Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

هنرمند مردمی، مین هانگ، آرزو دارد پس از مرگش با کریستال‌های کوارتز دفن شود.

VTC NewsVTC News02/10/2023


- این روزها یک روز معمولی برای شما چگونه است؟

من سه جا دارم که باید مدام بروم و برگردم. بنابراین، سه روز را در خانه خودم، سه روز را در خانه مادرم و سه روز را در خانه باغ می‌گذرانم.

من با وسایل نقلیه عمومی سفر می‌کنم. قبلاً راننده شخصی داشتم، اما فکر کردم نگهداری ماشین و پرداخت حقوق راننده خیلی گران است، بنابراین آن را فروختم. از زمان فروش ماشین، به طور متوسط ​​​​ماهیانه بیش از ۲۵ میلیون دونگ ویتنامی پس‌انداز کرده‌ام.

خانه باغ من ۵ سگ و ۴ گربه دارد. من اخیراً شروع به پرورش اردک کرده‌ام، اما متأسفانه، گربه‌ماهی‌های داخل برکه همه آنها را خوردند و اکنون فقط ۲ تا از آنها باقی مانده است.

هنرمند مردمی، مین هانگ.

هنرمند مردمی، مین هانگ.

من همچنین واقعاً از پرورش گربه‌ماهی لذت می‌برم. دسته ماهی‌های من خیلی بزرگ هستند، هر کدام به اندازه ران من. هر بار که به آنها غذا می‌دهم، مثل داستان تام کام، فریاد می‌زنم «بونگ بونگ بنگ بنگ» و همه آنها با منقارهای بیرون زده بیرون می‌آیند، خیلی بامزه هستند! برای مراقبت از ماهی‌ها، باید هر ماه بیش از ۱ میلیون دونگ خرج کنم، از خانه‌دارم می‌خواهم برایشان غذای ماهی بخرد و ریه‌های خوک را تکه تکه کند تا بخورند.

اخیراً، بونگ، سگ خانگی محبوب من، توموری داشت و مجبور شد در بیمارستان بستری شود و نزدیک به 20 میلیون دونگ ویتنامی هزینه داشت و هنوز حالش خوب نیست. بونگ پیر است، اما من هنوز او را درمان کردم زیرا شوهرم قبل از فوتش به من گفته بود که به همه حیوانات خانگی احترام بگذارم. به همین ترتیب، وقتی گربه ما هنگام پریدن پایش شکست، مجبور شدم او را برای پانسمان و درمان به بیمارستان ببرم که بیش از 10 میلیون دونگ ویتنامی هزینه داشت.

- بعد از مرگ همسرتان، تعادل روحی خود را بازیافته‌اید؟

الان خیلی احساس آرامش می‌کنم و افکارم با قبل فرق دارد. بعد از فوت همسرم بودیسم را درک کردم، بنابراین به سادگی فکر می‌کنم: اگرچه ما در این زندگی با هم آشنا شدیم، اما ممکن است در زندگی بعدی همدیگر را نبینیم. بسته به بخت و اقبال و کارمای هر فرد، هر کسی در نهایت به قلمرو دیگری می‌رود و ممکن است دیگر هرگز همدیگر را نبیند. می‌خواستم دوباره او را ببینم، بنابراین قول دادم که در زندگی پس از مرگ او را ببینم، اما در واقعیت، چگونه می‌توانیم دوباره همدیگر را ببینیم؟

هنرمند مردمی، مین هانگ، آرزو دارد پس از مرگش با یک کریستال کوارتز به خاک سپرده شود - 2

بنابراین تصمیم گرفتم تا وقتی زنده‌ایم، با هم خوب رفتار کنیم و اشکالی ندارد اگر بعد از مرگمان دیگر هرگز همدیگر را نبینیم. این را بعد از فوت همسرم متوجه شدم.

