Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

رادیو قدیمی

Việt NamViệt Nam09/12/2023

از آخرین باری که به رادیو گوش دادم، مدت زیادی می‌گذرد، هرچند هنوز چند رادیوی قدیمی در خانه دارم که یادآور خاطرات نوستالژیکم هستند. اما اخیراً، وقتی در پایتخت بودم، راننده تاکسی ناگهان رادیو را روشن کرد؛ شاید فقط برای اینکه با من همراه باشد و حوصله‌ام سر برود این کار را کرد.

رادیو قدیمی

رادیوی قدیمی که سال‌هاست در خانه من است - عکس: HCD

در آن زمان، ایستگاه رادیویی یک برنامه فرهنگی پخش می‌کرد که شامل آهنگ‌هایی درباره پاییز هانوی همراه با روایتی احساسی بود. صدای گوینده گرم و عمیق بود، تلفظ آنها هنگام اشاره به برگ‌های زرد در حال ریزش روی پیاده‌رو، آهسته و سنجیده بود. از پنجره ماشین به بیرون نگاه می‌کردم، صحنه بیرون دقیقاً یکسان بود، گویی بین منظره و صداها هماهنگی وجود داشت. از راننده خواستم خیلی آهسته، از میان خیابان‌های پردرخت عبور کند تا برنامه تمام شود، سپس ماشین ایستاد و من یک کافه کنار خیابان را برای نشستن و تحسین پاییز انتخاب کردم.

صداهای ملایم قطار حس خاصی را در من بیدار می‌کرد. انگار به من کمک می‌کرد سرعتم را کم کنم، مکث کنم و طعم زندگی را به طور کامل درک کنم. همچنین خاطرات دلگرم‌کننده‌ی زیادی از روزهای قدیم را برایم زنده کرد، زمانی که رادیو مثل یک دوست صمیمی برای من بود.

در دوران دبیرستان، خانه‌ام ده کیلومتر از مدرسه فاصله داشت. هر روز صبح مجبور بودم زود بیدار شوم و با دوچرخه از روستا به شهر بروم که یک ساعت طول می‌کشید و سپس ظهر با دوچرخه به خانه برمی‌گشتم. سفر طولانی بود، بدون هیچ دوستی، فقط من و دوچرخه‌ام. بعد یک رادیوی کوچک و جیبی خریدم که باتری بزرگی داشت اما مدت زیادی دوام می‌آورد. رادیو یک اهرم تنظیم داشت؛ باید چرخ را می‌چرخاندید تا فرکانس مناسب برای شنیدن هر چیزی را پیدا کنید. گاهی اوقات، هنگام گوش دادن، به دلیل تداخل سیگنال، صدای خش‌خش می‌آمد.

رادیو را داخل سبد دوچرخه‌ام می‌گذاشتم و هنگام رکاب زدن گوش می‌دادم. آن زمان، جاده‌ها مثل الان پر از کامیون‌های بزرگ نبود؛ بیشتر موتورسیکلت و دوچرخه بود و فقط گاهی اوقات کامیون‌هایی مواد حمل می‌کردند، بنابراین رفت و آمد بسیار امن بود. دوچرخه‌سواری می‌کردم و به برنامه‌های رادیویی، از اخبار گرفته تا... تبلیغات، گوش می‌دادم. این کار به کاهش خستگی پاهایم کمک می‌کرد و حتی از دوچرخه‌سواری به این شکل تا مدرسه لذت می‌بردم.

عصرها، بعد از تمام کردن تکالیفم، رادیو را روشن می‌کردم تا به برنامه‌های سرگرمی گوش دهم یا داستان‌های قبل از خواب بخوانم. هنوز صدای گرم و رسای گوینده را وقتی داستان‌های کوتاه یا رمان‌های بلند می‌خواند، به یاد دارم. به لطف گوش دادن به رادیو، دانش اجتماعی و داستان‌های ادبی بیشتری کسب کردم و تا زمان امتحان فارغ‌التحصیلی‌ام در آن سال، من که فقط روی دروس علمی تمرکز کرده بودم، توانستم چندین صفحه مقاله ادبی بنویسم. از آن روزهای دوچرخه‌سواری تا مدرسه با آن رادیو سپاسگزارم. بدون آن، مطمئناً خیلی نادان‌تر می‌بودم.

