Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

بادهای تغییر فصل‌ها

من روی کوه توی لوی ایستادم تا باد دریا را که به طور کامل می‌وزید، در صبحی که لی سان "مسدود" بود، تجربه کنم - اصطلاحی که مردم محلی برای روزهایی که دریا مواج است و قایق‌ها نمی‌توانند به سرزمین اصلی سفر کنند، به کار می‌برند.

Báo Quảng NamBáo Quảng Nam11/05/2025

494217275_3472890146177356_2341233808670005919_n.jpg
جزیره لی سون در تابستان. عکس: XH

در آن صبح‌ها، تمام جزیره ساکت بود، به جز باد زوزه‌کش که داستان‌هایی از اقیانوس وسیع آن سوی آن و بادبان‌هایی که خلاف جهت باد حرکت می‌کردند، تعریف می‌کرد. در آن عصر ابری، غروب خورشید به رنگ قرمز درخشانی می‌درخشید و بادبادکی، پر از باد، توسط کودکی در جزیره با گام‌های شتابان به آسمان بلند شد و صدای خنده‌های شادشان طنین‌انداز شد.

من در گوشه حیاط مجتمع آپارتمانی در شهر هوشی مین ایستاده بودم و به آسمانی که با پرچم‌هایی که در نسیم آوریل در اهتزاز بودند، قرمز شده بود، نگاه می‌کردم.

من به رژه پیوستم و به صدای بادی که از اسکله باخ دانگ می‌وزید و داستان تاریخ را روایت می‌کرد، گوش دادم. عطر نسیم شهر در اوایل یک روز تابستان برای رفع گرما کافی نبود، اما به اندازه کافی بود تا قلب مردم را از هیجان و غرور برای یک سفر باشکوه ۵۰ ساله پر کند.

یک صبح ماه مه با دوستانم در کافی‌شاپ تام کی نشسته بودم و به صدای باد که از میان آخرین شکوفه‌های زرد باقی‌مانده‌ی درخت گز در پیاده‌رو می‌پیچید گوش می‌دادم، به اضطراب‌های بی‌شماری گوش می‌دادم. درباره‌ی آینده، درباره‌ی راه پیش رو، درباره‌ی نام‌هایی که به زودی فقط در خاطره‌ها باقی می‌مانند. طعم قهوه ناگهان تلخ‌تر از همیشه شد، زیرا با نگرانی و پشیمانی آمیخته شده بود.

تغییر گاهی اوقات می‌تواند آنقدر سریع اتفاق بیفتد که ما را غافلگیر کند. مانند آفتاب سوزان ظهر که ناگهان جای خود را به نسیمی می‌دهد که بوی رطوبت را با خود می‌آورد و به دنبال آن اولین باران تابستانی می‌بارد.

مردم به روش‌های منحصر به فرد خودشان عجله داشتند: برخی به سادگی برف‌پاک‌کن‌های ماشینشان را روشن کردند، برخی دیگر موتورسیکلت‌هایشان را متوقف کردند تا بارانی بپوشند، برخی چترهایشان را باز کردند، برخی به سرعت زیر سایه‌بان پناه گرفتند تا منتظر بمانند باران تمام شود و برخی با آرامش در گوشه‌ای از بالکن با سایبان سبز نشستند و جمعیت شتاب‌زده را تماشا کردند...

هر تغییری - مانند باران - همیشه گردبادی از شگفتی‌ها و حیرت‌هاست. وقتی باد برگی را می‌چرخاند، نشانه‌ی شروعی دوباره است. درست مثل وقتی که صدای باد را می‌شنوم که رعد و برق می‌آورد، می‌دانم که بهار دارد به تابستان تبدیل می‌شود و بیرون می‌روم تا ماهی‌ها را در شالیزارها تماشا کنم که رسیدن آب را جشن می‌گیرند.

درست مثل هوو تین، که وقتی بوی گواوا را در نسیم خنک استشمام می‌کند، می‌داند پاییز از راه رسیده است، درست همانطور که مردم هانوی وقتی صدای باد خشک و سرد را که از میان درختان می‌شنوند، می‌دانند که باید لباس‌های زمستانی سال گذشته خود را بپوشند.

من آنها را بادهای تغییر می‌نامم. آنها با خود تغییرات زیادی می‌آورند، اما هدایای زیادی هم به همراه دارند. مانند آسمان صاف پس از باران تابستانی، مانند عطر معطر برنج برشته در نسیم آگوست، یا گرمای دلچسب یک روز زمستانی.

زندگی نیز بادهای خاص خود را دارد؛ در الگوهای چرخشی منحصر به فرد خود حرکت می‌کند و دائماً در حال تغییر است، اما در درون این جریان‌های چرخشی، هدایای غیرمنتظره‌ای پنهان شده‌اند که منتظرند تا درک شوند و از آنها لذت برده شود.

یک روز عصر پابرهنه در مزارع قدم می‌زدم، سرم را به عقب خم می‌کردم تا باد موهای ژولیده‌ام را تکان دهد، عطر معطر شکوفه‌های نیلوفر آبی را استنشاق می‌کردم و دستم را دراز می‌کردم تا اولین نیلوفر صورتی فصل را بچینم - هدیه‌ای از تابستان، از باد و از چرخه‌ی همواره در حال تغییر زندگی...

منبع: https://baoquangnam.vn/nhung-ngon-gio-chuyen-mua-3154514.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
ساحل دا نانگ

ساحل دا نانگ

زیباترین جاده ویتنام

زیباترین جاده ویتنام

ترانگ آن ۲۰۲۴

ترانگ آن ۲۰۲۴