تصویرسازی: LE DUY
پدرم جانباز جنگ علیه فرانسویها بود و بعد از سال ۱۹۵۴ با مادرم ازدواج کرد. در سال ۱۹۵۹، وقتی ۲۹ ساله بود، خانه کوچکی در زمین پدربزرگ و مادربزرگ مادریام ساخت. پس از بازسازیهای فراوان، خانه تکمیل شد که شامل یک سازه بالایی و پایینی بود.
قسمت بالای خانه سقفی سفالی و دیوارهای آجری داشت. قسمت پایین سقفی کاهگلی و دیوارهای گلی داشت؛ خیلی بعدتر، قبل از اینکه به ارتش بپیوندم، قسمت پایین هم سفالی شده بود. قسمت بالا سه اتاق داشت؛ بیرونیترین اتاق برای پرستش اجداد و درگذشتگان استفاده میشد و کنار پنجره، سکویی چوبی برای خوابیدن پسر قرار داشت.
اتاق مرکزی با نقاشیهای دونگ هو، دوبیتیها و مجموعهای از میز و صندلیها برای نوشیدن چای سبز، جویدن فوفل و پذیرایی از مهمانان تزئین شده است. اتاق داخلی بزرگتر است و به دو بخش تقسیم میشود: بخش پشتی به عنوان اتاق خواب مادر و دختر عمل میکند، در حالی که بخش جلویی میز ناهارخوری را در خود جای داده است. قسمت بالایی خانه دارای یک اتاق زیر شیروانی (یا اتاق زیر شیروانی) با تیرکی ساخته شده از ساقههای کامل بامبو است که بر روی تیرهای چوبی قرار دارد و بالای تیر، یک صفحه بامبو برای محصور کردن یک سطل ذخیره برنج وجود دارد. در جلوی خانه یک ایوان عریض، حدود یک متر عرض، با یک پرده نازک در بیرون برای ایجاد سایه در برابر آفتاب و باران وجود دارد. در ایوان دو نیمکت بامبو و یک تخت آویز کنفی برای خوابیدن در تابستان وجود دارد.
قسمت پایین خانه (آشپزخانه) به بخشهایی تقسیم شده است. آشپزخانه در نیمه پشتی خانه قرار دارد و شامل یک نمکدان، بطریهای سس ماهی، چربی خوک، شیشههای سبزیجات ترشی، شیشههای آب و غیره است. اجاق (اجاق گاز) شامل یک اجاق بلند برای سوزاندن کاه و پخت همزمان چندین دیگ است: برنج، سبزیجات آبپز، ماهی آبپز. دیگ برنج معمولاً ابتدا روی اجاق قرار میگیرد. وقتی آب جوش آمد و برنج خشک شد، از اجاق برداشته میشود، روی خاکستر ریخته میشود و برای اطمینان از پخت یکنواخت، چرخانده میشود.
هنگام پخت برنج، یک کتری در نزدیکی آن قرار داده میشود تا آب گرم بماند، سپس آب به سرعت میجوشد و در مصرف هیزم صرفهجویی میشود. همچنین اجاقهای سهپایهای وجود دارند که برای پختوپز ساده یا گرم کردن غذا استفاده میشوند. اجاقهای بزرگی وجود دارند که توسط سه سنگ (یا آجر) پشتیبانی میشوند تا قابلمهها و ماهیتابههای بزرگ، مانند پختن فرنی گوشت خوک، سیبزمینی یا خورش ذرت، که عمدتاً از کندههای بزرگ هیزم و پوسته برنج استفاده میکنند، پخته شوند. مواد پختوپز شامل هیزم، کاه، برگ و حتی پوسته برنج یا خاک اره است.
در آن زمان، در بسیاری از خانهها، گاهی سه یا چهار نسل با هم زندگی میکردند و بیشتر خانوادهها پرجمعیت بودند. برخی از خانوادهها تا بیست نفر جمعیت داشتند و تعداد بسیار کمی فقط یک یا دو فرزند داشتند. اقتصاد به طور کلی دشوار بود، بنابراین تأمین غذای کافی برای یک خانواده بزرگ، مسئلهای حیاتی بود.
به هر خانوار درصد کمی از زمین اختصاص داده شد، در حالی که بقیه زمینهای تعاونی برای تولید اشتراکی بود و اعضا بر اساس امتیاز کاری خود برنج دریافت میکردند. اکثر آنها برنج نداشتند و مجبور بودند رژیم غذایی خود را با سیبزمینی، ذرت و سبزیجات تکمیل کنند. به خصوص در فصل کمباری، بسیاری از خانوادهها فقط یک وعده غذایی با کربوهیدرات برای تأمین نیازهای خود داشتند و برای وعدههای غذایی دیگر مجبور بودند سبزیجات مختلفی برای رفع گرسنگی خود پیدا کنند.
پدرم جانباز جنگ است و ماهانه مبلغی دریافت میکند. او در کار بسیار ماهر است و مادرم بسیار توانمند است، بنابراین خانوادهام به اندازه کافی غذا برای سه وعده غذایی در روز دارند. صبحها، خانواده من معمولاً برنج مانده را با سبزیجات ترشی یا خیارشور میخورند. در مواقع کمبود، سیبزمینی آبپز، پوره سیبزمینی، ذرت خورشتی و غیره میخوریم.
صبحانه یک امر عادی بود؛ همه از خواب بیدار میشدند، غذا میخوردند و به تنهایی به محل کار یا مدرسه میرفتند و به ندرت غذایشان را با هم تقسیم میکردند. ناهار همیشه به صورت گروهی صرف نمیشد؛ کسانی که در مناطق دور کار میکردند، ناهار خود را میآوردند، در حالی که کودکانی که در مناطق دور به مدرسه میرفتند، ابتدا غذا میخوردند و غذای خود را برای زمانی که دیر به خانه برمیگشتند، نگه میداشتند. ناهار خانواده معمولاً در فضای باز طبقه پایین، کنار درب جانبی که به طبقه بالا متصل میشد، صرف میشد.
اما برای شام، معمولاً تمام خانواده حضور دارند، حتی اگر فقط یک قابلمه ساده پوره سیبزمینی یا فرنی برنج ساده باشد، باز هم روی میز سرو میشود و منتظر میمانند تا همه قبل از غذا خوردن با هم، آنجا باشند.
در تابستان، شام در فضای باز و در حیاط خنک و نسیمخیز، به خصوص در شبهای مهتابی، سرو میشود. کشاورزان باید از این زمان برای جلوگیری از آفتاب و کاهش خستگی در حین کار خود استفاده کنند. بنابراین، شام معمولاً بین ساعت ۶:۰۰ تا ۶:۳۰ بعد از ظهر با حضور همه اعضای خانواده صرف میشود. بنابراین، شام مهمترین وعده غذایی خانوادگی در روز برای کشاورزان است.
در خانوادههای روستایی، وعدههای غذایی در خانه مهمترین پیوند است و پیوند عاطفی بین اعضای خانواده را محکم میکند. بنابراین، حتی وقتی فرزندان بزرگ میشوند، ازدواج میکنند یا خانه را برای کار در جای دیگری ترک میکنند، قلبهایشان همیشه برای خانه قدیمیشان، جایی که روحشان را پرورش داده و پیوندهای عشق خانوادگی را تقویت کرده است، دلتنگ است. مهم نیست کجا بروند، بازگشت به خانه خودشان زمانی است که بیشترین احساس راحتی و امنیت را دارند.
با گذشت زمان و پیشرفت طبیعی زندگی، فرزندان خانوادهها بزرگ میشوند و به دلایل مختلف خانههای قدیمی خود را ترک میکنند. وعدههای غذایی خانوادگی به طور فزایندهای خالی میشوند. پدربزرگها و مادربزرگها و والدین به اجداد خود بازمیگردند. ما هم فرقی نداریم. اگرچه من و خواهر و برادرهایم خانه قدیمی خود را بازسازی و نوسازی کردهایم تا به عنوان مکانی برای عبادت اجدادی و محل تجمع برای عید تت (سال نو قمری) و سالگردها باشد، اما بازگشت به آن ناگزیر لحظات غمانگیزی را به همراه دارد.
نگوین با توییت
منبع: https://baoquangtri.vn/noi-neo-giu-mai-am-gia-dinh-195718.htm






نظر (0)