در شب‌های بارانی، صدای رادیو با پخش اخبار و داستان‌هایی از این طرف و آن طرف، خانه قدیمی را کمتر دلگیر می‌کرد. آن زمان هنوز اینترنت و گوشی‌های هوشمند مثل امروز وجود نداشتند، بنابراین رادیو، همانطور که در یکی از تبلیغاتش گفته شده بود، «تمام دنیا را به خانه شما می‌آورد».

عملاً، در طول طوفان‌ها و سیل‌ها، مردم مجبور بودند برای جلوگیری از خطر، برق را قطع کنند. در آن زمان، اطلاعات کاملاً به رادیوهای باتری‌دار وابسته بود و مدام به هشدارهای طوفان گوش می‌دادند. سپس، در آن روزها که در سیلاب زندگی می‌کردند، همه در خانه می‌ماندند و رادیوی کوچک صدای مردم و کمی سرگرمی را برای خانه فراهم می‌کرد.

رادیو فقط یک کانال داشت، فقط می‌توانستید به یک ایستگاه گوش دهید، هیچ انتخاب دیگری نداشت. نمی‌توانست مانند تماشای تلویزیون کانال‌ها را عوض کند، یا بعداً، با اینترنت، می‌توانستید به دلخواه به وب‌سایت‌ها دسترسی پیدا کنید، یا امروزه، گوشی‌های هوشمند به شما این امکان را می‌دهند که آزادانه اخبار را مرور کنید. گاهی اوقات، دنبال کردن اخبار فوری و رویدادهای محبوب می‌تواند منجر به یک سبک زندگی عجولانه شود، حتی باعث عدم تمرکز روی کار شود. گوش دادن به رادیو امروز ممکن است منسوخ به نظر برسد، اما در واقع راهی برای پرورش صبر است.

امروز، رادیوی قدیمی‌ام را از مجموعه یادگاری‌هایم بیرون آوردم، تمیزش کردم و باتری‌هایش را گذاشتم. خوشبختانه هنوز کار می‌کند. دوباره شروع به گوش دادن به رادیو کردم، مثل کسی که خیلی سریع زندگی کرده و حالا باید آرامش پیدا کند. فصل بارندگی در ویتنام مرکزی هم نزدیک است و آن رادیوی کوچک و قدیمی مطمئناً در طول قطعی برق پیش رو بسیار مفید خواهد بود.

ناگهان یاد راننده تاکسی‌ای افتادم که چند روز پیش در پایتخت ملاقات کرده بودم و می‌گفت راننده‌ها این روزها مدام به رادیو گوش می‌دهند، هم برای تمرکز روی رانندگی ایمن و هم برای کسب اطلاعات بیشتر، به جای اینکه دست‌هایشان آزاد باشد تا با گوشی‌هایشان ور بروند. معلوم می‌شود که نوستالژی گاهی مزایای خودش را دارد.

هوانگ کونگ دانه


منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

خیابان گل نگوین هو چه زمانی برای تت بین نگو ​​(سال اسب) افتتاح می‌شود؟: رونمایی از نمادهای ویژه اسب.
مردم برای سفارش گل ارکیده فالانوپسیس یک ماه زودتر برای عید تت (سال نو قمری) به باغ‌های ارکیده می‌روند.
روستای شکوفه‌های هلو نها نیت در طول تعطیلات تت، مملو از جنب و جوش و فعالیت است.
سرعت تکان‌دهنده‌ی دین باک تنها ۰.۰۱ ثانیه از استاندارد «برتر» در اروپا کمتر است.

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

چهاردهمین کنگره ملی - نقطه عطفی ویژه در مسیر توسعه.

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول