فام مین کوان . |
استعارهی مبادلهی زندگی درست از داستان کوتاه آغازین، «بوگینویلای معطر»، که داستان دو دوست، سانگ و دام، را روایت میکند، پدیدار میشود. سانگ، مردی موفق، تصمیم میگیرد به دیدار دام برود، که در خانهای ساده زندگی میکند و به باغ میوهاش متعهد است. ملاقات آنها احساسات بسیاری را برمیانگیزد، به خصوص وقتی سانگ پیشنهاد مبادلهی زندگی با دام را میدهد. و گیاه بوگینویلا که توسط دام به سانگ داده میشود، فقط یک هدیه نیست، بلکه به نمادی از سادگی، صلح و ارزشهای خانوادگی تبدیل میشود. وقتی دختر سانگ به گلهای بوگینویلا اشاره میکند و عطر و زیبایی آنها را ستایش میکند، سانگ متوجه میشود که ارزش واقعی زندگی در سادهترین و آشناترین چیزها نهفته است. «بوگینویلای معطر» به خواننده حس آرامش میدهد و اهمیت خانواده و چیزهای ساده در زندگی را به آنها یادآوری میکند.
در مورد هان در داستان کوتاه «مرگ پادشاه لال»، که نویسنده از آن به عنوان عنوان کل مجموعه نیز استفاده میکند، او اساساً یک تیپولوژی ادبی از یک نوع رایج از افرادی است که میتوانیم در زندگی واقعی، به ویژه در محل کار و سازمانها با آنها روبرو شویم - کسانی که از طریق دستکاری، چاپلوسی و فریب ارتقا مییابند، همیشه از نقاط ضعف دیگران برای کسب امتیاز و منفعت خود سوءاستفاده میکنند، و تنها به دنبال دستیابی به قدرت و شهرت هستند، صرف نظر از اخلاق و وجدان. با این حال، با وجود داشتن ویژگیهای منفی مانند هان، آنها همچنان به دلیل «سکوت و پذیرش موقعیتها» و «سکوت و پذیرش جوایز» تحمل میشوند و ارتقا مییابند. این امر به طور ضمنی بیعدالتی و عدم شفافیت در جامعه را آشکار میکند، جایی که افراد فریبکار میتوانند پیشرفت کنند در حالی که افراد صادق عقب میمانند. وجود و پیشرفت هان نه تنها یک شکست شخصی، بلکه یک شکست کل سیستم اجتماعی نیز هست.
و در مقابل هان، شخصیت نگ را داریم که از زاویه دید اول شخص روایت میشود، که خود استعارهای از کسانی است که صرفاً آرزوی دنبال کردن حرفه و عشق به هنر را دارند. نگ فقط یک شخصیت ساده نیست، بلکه استعارهای برای هنرمندان است، کسانی که همیشه در کار و زندگی خود به دنبال ارزش واقعی هستند.
در عین حال، نگو شاهد ظهور و سقوط هان، سقوط و ویرانی اوست و بهتر از هر کس دیگری دگرگونی و زوال اخلاقی دوستش را درک میکند. این جفت شخصیت متضاد، اگرچه چیز جدیدی نیست، اما یک تکنیک هنری است که توسط نویسنده نگوین وان هوک به عنوان ستون فقرات کل داستان کوتاه استفاده شده است. تضاد بین هان و نگو نه تنها تضاد در شخصیت است، بلکه تضاد در ارزشهای زندگی و مفاهیم اخلاقی نیز هست.
نمایشنامه «مرگ پادشاه لال»، نوشتهی نهو، و تعویض نقش با هان، بازتاب و تصویری از امیدهای نهو برای رستگاری دوست اکنون فاسدش است. این نکتهای حیاتی در این اثر است که پیچیدگی رابطهی بین این دو شخصیت را برجسته میکند.
نگو، با وجود آسیبدیدگی و ناامیدی، هنوز به پتانسیل هان برای رستگاری امیدوار است. این نمایشنامه نه تنها یک اثر هنری است، بلکه وسیلهای برای نگو است تا افکار و امیدهای خود را منتقل کند. نگوین وان هوک از طریق ساخت و توسعه شخصیتها، ماهرانه پیامهای عمیقی در مورد اخلاق، ارزشهای زندگی و زوال اجتماعی میبافد. «مرگ پادشاه لال» نه تنها داستانی در مورد ظهور و سقوط یک فرد است، بلکه بازتابی از بیعدالتیها و تناقضات زندگی نیز میباشد. این اثر سوالاتی در مورد ارزش واقعی موفقیت و اخلاق مطرح میکند، در حالی که خواستار بیداری و بهبود از هر فرد و جامعه به عنوان یک کل است.
«برخاسته از آب» تقریباً نسخهی فرعی رمان «پرندهی معنوی» اثر همین نویسنده است که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد. این داستان کوتاه که مضمون بومشناسی و رئالیسم جادویی را ادامه میدهد، داستانی احساسی دربارهی دیپ ون، دختری با بال اما ناتوان از پرواز است. زندگی او توسط مردان جوان بیرحم تهدید میشود و او باید برای بازیابی توانایی پرواز خود تلاش کند. پس از تلاشها و شکستهای فراوان، او سرانجام موفق میشود و به آزادیای که همیشه آرزویش را داشته، دست مییابد.
این داستان نه تنها درباره سفر دیپ ون برای یافتن آزادی است، بلکه نمادی از پشتکار و هرگز تسلیم نشدن نیز هست. خود دیپ ون استعاره ای است که این پیام را منتقل می کند که اگر پیوسته تلاش کنیم و در رویاهایمان ثابت قدم بمانیم، می توان بر همه مشکلات غلبه کرد.
برخلاف «برخاسته از آب»، «آوای پرنده» زوایای تاریک طبیعت انسان را بررسی میکند و خواننده را به دنیایی از خیانت و از دست دادن اعتماد میکشاند. آقای وی، رئیس گروه اقیانوس، توسط همان کسی که بیشترین اعتماد را به او داشت - پیرمردی به نام «ت» - فریب میخورد. این عمل خیانت نه تنها خسارت مالی قابل توجهی به بار میآورد، بلکه آقای وی را از نظر روحی نیز ویران میکند، زیرا آنها از همان آغاز فروتنانهشان با هم صمیمی بودند.
نویسنده استعاره را از طریق تصویر طوطی دستکاری میکند ("آنها در ستایش بیپایان با یکدیگر رقابت میکنند، تا جایی که منقارهای زیبا و خمیدهشان ساییده میشود") که نماد "شرکا، آشنایان، دوستان، که همه آقای وی را با چاپلوسی، چاپلوسی و کلمات پوچ غرق میکنند" در اطراف اوست. در نهایت، آقای وی متوجه میشود که این طوطیها، یا هیاهوی چاپلوسی و بیدستوپا بودن، او را از جوهره اصیل و ناب زندگی - از زیبایی، آرامش و آواز آرام و صمیمانه پرندگان - منحرف و گمراه کردهاند.
اگرچه درونمایهی «مرگ پادشاه لال» جدید نیست، نگوین ون هوک سبک نوشتاری ساده و احساسی خود را حفظ کرده و با استفاده از زبانی ساده اما با دقت انتخاب شده، هر داستان را به طور طبیعی و صمیمی روایت میکند.
این امر باعث میشود خوانندگان راحتتر با شخصیتها و موقعیتهای هر داستان همذاتپنداری کنند. توصیفات واقعگرایانه و زنده از زندگی، افراد و روابط انسانی نیز به جذابیت این مجموعه میافزاید و آن را با زندگی واقعی مرتبط میکند و در عین حال ما را به تأمل در هر صفحه وامیدارد.
منبع: https://znews.vn/nhung-khat-vong-an-du-trong-cai-chet-cua-vua-cam-post1570080.html









نظر (0)