
زادگاه من یک منطقه روستایی واقعی است. زندگی مردم عمدتاً به چند شالیزار برنج بستگی دارد که در آنها برنج و سایر محصولات کشاورزی میکارند. به یاد دارم که تقریباً در همین زمان، حدود ماه اوت یا سپتامبر در تقویم قمری، فصل بارندگی آغاز میشود. در هر فصل بارندگی، ما میتوانیم ماهی آب شیرین خوشمزهای را که با خورش درست شده است، بخوریم.
ماهیها از بالادست رودخانه سرازیر میشدند و از باتلاقها به سمت بالادست شنا میکردند. پدرم میگفت اگر به اندازه کافی کوشا باشی و هر روز چند ساعت را صرف انداختن تور، نصب تله یا ماهیگیری کنی، میتوانی مقدار زیادی ماهی آب شیرین چاق و چله صید کنی. انواع زیادی از ماهیهای آب شیرین مانند کپور، کپور علفخوار و کپور نقرهای وجود داشت، اما شاید فراوانترین آنها کپور کاراس و سوف بودند.
وقتی پدر ماهی را به خانه آورد، مادر آن را تمیز کرد، ماهیهای بزرگتر را تکهتکه کرد و ماهیهای کوچکتر را سالم گذاشت. برای از بین بردن بوی ماهی، علاوه بر اضافه کردن چند فلفل چیلی، یک تکه گالانگال نیز اضافه کرد. و ماهی پخته شده مادر بدون برگهای زردچوبه ریز خرد شده و برشهای میوه ستارهای ترش هرگز کامل نمیشد. او ماهی را در یک قابلمه سفالی روی اجاق هیزمی میپخت.
غذا سرو شد، یک بشقاب ماهی آب شیرین با برگهای زردچوبه و برشهایی از میوه ستارهای ترش و زرد طلایی - حتی قبل از اینکه گازش بزنید هم خوشمزه به نظر میرسید. وقتی کاسه را به دهان بردید و ماهی را با برنج داغ سر کشیدید، کلمات نمیتوانند توصیف کنند که چقدر خوشمزه بود.
ماهی آب شیرین گوشت سفت و معطری دارد که ادویهها و ترشی میوه ستارهای را جذب میکند و طعمی فوقالعاده غنی ایجاد میکند. هر وقت من و خواهرانم ماهی آب شیرین را آبپز میکردیم، معدههایمان همیشه پر بود. به همین دلیل است که هر بار مادرم ماهی را آبپز میکرد، به خواهر بزرگترم میگفت که برنج اضافی بپزد تا تمام خانواده برنج بیشتری نخواهند.
زمان به سرعت میگذرد و تقریباً بیست سال گذشته است. خانوادهام دیگر مثل قبل فقیر نیستند و پدرم دیگر مجبور نیست برای ماهیگیری در باران و باد مقاومت کند. من بزرگ شدهام، فرصت سفر داشتهام و از غذاهای خوشمزه زیادی لذت بردهام، اما هرگز آن ماهی پخته شده در یک روز بارانی را فراموش نمیکنم.
زندگی واقعاً شاد و مفرح است وقتی هنوز جایی برای بازگشت به آن دارید، جایی که میتوانید از غذاهای آشنا لذت ببرید و با عزیزانتان دور هم جمع شوید. وقتی با پدر و مادرم سر میز شام نشستهام و از ماهی کبابی لذت میبرم، قلبم سرشار از احساسات میشود...
منبع: https://baoquangnam.vn/noi-ca-kho-ngay-mua-3141551.html






نظر (0)