شوهرم قبل از فوتش به من وصیت کرد: «مین هانگ، این مبلغ را به تو می‌دهم تا برای وقتی که دیگر اینجا نیستم پس‌انداز کنی. سهم من به طور مساوی بین بچه‌ها تقسیم شده است. می‌توانی هر کاری که می‌خواهی با آن بکنی، اما لطفاً آن را نگه دار چون فقط همین برایم مانده است.»

بنابراین حالا، پول درآوردن برایم اولویت ندارد؛ فقط به اندازه‌ای پول لازم دارم که بتوانم راحت زندگی کنم، از وقت گذراندن با دوستانم لذت ببرم و به دیگران کمک کنم... حتی اگر از کسی خوشم نیاید، بدون اینکه لازم باشد خودم را توضیح دهم، آن را نادیده می‌گیرم.

- آیا قصد داری با مرد دیگری زندگی کنی تا در دوران پیری همراهت باشد؟

من مطلقاً قصد ندارم با کس دیگری «ادامه بدهم». در ۶۰ سالگی، چه مرد ببینم چه زن، احساساتم کاملاً بی‌تأثیر باقی می‌مانند.

من شوهرم را خیلی دوست داشتم و مهم نبود کجا بروم، همیشه عکسش را با خودم می‌بردم. یک بار، با عجله، فراموش کردم عکسش را بیاورم و دچار حمله‌ی استفراغ وحشتناکی شدم، طوری که نمی‌توانستم غذا بخورم یا بنوشم. بعد از آن، دعا کردم: «شوهر عزیزم، عکست را در خانه جا گذاشتم. لطفاً به من سلامتی عطا کن تا بتوانم به خانه برگردم. سفر ۷۰۰ کیلومتر است و من وحشت دارم. در غیر این صورت، باید یک یا دو هفته اینجا بمانم تا بتوانم به خانه برگردم.» سپس حالم بهتر شد و سفر به خانه بسیار روان بود.

من به طور فعال دنبال مرد دیگری نیستم و فرزند بیولوژیکی هم ندارم، اما هر جا که می‌روم، همه مرا «مادر» صدا می‌زنند. فرزندانم با دقت از من مراقبت می‌کنند.

مین هانگ با وجود اینکه بالای ۶۰ سال سن دارد، جوان به نظر می‌رسد.

مین هانگ با وجود اینکه بالای ۶۰ سال سن دارد، جوان به نظر می‌رسد.

برای مثال، من وقتی برای کشیدن دندان‌هایم به مطب رفتم، با پسرم آشنا شدم. در ابتدا، او ۳۲۷ میلیون دونگ ویتنامی قیمت گذاشت و من نزدیک بود چانه بزنم، اما پسرم پیشنهاد داد که هزینه مواد را که ۹۰ میلیون دونگ ویتنامی بود، بپردازد. بعد از آن، ما شش ماه همدیگر را ندیدیم، اما پسرم گهگاه برای بررسی وضعیت مراقبت‌های دندانی من تماس می‌گرفت. دفعه بعد که او را دیدم، دیدم که او هنوز مثل قبل صادق است، بنابراین تصمیم گرفتم او را به بیرون دعوت کنم. ناگهان، ما به اندازه مادر و دختر به هم نزدیک شدیم.

خوشبختانه، زندگی ما را در هیچ شرایط ناگوار دیگری به هم نرساند؛ در عوض، ما این فرصت را داشتیم که پول زیادی خرج کنیم، به همین دلیل من فرزند دیگری داشتم. پسرم گفت که تا آخر عمر از من مراقبت خواهد کرد و ما با هم سفر خواهیم کرد و از زندگی لذت خواهیم برد.

- تنها زندگی می‌کنی، آیا از روزی که از دنیا بروی می‌ترسی؟

هر وقت به خانه باغ بزرگمان برمی‌گشتم، خیلی‌ها می‌پرسیدند که آیا از ارواح می‌ترسم. فکر می‌کردم شاید ارواح از من می‌ترسند. مادرم خیلی نگران من بود. او به من توصیه کرد که به شهر نقل مکان کنم، چون می‌ترسید دخترش که شب‌ها تنها پرسه می‌زند، در خطر باشد.

به مادرم گفتم: هر کسی که به این دنیا می‌آید، هدف خودش، پول خودش و نقش خودش را دارد. اگر اتفاق ناگواری بیفتد، یعنی زمان من در این دنیا تمام شده است. قبر من آماده است، همه چیز مرتب شده، بنابراین احساس عادی دارم. اگر مجبور به رفتن شوم، خواست خداست. پس لطفاً مطمئن باشید، نگران آنچه ممکن است برای من اتفاق بیفتد نباشید.

من «ترکیب» لازم را برای مسیر پیش رو آماده کرده‌ام و امیدوارم فعلاً بتوانم با دوستانم در آرامش و شادی باشم و زندگی‌ای بدون کینه، خشم، انتظار یا سرزنش داشته باشم.

قبل از روشن‌بینی، از نداشتن فرزند بسیار ناراحت بودم. اما اکنون می‌فهمم که وقتی به این دنیا آمدم، هیچ بدهی به کسی نداشتم. اگر برخی از فرزندان از طریق ارتباط کارمایی برای بازپرداخت بدهی‌ها به من مراجعه می‌کنند، برخی نیز خواهند بود که صرفاً برای وصول بدهی‌ها می‌آیند.

کاش می‌توانستم چند ده کیلوگرم کریستال کوارتز بخرم تا وقتی از دنیا رفتم، بتوانم آنها را در اطرافم داشته باشم.

چرا دوست دارید از سنگ‌های قیمتی و جواهرات استفاده کنید؟

کوارتز سنگ گرانبهایی است، البته خیلی گران نیست، اما شاید چند صد سال دیگر، قبر من هم برای یک پروژه دیگر صاف شود. آن وقت، وقتی قبرم را «حفاری» می کنند، از انبوه سنگ ها شگفت زده می شوند و فکر می کنند حتماً آدم معروفی بوده ام که با این همه چیزهای ارزشمند دفن شده ام (می خندد). هنرمندان این طور هستند؛ حتی در مرگ هم، باز هم می خواهند مشهور باشند.

چهل سال پیش، با یک فالگیر مشورت کردم که پیش‌بینی کرد وقتی بمیرم، روی تپه‌ای بسیار بلند دفن خواهم شد. در آن زمان، خانواده‌ام پول زیادی نداشتند، بنابراین من شک داشتم. اما حالا، پول زیادی، باغ، زمین و حتی یک قطعه زمین برای دفن در بلندترین تپه دارم.

من همچنین قطعه زمینی در معبد رزرو کردم و یک دوره خدمات مراقبت از قبر ۵۰ ساله برای خودم و همسرم رزرو کردم. فرزندان شوهرم همگی در خارج از کشور زندگی می‌کنند و نمی‌توانند مرتباً به قبرها رسیدگی کنند.

هنرمند مردمی، مین هانگ، متولد ۱۹۶۱، به خاطر نقش‌هایش در بخش «تائو کوان» (خدایان آشپزخانه) از برنامه «ملاقات در پایان سال» چهره‌ای آشنا برای مخاطبان ویتنامی است. او همچنین در فیلم «فرزند من» (به کارگردانی هنرمند مردمی، خای هانگ) - اولین فیلم بلندی که در جشنواره ملی فیلم در سال ۱۹۸۳ جایزه گرفت - شرکت کرد.

این بازیگر همچنین با ایفای نقش‌های متعدد در سریال‌های تلویزیونی دیگر مانند: مردم هانوی ، بازگشت در میان عشق، حسادت، کارمندان نمونه و... خود را مطرح کرده است.

هنرمند مردمی، مین هنگ، به همراه هنرمندان مردمی، له خان، لان هنگ و چی ترونگ، عضو اولین دوره فارغ‌التحصیلی تئاتر جوانان است.

(منبع: ویتنام نت)



منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
با آرامش قدم بزنید

با آرامش قدم بزنید

شادی در ارتفاعات

شادی در ارتفاعات

جشنواره سرزمین موئونگ

جشنواره سرزمین موئونگ